دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

تحقیق درباره فقدان حمایت اجتماعی، دلایل فرسودگی شغلی

2- اختلال در خواب [do_widget id=kl-erq-2]
3)کاهش ظرفیت برای حفظ عملکرد اثر بخشی در مواردی که فرد تحت فشار روانی قرار گرفته است
3)کاهش تحمل ظرفیت برای ناکامی
3- کاهش وزن
4- انعطاف ناپذیری فزاینده فکری (تفکر بسته و غیرقابل انعطاف)
4)افزایش سوء ظن به دیگران
44ـ اختلالهای معدی- روده ای
5) آمادگی بیشتر برای قبول خطر
6) تلاش برای خوددرمانی (با داروها و مواد مخدر)
5- فرسودگی شغلی
ابعاد فرسودگی شغلی:
با توجه به پیشرفت های روز افزون وپیاپی در مدل های تئوری ومطالعات گوناگون تجربی ، دانش تحقیق در مورد فرسودگی شغلی هنوز کامل نشده است. ولی آنچه از پژوهش ها به دست آمده ، مفهومی از فرسودگی شغلی به عنوان “علایم روان شناختی در پاسخ به عوامل بین فردی وپایدار تنش زای محیط کار “تلقی می شود .دکتر ده بزرگی ابعاد اصلی فرسودگی روانی ناشی از کار را موارد زیر می داند:
1-خستگی عاطفی:خستگی عاطفی بعداصلی در فرسودگی شغلی است که حضور آشکارتری در این معضل پیچیده دارد.زمانی که افراد فرسودگی شغلی را در ارتباط با خود با دیگران توضیح می دهند .منظور آنان، بیشتر عامل خستگی است.
خستگی بیشترین مورد گزارش شده در پژوهش ها ونیز بیشترین مورد تجربه شده توسط اشخاص مورد ارزیابی است.هویت مهم عامل خستگی در فرسودگی شغلی ،سبب شده که برخی بر این عقیده شوند که دو جنبه دیگر که در زیر اشاره می شودعامل فرعیوغیرضروری تلقی شوند.هرچند خستگی، تنشهای ناشی از فرسودگی شغلی را منعکس می نمایداما قادر نیست تا موارد انتقاد برانگیز رابطه افراد با کارشان را بیان کند.خستگی عاطفی چیزی نیست که به آسانی آزمایش شودبلکه در احساس و عملکرد فرد به عنوان علامتی برای مقابله با کار بیش از حد ، دیرتر خود را نشان می دهد.وهمین امر سبب می شود تا در خدمات عمومی و بهداشتی ، توانایی فرد در ارائه خدمات کاهش یابد.
2-مسخ شخصیتی وبدبینی:
عاملی است که با نادیده گرفتن توانایی های فرد در ارائه خدمات شغلی ،باعث ایجاد فاصله میان فرد و گیرنده های این خدمات می شود. در نتیجه ناامیدی افزایش می یابد و فرد نسبت به کارش فاصله می گیرد وارتباطش با شغل خود را کاهش می دهد.”سردی روابط”یک واکنش نسبتاسریع به خستگی است و روابطی محکم بیت خستگی و بدبینی و مسخ شخصیتی تلقی می شود.
3-احساس بی فایده بودن وناکارآمدی :
موقعیت و شرایط کاری همراه با نیازهای دایم وخسته کننده، بدبینی با خستگی عاطفی را تحت تاثیر قرار داده واحساس کارآمدی و موثر بودن را از شخص می گیرد.از آنجا که عزت نفس یعنی میزان و چگونگی “احترامی “که برای خود قائلیم و اعتماد به نفس یعنی میزان اعتمادمان به توانایی ها و پتانسیل های خود ، یک محصول تلقی می شوند(محصول ،کار خوب و پرفایده) طی فرسودگی شغلی تا حدزیادی کاهش می یابد.چرا که به واسطه خستگی روانی ناشی از کار ، احساس کارآمدی و فایده مند بودن خود را از دست داده ایم ، بنابراین طبیعی است که عزت نفس و اعتماد به نفس مان نیز کاهش یابد.ترس از آینده (برای مثال ترس از اخراج کاری) و انتقادهای مکرراز سوی افراد بالا دست(برای مثال تحکم انتقادگونه کارفرمانسبت به کارگر) به تخریب هر چه بیشتر عزت نفس و اعتماد به نفس ودر نتیجه کاهش روز افزون احساس “بی فایدگی و ناکار آمدی”منجر خواهد شد.( شریفی،1386).
