بررسی تاثیر اندازه شرکت و کیفیت حاکمیت شرکتی بر افشای مطلوب در شرکت …

0 Comments

چنانچه پذیرفته شود که سرمایه گذاران درمجموع، کانون توجه حسابداری می باشند می توان افشا در گزارشگری مالی را به عنوان ارائه اطلاعات لازم برای عملکرد بهینه بازار کارامد سرمایه تعریف کرد. به بیان دیگر،گزارشگری مالی باید اطلاعات کافی را به نحوی ارائه کند که پیش بینی روند توزیع سود سهام اتی و واریانس آن و همچنین کوواریانس آن با بازده کلی بازار سرمایه را امکان پذیرسازد. بدیهی است که در این جا، تاکید بیشتر بر سرمایه گذاران آگاه و دارای دانش و همچنین تحلیل گران مالی می باشد(همان منبع).
افشا برای گروههای ذینفع
در برخی دیگر ازکشورها، در پاسخ به پرسش مربوط به مخاطبین افشا، سایر گروههای ذینفع[۴۶] نظیر کارکنان و نهادهای دولتی را در کنار سرمایه گذاران قرارمی دهند و به یک میزان به نیازهای اطلاعاتی انان توجه می کنند. مثلا درکشور فرانسه، شرکتها ملزم به ارائه ترازنامه اجتماعی[۴۷] به هیاتهای متشکل از کارکنان و مدیریت می باشند. درترازنامه اجتماعی معمولی اطلاعاتی درموارد زیر ارائه می شود: (همان منبع)
۱٫اشتغال
۲٫هزینه های مرتبط با دستمزد
۳٫خدمات بهداشتی و ایمنی
۴٫سایر شرایط کار
۵٫اموزش کارکنان
۶٫روابط کار
۷ .سایر شرایط زیست نظیر تامین مسکن، حمل و نقل توسط شرکت
اگرچه در کشور امریکا چنین الزاماتی برای شرکتهای سهامی وجود ندارد، اما سالهاست که درباره مطلوبیت حسابداری منابع انسانی[۴۸] بحث و گفتگو می شود. طرفداران این نظر استدلال می کنند که شرکتها به کارکنان آموزش می دهند و این آموزش به طور مسلم منافع آتی حاصل از خدمات کارکنان را افزایش می دهد. بنابراین، مخارج آموزش باید سرمایه ای محسوب و به حساب دارایی منظور شود. یا دست کم ، مشروح مخارج انجام شده برای منابع انسانی گزارش تا مورد استفاده گروههای ذینفع واقع گردد. حتی در مواردی که افشای اطلاعات برای طیف گسترده تری از مخاطبین الزامی شده است نیز تاکید اصلی بر ارائه صورتهای مالی برای مقاصد عام یا صورتهای مالی چند منظوره است(همان منبع).
۲-۳-۳- افشای اجباری
بررسی ادبیات مالی و حسابداری نشان می دهد که موضوع افشای اطلاعات مالی در بازار های سرمایه همواره به عنوان یکی از مباحث اساسی و در عین حال پیچیده مطرح بوده است. با ظهور فرضیه بازار کارای سرمایه، بیش از هرچیز توجه محافل دانشگاهی و حرفه ای به این نکته جلب شد که در دسترس بودن اطلاعات کافی در بازار و انعکاس به موقع و سریع اطلاعات بر روی قیمت اوراق بهادار،ارتباط تنگاتنگی با کارایی بازار دارد. امروزه برای بسیاری از کشورها کارا بودن بازار از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا آثار نهایی کارایی بازار، تعیین عادلانه قیمت اوراق بهادار و در نتیجه تخصیص مطلوب وبهینه سرمایه خواهد بود. اغلب از سرمایه گذاران و سهامداران جزء به عنوان کانون توجه در نظام گزارشگری مالی نام برده می شود. این تاکید از آنجا ناشی می شود که توسعه مستلزم گسترش فرهنگ جدید و نظام یافته سهامداری و سرمایه گذاری است که ابزار اجرایی آن عموماً بازار های بورس اوراق بهادار است.
