فایل های رشته روانشناسی

منابع پایان نامه – تأثیر قصه گویی بر علائم رفتار لجبازی ـ نافرمانی کودکان

امروزه اگرچه شاهد علاقه زیادی در زمینه مراقبت و درمان کودکان مبتلا به اختلال رفتاری هستیم ، اما این امر در حوزه بهداشت روانی پدیده ای نسبتا جدید است ، آغاز توجه به بهداشت روانی کودک را، به وضوح تنها تا مدتی قبل از اوائل قرن بیستم می توان ردیابی کرد . البته مدت زمانی هم طول کشید که در راهنماهای تشخیص اختلال روانی ، فصلی هم به اختلال های روان شناختی و الگوهای ناسازگارانه رفتار کودکان و نشانه شناسی آنان اختصاص یافت . امروز در سایه مطالعات علمی ، دانش ما درباره مشکلات دوره کودکی به طور روز افزون در حال افزایش است . شیوه های مطالعه علمی ، دنیایی از یافته ها و البته سوالهای بیشتر را پیش روی ما گشوده است . این یافته ها طبقه بندی های قبلی را اصلاح می کند ، بسط می دهد و دسته بندی های جدیدی را اضافه می نماید (موریس[۱] و کراتوچویل [۲] ،ترجمه نائینیان۱۳۸۹ )

براساس DSM-V[3] جدیدترین نسخه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی پانزدهمین طبقه  تشخیصی شامل :

اختلال لجبازی- نافرمانی ، اختلال انفجاری متناوب ، اختلال سلوک ،اختلال شخصیت ضد اجتماعی،آتش افروزی، دزدی بیمارگون وسایر اختلالهای در هم گسیخته خاص و غیر خاص ، کنترل تکانشی و سلوک می باشد. ( راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ؛۲۰۱۳ )

اغلب کودکان به ویژه در نوجوانی یک دوره منفی گرایی و نافرمانی و نافرمانی خفیف را پشت سر می گذارند و اغلب والدین از خصومت یا جر و بحث کردن های گاه و بی گاه فرزندانشان شاکی هستند . اما اگر چنین رفتارهایی بیشتر اوقات وجود داشته باشند ، چه پیش می آید ؟ کودکان و نوجوانان دارای اختلال لجبازی ـ نافرمانی ، الگوی رفتاری منفی ، خصمانه و نافرمان نشان می دهند که به مشکلات خانوادگی یا تحصیلی مهمی منجر می شود . این اختلال از تمرد و نافرمانی معمولی کودکی و نوجوانی خیلی شدیدتر است . کودکان و نوجوانان مبتلا به این اختلال ، بارها از کوره در می روند ، جرو بحث می کنند ، از انجام دادن آنچه به آنها گفته شده خودداری می کنند و عملا دیگران را می رنجانند . آنها زود رنج ، ناراحت وستیزه جو ، مغرور و حق به جانب هستند . آنها به جای اینکه خودشان را علت مشکلاتشان بدانند ، دیگران را سرزنش می کنند یا اصرار دارند که آنها قربانی شرایط هستند . برخی از کودکان که به این صورت رفتار می کنند ، بیشتر با والدینشان مقابله می کنند  تا با غریبه ها ، اما اکثر آنها در هر زمینه ای مشکل دارند .رفتار آنها در عملکرد تحصیلی و روابط اجتماعی شان طوری اختلال ایجاد می کند که احترام معلم ها و دوستی همسالانشان را از دست می دهند . این شکستها باعث می شوند که آنها احساس بی کفایتی و افسردگی کنند (هالجین[۴]، و کراس [۵] ترجمه سید محمدی ، ۱۳۹۱ )

پایان نامه تأثیر قصه گویی بر علائم رفتار لجبازی ـ نافرمانی کودکان

اولین نشانه های اختلال لجبازی – نافرمانی معمولاً در سالهای پیش از دبستان ، و به ندرت دیرتر از سنین نوجوانی ظاهر می شود . پسرها بیشتر از دخترهای هم سن ، به این اختلال دچار می شوند ، اما بعد از بلوغ این اختلال به طور برابر در دخترها و پسرها شایع است . در برخی موارد اختلال لجبازی –نافرمانی به اختلال سلوک تبدیل می شود . در واقع اغلب کودکان دارای اختلال سلوک سابقه لجبازی و نافرمانی دارند .

