دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

آمریکا، مصدق، کودتای، بریتانیا، حکومت، انگلیس

45-64). فعالیت های مطبوعاتی نیز نقش مهمی را در زمینه سازی کودتا ایفا کردند جنگ روانی شدیدی که در عرصه هردو طیف مطبوعات حاکم بود اوضاع سیاسی وخیمی را به وجودآورده بود.در این میان حتی مطبوعات موافق دولت ملی نقش نقش اساسی در سرنگونی دولت ملی ایفا کردند موضع گیری های شدید این دسته علیه نیروهای مذهبی و توهین و اهانت به آنها سبب بدبینی مذهبی ها به مصدق شد طوری که گاهی احساس می شد اگر مصدق در مصدر امور بماند مانند زمان رضاشاه با مذهب بر خورد خواهد شد. حتی برخی موضع گیری های شدید این طیف علیه شاه خیلی ها را نگران می کرد از طرف دیگر حزب توده هم با استفاده از شرایط آزاد بوجود آمده فعالیت مطبوعاتی و تبلیغی خود را گسترش دادند این هم باعث نگرانی مذهبی ها از تسلط کمونیسم می شد و هم بهانه ای دست آمریکا می داد تا با بزرگ نمایی خطر کمونیسم شاه را با کودتا همراه سازد(گازیورسکی،1384 :325 ).
در کنار این مسائل فعالیت مطبوعاتی مخالفین را هم باید در نظر گرفت سازمان اطلاعاتی انگلستان از 1948طرحی با نام رمز بدامن تهیه کرده بود که هدف آن گردآوری اطلاعات و تبلیغ علیه کمونیسم بود(موحد،1382: 780). بنابراین یکی از مهمترین بخش از فعالیت های مهم ام آی 6 در ایران همین کارهای تبلیغی بود در اسناد آنان آمده است که به مسعودی مالک روزنامه اطلاعات 4500دلار وام شخصی داده شد تا به فعالیت مطبوعاتی بپردازد(صعود و سقوط تیمورتاش،1379: 56).در زمانی که شاه در رامسر بود اوراق عزل مصدق ونصب زاهدی را نصیری نزد شاه می برد جنگ روانی مطبوعات علیه مصدق اوج می گیرد مطبوعات تحت کنترل ام آی 6 با تمام قوا علیه مصدق مطلب می نوشتند و مطالبی را که ایستگاه سیا مفید قلمداد می کرد چاپ می کردند از استراژی های آنان بزرگنمایی خطر کمونیسم وحزب توده بود تا به رهبران مذهبی اعلام خطر کنند(موحد،1382:780). با دستور مستقیم وحمایت های فراوان بریتانیاکاریکاتورها و مطالب گوناگونی را تهیه و در اختیار مطبوعات و جراید داخلی مورد نظر قرار می داد و آنها با استفاده از این مطالب جنگ روانی علیه مصدق را تشدید می کردند مطبوعات مهمترین نقش خود را زمانی ایفا کردند که به طور گسترده حکم نصب زاهدی و عزل مصدق را پخش کردند که این امر طرفداران شاه را امیدوار تر کرد و یاس و ناامیدی را در جبهه دولت ملی مستولی کرد شرایط را در آستانه بحران سیاسی مطلق قرار داد(گازیورسکی،1384 :325).
بند6- بحران اقتصادی دردولت ملی گرایان:
 از جمله مسائل دیگر که دولت ملی را با مشکل مواجه کرد و زمینه را برای کودتا فراهم نمود شرایط نابسامان اقتصادی بود که در نتیجه تحریم نفتی در کشور بوجودآمده بود که در این خصوص نیز بریتانیا در جبهه پیشین بحران مذکور قرار داشت. از یک سو بریتانیا بدین نکته واقف بود که وابستگی دولت مصدق به درآمدهای نفتی گریزناپذیر است و از دیگر سو با اعمال سیاست های تحریم می توان زمینه های اعمال فشار و نهایتا تغییر حکومت وی را فرآهم آورد. همچنین، این مساله از یک طرف به مخالفان امکان می داد که دولت مصدق را نا کارآمد معرفی کنند و اقدام علیه او را مشروع جلوه دهند از طرف دیگر لزوم بازگشت کشورهای دیگر به عرصه نفت را مطرح سازند در حقیقت تحریم اعمال شده از جانب شرکت نفت ایران انگلیس با محروم ساختن دولت از منابع مالی و ابتکار سیاسی و ایجاد مشکلات جدی برای مردم فشار سنگینی بر دولت وارد می کرد گرچه بیشتر مردم این فشارها را به عنوان هزینه لازم برای دست یابی کنترل ملی به منابع خود می دانستند و دولت هم به فکر راه حل مشکل بود و تا حدودی هم توانست بر این مشکلات غلبه کند که پیشتر اشاره گردید. مصدق با گرفتن اختیارات کامل بانکی ومالی به دنبال راه حل بود و سعی می کرد بازار های جدیدی برای نفت پیدا کند اما با گذشت زمان و ادامه تحریم ها از آغاز سال 1332 بحران اقتصادی شدت گرفت چنان که چهار صد میلیون کسری بودجه بوجود آمد .این مساله خیلی ها را متقاعد کرد که مصدق باید کنار رود بسیاری از بازرگانان و تجار که شاید تا مدتی قبل طرفدار دولت بودند به صف مخالفان پیوستند در بحث بحران اقتصادی هم نقش جنگ روانی مطبوعات واقدامات آمریکا وانگلیس را نباید نادیده گرفت.

