دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

ابعاد بهزیستی روانشناختی، اختلال شخصیت خودشیفته

گلداسمیت، ویوم و دریتی1 (1997) بیان میدارد که بهزیستی روانی شامل دریافتهای فرد از میزان هماهنگی بین هدفهای معین و ترسیم شده با پیامدهای عملکردی است که در فرآیند ارزیابیهای مستمر به دست میساید و به رضایت درونی و نسبتاً پایدار در توالی زندگی منتهی میشود. همچنین احساس بهزیستی و رضایت از زندگی از چند جنبه اهمیت دارد: تأمین سلامت روانی، جسمانی و افزایش طول عمر، اثبات ارزش شادکامی برای انسان، اندازهگیری شاخص کیفیت زندگی در کنار شاخصهای اقتصادی و اجتماعی است. در واقع بهزیستی روانی یا رضایت از زندگی بزرگترین آرزو و مهمترین هدف زندگی بشر است که بیش از هر عامل دیگری بهداشت روانی افراد را تحت تأثیر قرار میدهد. [do_widget id=kl-erq-2]
آریندل و هیسنیک و فی2 (1999) در بررسی رابطهی بین بهزیستی روان شناختی و سلامت عمومی به این نتیجه رسیدند که با افزایش بهزیستی روانشناختی، سلامت عمومی نیز تحت تأثیر قرار گرفته و افزایش مییابد.
شات و ریف (1997) (به نقل از پارادایس و کرنیس، 2002) در مطالعهی رابطهی بهزیستی روانشناختی و روان رنجوری رابطهی معناداری وجود دارد.
رونی، اوتولینی و رافانلی1 (2003) دریافتهاند که بین ابعاد بهزیستی روانشناختی و اضطراب، افسردگی و خصومت رابطه ی معناداری وجود دارد.
در تحقیقی که انگ، کولز، هیمبرگ و سافرین2 (2005) انجام دادند، نتایج نشان داد که بین بهزیستی روانی و رضایت از زندگی و اختلال اضطراب اجتماعی رابطه منفی و معنی داری وجود دارد.
مطالعه ی کارن و جری3(2008)، نشان داد زنانی که ظاهر خود را بیشتر مورد ارزیابی قرار میدهند، عزت نفس کمتری دارند.
ریچتین، زایر، ماراویتا و پروگینی4(2011) نشان دادند که خودارزشمندی با توانایی بازشناسی و رضایت از نواحی مختلف بدن ارتباط دارد.
مطالعه ی فریزن و هولم کوبست5(2010) نشان داد که افرادی که از ظاهر خود رضایت دارند، بدن خود را به طور کارآمدتر درک میکنند و نقایص خود را میپذیرند.
فردریک، لور، پپائو و لیتیتا 6 (2007) در پژوهشی مربوط به جراحی زیبایی و تصویر بدنی و نگرشهای مردان و زنان در طول عمر به این نتیجه رسیدند، افرادی که به جراحی زیبایی علاقه مند بودند تصویر بدنی ضعیفتری نسبت به کسانی داشتند که علاقهای به جراحی زیبایی نداشتند و به خصوص افراد سنگین وزن علاقه مندی بیشتری به جراحی زیبایی لیپوساکشن نشان میدادند و تصویر بدنی ضعیف تری نسبت به افراد دیگر داشتند.
زیمانسکی و کاش7 (1995)، در تحقیقات خود بیان میدارند، زنان تمایل دارند از چهره و صورت ارزشیابی بیشتری نسبت به همسالان خود کسب کنند و بیشتر از مردان به جراحیهای زیبایی صورت و گردن متمایل میشوند.
نتیجه تحقیقات بلاورز ، لاکستون، گردی فلیسیر 8 (2003)، وندروال و تیلن9 (2000) نشان داد گه عوامل متعددی مثل ارزش های اجتماعی – فرهنگی، مقایسههای اجتماعی، تأکید جامعه بر جذابیت ظاهری و تجارب منفی در تعامل با همسالان این گونه نگرانی ها را تشدید میکنند و به تداوم آن کمک میکند.
کنت10 (2000) ذکر میکنند، زمانی که بافت فرهنگی جامعه بر ارزشمندی جذابیت ظاهری به خصوص برای زنان تأکید نماید، به تدریج زمینهی نگرانی راجع به تصویر بدنی فراهم میشود.
کافری و تامپسون11 (2004)، در پژوهش خود به این نتیجه رسیدهاند که زنان تمایل دارند در ارزیابی خود از تصویر بدنی لاغرتر و از لحاظ چهره و صورت ارزشیابی بیشتری کسب کنند. در حالی که مردان نگرانی قابل ملاحظهای را از بابت کم وزنی تجربه نمیکنند. اما این یافتهها نشان میدهد در هر دو جنس زنان و مردان دغدغههای تصویر بدنی وجود دارد.
