علمی : بررسی رابطه ی میان سیاست سود تقسیمی، فرصت های سرمایه گذاری و تأمین …

0 Comments

غالبا سرمایه گذاری در دارایی های مالی به دو صورت امکان پذیر می باشد :
الف ) سرمایه گذاری مستقیم در اوراق بهادار شرکت ها
ب ) سرمایه گذاری غیر مستقیم از طریق واسطه های مالی
در حالت اول سرمایه گذار مالک شرکت محسوب می شود، اما در حالت دوم سرمایه گذار از طریق خرید سهام شرکت سرمایه گذاری اقدام به سرمایه گذاری می کند[۲۸].
۲-۵-۱) فرآیند سرمایه گذاری
املینگ و فردریک فرآیند سرمایه گذاری را این گونه تعریف کرده اند “انجام یکسری از فعالیت هایی است که منجر به خرید دارایی های واقعی یا اوراق بهادار شود.
سرمایه گذار باید ویژگی های هر یک از سرمایه گذاری ها را بداند. به عنوان مثال اگر او بخواهد در اوراق بهادار سرمایه گذاری بکند باید از ویژگی های آن به طور کامل اطلاع داشته باشد. دانش درباره اوراق بهادار، فرد سرمایه گذار را در تصمیم گیری ها یاری نموده و نتایج سرمایه گذاری رضایت بخش خواهد بود. مثلا یکی از ویژگی های اوراق بهادار ریسک آن است. سرمایه گذار باید قادر باشد ریسک اوراق بهادار را تعیین کند و اوراق بهاداری را برای سرمایه گذاری انتخاب نماید که ریسک آن متناسب با بازده آن باشد. همچنین سرمایه گذار باید از انجام طریقه معاملات اوراق بهادار اطلاع کافی داشته باشد. او باید بداند که اوراق بهادار را چگونه و از کجا خریداری نماید و چگونه به فروش برساند که این خود مستلزم شناخت بازار اوراق بهادار است. البته سرمایه گذار می تواند از مؤسسات مشاوره سرمایه گذاری بورس اوراق بهادار کمک بگیرد[۲۷]. بنابراین برای این انتخاب مناسب طبق نظر جی جینیوز مراحلی باید در فرآیند سرمایه گذاری طی شود که عبارتند از :
مرحله اول : تهیه سرمایه مورد نیاز
مرحله دوم : کسب شناخت و پذیرش ریسک توسط سرمایه گذار
مرحله سوم : شناخت انواع دارایی جهت سرمایه گذاری
مرحله چهارم : شناخت ریسک و بازده شرکت های موجود
مرحله پنجم : دسترسی به اطلاعات مربوط
مرحله ششم : شناخت ساختار بازار اوراق بهادار
مرحله هفتم : انتخاب مجموعه ای از اوراق بهادار و دارایی های مشخص
۲-۵-۲) فرصت های سرمایه گذاری
اصولا یک فرصت سرمایه گذاری نشان دهنده مجموعه ای از سیاست ها و خط مشی های سرمایه گذاری است و با گذشت زمان همواره مورد تجدید نظر شرکت قرار می گیرد. همچنین می تواند شامل عوامل محیطی که شرایط مساعدی را برای شرکت فراهم می کند، مانند بازار رو به رشد برای محصولات شرکت (داخلی و بین المللی)، یا عوامل محدود کننده رقابت، تغییرات در نرخ ارز در جهت منافع شرکت، وضعیت مالی که آینده اطمینان بخشی را برای صنعت یا شرکت نوید می دهد و یا شناسایی بازار جدید باشد[۱۶].