بند7- دیگر اقدامات انگلیس در اجرای کودتا:
انگلیس علاوه بر ابزارهای فوق الذکر، از برخی دیگر ابزارها نیز درراستای ضربه زدن به دولت مصدق بهره برد.همانگونه که پیشتر اشاره شد، بریتانیا با نهضت ملی شدن نفت ایران، به شدت دچار تضرر گردید. لذا از همان ابتدای نهضت اقدامات سری بریتانیا برای بر اندازی دولت ملی شروع شد. یکی از عوامل اطلاعاتی بریتانیا که با برخی از ایرانیان هم ارتباطاتی داشت به ایران آمد و زیر نظر هربرت موریسن63 وزیر خارجه کار را شروع کرد. وود هاوس نیز که از ام ای 6 به ایران آمده بود سرپرستی جاسوسان را به عهده گرفت.آنان شبکه ای فراهم آورده که وظیفه اش بسترسازی سقوط دولت مصدق بود هدف انگلیس را می توان در ابتدا احیای منافع نفتی کلان از دست رفته در ایران دانست.تلاش در تحریم ها و ایجاد بحران هم در همین راستا بود، اما وودهاوس معتقد بود براندازی مصدق بدون همکاری آمریکا و با اقدامات پنهان امکان پذیر نیست و از همان ابتدا سعی کرد روابط نزدیک تری با ماموران اطلاعاتی آمریکا که در ایران مستقر بودند بر قرار کند، در حقیقت انگلیس کوشید از طریق آمریکا به ایران برگردد. ابزارها و رویکردهای متنوع بریتانیا در راستای تغییر حکومت مصدق که ذیل دومین تئوری بی ثباتی دیوید ساندرز قرار می گیرد، اوضاع سیاسی ایران را بیش از پیش به سمت التهاب سوق داد. رساله حاضر بیشتر درصدد تبیین ابزارها و حیلت های سیاسی انگلیس در کودتای 28 مرداد برآمده است. کودتای مذکور صرف نظر از اینکه تمامی مدل های سیاسی دیوید ساندرز اعم از آشوب، سخنرانی های ضد دولتی، تحرکات سیاسی، ترور، تجمعات خشونت آمیز و نهایتا تغییر حکومت را دربر گرفت، دامنه وابستگی ها را به سمت و سوی ایالات متحده آمریکا نیز سوق داد واهداف بریتانیا که در ذیل بیان می شود را نیز به خوبی تامین و تطمیع نمود.

