خرید و دانلود پایان نامه موسسات آموزش عالی

نمونههای این مطالعه را 15 نفر از دانشمندان محقق، 10 نفر از دانشجویان و فارغالتحصیلان مقطع دکتری و 10 نفر از مدیران تشکیل دادهاند که با روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شده و با استفاده از روش تحقیق کیفی مصاحبه و مفاهیم اصلی موضوع شکل گیری فعالیتهای تجاری، استخراج شده است.
محقق با تأکید بر ابعادی چون نحوه ورود به آزمایشگاههای تحقیقاتی، برنامه هر محقق برای تولیدات علمی خویش و برنامه ارتباط پژوهشگران با شرکاء صنعتی و دیدگاههای آنان در رابطه با تأثیر تجاری شدن بر تحقیق و آموزش، به موارد اصلی مطالعه خود می پردازد. بخشی از نتایج این تحقیق نشان می دهد که : فعالیتهای تجاری تحقیق، در گام نخست به محققین دانشگاهی با درجه بالای علمی پیشنهاد میگردد. حمایت، پذیرش و تشویق به تداوم آن منجر میگردد و سپس در یک فرآیند تقلیدی، گسترش این فرآیند به سایر آزمایشگاههای تحقیقاتی و توسط محققینی با درجه علمی پایینتر صورت میپذیرد. در این زمان روشهای سازمانی جدید، در حمایت و پایداری از دانش تجاری شده صورت میپذیرد و این مرحلهایست که ارزش جدیدی به نام «کارآفرینی دانشگاهی» یا علم کارآفرین به منصّه ظهور رسیده است. این ارزش پیرامون سیاستهای انتقال فناوری، رخ نشان داده و در شکل کلی آموزش و تحقیق دانشگاهی خود را نشان می دهد (Colyvas, 2007).


دومینو و همکاران (2006) نیز در مطالعهای تحت عنوان «نگرانیهای شکل گرفته پیرامون رویکرد بازار محوری در آموزش عالی»، عواملی مهمی که دانشجویان را برای انتخاب یک دانشکده تحت تأثیر قرار میدهد، را مورد بررسی قرار داده است. یک موضوع مهم در موسسات آموزش عالی که بر اساس نگرش بازارگرایی عمل میکنند این است که چه عواملی در انتخاب یک دانشکده از جانب دانشجویان تأثیر خواهد داشت؟ واضح است که عوامل متعددی در این فرآیند دست دارند که برخی از آنها بنیان اقتصادی داشته و برخی نیز غیراقتصادی هستند. هیأت علمی، شهریه، اعانه ها، خوابگاه و بورسیه عوامل اقتصادی و سایر موارد چون موقعیت جغرافیایی و برنامههای ورزشی از عوامل غیراقتصادی به شمار میروند. در این پژوهش نقش عوامل اقتصادی در گزینش دانشکده قویتر بوده و از جمله عوامل مهم در فاصلهگیری دانشجویان از این مکانهای علمی به شمار میرود. محققین در نهایت چنین عنوان می دارند که امید است که این مطالعه با رویکرد جامعی که به عوامل تأثیرگذار مهم در انتخاب دانشجویان از محیط علمی خود دارد، راهنمایی باشد برای برنامهریزی در حوزه آموزش دانشگاهی و دسترسی به خدمات و منابع آموزشی باشد. مارینژ (2005) در مطالعۀ خود با عنوان بررسی بحرانها در جریان فعالیتهای بازاریابی آموزش عالی؛ ضمن معرفی مدل CORD مینویسد: آموزش عالی در جریان فعالیتهای بازاریابی خود با سه بحران مواجه خواهد شد :
1- شکلگیری مقاومتهای جدی جامعه دانشگاهی در برابر ایدههای بازار در دانشگاههای اغلب نقاط جهان
2- شکست آموزش عالی در جدا شدن ساختار جدید تجاری خود از ساختار اولیه و هویت شناخته شده خود، که به تدریج به عدم مشروعیت بازارگرایی در این نهاد ختم خواهد شد.
3- شکست آموزش عالی در تلفیق فلسفه شناختی دانشگاهی و بازارگرایی و در نتیجه نهادی کردن آن، چرا که این مفهوم تنها یک تفکر برگرفته شده از بخش بازرگانی است.