با این حال ، همه کودکان دارای اختلال لجبازی –نافرمانی به سمت رفتارهای اخلالگرانه جدی تر که با اختلال سلوک همراه هستند پیش نمی روند (لاهی [۶] و همکاران ، ۱۹۹۲ )

به موازات پژوهشهای گسترده ، که به شناخت و آگاهی بیشتر درباره انواع ، نشانه ها ، عوامل زمینه ساز و تمیز بین اختلال های رفتاری کودکان انجامیده ، حجم مطالعات در مورد درمان روان شناختی آنها نیز به سرعت در حال افزایش است .روش های منتج از سیستم های نظریه ای اولیه (روان تحلیل گری ، رفتارگرایی ، سیستم های خانواده و نظریه های مربوط به رشد ) مدام در حال نوپردازی و اصلاح و تعدیل هستند . در کنار آن ، هر روز چشم اندازهای جدیدتری در برابر روان درمانی کودک گشوده می شود . مرور ادبیات اخیر ، کاربرد و اثر بخشی رویکردهایی مثل روان تحلیل گری و درمان شناختی رفتاری کودک و همچنین دامنه وسیعی از درمان هایی مثل هنر و موسیقی را نشان می دهد . در بین درمانهای موجود ، اغلب تالیفات روی بازی درمانی و کاربرد قصه ها در درمان کودکان تمرکز دارند (اسکورزلی [۷]، گلد [۸] ۱۹۹۹)

استفاده از بازی درمانی به عنوان یک فن ، به نهضت روان تحلیل گری و به کارهای آنافروید [۹]و ملانی کلاین [۱۰] در درمان کودکان بر می گردد . (لندرث[۱۱]، ترجمه آرین ، ۱۳۹۰ )

کاربرد درمانی قصه نیز ، ریشه در تفکرات روان تحلیل گری دارد و با کارهای میلتون اریکسون[۱۲] آغاز شد (کارلسون [۱۳]۲۰۰۱) اریکسون درجلسات درمان ، قصه هایی را متناسب با موقعیت روانی مراجع برای او نقل می کرد و اعتقاد داشت که با بازگویی قصه ها ، نیروهای سازنده و مثبت ، ناخودآگاه مراجع را برای او قابل دسترس می سازد .

بتلهایم[۱۴] و گاردنر[۱۵] نیز بعد ها به کاربرد قصه ، به عنوان ابزار درمانی پرداختند . قصه ها اگرچه در روان درمانی بزرگسالان نیزمورد استفاده قرار می گیرند ، به دلیل هماهنگی ویژه ای که با جهان کودکی دارند ، به طور گسترده تری می توانند در روان درمانی کودکان به کار گرفته شوند . قصه ها فرصت همانند سازی با شخصیت ها ، برون سازی تعارضها و تخلیه هیجانها و کسب بینش را به کودک می دهد(اریکسون ، ترجمه قراچه داغی ، ۱۳۸۶)

مرور ادبیات پژوهشی نشان می دهد که درمانگران کودک ، قصه و قصه گویی را چه در زمینه بازی درمانی و چه به طور مستقل ، هم برای درمان (کودکان دچار سو استفاده جنسی ، دارای اختلال های یادگیری ، مبتلا به ناتوانی های هیجانی و . . . )و هم آموزش مهارت های خاص (مهارت حل مسئله، مهارتهای خود تنظیمی ، شناخت احساسات ، کنترل پرخاشگری و . . . ) به کار گرفته اند .