این چنین توسعه ای عموماً با گسترش مالکیت عمومی در بین توده مردم و جذب سرمایه های کوچک و سرگردان تحقق می یابد. سرمایه گذاران جزء زمانی به مشارکت در سرمایه گذاری ها از طریق خرید اوراق بهادار تمایل نشان می دهند که نسبت به عملکرد بازارهای بورس اوراق بهادار یک اعتمادعمومی به وجود آمده باشد، این اعتماد زمانی حاصل می شود که حقوق و منافع این طبقه بندی در مقابل سرمایه گذاران عمده که به دلیل دارا بودن حق کنترل و یا نفوذ قابل ملاحظه غالباً به انواع اطلاعات و ابزارهای تصمیم گیری دسترسی دارند حمایت شود. تحقیقات مختلف نشان داده است در جوامعی که به این مهم توجه کافی مبذول گردیده نتیجه مطلوبی در توسعه بازار های سرمایه و تخصیص بهینه منابع حاصل شده است (قسیم عثمانی وعباسی، ۱۳۸۶) .
تقاضا برای افشای مالی به دلیل وجود عدم تقارن اطلاعاتی و تضاد نمایندگی بین مدیریت و سرمایه گذاران ایجاد می شود. یکی از دلایل افشای اجباری، پیامدهای برون سازمانی آن است.
این پیامدها زمانی به دست می آید که ارزش اجتماعی و فردی اطلاعات متفاوت باشد. در چنین شرایطی،آن گروه از شرکت ها که به ارزیابی هزینه منفعت اطلاعات از جهت فردی می پردازند، از دید جامعه،اطلاعات را در سطح بهینه افشا نمی کنند. هیرشلیفر(۱۹۷۱) بیان می کند که تحصیل اطلاعات فردی(محرمانه)برای اهداف سوداگرانه، از نظر جامعه بی فایده است؛ زیرا چنین اطلاعاتی از طریق دادن مزایایی ( که بهایش پرداخت نشده است) [۴۹]به سرمایه گذاران، موضوع سوارکار مجانی [۵۰]را مطرح می کند. بنابراین، مقررات افشای الزامی می تواند تولید ناکافی یا بیش از حد اطلاعات را تنظیم کند تا مطلوب جامعه باشد(همان منبع).
عموماً از دو نظام متفاوت در رابطه با افشای الزامی اطلاعات مالی نام برده می شود. نظام اول افشاگری اطلاعات را از طریق وضع قوانین دقیق خاص شرکت ها اعمال و اداره می نماید. نمونه های این گونه شامل کشورهایی نظیر آلمان و انگلیس می باشد. نظام دوم که نمونه بارز آن ایالات متحده آمریکا می باشد، اف

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

شای اطلاعات مالی و کنترل آن را عمدتاً در اختیار حرفه حسابداری قرارداده است اما نهادهای قانونی حق نظارت و کنترل نهایی را برای خود حفظ کرده اند. با وجود این اغلب جوامع مالی ودر روند تکامل بازار سرمایه کماکان بحث بر سر افشا ادامه دارد. محور اساسی این مباحث بر سر این است که چه نوع اطلاعاتی، در چه حجمی، چگونه و در چه زمانی باید افشا شود؟(همان منبع)
۲-۳-۴- افشای اختیاری اطلاعات[۵۱]
افشای اختیاری شرکت، در سالهای اخیر، مورد توجه زیادی قرار گرفته است. چنین افشای اطلاعات می توانند بعنوان” افشای اطلاعات در سطحی از نیازمندی، نماینده انتخاب هایی جایز از بخشهایی مدیریتی شرکت به منظور فراهم کردن اطلاعات حسابداری و دیگر اطلاعات که فرض می شود برای نیاز های تصمیم گیری استفاده کنندگان صورتهای مالی آنها مربوط می باشد، صورت پذیرد” (مک، رابرتز، و گری،۱۹۹۵[۵۲]) تعریف شوند. هرچند، تمرکز بیشتر تحقیقات ، تاکنون در کشورهای آمریکا، انگلستان، و کشورهای قاره اروپا بوده است (برای مثال، بازبی(۱۹۹۸)، کرف (۲۰۰۲)) اما در مقابل، تعداد کمی از تحقیقات (برای مثال، حسین ولو(۲۰۰۰)، حمامی(۲۰۰۸)) علاقه مند به ماهیت و وسعت افشای اختیاری شرکت ها در کشور های آسیا گردیدند.
