دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

برنامه‌ای، کودک، شماره، کودکان، می‌شود، می‌توان

د یک برنامه موفق است و این قدم اول است. و ما بدون اینکه به این طرف یعنی برنامه سازان بپردازیم می رویم به سراغ مخاطب و از آن طرف می خواهیم برنامه موفق را بشناسیم و چون محوری ترین عنصر در تلویزیون وجه سرگرم کنندگی آن هست همین که میزان مخاطب یک برنامه بالا می رود و ما نمی دانیم به چه دلیلی بالا می رود این نشان دهنده موفق بودن برنامه قلمداد می شود که البته این بیراه نیست منتهی به شرطی که اول از این طرف شرایط لازم را مطمئنا برآورده کرده باشیم و اینکه مخاطب جذب شده است یکی از آیتم های موفقیت این برنامه است شما ممکن است مخاطب را جذب بکنید ولی چیز خوبی به او نشان ندهید.
شماره دو: برنامه موفق، برنامه ای است که طراحی شده باشد و اهداف مشخصی را دنبال کند و بتواند اهداف را در قالبی جذاب و مرتبط طراحی بکنیم که مخاطب بتواند از آن استفاده بکند و هدف بتواند تأثیر خود را بگذارد حالا شاید آن هدف فقط صرف سرگرمی و شادی بخشیدن باشد و یا ممکن است هدف آموزشی باشد و یا هر مسئله دیگری.
شماره سه : برنامه ای موفق هست که بتوانند مخاطبش را جذب کند و مخاطبش را حفظ کند و در عین حال پیامش را نیز برساند. برنامه هایی هستند که می توانند مخاطب را جذب کنند ولی نمی توانند آنها را نگه دارند و برنامه هایی هم هستند که حتی نمی توانند مخاطب را هم جذب کنند. و با اینکه پیامشان، پیام خوبی هست ولی آن پتانسیل اولیه را ندارند که بتوانند مخاطب را جذب کنند. به خاطر همین نمی توانند پیام را خوب برسانند. و برنامه هایی هم هستند که مخاطبین خوبی دارند و پیام خوبی هم دارند ولی نمی توانند مخاطب را نگه دارند.
شماره چهار : برنامه موفق برنامه ای است که هدف داشته باشد و با تحقیق و پیگیری از مخاطبینش ببیند که آیا به هدفش رسیده است و آنها پیامش را دریافت کرده اند. اگر پیام را دریافت کرده باشند و مطابق با اهداف پیش بینی شده باشد پس آن تهیه کننده به هدفش رسیده است.
شماره پنج : برای اینکه ببینیم یک برنامه موفق است باید به دو چیز توجه کرد یکی خروجی کار که مربوط به برنامه ساز است و دیگری بازخورد کار که مربوط به مخاطب است
شماره شش : مثل هر کار موفق دیگری برنامه موفق برنامه ای است که به هدف های طراحی شده اش برسد. و اگر در یک کاری ما تصمیم گرفته باشیم که به یک سرفصل کوچک برسیم و به آن رسیده باشیم پس آن برنامه موفق است. و برای اینکه یک برنامه موفق باشد باید طراحی هدفش واقعی باشد نه خیالی.