این پژوهش ابتدا به بررسی ضرورتهای فعالیتهای تجاری در دانشگاهها پرداخته و سپس با معرفی سه مانع که حاصل مرور بر مطالعات انجام شده در نقاط مختلفی از دنیا بوده است در پایان با ارائه یک مدل بازاریابی، مبتنی بر برنامه درسی، زیربنایی برای آینده بازاریابی در آموزش عالی تشکیل می دهد. مدل CORD در این مطالعه، تلاشی است برای نمایان ساختن مشکلاتی که بازاریابی در آموزش عالی برای این نهاد به ارمغان خواهد آورد و راهکارهایی که برای مقابله با این مشکلات باید در نظر گرفته شوند (Maringe, 2005).
 
اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند. برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند


کوتینالاتی (2005) در مطالعۀ خود با عنوان آزادی علمی و تجاریسازی دانشگاههای استرالیا با این فرض که در هزارۀ نوین دانشگاهها در محیطی با ویژگیها و ارزشهای مالی به حیات خود ادامه میدهند، تأثیر فعالیتهای تجاری دانشگاهها (ارائه واحدهای مبتنی بر شهریه، تحقیقات مشترک دانشگاه و صنعت و مشاورههای دانشگاهی) را بر آزادی علمی در سه سطح فردی، دانشکدهای و دانشگاهی مورد سنجش قرار داده است. این پژوهش در سه مرحله انجام شده است. مرحله اول مصاحبه عمیق با 20 پاسخدهنده کلیدی (صاحبنظران حوزه علوم اجتماعی). مرحله دوم تدوین پرسشنامه و ارائه آن به 1000 نفر از صاحبنظران حوزه علوم اجتماعی در 13 دانشگاه (4 نوع دانشگاه منتخب). مرحله سوم مصاحبه تکمیلی به منظور شرح و بسط یافتههای حاصل از پرسشنامه. 92% پاسخدهندگان مهمترین اصل آزادی علمی را آزادی در تعریف عنوان پژوهش و متدولوژی آن و نشر آزادانه نتایج تحقیق اظهار کرده اند. کاهش زمان تحقیق و تغییر عنوان تحقیق به دلایل مالی مهمترین پیامدهای تأثیرپذیری از تجاریسازی تحقیق اظهار شده است. همچنین آنان ضمن اظهار رضایت در سطح فردی، از تعدادی از عوارض سیستماتیک حاصل از تجاری شدن به اصول آزادی علمی در سطح دانشکده و دانشگاه اظهار نگرانی کرده اند (Kutinlanti, 2005). تودورویک (2004) در مطالعه ای با عنوان «جهتگیری کارآفرینی در گروههای علمی دانشگاه و میزان بروز فعالیتهای تجاری»، با استفاده از «رویکرد تدوین مقیاس پنج مرحلهای چرچیل»، ابزار گردآوریی طراحی کرده و پس از سنجش اعتبار آن، به اندازهگیری جهتگیری کارآفرینی در گروههای آموزشی دانشگاه پرداخته است. این ابزار به منظور ارزیابی مدلی که در آن ارتباط بین جهتگیری کارآفرینی و فعالیتهای تجاری دانشگاه، مثبت در نظر گرفته شده بود، تدوین شده است. به این منظور ابتدا سازه جهتگیری کارآفرینی در دانشگاهها ، با استفاده از مصاحبه عمیق با 40 نفر از اعضای هیئت علمی چهار دانشگاه در ایالت انتاریوی جنوبی بطور وسیع، شرح داده شده و با استفاده از روشهای «تحلیل عاملی اکتشافی» و مدلسازی معادلات ساختاری به بررسی ماهیت سازه، اندازهگیری ابعاد مربوط به جهتگیری کارآفرینی و برازش مدل پرداخته است. نتایج حاصل از تحلیلهای آماری در این مطالعه نشان می دهد که فرضیههای پژوهش تأیید می شوند و بیانگر این نکته اند که جهتگیری کارآفرینی، یک متغیر مخفی با ابعاد مرتبط با یکدیگر است. به علاوه مقیاس فراهم شده در این پژوهش ابزاری ارزشمند برای مدیران دانشگاهها فراهم مینماید تا سطح هر یک از ابعاد جهتگیری کارآفرینی را در گروههای آموزشی خود را مورد سنجش قرار دهند. نتایج حاصل از این پژوهش را میتوان در موارد ذیل خلاصه نمود :
1- سه بعد اصلی جهتگیری کار، آفرینی در گروههای آموزشی دانشگاه عبارتند از: عدم پایبندی به سنت ، خطرپذیری و «جهتگیری محیط خارجی».
2- این مطالعه امکان درک عمیق «رویکرد قابلیت پویا» را در چارچوب تئوری محوریت منابع فراهم میسازد.