مطالعات نظری انجام شده در مورد افشای داوطلبانه، با فرض وجود اطلاعات قابل اتکا و صفر بودن هزینه افشا نشان می دهد، صرفاً شرکت هایی از افشای اطلاعات امتناع می کنند که بدترین اطلاعات ممکن را دارند. اما در صورت وجود هزینه های افشا، تنها شرکت هایی که افشای اطلاعات آنها فزونی منافع اقتصادی بر هزینه ها را به دنبال دارد، به افشا می پردازند. اغلب بیان می شود که این منافع، شامل منافع بازار سرمایه ناشی از کاهش عدم تقارن اطلاعاتی است. به عبارت دیگر، کم شدن عدم تقارن اطلاعاتی موجب بالا رفتن ارزش سهام و نقدشوندگی، رغبت و علاقه سرمایه گذاران نهادی و واسطه های مالی به سرمایه گذاری و پایین آمدن هزینه های تامین مالی برون سازمانی می شود(پارچینی،۱۳۸۸).
تحقیقات حسابداری در رابطه با سیاستهای افشای شرکتها پیدایش خود را با نتایج اصلی گروسمن[۵۳] و میلگروم[۵۴] (۱۹۸۱) آغاز کرده است و افشای کامل زمانی حاصل می شود که: (۱)افشاسازی بدون هزینه باشد. (۲)سرمایه گذاران بدانند که شرکت دارای اطلاعات محرمانه است. (۳)شرکت می توانداز روی اعتقاد خود ( حق به جانب)طلاعات محرمانه را برای سرمایه گذاران افشا کند. (۴)تمام سرمایه گذاران به روشی یکسان به افشای شرکت واکنش نشان می دهند. (۵) شرکت می داند افشای اطلاعات محرمانه اش با واکنش سرمایه گذاران مواجه خواهد بود. افشای کامل با حل کردن این استدلال ها صورت می گیرد.
یک شرکت ممکن است ترجیح ندهد که اطلاعات محرمانه اش را افشا کند، اگر نسبت به واکنش سرمایه گذار، اطمینان نداشته باشد. سرمایه گذار می تواند بین این که در شرکت، یا در یک دارایی بدون ریسک یا دریک فرصت سرمایه گذاری پر ریسک، سرمایه گذاری کند، یکی را انتخاب کند. نشان داده شده که در مبحث افشای اطلاعات جزئی، شرکت، اطلاعات متعادل) نه خوب، نه بد ( را افشا می سازد واطلاعات خوب و بد را افشا نمی کنند. افشای اطلاعات متعادل از این جهت انجام می شود تا سرمایه سرمایه گذار را در غیاب دارایی بدون ریسک به سمت خود جذب کنند(همان منبع).
بر طبق تئوری اقتصادی، دو نوع تعامل استراتژیک مرتبط با افشای اطلاعات وجود دارد: (۱) رقابت در ظرفیت که شرکتها را تحریک می کند، بیشتر افشا کنند. (۲) رقابت در قیمت، که آنها را تحریک می کند تا کمترافشا کنند. موقعی که شرکتها بر روی ظرفیت، رقابت می کند، اطلاعات بیشتری افشا می شود تا هزینه سرمایه کمتری برای سرمایه گذاری نیاز باشد. در مقابل، وقتی که شرکتها بر روی قیمت ها رقابت می کنند، آنها اطلاعات کمتری را افشا می کنند، چراکه هزینه های اختصاصی بالا و منفعت حاصل از هرنوع کاهش در هزینه سرمایه پایین است، چراکه حساسیت کمتری برای سرمایه اضافی وجود دارد(پارچینی، ۱۳۸۸).