 

۱-۲- بیان مسئله

اگرچه رفتار مقابله ای و سرپیچی ، مخصوصا” در میان کودکان پیش دبستانی ممکن است رفتار هنجاری محسوب شود ، گروهی از کودکان رفتارمقابله ای را چنان فراوان و با شدت نشان می دهند که تشخیص اختلال لجبازی – نافرمانی اجتناب ناپذیر است . همان طور که در چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی DSM-V تعریف شده است ، اختلال لجبازی ، نافرمانی و الگوی عود کننده ای از رفتار منفی کارانه ، نافرمانی ، سرکشی و خصم آلود در برابر اشخاص صاحب قدرت می باشد .

برای اینکه کودک ملاکهای تشخیص اختلال لجبازی – نافرمانی را دریافت کند ، باید دست کم چهار رفتار از رفتارهای زیر را حداقل در طول یک دوره ۶ ماهه نشان دهد ۱-لجبازی ، ۲-جروبحث با بزرگسالان ، ۳-امتناع از اطاعت کردن از درخواستها یا اوامر بزرگسالان ۴-آزار عمدی مردم         ۵-سرزنش کردن دیگران ۶-زودرنجی در برابر دیگران ۷-خشمگین شدن و رنجیدن یا غرض ورزی ۸-انتقام جویی. (چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ،۲۰۱۳)

علاوه بر این ، اختلال لجبازی – نافرمانی تنها زمانی تشخیص داده می شود که این رفتارها با فراوانی بیشتر از آنچه معمولا در میان کودکان دارای سن وسطح رشدی یکسان دیده می شود ، رخ دهند و به کارکرد اجتماعی ، تحصیلی یا شغلی آسیب رسانند . با این حال ، اگر ملاکهای اختلال سلوک نیز وجود داشته باشند یا رفتارهای مقابله ای تنها در طول دوره اختلال خلقی یا روان پریشی ظاهر شوند، اختلال لجبازی – نافرمانی تشخیص داده نمی شود . (انجمن روان پزشکی آمریکا ۱۹۹۴)

شیوع کنونی اختلال لجبازی –نافرمانی ، در دامنه شیوع ۱% تا ۱۱%  جمعیت قرار دارد. با متوسط براورد شیوع حدود ۳/۳ % میزان اختلال نافرمانی مقابله ای ممکن است متفاوت باشد بسته به سن و جنس کودک.به نظر میرسد شیوع این اختلال ،قبل از نوجوانی در مردان  تا حدودی بیشتر از زنان است( ۱: ۴/۱ ). (چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ،۲۰۱۳)

به علاوه ، اختلال لجبازی ـ نافرمانی نوعا” در اوایل کودکی شکل می گیرد و رفتارهایی که مشخصه این اختلال هستند (مانند نافرمانی ، خصومت ، جرو بحث ) معمولا تا ۶سالگی ظاهر می شوند (فریک و همکاران ، ۱۹۹۳) از آنجا که رفتارهای نافرمانی و خصمانه که مشخصه اختلال لجبازی – نافرمانی هستند می توانند تشدید گردند و به رفتارهای ضد اجتماعی شدید تر تبدیل شوند ، شناسایی و درمان زودهنگام این اختلال می تواند در پیشگیری از پیدایش اختلال سلوک موثر باشد (تولان[۱۶]ولوبر[۱۷] ، ۱۹۹۲ )

این در حالی است که استفاده از قصه در چارچوب قصه گویی و قصه درمانی در سالهای اخیر به عنوان یکی از روش های بازی درمانی در متون پژوهشی مطرح شده است (آراد[۱۸]۲۰۰۴)

از جمله آنکه شاپیرو[۱۹]و راس[۲۰] (۲۰۰۲) به اثر بخشی و شفابخش رویکردهای قصه ای در روابط درمانگر و بیمار اشاره کرده اند . محدودیت های شناختی کودکان به ویژه سنین پایین از یک سو و پایین بودن انگیزه انها برای مشارکت در فرایندهای درمانی از سوی دیگر ، استفاده از روش های درمانی مستقیم مانند درمان های شناختی – رفتاری را با مشکلاتی رو به رو کرده است . از این نظر به کارگیری رویکردهای قصه با توجه به این که هم نوعی بازی درمانی تلقی می شود (آراد، ۲۰۰۴) و هم نوعی روش آموزشی برای تغییر دادن شیوه های تفکر و رفتار کردن محسوب می شود (تریزنبرگ [۲۱]ومگ گراث[۲۲]، ۲۰۰۱) می تواند محدودیت های فوق را در روان درمانی کودکان کاهش داده و بر اثر بخشی فرایند درمان بیفزاید .