شماره هفت : برنامه موفق، برنامه ای است که بتواند ارتباط درست، گسترده و مداوم با مخاطب برقرار کند. برنامه موفق برنامه ای نیست که فقط از سمت مدیران مورد تشویق قرار بگیرد. منظور من تعداد مخاطب هم نیست و این یکی از ملاک هاست و ملاک اصلی تأثیری است که برنامه بر مخاطب بگذارد. و این تأثیری از طریق بررسی ایمیل و تماس ها و پیامک هایی است که برای برنامه می آید. و بازخورد برداشت مخاطب از برنامه و نوع ارتباطی که برنامه با مخاطب ایجاد کرده است.
شماره هشت : برنامه موفق برنامه ای است که ضمن اینکه مخاطبین خود را به خوبی جذب می کند و آنها نیز میخکوب می شوند و با علاقه به تماشای برنامه می نشینند بتواند در آنها نیز اثرات خوبی به جای بگذارد که بتوانیم به آن اثرات بگوییم اثرات تربیتی و یا به تعبیر دیگری در آنها یادگیری نافع ایجاد بکند.
شماره نه : اگر فیلمی را دیدی که در ده دقیقه اول شما را جذب کرد آن فیلم فیلم خوبی است. ولی اگر می بینید جذب نمی شوید وقت خود را هدر ندهید. برنامه موفق برنامه ای است که در آن عوامل برنامه ساز هر کدام تخصص خود را داشته باشند از عوامل پیش تولید گرفته تا تولید و پس از تولید. فکر می کنم اولین چیزی که یک برنامه خوب باید داشته باشد. یک طراحی بسیار هوشمندانه است که توسط تهیه کننده عملی می شود. این طرح باید تؤام با تحقیق باشد
شماره ده : یک برنامه را باید از همه جهت بررسی کرد. مثل اینکه این برنامه در چه مدت زمانی، با چه مبلغی و با چه امکاناتی تولید شده است. برنامه موفق را می توان خیلی راحت ساخت. برنامه ای موفق است که برای مخاطب هدف خود تأثیرگذار باشد حتی اگر یک برنامه خیلی خیلی ساده باشد حتی شاید فقط یک کلیپ باشد. با سنجش افکارهایی که در زمان قدیم تر می گرفتند این تأثیرگذاری را بررسی می کردند.
شماره یازده : برنامه موفق برنامه ای است که هم بتواند کودک را راضی کند و هم بتواند به طور غیرمستقیم پیام را برساند و هم آموزشی باشد و باعث سرگرمی باشد.
شماره دوازده : برنامه موفق برنامه ای است که بتواند مخاطبش را از همه ابعاد خوب بشناسد و به خواسته های آن مخاطب خوب جواب بدهد و خودش (تهیه کننده) هم از کاری که انجام می دهد راضی باشد.
شماره سیزده : من به عنوان یک برنامه ساز وقتی یک برنامه را طراحی می کنم، اهدافی را برای آن در نظر می گیرم اهداف اصلی و اهداف فرعی. و فکر می کنم برنامه ای که بتواند به این اهداف و اهداف فرعی خود دست پیدا کند برنامه ای موفق خواهد بود. هدفی که انتخاب می کنیم اگر نگوییم باعث تغییر رفتار در مخاطب می شود و همین که فقط تأثیر بر روی مخاطب بگذارد و مخاطب اهدافی را که پیش بینی شده است دریافت بکند فکر می کنم که برنامه، برنامه موفقی بوده است که در حقیقت به نقطه پایانی که برایش در نظر گرفته شده است رسیده است. و این برنامه موفق هم به اهدافش رسیده است و هم مخاطبش را جذب کرده است