امروزه در بازار های سرمایه، افشای داوطلبانه اطلاعات از اهمیت بالایی برخوردار است. سوالاتی پیرامون افشای داوطلبانه اطلاعات وجود دارد که ازآن جمله می توان به موارد زیراشاره کرد:
چه اطلاعاتی گزارش شوند؟
چه کسانی این اطلاعات را گزارش نمایند؟
افشای داوطلبانه اطلاعات چه منافع و مشکلاتی برای شرکت ها در پی دارد؟
۲-۳-۵- عدم تقارن اطلاعات و افشای داوطلبانه اطلاعات
هدف اصلی گزارشگری مالی سنتی، افشای اطلاعات مالی در قالب اصول عمومی پذیرفته شده حسابداری بوده است. اما امروزه، بیشتر شرکت ها در کشور های توسعه یافته، داده های مالی را تحت یکی از دو مجموعه اصول پذیرفته شده حسابداری آمریکا و یا استانداردهای حسابداری بین المللی[۵۵] گزارش می کنند. با وجود اهمیت جهانی هر دو مجموعه از نظر بازار سرمایه، هر دو گروه استانداردهای ذکر شده دارای نواقص عمده ای هستند. به عنوان نمونه، استانداردهای قراردادی[۵۶]، آزادی عمل بیشتری را برای مدیران فرآهم می سازدو آنها می توانند برای انعکاس یک رویداد، از روشهای حسابداری متنوعی بهره گیرند و این ام
ر علاوه بر ایجاد امکان هموارسازی سود، قابلیت مقایسه اطلاعات مالی را کاهش می دهد. ضمنا، ماهیت فرایند گزارشگری مالی به این گونه است که معمولا داده های گزارش شده، پایه و اساس مطمئنی برای پیش بینی عملکرد آتی شرکت ها نمی باشند و این امر منجر به کاهش اعتبار اطلاعات از دیدگاه سهامداران می شود. گذشته از این، امروزه گزارشگری مالی بیشتر بر داده های کمی تمرکز داشته وکمتر به موضوعاتی مثل ریسک سرمایه گذاریهای و اثرات بلند مدت سرمایه گذاریها می پردازد. همچنین عوامل اصلی موثر بر ارزش شرکت همانند سرمایه انسانی[۵۷]، ارتباطات با مشتریان، نوآوری، تحقیق و توسعه و شهرت شرکت در مدل حسابداری سنتی گزارش نمی شود. در سالهای اخیر دو گروه از نظری پردازان و عمل گرایان در راستای تشخیص نواقص موروثی گزارشگری سنتی گام برداشته و مدلهایی را برای افشای داوطلبانه اطلاعات، همانند مدل گزارشگری ارزش(PWC)، ارائه نموده اند. این چارچوب گزارشگری اطلاعات، گزارشگری مالی سنتی را تکمیل نموده و به سرمایه گذاران کمک می کند تا فعالیت های سودآور را بهتر تشخیص دهند. به هر حال گزارشگری داوطلبانه اطلاعات به عنوان بخشی از گزارشگری اطلاعات به استفاده کنندگان برون سازمانی مورد قبول واقع شده است. به طور کلی، قابلیت های گزارشگری داوطلبانه اطلاعات تا حدودی منجر به کاهش عدم تقارن اطلاعات بین مدیریت و سرمایه گذاران می شود که در نگاره۲-۱ این موضوع مورد بررسی قرار گرفته است(وکیلی فرد، ۱۳۸۸)
بازار شرکت
ارزش شرکت از نظر
مدیریت
شکاف ارزش
ارزش شرکت از نظر بازار
شکاف قابل فهم بودن
کیفیت اطلاعات
شکاف کیفیت
اهمیت معیار
اهمیت معیار
شکاف اطلاعات شکاف گزارشگری
یک معیار با چه فعالیتی، ارتباط برقرار می کند.