دلایل فرسودگی شغلی:
علل و عوامل زیادی باعث فرسودگی شغلی می شود که ما را دراینجا فقط از 2 عامل عمده که شامل عوامل محیطی یعنی جائی که فرسودگی شغلی در آنجا ممکن است اتفاق بیفتد. و دیگری عوامل شخصی بدین معنی که چه کسی دچار فرسودگی شغلی می شود.
الف) عوامل محیطی:
فرسودگی شغلی یک تجربه شخصی است که خاص محیط کاری است، تحقیقاتی که بیش از 25 سال انجام شده نشان دهنده ارتباط عمده عوامل محیطی با پدیده فرسودگی شغلی است که البته عوامل محیطی به شرح ذیل می باشند:
1) ویژگیهای شغلی:
نتایج بدست آمده از تحقیقات محققان مبنی بر این است که فرسودگی شغلی نوعی واکنش به فشار است. تجربیات مربوط به حجم کار و فشار زمانی به طور هماهنگ و قوی با فرسودگی شغلی ارتباط دارند بخصوص از بعد تحلیل یا فرسایش. این نتایج بدست آمده از طریق تجربیات خود گزارش دهی در مورد فرسودگی و هم ارزیابی عینی نیازها (مثل تعداد ساعات کار و تعداد مراجعان) تائید شده است و همچنین همبستگی بالای ابهام نقش و تضاد نقش به اثبات رسیده. تضاد نقش وقتی اتفاق می افتد که با تضاد خواسته در شغل روبرو شدیم. در حالی که ابهام نقش وقتی اتفاق می افتد که اطلاعات کافی در مورد چگونگی انجام بهتر کار یا حرفه وجود نداشته باشد. تحلیلی کمی نیازهای شغلی دیگر (مثال تعداد زیاد مراجعان، شدت مشکلات) به تنهایی مورد مطالعه قرار گرفتند، اما همبستگی آنها هم به همین صورت است منابعی که در مطالعات به طور مبسوطی مورد بررسی قرار گرفت حمایت اجتماعی است که با فرسودگی شغلی ارتباط دارد. فقدان حمایت اجتماعی از طرف سرپرست بخصوص مهم است حتی بیشتر از حمایت همکاران مجموع منابع شغلی دیگر کنترل و اطلاعات است فقدان بار خورد به طور هماهنگی با سه جزء تشکیل دهنده فرسودگی شغلی ارتباط دارد. فرسودگی شغلی همچنین در افرادی که مشکلات کمتری در تصمیم گیریها دارند بیشتر است. همچنین مقدار آزادی عمل با فرسودگی شغلی همبستگی دارد، بنابراین هر چقدر ارتباط بیشتر باشد فرسودگی شغلی کمتر است.(شریفی ،1386)
2) ویژگیهای سازمانی:
در حالی که کار یک پرستار با بیماران در یک بیمارستان است و یا کار یک مع لم با دانش آموزان در مدرسه است. بنابراین این مشاغل اغلب در یک سازمان بزرگتر انجام می گیرد که شامل سلسله مراتب، مقررات، منابع و توزیع فضای می باشد. همه این عوامل می تواند تاثیرات دامنه دار و مستمری داشته باشند بخصوص وقتی که توقعات و انتظارات عمده آنها را از عدالت و برابری زیر پا می گذارند. که این مسئله به نوعی بر فرسودگی شغلی تاثیر می گذارد هم چنین شرایط سازمانی به وسیله عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شکل می گیرد. این بدین معنی است که سازمانها دستخوش تغییرات و تحولات زیادی می شوند مثل کوچک شدن، ادغامات که همه اینها تاثیرات مهمی بر زندگی کارمندان سازمانها دارد. همچنین توجه به مسائل رفاهی کارکنان و فرصت دادن به کارکنان در جهت تلاش برای بهتر شدن مهارتهایشان از عوامل مهمی سازمانی هستند که بر فرسودگی شغلی تاثیر دارد.
]]>