رویکردهای درمانی مبتنی بر قصه ، موجب تحریک ذهن و فعالیت خود اکتشافی کودکان می شود و توان بسیاری برای برانگیختن بینش و تغییر رفتار دارند . این نوع درمان می تواند الگویی برای غلبه بر مقاومت کودک ، یادگیری مفاهیم جدید و الگویی برای رفتار مناسب ارائه کند (زایپس [۲۳] ۱۹۹۵ ، دیوینی [۲۴] ۱۹۹۵ ) .

گسترش فرایند استفاده از قصه درمانی به ویژه قصه درمانی کودکان دارای اختلالات روانی از یک سو و مطرح شدن اختلال لجبازی – نافرمانی به عنوان یکی از اختلالات روانی برجسته ترکودکان و نوجوانان ، مسئله پژوهش حاضر را بر این دو متغیر یعنی قصه درمانی و اختلال لجبازی – نافرمانی متمرکز کرده است .

برهمین اساس ، پژوهش حاضر در نظر دارد تاثیر قصه گویی را به عنوان یک فن درمانی برروی کاهش نشانه های اختلال لجبازی – نافرمانی مورد بررسی قرار دهد .

قصه ها به راحتی در درون کودک راه می یابند و او را همراه خود به مراحل مختلف ماجرا برده و گزینه های رفتاری و نتایج حاصل را به وی نشان می دهند ، بنابراین به طور خاص و گسترده می توانند در روان درمانی کودکان به کار گرفته شوند (تامپسون [۲۵]ورودلف[۲۶] ترجمه طهوریان ، ۱۳۸۸ ).

فرض بر این است که : قصه پردازی خود کودک به او فرصتی می دهد که به جستجوی مسائل خود و برخورد با آنها در فضایی خیالی و امن و بدون محدودیت بپردازد (داویس [۲۷]۱۹۸۹ به نقل از کارلسون ، ۲۰۰۱ )

کودک ،” قواعد خود ساخته ای” را براساس پیام استعاره ای قصه شکل می دهند که به جریانهای واقعی زندگی او تعمیم می یابند و رفتار کودک را هدایت خواهند کرد(هفنر [۲۸]۲۰۰) در این قالب درمانی لازم نیست که کودک به مشکلاتش اعتراف کند او می تواند شخصیت اصلی را ببیند که با مشکل مبارزه می کند ، به جستجوی گزینه های مختلف بر می خیزد و به راه حل مشکلات دست می یابد (داویس ، ۱۹۸۹ به نقل از کارلسون ۲۰۰۱)

با قهرمان داستان همانند سازی کرده و قالب رفتاری او را برای خود بر می گزیند. به عنوان مثال اغلب داستان ها شخصیتی را به تصویر می کشد که با یای نکره مشخص می شود : پادشاهی ، زنی ، مردی ، شاهزاده ای ، شوهری ، فرزندی و . . . به دلیل کلی بودن لفظ ، امکان همانند سازی با این شخصیت ها فراهم می گردد .

این جنبه عمومی پرسوناژهای داستانی به علت قابلیت تعمیم ، امکان جایگزینی شخصیت مخاطب داستان را فراهم کرده تا فرد به دور از هراس،دست به همانندسازی بزند (کریمی،۱۳۸۸) .

در این جریان ، کودک احساسات مختلف را تجربه کرده و در همان حال درباره آنچه که ممکن بود خود او در چنین مواقعی انجام دهد فکر می کند . کودک در فضای ایمن قصه به دور از اضطراب ، سرزنش و تنبیه ، با مقایسه وضعیت های موجود در قصه ، بازندگی واقعی خود به بینش و خودآگاهی دست می یابد (داویس ، ۱۹۸۹ به نقل از کارلسون ۲۰۰۱) این خوداگاهی می تواند مقدمه ای برای خود تنظیمی و خودکنترلی در کودک باشد .