شماره چهارده : در مجموع برنامه موفق برنامه ای است که بتواند با توجه به اهدافی که پیش ب ینی کرده است با مخاطب ارتباط برقرار کند و به اهداف خودش برسد و اگر مضمون خاصی یا رفتار خاصی مورد نظرش هست بتواند تا حدی آن مضمون را به مخاطب منتقل یا رفتار مخاطب را تا حدی با خود همراه کند. استانداردهای فنی و هنری نیز باید مراعات بشود. مفاهیم و موضوعاتی که انتخاب می کنیم باید متناسب با مخاطب باشد. و مخاطب شناسی باید مورد توجه قرار بگیرد.
شماره پانزده : برنامه ای موفق خواهد بود که یک طراحی صحیح و برنامه ریزی دقیق و پیش تولید درست داشته باشد. مثلا برنامه “ماه عسل” که یک برنامه فاخر تلویزیونی است و مورد تقدیر قرار می گیرد به دلیل این است که تهیه کننده آن یکسال برای این برنامه تدارک می بیند. آقای علیخانی از دوستان بنده است و من می دانم که تیم ایشان تمام سال در حال جمع آوری سوژه و فکر کردن برای طرح های جدید و نوآوری در برنامه هستند حتی با آهنگسازشان صحبت می کنند و او یکسال فرصت دارد تا برای تیتراژ برنامه شعر و موسیقی مناسب تهیه کند. و وقتی ماه رمضان می آید این برنامه توسط این آدم با برنامه ریزی جلو می رود و به همین دلیل است که سوژه ها بکر و گپ زدن ها بکر می شود.
شماره شانزده : برنامه ای موفق است که به درستی بتواند نیاز مخاطب را پاسخ بدهد. مثل برنامه گفتگو محور “گلبرگ” که حاج آقای دهنوی در آن نیاز مخاطب جوان خودش را به درستی شناخته بود و جواب می داد. حالا یک برنامه موفق عناصری دارد مانند دکور خوب، مجری خوب، پژوهش قبل از برنامه خیلی خوب و درست، توانایی و تسلط تیم برنامه ساز به موضوع و مهم ترین آنها شناخت مخاطب است.
شماره هفده : برنامه موفق برنامه ای است که هم مورد توجه عام قرار بگیرد و هم مورد تحسین کارشناسان قرار باشد. چون اگر فقط مورد توجه مخاطبان خاص باشد یک کار جشنواره ای صرف می شود و اگر فقط مورد توجه مخاطبان عام باشد در سطح باقی می ماند
شماره هجده : برنامه موفق برنامه ای است که بتواند آن پیامی را که برایش تعریف شده است به مخاطبش منتقل بکند حالا اگر این پیام به درستی منتقل شد و اثر خودش را گذاشت خوب طبیعتا توانسته است آن اثر گذاری مطلوب را برای خودش لحاظ بکند اما اگر پیام را به درستی منتقل بکند ولی اثر نگذارد نمی توان گفت این برنامه برنامه ای ناموفق بوده است. برنامه موفقیت خودش را در انتقال پیام داشته است منتهی اثرگذاری به عوامل دیگری نیز برمی گردد که حالا یه بخشی از آن خود آن برنامه است شرایط محیطی هم می تواند در اثرگذاری تأثیرگذار باشد
شماره نونزده : اصولا معیار سنجش موفقیت محتوای رسانه ها در هر نظام رسانه ای، میزان استقبال دریافت کنندگان یا استفاده کنندگان از آن محتواست. در مورد برنامه ها ی تلویزیونی نیز به همین ترتیب، میزان کمّی مخاطب، ملاک موفقیت برنامه است. به عبارت دیگر، وقتی برنامه ای آنقدر قدرتمند باشد که بینندگان نتوانند کانال عوض کنند، می شود گفت برنامه موفق بوده است.