سرمایه گذاری وجوه مالی در دارایی های مختلف، تنها بخشی از کل تصمیم گیری ها و برنامه ریزی های مالی است که اغلب افراد انجام میدهند. قبل از اینکه افراد سرمایه گذاری انجام دهند، هر فردی باید یک طرح کلی داشته باشد. این چنین طرحی باید در برگیرنده تصمیم گیری مربوط به انجام معامله، نحوه مالکیت، طول عمر دارایی و میزان سود آوری آن باشد.بیان فرآیند فرصت های سرمایه گذاری مستلزم تجزیه و تحلیل ماهیت اصلی تصمیمات سرمایه گذاری است. دراین حالت فعالیت های مربوط به فرآیند تصمیم گیری تجزیه و تحلیل شده و عوامل مهمی که بر روی تصمیم گیری آنها تأثیر گذار می باشد مورد بررسی قرار می گیرد. بنابراین سرمایه گذاران به دنبال بازده بیشتر می باشند و رابطه میان ریسک و بازده سرمایه گذاری را مورد بررسی قرار می دهند. فرصت های سرمایه گذاری در طی مراحل مختلف دارای چرخه عمر متفاوت است.شرکتی که از انعطاف پذیری بالایی برای استفاده از این فرصتها برخوردار باشد، چشم انداز روشنی از آینده آن متصور است. فرصت های سرمایه گذاری از جمله عوامل مؤثر بر رشد مناسب سود شرکت ها می باشد[۴].
فرصت های سرمایه گذاری خود به خود اتفاق نمی افتند. بلکه آنها را باید شناسایی نمود و یا اینکه آنها را بوجود آورد. انواع مختلف فرصت های سرمایه گذاری ممکن است از سطوح مختلف بخشهای شرکت سرچشمه بگیرد برخی از فرصت های سرمایه گذاری ممکن است توسط مدیریت عالی سازمان یا اعضای هیئت مدیره ارائه شود. مشارکت مدیریت عالی در ارائه فرصت های سرمایه گذاری معمولاً به اقدامات استراتژیک نظیر بسط و گسترش فعالیت شرکت از طریق سیاست های مالی و ورود به بازارهای جدید محدود میشود، نظر به اینکه فرصت های سرمایه گذاری موجب تخصیص منابع مالی شرکت به منظور تحصیل درآمد یاکاهش هزینه ها میشوند، لذا ممکن است سیاست های مالی منظم و اصولی برای فرصت های سرمایه گذاری از از سوی شرکت به اجرا گذاشته شود[۲۵].
آینده نگری گروه های استفاده کننده از صورت های مالی همواره حسابداران را به جستجوی روش های برتر برای تفسیر اطلاعات مالی هدایت کرده است. مدیران نتایج عملیات آتی یک واحد تجاری و توان جذب سرمایه را با اهمیت می دانند و رضایت سهامداران نیز در گرو عملکرد مورد انتظار آن هاست که در میان یکی از روش های برتر تفسیر اطلاعات بررسی فرصت های سرمایه گذاری است. مطالعه دقیق فرصت های سرمایه گذاری و اصول مدیریت پرتفوی می تواند باعث مدیریت بهتر و افزایش ثروت سرمایه گذاری شود. به علاوه انتظار می رود افراد با مطالعه اصول سرمایه گذاری تا آنجایی که ممکن است از اشتباهات جلوگیری کرده و آگاهانه تصمیم گیری نمایند. فرصت های سرمایه گذاری باعث ایجاد حرفه و مشاغلی نیز می شود افرادی که می خواهند در این زمینه به صور