قصه ها این فرصت را به کودکان می دهند که با شخصیت ها همانندسازی کرده ، تعارض ها را برون سازی ، هیجان ها را تخلیه کنند و به بینش نائل آیند (تبریزی ، ۱۳۷۴ )

بنابر کارکرد آشکارسازی غیر مستقیم نیازها و انگیزه های پنهان در قصه ، کودک از طریق مکانیزمهای مختلف دفاعی نظیر فرافکنی یا همانند سازی می تواند انگیزه ها و نیازهای سرکوب شده خویش را بشناسد و آنها را به شکل صحیح تری والایش کند . (کریمی۱۳۸۸).

با توجه به اینکه از یک سوشناسایی و درمان زود هنگام نشانه های لجبازی – نافرمانی بسیار اهمیت دارد و از سوی دیگرقصه می تواند به راحتی در درون کودک راه یابد، مسأله پژوهش حاضر این است که قصه درمانی چه تأثیری بر نشانه های لجبازی- نافرمانی در کودکان دارد ؟

 

۱-۳- اهداف پژوهش

هدف کلی : هدف از پژوهش حاضر تعیین کارایی و تأثیر قصه درمانی بر کاهش نشانه های اختلال لجبازی – نافرمانی کودکان است .

هدف کاربردی : تدوین و ارائه یک الگوی درمانی مبتنی بر قصه جهت استفاده مشاوران و روان شناسان برای پیشگیری اولیه و ثانویه اختلال لجبازی- نافرمانی کودکان است .

 

 

۱-۴- ضرورت موضوع پژوهش

جمع بندی مطالعات انجام شده روی شناخت و درمان اختلال لجبازی –نافرمانی کودکان اطلاعات زیر را ارائه می دهد .

مطالعات همه گیر شناسی در جمعیت غیر کلینیکی این صفات را در ۱۶ تا ۲۲ درصد کودکان دبستانی گزارش نموده است (کاپلان[۲۹] و سادوک [۳۰] ترجمه پورافکاری ۱۳۸۲ )

اختلال لجبازی –نافرمانی تقریبا همیشه روابط بین فردی و عملکرد تحصیلی را مختل می کند . این کودکان اغلب فاقد دوست بوده و روابط انسانی را ناخوشایند می دانند . آنها علی الرغم هوش کافی به لحاظ خودداری از انتخاب شریک ، مقاومت در برابر درخواست های خارجی ، اصرار بر حل مشکل بدون کمک دیگران ، دارای عملکرد ضعیف بوده و یا در مدرسه مردود می گردند (خدایاری فرد، ۱۳۸۵ ).

اگرچه رفتار مقابله ای نوعاً در اوائل دوره کودکی ظاهر می شود این نشانه ها ممکن است با افزایش سن ادامه یافته و وخیم تر شود (کازدین [۳۱] و همکاران، ۱۹۸۷)

شناسایی و درمان زودهنگام این اختلال می تواند در پیشگیری از مشکلات ثانوی که در رابطه با این اختلال مطرح می شوند مثل عزت نفس پایین ، تحمل پایین ناکامی ، خلق افسرده و خوی طغیانگر و اختلال سلوک و سوء مصرف الکل و موارد غیر قانونی در نوجوانی ، بسیار موثر باشد (راینک[۳۲]دایتلیو[۳۳]وفریمن[۳۴] ترجمه علاقه بند راد ، ۱۳۸۰ )

کودکان مبتلا به این اختلال ، مهارت های حل مسئله ضعیفی نشان می دهند و می کوشند در برابر تحمل رفتارهای معین از سوی اشخاص مهم (مانند والدین ) مقاومت کنند . این تمایز مورد تأیید طیفی از پژوهش هاست که روابط بین جنبه های مختلف شناخت اجتماعی وپرخاشگری شدید را برجسته می سازد (کریک[۳۵] و داچ[۳۶]، ۱۹۹۴ )

پژوهشگران معتقدند(دیگئورگی[۳۷]،۱۹۹۸،اتو[۳۸]۲۰۰۰به نقل از هفنر ، ۲۰۰۳ ) از آنجا که مهارتهای اجتماعی از طریق قصه ها برای کودک به خوبی قابل فهم وبا معنی می شود احتمال تعمیم وبه کارگیری آن ها توسط کودک در زمینه های مشابه افزایش می یابد .