رعایت اصول برنامه سازی

اصول برنامه سازی :
استفاده از تیم قوی تولید

میزان مخاطب به شرط تأیید نقاد برنامه ساز

داشتن هدف
دریافت پیام مطابق با اهداف پیش بینی شده

تولید بر اساس قواعد برنامه سازی
جذب مخاطب

رسیدن به هدف طراحی شده

جذب مخاطب

ارتباط گسترده و مداوم با مخاطب

ضمن جذب مخاطب تأثیر تربیتی در آنها داشته باشد

تخصص داشتن عوامل تولید برنامه
طراحی هوشمندانه برنامه
طرحی با پژوهش قبلی

تأثیرگذاری بر مخاطب

جذب کودک در ضمن تأثیرگذاری
شناخت مخاطب و جواب به نیاز مخاطب و رضایت تهیه کننده از کار
دست یابی به اهداف برنامه

شناخت مخاطب
پاسخ به نیاز مخاطب
رسیدن به اهداف متناسب با مخاطب

ارتباط با مخاطب
رعایت اصول برنامه سازی

تحقیق پیش از تولید
طراحی پیش تولید

پاسخگویی درست به نیاز مخاطب

ضمن جذب مخاطب عام مورد تحسین کارشناسان هم باشد

انتقال پیام به مخاطب
اثرگذاری

جذب مخاطب و مقدار مخاطب

سؤال دوم : به نظر شما در برنامه سازی برای کودکان آیا می توان مفاهیم اخلاقی را به کودکان منتقل کرد؟ اگر آری چه ضوابط و معیارهایی را برای انجام آن پیشنهاد می دهید؟
شماره یک: مسئله از اینجا شروع می شود. چه چیزی بچه را مشغول می کند و جذب می کند و آن امور اگر در برنامه باشد باعث جذب او می شود. حالا شما می توانید نشان دهید که بله دروغگویی کار بدی است اما حیث التطفاتی کودک در کجا سیر می کند؟ نقطه تمرکز بچه در برنامه کجاست؟ آیا این دو نقطه بر هم منطبق هست یا نیست؟ این مقوله بسیار بسیار پیچیده ای هست هم تحقیقتش و هم برآورده کردنش؟ یعنی موفقیت این برنامه را حواله می دهم به اصول برنامه سازی و جذب کردن مخاطب در مرحله بعدی. اما اینکه تأثیر گذاشته یا نه، چه تأثیری گذاشته، آیا تحولاتی را توانسته در خلق و رفتار کودک ایجاد کند، همه اینها مباحث بسیار پیچیده ای است.
شماره دو: از زمانی که به دنیا می آییم به صورت ذاتی در وجودمان بحث اخلاق و خوب و بحث هست و خداوند آن را در ذات ما قرار داده است فقط باید بعضی مواقع ما متذکر بشویم و مفاهیم اخلاقی را باید بر اساس سن مخاطب دسته بندی کنیم.
شماره چهار : حتما می توان مفاهیم اخلاقی را به کودکان منتقل کرد؛ چون رسانه ملی نه تنها باید باعث سرگرمی کودکان بشود بلکه باید بتواند بر روی بچه ها هم تأثیر بگذارد و باعث رشد فکری و تقویت اخلاقیات آنها بشود. منتهی باید همه برنامه سازان باید این نکته را مدنظر داشته باشند – که البته اکثرا فکر می کنم با من موافق باشند- که باید به صورت غیرمستقیم مفاهیم را برای کودک بیان کنند. و هر چیزی را که ما می خواهیم به کودکان یاد بدهیم باید به صورت غیرمستقیم باشد. مستقیم گویی کار موفقی نخواهد بود. غیرمستقیم یعنی اینکه به صورت کار نمایشی، مستند و در هر قالبی به طور غیر مستقیم مفاهیم را منتقل کنیم.
شماره پنج : بله می توان مفاهیم اخلاقی را به کودک از طریق برنامه کودک منتقل کرد. اتفاقات طبیعی که در زندگی ما اتفاق می افتد قابلیت این را دارد که بچه با آنها آشنا شود. مثلا وقتی کودک می بیند که ساعت پنج صبح والدنیش برای نماز بیدار می شوند متوجه می شود که باید نماز بخواند و باید برای او این مطلب را بیان کرد نه اینکه طبق نظریه های روانشناسی غربی بیان این مفاهیم را تا سنین بالاتر به تعویق بیندازیم. و حتی باید در ابتدای خردسالی هم برای او می توان این مفاهیم را بیان کرد. یا اینکه وقتی کودک با والدینش به مغازه می رود بهانه می گیرد و گریه می کند که من فلان چیز را می خواهم این یک مسئله و اتفاق روزمره است که برنامه ساز باید این مطلب را با بچه درمیان بگذارد و به او گوشزد که وقتی انسان جایی می رود نباید هر چیزی را بخواهد.
شماره شش : 80 درصد یافته های شخصیتی انسان تا سن هشت سالگی تکمیل می شود و 20درصد بقیه از 8 سالگی تا زمان مرگ تکامل می یابد. پس نه تنها این دوره زمان آموزش و ارائه مفاهیم است بلکه شاید بزرگترین پایگاه انتقال مفهوم است. در دنیا طبقه بندی موضوعی برای خردسال بر طبق یافته های روانشناسی مثل پیاژه تعریف و تفکیک شده است و ما هر کار جدید که بخواهیم انجام دهیم باید بر مبنای آن ساختار موجود باشد.
شماره هفت : صدرصد. به نظر من در اصل مفاهیم اخلاقی، باید برای کودک بیان شود. ظاهر اصلی یک برنامه باید نشاط و پویایی و انرژی لازم را داشته باشد که کودک جذب آن شود ولی در باطن باید مفاهیم اخلاقی و دینی کار گذاشته شود وگرنه برنامه یک برنامه هجو خواهد شد.
شماره هشت : این یک سؤال جدی و بزرگی است که در همه جای دنیا مطرح است و یکی از چالش های جدی برنامه سازان است که چگونه می توان این مفاهیم را به کودکان

]]>