نمودار رویکردهای انگلستان در کودتای 28 مرداد

بند8- انگلیس و اهداف کودتای 28 مرداد:
1- سرنگون ساختن حکومت ملی دکتر مصدق
2- بازگردانیدن شاه و استقرار استبداد سلطنتی
3- بازگردانیدن قدرت و سلطه استعمار انگلیس و آمریکا
4- بازگردانیدن جریان نفت به غرب(گازیورسکی،1384 :10)
5- الحاق ایران به پیمان نظامی بغداد(یزدی،1381: 60).
  با اجرای موفقیت آمیز کودتای 28 مرداد، انگلیس و ایالات متحده به اهداف اولیه خود رسیدند و با براندازی حکومت دکتر مصدق و بازگردانیدن پهلوی دوم سلطه خود را در ایران تحکیم کردند. کودتای 28 مردادنه تنها دستاورد جنبش ملی را از ملت ایران باز پس گرفت، بلکه به سبب توسعه و تکامل مبارزه ضد استعماری به”ضد استبدادی”نیز گردید. کودتای 28 مرداد سبب گردید تا یک تحول کیفی در فرآیند رو به رشد حرکت ملی در ایران به وجود آید و این بار مبارزه علیه استبداد داخلی محور اصلی گردید، در نهایت هنگامی که استبداد داخلی شکلی نوین و بیشتر از حالت قبل به خود گرفت (یزدی،1381 :62).
بند 9- بازخورد کودتای انگلیسی 28 مرداد بر جامعه ایران:
– نخستین بازخورد کودتای 28 مرداد را همچنان که در خلال نوشتار بدان اشاراتی شد، تغییر حکومت ملی گرایان ذیل مدل سیاسی دیوید ساندرز می باشد. در واقع، بریتانیا ابزارها، رویکردها و مزدوران داخلی و خارجی را با صرف هزینه های بسیار در خدمت خود درآورد تا با انفعال قرار دادن ملی گرایان و اعمال فشارهای اقتصادی- سیاسی بر آنان بتواند در ابتدا بحران بزرگی بنام مشروعیت را در دولت مصدق نمایان کرده و سپس به حکومت چند ساله آنان که به طرق مختلف منافع بریتانیا را در ایران با خدشه مواجه ساخته بودند، خاتمه دهد.
– دومین تاثیر کودتای مذکور، شکست نهضت ملی شدن نفت با سیطره غول های نفتی کنسرسیوم می باشد. با کودتای 28 مرداد کنسرسیومی متشکل از شرکت های انگلیسی، آمریکایی، هلندی وفرانسوی سرنوشت نفت را به عهده گرفتند. طبق قرارداد کنسرسیوم سود به صورت 50-50 بین شرکت نفت ایران وکنسرسیوم تقسیم می شد وایران حق امتیازی بالغ بر 5/12 درصد کل فروش را دریافت می کرد. شرکت سابق طبق قرارداد غرامت خوبی از ایران گرفت ضمن اینکه 40در صد سهام کنسرسیوم را به دست آورد وبا توجه به سهیم بودن در سهام شرکت هلندی سهام واقعی خیلی بیشتر از این مقدار بود . با احتساب غرامتی که ایران می بایست پرداخت کند سهم ایران کمتر از 50 در صد بود. کنسرسیوم به معنی شکست نهضت ملی شدن بود. چرا که ملی شدن دو عنصر دارد تبدیل مالکیت خصوصی به مالکیت عمومی واستفاده از آن به نفع عموم که این دومی تحقق پیدا  نکرد. بر خلاف قانون ملی شدن کنسرسیوم رأسا به تشکیل شرکت عامل برای اکتشاف وتولید می پرداخت امکان استفاده گسترده از اراضی وراه های ایران را برای آنها فراهم می کرد. ایران حق لغو قرار داد را نداشت در صورت بروز اختلاف بین ایران وکنسرسیوم موضوع به یک دادگاه بین المللی ارجاع می شد که نوعی نقض حاکمیت کشور تلقی می گردد.
– برقراری مجدد استبداد توسط پهلوی دوم : از دیگر نتایج کودتا این بود که پس از دوره ای از آزادی های سیاسی وتلاش ملت برای حضور در عرصه قدرت سیاسی، مجددا استبداد بر قرار می شود. دولت زاهدی با سرکوب نیروهای مخالف، بستن روزنامه ها واحزاب فضای سیاسی کاملا بسته ای را در کشور حاکم می گرداند و به سمت تحکیم پایه های حکومت خود حرکت می کند. در این زمان تمامی مخالفان به نوعی قربانی سرکوب می شوند ودور جدیدی از استبداد، بسان دوران سلطنت پهلوی اول در ایران ایجاد می شود.
– تسلط آمریکا : از پیامدهای بسیار مهم کودتا تسلط همه جانبه آمریکا در امورایران است. آمریکا به عنوان نیروی مسلط و شکل دهنده حوادث داخلی ایران جانشین بریتانیا می شود.پس از این آمریکا روز به روز به تقویت موقعیت خود در ایران پرداخت وحکومت ایران هم از آنجا که در داخل با هویت و مشروعیتی کاملا شکننده مواجه بود و همواره سعی در اتصال با قدرت های بزرگ را داشت تا به حیات سیاسی خود ادامه دهد، این نفوذ را تقویت کرد. با حضور در پیمان بغداد و قرارداد دفاعی ایران – آمریکا راه نفوذ هرچه بیشتر آمریکا در ایران فراهم شد . اما آنچه در این میان برای آمریکا مهم بود فقط حضور در میان اعضای کنسرسیوم نبود. آمریکا برای این کارنیازی به توسل به خشونت و کودتا نداشت. چرا که مصدق بارها از مک گی وهندرسون به اصرار خواسته بود که کمپانی ها را به ایران بیاورد.آنچه مهم بود موقعیت استراتژیک ایران در برخورد با کمونیسم بود. آمریکا نگران بود که شوروی از طریق ایران به آب های گرم دست یابد وضعف استراتژیک خود را جبران نماید.از طرف دیگر آمریکا نگران گرایش ایران به کمونیسم بود، در این صورت امکان دارد دولت های بیشتری به این سمت حرکت کنند . لذا آمریکا درصدد گسترش نفوذ خود برایران شد.اما این نفوذ روز افزون پیامدی هم برای آمریکا داشت جرج مک گی در این زمینه می گوید : “نتایج کودتا در ایران از دست رفتن اعتمادی بود که قبلا ملل جهان به آمریکا داشتند وقتی آمریکا در ایران روش متمایزی را در پیش گرفت آنان که به آن به عنوان مدافع آزادی و دموکراسی می نگریستند سر خورده شدند”.
بریتانیا در خلال کودتای 28 مرداد علاوه بر نیروهای مذهبی و روحانیت، با جبهه ملی گرایی نیز که دست بریتانیا را منابع نفتی ایران کوتاه کرده بود، مواجه بود. در این میان، بریتانیا در راستای حل معضل یا بحران نیروهای ملی گرا و مذهبی در ایران، مهمترین رویکرد یا مدیریت بحران را به حاشیه راندن نیروهای مذکور می دانست. بنابراین با استفاده از ابزارهای مختلفی که بدان پرداخته شد، ابتدا سقوط دولت مصدق به وقوع پیوست که این واقعه با خشونت های بسیار و تغییر حکومت همراه بود و در نهایت با انتصاب فضل الله زاهدی به سمت نخست وزیری، بحران مذکور از سوی بریتانیا مدیریت گردید که ماهیت این کودتا بر جامعه ایران ادامه حکومت افراد وابسته به سیاست های انگلوفیل بوده است.