چند نکته اول گفته شده در متن بالا ضرورت توجه به نشانه های این اختلال در کودکی و نیز بازبینی ادبیات مربوط به اتخاذ بهترین گزینه های درمانی را یاداوری می کند ودو مورد آخر ما را به اتخاذ شیوه ای جهت مداخله به منظور آموزش مهارت های حل مسئله نامگذاری احساسات ، درک دیدگاه دیگران و مهارت های اجتماعی و اهمیت آن رهنمون می سازد چرا که ایجاد این توانمندی ها در کودکان مبتلا به اختلال لجبازی – نافرمانی با بازگرداندن کودک به فضای اجتماعی تعامل با بزرگسالان و همسالان و شکستن دور باطل کشمکش های  بین فردی آنها می تواند چرخه مشکلات ارتباطی ایشان را برطرف نموده و

ازاتلاف استعدادها جلوگیری کرده و کودک را به جریان رشد و تحول طبیعی برگرداند .

از آنجا که بسیاری از مسائل و مشکلات دوران بزرگسالی ریشه در سالهای اولیه کودکی دارند و لازم است از همان ابتدا به آن ها توجه شود و اقدامات لازم صورت گیرد و از طرفی شیوه های مربوط به حل مسئله بزرگسالان را نیز نمی توان در مورد کودکان استفاده کرد لذا شیوه های آموزشی و درمان متناسب با کودکان از جمله شیوه قصه گویی می بایست به صورت علمی مورد بررسی قرار گیرد (جانگسما[۳۹] و همکاران ، ترجمه صاحبی ۱۳۹۳ )

از منظری دیگر ، چالش مهمی که روان درمانی کودک پیش رو دارد این است که کودکان خود در پی درمان بر نمی آیند بلکه به دلیل اختلالی که مورد توجه اعضای خانواده یا مسئولان مدرسه قرار گرفته است ، نزد درمانگر آورده می شوند . بنابراین کودکان اغلب عقیده دارند به دلیل بدرفتاری یا جهت تنبیه به خاطر کاری نادرست نزد درمانگرها آمده اند. آنها ممکن است تغییرات درمانی را چیزی جز سازش با واقعیت ناگوار تصور کنند و این امر سبب شود که درمانگر را به چشم عامل تنبیه از جانب والدین خود ببینند در چنین شرایطی در برقراری رابطه که مقدمه و گام اساسی درمان است بسیار مشکل خواهد بود . (سادوک و سادوک ، ترجمه پور افکاری ، ۱۳۸۲ )

کاربرد قصه ها در جلسه درمان این کودکان می تواند موجبات رابطه اعتماد آمیز بین درمانگر و کودک را فراهم کند .در نهایت ، این پژوهش می تواند با معرفی شیوه ای که قصه ها را ، به عنوان بخش کامل کننده زندگی کودک ، وارد جلسه روان درمانی می کند ، سطری بر ادبیات روان درمانی کودک اضافه نماید . به نظر می رسد این شیوه نسبت به کار مستقیم با کودکان ، به دلیل علاقه وافر آنان به قصه ها ، جالب تر و لذت بخش تر باشد و در نتیجه توجه کودک را بیشتر و بهتر متمرکز نماید ، تنش فضای آموزشی و درمانی و نگرانی از نحوه عملکرد را به دنبال ندارد و از آنجا که کودک در جریان قصه ، همگام با قهرمان داستان به کشف موقعیت مشکل ، جستجوی گزینه های مقابله ای و انتخاب راه حل می پردازد ، شرایط  “یادگیری تجربی ” و” تعمیم پذیری ” و سرایت به محیط طبیعی را به بهترین نحو فراهم می کند .