این مطلب را هم بخوانید :
جواز استفاده از سلاح توسط مأمورین در حقوق کیفری ایران- قسمت ۵

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

ت حرفه ای مشغول شوند باید به مطالعه و پژوهش در رابطه با فرصت های سرمایه گذاری بپردازند. افرادی که در رشته سرمایه گذاری دارای تبحر و تخصص هستند می توانند نسبت به افراد عادی از سود بیشتری برخوردار باشند و مدیرانی که در خصوص پرتفوی و تجزیه و تحلیل اوراق بهادار مشغول هستند دارای فرصت های شغلی زیادی می باشند. مدیران پرتفولیو و خرید و فروش اوراق بهادار هستند آن ها باید به سؤالاتی از قبیل چه چیزی باید خرید و فروش کنند؟ در چه زمانی معاملات را انجام دهند؟ چه میزانی از بودجه شرکت را صرف فرصت های سرمایه گذاری در دسترس کنند ؟ پاسخگو با شند[۱۴].
۲-۵-۳) فرآیند اجرایی فرصت های سرمایه گذاری
۵ مرحله برای برنامه ریزی و کنترل فرصت های سرمایه گذاری می توان به صورت زیر مشخص کرد :
شناسایی فرصت های سرمایه گذاری
برآورد و ارزیابی جریانات نقدی فرصت های سرمایه گذاری
قبول یا رد فرصت های سرمایه گذاری بر اساس یک معیار قابل پذیرش
تصویب اجرای فرصت های سرمایه گذاری پذیرفته شده
نظارت و کنترل و ارزیابی فرصت های سرمایه گذاری در حین اجرا[۲۵].
شرکت ها برای اجرای پروژه های سرمایه گذاری سودآور در دسترس، تسویه بدهی های موعد، افزایش سرمایه در گردش و پرداخت سود به سهام داران به منابع مالی نیاز دارند. توانایی شرکت ها در تأیین منابع مالی مناسب و تصمیم گیری صحیح در این خصوص از عوامل اصلی موفقیت شرکت به شمار می رود.
۲-۵-۴) شناسایی فرصتهای سرمایه گذاری
فرصت های سرمایه گذاری خود به خود اتفاق نمیافتند. بلکه آنها را باید شناسایی نمود و یا اینکه آنها را بوجود آورد. انواع مختلف فرصتهای سرمایهگذاری ممکن است از سطوح مختلف بخشهای شرکت سرچشمه بگیرد برخی از فرصتهای سرمایهگذاری ممکن است توسط مدیریت عالی سازمان یا اعضای هیئت مدیره ارائه شود. مشارکت مدیریت عالی در ارائه فرصتهای سرمایه گذاری معمولاً به اقدامات استراتژیک نظیر بسط و گسترش فعالیت شرکت از طریق سیاستهای مالی و ورود به بازارهای جدید محدود میشود، نظر به اینکه فرصتهای سرمایهگذاری موجب تخصیص منابع مالی شرکت به منظور تحصیل درآمد یاکاهش هزینه ها میشوند، لذا ممکن است سیاست های مالی منظم و اصولی برای فرصتهای سرمایه گذاری از سوی شرکت ها به اجرا گذاشته شود[۲۵].
۲-۶) ارتباط فرصتهای سرمایه گذاری و تامین مالی
در ارتباط با رابطه میان فرصتهای سرمایه گذاری و تأمین مالی شرکتها تحقیقات متعددی صورت گرفته است. در یکی از این تحقیقات سانجی اینگونه مطرح میکند: میان فرصتهای سرمایه گذاری وسطح تامین مالی از طریق بدهی یک رابطه منفی وجود دارد. همچنین یانسن وملکین (۱۹۷۶)وجود ارتباط منفی را پیش بینی کردهاند. در سال ۱۹۷۷ مایرز اینگونه بیان میکند که به دلیل عدم وجود تقارن اطلاعاتی، شرکت هایی که تامین مالی آنها از طریق تقبل بدهی بالا میباشد، تمایل به صرف نظر کردن از فرصت های سرمایه گذاری با خالص ارزش مثبت دارند. همچنین وی میگوید که: شرکتهایی که دارای فرصتهای سرمایه گذاری بالایی هستند، تمایل به داشتن نرخ های پایین تر بهره دارند و این امر بیشتر به این دلیل میباشد که فرصت های سرمایه گذاری هنوز درآمدی را برای شرکت ایجاد نکرده و انتظار بازده آنها در طولانی مدت میباشد و دلیل دیگر اینکه از آنجایی که فرصت های سرمایه گذاری عمدتا قابل اندازه گیری نیستند و نامشهود می باشند، ارزش وثیقه یا ارزش نقدینگی محدودتری را برای شرکت ایجاد مینماید. تحقیقات قبلی نشان میدهد که شرکت های دارای فرصت های سرمایه گذاری بالا، بدهی کمتری دارند[۴۴].
۲-۷) تأمین مالی
یکی از اهداف اصلی مدیریت واحد تجاری افزایش ثروت سهامداران و همچنین افزایش ارزش و بازده سهام است. عوامل زیادی بر بازده سهام شرکت ها تأثیر می گذارند که انتخاب یک روش تأمین مالی مناسب یکی از این عوامل می باشد. مدیریت شرکت در راستای تأمین منابع مالی مناسب و بهینه و برای به حداکثر رساندن بازده سهام از طریق اجرای پروژه های سودآور باید هزینه این منابع مالی را مشخص نموده و بین ریسک و بازده سهام تعادل برقرار نماید. افزایش و کاهش بازده سهام واحد های انتفاعی می تواند ناشی از عوامل اطلاعاتی باشد که از داخل واحد تجاری گزارش می شود و می تواند بر تصمیم گیری سهامداران، سرمایه گذاران و تحلیلگران موثر باشد ، که یکی از این اطلاعات می تواند تصمیم گیری های شرکت در ارتباط با ساختار سرمایه و همچنین تعیین و انتخاب بهترین شیوه تأمین مالی و ترکیب آن باشد.
نظریه های متعددی در خصوص نحوه گزینش منابع تأمین مالی (گزینش از بین بدهی و انتشار سهام) توسط محققین ارائه گردیده است، که کانون توجه همه این نظریه ها به تأثیر نوع منبع تأمین مالی بر ارزش شرکت بر می گردد. این نظریه ها عبارتند از:
۲-۷-۱) نگرش سنتی
اساس روش فوق بر این است که ساختار مطلوب سرمایه وجود دارد و می توان با استفاده از اهرم، ارزش شرکت را افزایش داد. درواقع این روش پیشنهاد می کند که در اثر استفاده بیشتر از بدهی، هزینه سرمایه ابتدا کاهش می یابد و سپس به علت افزاش هزینه حقوق صاحبان سهام، افزایش می یابد.
۲-۷-۲) نظریه مولر و مودیلیانی ( M-M )

این مطلب را هم بخوانید :
مدیریت پایدار شهری با تاکید بر مشارکت شهروندان. (۲)- قسمت ۹