مکایی و ریکاردلی1 (2004) در پژوهشهای خود دریافتهاند افرادی که شاخص حجم توده بالایی دارند از تصویر بدنی خود ناراضی هستند و و بین شاخص حجم بدنی، تصویر بدنی و خودپنداره رابطه وجود دارد.
نتایج تحقیق طولی سه ساله کاتارین و تامپسون2 (2000)، نشان داد که خاطرات تمسخر آمیز تصویر بدنی در گذشته خودپنداره منفی و نارضایتی از تصویر بدنی از تقویت میکند و نظریات فرهنگی اجتماعی نیز حاکی از تأثیرات گسترده حمایتهای اجتماعی و فرهنگی بر شکلگیری تصویر بدنی است و به نظر میرسد این تأثیر در جوامع غربی بیشتر است. (لیندمن3، 2002)
فردریک، لور، پپائو و لیتیتا 4 (2007)، در یک بررسی مسائل مربوط به جراحی زیبایی و تصویر بدنی و نگرشهای مردان و زنان در طول عمر، به این نتیجه رسیدند، افرادی که به جراحی زیبایی علاقمند بودند تصویر بدنی ضعیفتری نسبت به کسانی داشتند که علاقهای به جراحی زیبایی نداشتند و به خصوص افراد سنگین وزن و با شاخص حجم بدنی بالا علاقهمندی بیشتری به جراحی زیبایی لیپوساکشن نشان میدادند و تصویر بدنی ضعیفتری نسبت به افراد دیگر داشتند.
یافتههای سارور، وادن، پرتشوک و ویتاکر5 (1998)، در مقایسه نارضایتی از تصویر بدنی و اختلالات مربوط به بدشکلی بدنی در افرادی که جراحی زیبایی انجام دادهاند نسبت به قبل از عمل جراحی زیبایی، نشان داد که بین تصویر بدنی، شاخص حجم بدنی و خودپنداره جسمی با علاقمندی به جراحی زیبایی رابطه وجود دارد و افراد دارای شاخص حجم بدنی بالا تصویر بدنی ضعیفی از خود دارند.
یافتههای ویتاکر6 (2005)، در بررسی میزان افسردگی، اضطراب تصویر بدنی افرادی که جراحی زیبایی انجام داده بودند نسبت به افراد عادی زن دانشگاه پنسیلوانیا، نشان داد میزان اضطراب و افسردگی گروهی که جراحی زیبایی انجام دادهاند و افراد عادی، تفاوت معنیداری با هم ندارد ولی گروهی که جراحی زیبایی انجام دادهاند نارضایتی از تصویر بدنی کمتری را نسبت به گروه عادی گزارش میدهند.
مک کارتی7 (1990) مراجعان جراحی زیبایی را این چنین توصیف کرده است: بیشتر مراجعان تحصیلات حدود دیپلم داشته و از طبقه متوسط رو به پایین بودند. بیماران مجرد پس از عمل خود را همسر شایستهای برای ازدواج میدیدند. میزان نارضایتی از عمل در مردان 8/12 و در زنان 6/4 درصد اعلام شده است فشارهای منفی از جانب خانواده یا دوستان مؤثر است.
سارا گروگن1 (1996) از تجارت دختران نوجوان و نارضایتی نسبت به بدن خویش و فشارهای اجتماعی صحبت میکند و می نویسد دختران 8 الی 13 ساله از بدنهای خود ناراضی هستند و آنهایی که احساس میکردند لاغر هستند خشنودتر بودند و آنها که احساس میکردند چاق هستند ناراضی بودند.
یافتههای هریسون2 (2002) حاکی از آن است که برنامه های رسانهها در جهت ارتباط بین ویژگیهای بدن و ویژگیهای شخصیتی افراد عمل میکنند، به طوری که شخصیتهای خوب در فیلمها همیشه از زیبایی خاصی برخوردارند. هرچند شخصیتهای باهوش و دارای نقش مثبت در فیلمها خوش اندام و خوش سیمایند، افراد بدجنس، ضعیف و اعتمادناپذیر در فیلمها با چهرهای زشت یا هیکلی چاق، قد کوتاه و با موهای سفید ظاهر میشوند.
کلپ3 (2009) با مطالعه 133 بیمار متقاضی جراحی زیبایی صورت، با استفاده از آزمون MMPI نشان دادند که 29 درصد افراد مورد مطالعه هیچ اختلال شخصیتی نداشتند، در بقیه افراد، اختلال شخصیت خودشیفته شایعتری (25%)، سپس اختلال شخصیت وابسته (12 درصد) و نمایشی (10 درصد) بود. فقط یک درصد اعمال جراحی ناشی از حالت واقعاً غیرطبیعی بینی بود. از نظر سنی، بیشترین فراوانی اعمال جراحی زیبایی بینی در سنین 15 تا 25 سال و در میان تحصیل کردهها و افراد مرفه فراوانتر مشاهده میشود.
]]>