 

۱-۵- فرضیه پژوهش

در پژوهش حاضر فرضیه زیر مورد آزمون قرار گرفته است :

قصه درمانی موجب کاهش شدت نشانه های اختلال لجبازی – نافرمانی در کودکان ۶-۴ سال     می­شود .

 

۱-۶- تعریف متغیرهای پژوهش

۱-۶-۱- متغیر مستقل : قصه درمانی

تعریف نظری : آفرینش دو جانبه است بین قصه گو و شنونده ، که در آن پیامها به بهترین شکل ممکن از قصه گو به شنود انتقال پیدا می کند(چمبرز[۴۰] ترجمه قزل ایاغ ، ۱۳۸۳ )

تعریف عملیاتی : منظور از قصه درمانی در پژوهش حاضر به کارگیری هشت فن قصه درمانی شامل:

۱- فن بازی با کلمات احساسی [۴۱]

۲- فن قصه گویی با کلمات دارای بار عاطفی مثبت

۳- فن کلمه قصه مرا حدس بزن [۴۲]

۴- قصه درمانی با بهره گرفتن از استعاره ها [۴۳]

۵- قصه درمانی با بهره گرفتن از اشیا[۴۴]

۶- فن مدیریت احساسات در گروه

۷- فن قصه ناتمام

 

۱-۶-۲- متغیر وابسته : اختلال لجبازی – نافرمانی کودک (ODD)

تعریف نظری اختلال لجبازی – نافرمانی : الگوی عودکننده ای از رفتار منفی کارانه ، نافرمانی ، سرکشی و خصم آلود در برابر اشخاص صاحب قدرت می باشد (انجمن روانپزشکی امریکا ، ۱۹۹۴ )

تعریف عملیاتی اختلال لجبازی –نافرمانی : کسب نمره برش(۴ ≤ ) در خرده مقیاس ODD پرسشنامه علائم مرضی کودکان CSI[46]-4  که با فرم مربی سنجیده می شود .

 

 

 

 

فصل دوم

مرور پیشین

 

 

 

 

 

۲-۱- مقدمه

پیشینه نظری حاضر در دو بخش تنظیم گردیده است . بخش نخست  به بحث در مورد ماهیت ، شیوع ، تعریف ، طبقه بندی و دیدگاه های مربوط به اختلال لجبازی – نافرمانی و درمان آن تخصص یافته و در بخش دوم به موضوع قید ، جایگاه و کاربردهای ان در فعالیت های بالینی پرداخته شده است .

[۱]- Mourice

[۲] -Cratochuile

[۳] -Diagnostic And Statistical Manual Disorder (DSM)

[۴] -Haljine

[۵] -Crass

[۶] -Lahey

[۷] -Scourzelli

[۸] -Gold

[۹] -Anna -Freud

[۱۰] -Melanie-Klein

[۱۱] -Kandreth

[۱۲] -Milton-Erikson

[۱۳] -Carlson

[۱۴] -Bettelhim

[۱۵] -Gardner

[۱۶] -Tolan

[۱۷] -Lober

[۱۸] -Arad

[۱۹] -Shapiro

[۲۰] -Ross

[۲۱] -Triezenberg

[۲۲] -Mc.Grath

[۲۳] -Zipes

[۲۴] -Divinyi

[۲۵] -Tampson

[۲۶] -Rodoulf

[۲۷] -Davise

[۲۸] -Heffner

[۲۹] -Kaplan

[۳۰] -Sadock

[۳۱] -Kazdin

[۳۲] -Rink

[۳۳] -Datilu

[۳۴] -Friman

[۳۵]- Crick

[۳۶] -Dodge

[۳۷] -Digeorgy

[۳۸] -Out

[۳۹] -Jangsma

[۴۰] -Chambers

[۴۱] -The Feeling Word Game

[۴۲] -The Guess My Word Story Game

[۴۳] -Therapeutic Metaphor

[۴۴] -Story Telling With Objects

[۴۵] -Oppositional Defiant Disorder

[۴۶] -Children Symptom Inventory