نمودار هیستوگرام بازخوردهای کودتای انگلیسی 28 مرداد بر جامعه ایران بر حسب میزان اهمیت

اسناد مربوط به کودتای 28 مرداد:

حضرت نخست وزیر معظّم جناب آقای دکتر محمد مصدّق دام اقباله :
عرض می شود گرچه امکانی برای عرایضم نمانده ولی صلاح دین و ملت برای این خادم اسلام بالاتر از احساسات شخصی است و علیرغم غرض ورزی ها و بوق و کرنای تبلیغات شما، خودتان بهتر از هر کس می دانید که همّ و غمّم در نگهداری دولت جنابعالی است که خودتان به بقاء آن مایل نیستید. از تجربیات روی کار آمدن قوام و لجبازی های اخیر بر من مسلّم است که می خواهید مانند سی ام تیر کذائی یک بار دیگر ملت را تنها گذاشته و قهرمانانه بروید. حرف اینجانب را در خصوص اصرارم در عدم اجرای رفراندوم نشنیدید و مرا لکّه حیض کردید خانه ام را سنگباران و یاران و فرزندانم را زندانی فرمودید و مجلس را که ترس داشتید شما را ببرد بستید و حالا نه مجلسی است و نه تکیه گاهی برای ملّت گذاشته اید. زاهدی را که من با زحمت در مجلس تحت نظر و قابل کنترل نگه داشته بودم با لطائف الحیل خارج کردید و حالا

]]>