3- کاربرد تئوری محوریت منابع نقش قابلیتهای پویا را در سازمانهای وابسته به بخش دولتی تعیین میکند (Todorovic, 2004).
پژوهشی در استرالیا با عنوان ایجاد سیستمهای مؤثر تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی توسط گروه مشاورهای آلن (2004) انجام گردیده است و عوامل زیر را پیشرانهای اصلی تجاری سازی تحقیقات معرفی کرده است :
چهارچوبهای قانونی داراییهای فکری
ساختارها و سیستمهای مدیریتی تجاری سازی در دانشگاهها
کیفیت تحقیقات انجام شده در دانشگاهها
در دسترس بودن منابع مالی مخاطره پذیر برای مراحل اولیه توسط فناوری
وجود کسب و کارهای محلی با ظرفیت قوی در دریافت فناوری
رفتار مشارکت کنندگان در سیستمهای تجاری سازی تحقیقات گوانزالس واکر (2003) در یک مطالعه کیفی با عنوان : «موسسات آموزش عالی در همکاری با سازمانها : تأثیر بر سیستمهای سازمانی دانشگاه»، اثرات این همکاری ها را بر چهار سیستم سازمانی موسسات آموزش عالی مورد بررسی قرار داده است. این پژوهش مشتمل بر سه مطالعه موردی بوده و در دانشگاههای لوا ، ماساچوست و رود آیلند ایالات متحده آمریکا انجام گرفته است. محقق با استناد به نظرات صاحبنظران مشهور حوزه آموزش عالی چون : کاست و روزنویگ (1972)، اسکات (1981)، بیرنبام (1988) و آلبرشت (1983)، سیستمهای سازمانی موسسات آموزش عالی را به چهار دسته اجتماعی، فناوری، مدیریتی و نهادی تقسیم بندی نموده و به بررسی تأثیرات همکاریهای آموزشی دانشگاه و سازمانهای صنعتی و غیرصنعتی، بر سیستمهای فوق پرداخته است. این مطالعه در یک دوره 18 ماهه و طی دو مرحله انجام گرفته است. برای رسیدن به این هدف در طی مرحله اول 12 مصاحبه تلفنی با افراد آگاه انجام شده و نتایج اخذ شده از آن به وب سایت ای.سی.ال ارسال گردیده است. در مرحله دوم 16 مصاحبه عمیق با مدیران و اعضای دانشکدههایی که ذکر آن شد انجام گردیده و تغییراتی که هر یک از سیستمها را تغییر داده است، طی سوالات باز از شرکت کننده گان خواسته شده است.
لازم به ذکر است که کلیه مؤسسات ذکر شده با سازمانها و به لحاظ اعطای درجه علمی به اعضای آنها همکاری آموزشی داشتهاند. یافتههای حاصل از تحلیل اطلاعات بدست آمده در این رساله دکترا نشان داده شده است که همکاری دانشگاهها با شرکتها، با تغییراتی در سیستم فناوری آنها بوده است و این تغییر در زیرسیستمهای فناوری یعنی استانداردهای آکادمیک، نقش دانشکده، روشهای آموزش بزرگسالان و تسهیلات دانشگاهی، فراو ان بوده و تأثیر آن بر زیرسیستمهایی چون : ارائه خدمات به دانشجویان، برنامه درسی، ارائه خدمات دانشگاهی، کمکهای مالی و اطلاعات قابل ملاحظه است. بعلاوه یافتهها حکایت از آن دارد که سیستم اجتماعی، در یکی از دانشگاههای مورد مطالعه با تغییرات مهمی مواجه شده است. ارزشها و هنجارها در این سیستم سازمانی، به شدت تحت تأثیر این همکاریها قرار گرفتهاند. بروز تغییرات در سایر زیرسیستمهای اجتماعی، مانند : جو اجتماعی، ارتباطات، سیستم پاداش، در دانشگاههای دیگر با تغییرات اندک مواجه شده است. یکی از یافتههای مهم این مطالعه، تأثیرگذاری قابل توجه همکاریهای آموزشی بر زیر سیستم مدیریتی در تمام دانشگاهها بوده است.
در نهایت به 6 بعد تأثیر به عنوان یافتههای مهم تحقیق در جریان همکاریهای دانشگاه و سازمانها به قرار زیر اشاره میشود :
تأثیرات این ارتباط بر دانشکده و مدیریت متفاوت است (تجارب مدیران و اعضاء دانشکده در این رابطه متفاوت است).
نقش دانشکده در حفظ و تداوم این ارتباط حیاتی است.
