بررسی اثربخشی آموزش مولفه های هوش هیجانی بر استرس والدگری مادران با کودکان معلولیت جسمی –حرکتی شهرستان زنجان سال تحصیلی 93 92- قسمت 38

0 Comments

1-كلاس اول تا هشتم
2-كلاس 9تا 12
3-مدرسه حرفه اي يا هر فوق ديپلم ديگر
4- ليسانس
5-فوق ليسانس يا رشته هاي تخصصي
61-فهميدن آنچه فرزند شما مي خواهد يا نياز دارد ،تا چه اندازه اي براي شما آسان است.
1-خيلي آسان
2-آسان
3-سخت
3- بسيار سخت
4- معمولا نمي توانم مساله را بفهمم.
62-خيلي طول مي كشد تاوالدين به احساسات گرم وصميمي نسبت به فرزندان خود دست يابند.
63-من انتظار داشتم كه احساساتم نسبت به فرزندم، گرم تر وصميمي تر از احساس كنوني ام باشد واين مساله مرا ناراحت مي كند.
64-گاهي فرزندم فقط براي اين كه مرا آزار دهد ،كارهاي ناراحت كننده مي كند.
65-وقتي جوان بودم بغل كردن يا مراقبت كردن ازكودكانم هرگز برايم راحت نبود.
66-فرزندم مي داند كه من مادر (ياپدر) اوهستم وازمن بيشتر از ديگران انتظار دارد.
67-تعدا فرزندان من در حال حاضر بسيار زياد است.
68-بيشتر وقت زندگي من،صرف كارهايي براي فرزندم مي شود.
69-هرگز انتظار نداشتم كه بخش عمده اي از زندگيم را براي رفع احتياجات فرزندم صرف كنم.
70-احساس مي كنم كه مسئوليت هايم به عنوان والد (مادر ياپدر)مرا در دام خود اسير كرده اند.
71-اغلب احساس مي كنم كه زندگيم وقف ارضاي نياز هاي فرزندم شده است.
72-از وقتي اين بچه به دنيا آمده نتوانسته ام كارهاي جديد ومتفاوت را انجام دهم.
73-ازوقتي بچه دار شده ام احساس مي كنم كه هرگز نتوانسته ام كارهاي مورد علاقه ام را انجام دهم.
74-به سختي مي توانم در منزلمان جايي را پيدا كنم تا بتوانم در آنجا تنها باشم.
75-وقتي درباره خودم به عنوان والد (پدر يامادر) فكر مي كنم اغلب احساس بدي نسبت به خود دارم يا احساس گنهكاري مي كنم.
76-درمورد آخرين لباسي كه براي خودم خريدم احساس ناراحتي مي كنم.
77-وقتي فرزندم بيش از حد ناراحتي يا بد رفتاري مي كند،خود را مسئول مي دانم ومانند اين است كه كاري را به درستي انجام نداده ام.
78-هر باركه فرزندم اشتباه مي كند ،خود را واقعا مقصر مي دانم.
79-اغلب درباره چگونگي احساسم نسبت به فرزندم احساس گناه مي كنم.
80-چيزهاي بسيار كمي در مورد زندگيم مرا نگران مي كنند.
81-پس از ترك بيمارستان با نوزادم غمگين تر وافسرده تر از آن بودم كه انتظار داشتم.
82-وقتي نسبت به فرزندم عصباني مي شوم درنهايت احساس گناه مي كنم ،اين احساس مراناراحت مي كند.
83-تقريبا يك ماه پس ازاينكه فرزندم راازبيمارستان به خانه آوردم احساس كردم كه بيش ازحد انتظارغمگين وافسرده ام.
84-ازوقتي فرزندم به دنياآمده ،ازكمك وحمايت همسرم (يادوستان )درحدي كه انتظار داشتم برخوردارنبودم.
85- بچه دارشدن بيش ازحدانتظار مشكلاتي رادرروابط باهمسرم ايجادكرده است .
86-ازوقتي بچه دارشده ام من وهمسرم (يادوستانم) نتوانسته ايم بسياري ازكارهاراباهم انجام دهيم/
87-ازوقتي بچه دارشده ام من وهمسرم آنطوركه ازيك خانواده انتظار مي رود اوقات زيادي راباهم نمي گذرانيم.
88-ازوقتي آخرين فرزندم به دنيا آمده نسبت به مسائل جنسي رغبت كمتري دارم.

این مطلب را هم بخوانید :
تاثیر عوامل بازاریابی درونی بر کیفیت خدمات مراکز درمانی سازمان تامین اجتماعی استان البرز- قسمت 24