سیستم مدیریتی با بیشترین تأثیرپذیری، عامل مهم تقویت این ارتباط و در عین حال حفظ استانداردهای دانشگاهی محسوب میگردد.
مدلهای یادگیری بزرگسالان، فلسفه آموزشی برتر در این نوع همکاریها به شمار میرود.
تقویت این ارتباط، تأثیری در استانداردهای آکادمیک ندارد.
6- در مجموع این مطالعه همکاریهای دانشگاه و صنایع را در توسعه، نوآوری و ورود دانشگاه به قلمروهای ناشناخته، مثبت ارزیابی میکند (Gonzales – Walker, 2003).
آلن لاو (2002) در پایان نامه دکتری خود در رشتۀ مدیریت بازرگانی تحت عنوان اختراع، نوآوری و کارآفرینی : تجاری سازی پژوهش دانشگاهی بوسیله شرکتهای مخترع بنیان به بررسی موسسات وابسته به دانشگاهها به منظور درک تأسیس شرکتهای تجاری توسط مخترعان دانشگاهی می پردازد و نقش و تجربۀ اینگونه شرکتها در توسعه و تجاری شدن فناوریها را مورد ارزیابی قرار می دهد. این محقق برخی از مؤسسات داخل و وابسته به 9 پردیس دانشگاه کالیفرنیا به همراه مؤسسات دیگری که مخترعان این دانشگاه شخصاً بیرون از این دانشگاه تأسیس و توسعه دادهاند را مورد مطالعه قرار داده است. در این تحقیق دو عامل بی ثباتی فناوری و دانش ضمنی شخصی مخترعان، مهمترین عوامل تأسیس شرکت توسط مخترعان شناسایی شده است. بنابراین هدف این پژوهش بطور خاص مطالعۀ شرکتهای مخترع بنیان بوده است. برای این کار پژوهشگر در سه بخش مطالعات موردی، تحلیل آماری و بررسی مدلهای نظری به تحلیل پرداخته است.
در مطالعات موردی 10 شرکت مخترع بنیان بررسی شده است و نتیجه آن مشخّص شدن یافتههای مرتبط با نقش ویژه مخترعان در توسعۀ فناوری و همچنین تجارب علمی این مؤسسات در مقایسه با آئین رسمی عقلی دربارۀ مؤسسات دانشگاه بنیان است. مطالعات موردی علاوه بر نشان دادن جایگاه عقلانیت و ارزیابی سرمایۀ ریسک پذیر در مؤسسههای دانشگاه بنیان به این نتیجه رسیده است که دانش ضمنی مخترعان «دانش چگونگی» نقش مهمّی در توسعه فناوری داشته است. سرانجام اینکه مخترعان دانشگاهی در رشتههای الکترونیک و مدارهای نیمه رسانا بر خلاف رشتههای داروسازی و بیو فناوری، در همان سالهای اول نتایج تحقیقات را به سمت آزمایشگاههایی دارای شخصیت حقوقی سوق دادهاند.
مطالعه دوم نیز سؤال مشابهی داشته است : چرا مخترعان دانشگاه شرکت تجاری (سودآور) تأسیس میکنند؟ محقق برای پاسخ به این سؤال به بررسی مؤسسات ایجاد شده توسط دانشگاه کالیفرنیا و فارغ التحصیلان آن می پردازد. پژوهشگر با تحلیل توصیفی مطالعه اول، به بررسی تجربی دو منبع نا متقارنی اطلاعات و عدم قطعیت فناوری و دانش ضمنی پرداخته و به این نتیجه رسیده که این ویژگیها احتمال ثبت و تأسیس موسسههای مخترع محور را افزایش میدهند.
و در آخر مطالعه سوّم به بررسی مدلهای نظری پرداخته که در آن برای تعیین نقش دانش ضمنی در یک ارتباط قراردادی با جزئیات مهم، مخترعان میتوانند با کار خود پاداشهای اقتصادی بدست آورند و این دو عامل با یکدیگر ارتباط دارند. دانشمندان تشخیص دادهاند که در بسیاری از رشتهها دانش مخترعان در توسعه و موفقّیت یک نوآوری نقش حیاتی داشته و دارایی عقلانی نقش دوم را ایفا می کند. تبدیل دانش ضمنی نیازمند تلاشهای قابل ملاحظه بعد از ثبت اختراع است. مدل ارائه شده در این قسمت با استفاده از ویژگیهای ثبت اختراع دانشگاهی ترسیم شده ولی در ادامه یک]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *