دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

خودپنداره و عزت نفس، مراقبتهای بهداشتی

[do_widget id=kl-erq-2]

تحقیقات نشان میدهد که تصویر بدنی منفی از خود در سلامت عمومی و عزت نفس انسان تاثیر مخربی دارد و موجب کاهش فعالیت و مشارکت اجتماعی و در نهایت افسردگی و انزوای اجتماعی می شود.
در کشور ما آمار بالای انواع جراحی های زیبایی شامل جراحی بینی، جوان سازی پوست، لیپوساکشن، لیپولیز، صاف کردن شکم ، انواع تزریقات زیبایی و … که در بسیاری موارد، دیگر اختصاص به خانم ها ندارد،  توجه پسران جوان به تقویت عضلات بدن برای افزایش جذابیت جنسی، میزان بالای تولید، ورود و استفاده از لوازم آرایشی و پیروی از دنیای مد به روشنی از غلبه الگوهای تعریف شده غربی از زیبایی-که گاه با ویژگی های نژادی ما موافقت ندارد- و سطح پایین رضایت مردم از ظاهر و بدن آن ها خبر می دهد. (شکوری، 1391)
براون، کش و میکولا (1990) معتقدند تصور از بدن به درجه رضایت و نارضایتی مردم از ظاهر بدن بر میگردد.
کش (2002) تصور از بدن را به احساسات شخصی در رابطه با بدن و ظاهر فیزیکی مربوط میداند. بحث در رابطه با تصور از بدن بیشتر به سمت بررسی نارضایتی از بدن پیش رفته است. این نارضایتی در بین جوانان و نوجوانان بسیار بیشتر است. (هوانگ و نورمن و زابینسکی1 ، 2007)
نارضایتی از بدن و ارزیابی منفی ذهنی فرد از چهره و اعضای بدن خویش، منجر به ناسازگاری روانی در تمام طول عمر فرد میگردد. (مارکویتز و فریدمن2، 2008)
افرادی که از بدن خود ناراضی هستند، امکان دارد لباس هایی بخرند و یا بپوشند که قسمتهای ناخوشایند را پوشانده و یا بر قسمتهای خاصی تأکید داشته باشد. این نوع از پوشش به فرد کمک میکند تا خودپندارهی خود را در راستای تصویر بدنی ایده آل سوق دهد. همچنین ممکن است از رژیم غذایی نیز به عنوان ابزاری برای کسب تصویر بدنی مطلوب و نزدیک به تصویر بدنی ایده آل، استفاده شود. (روبینسون، 2003)
دامنه تصویر بدنی و نگرانی از آن تا به آنجا گسترش یافته است که مشغله ذهنی بسیاری از افراد، به خصوص جوانان گردیده و روزانه زمان و هزینه زیادی صرف تفکر و تغییرات ظاهری در بدن میشود (گرین و پریچارد، 2003)
وقتی که فرد تجربهی ارزیابی منفی یا مسخره شدن توسط دیگران داشته باشد، یک تصویر بدنی منفی در او شکل میگیرد که همانند یک طرحواره عمل میکند. رویدادهای برانگیزاننده خاص، مانند موقعیتهایی که فرد مجبور است بدن خود را در معرض دید دیگران قرار دهد، این گونه طرحوارهها را فعال میسازد. این مسأله به نوبهی خود سبب مراقبت مفرط، تفسیر منفی رفتار دیگران، رفتار اجتنابی، تلاش برای پوشانیدن و مخفی کردن بدن خود، اطمینان جویی و اعمال جبرانی میشود. این گونه رفتارها زمینه ایجاد تجارب شناختی و عاطفی منفی دربارهی بدشکلی بدن و نگرانی در این مورد را فراهم میکند. این مسأله سبب تداوم و وخیمتر شدن نگرانی شده و شرایط شکلگیری اختلال روانی را فراهم میآورد و در نتیجه تأثیرات نامطلوبی بر جنبههای مختلف زندگی فرد میگذارد. (محمدی و سجادی نژاد، 1386)
این امر به گونهای است که این افراد ساعتها در مورد تصور بدنی خود فکر میکنند و با تغییر در آرایش و پوشیدن لباسهای متنوع و قرار گرفتن در وضعیتهای خاص سعی در پوشاندن نقائص ظاهری خود دارند که بیشتر زائیده تصور ذهنی آنان از بدنشان است. (اسکلافانی1، 2003)
به نظر میرسد رضایت از تصویر بدنی در بین جوانان، مستلزم رضایت از 5 عامل بدنی باشد. 1- تناسب اندام 2- زیبایی ظاهری 3- سلامت بدنی 4- پاکیزگی و بهداشت و زیبایی پوست و مو 5- توانایی کنترل وزن. (مارش2، 2000)
و نارضایتی از این تصویر بدنی پیامدهایی چون اضطراب، افسردگی، انزوای اجتماعی، اختلالات روانی، تضعیف خودپنداره و عزت نفس را در پی خواهند داشت. (برونل3،1991)
از نظر الکساندرمات و لامسون (2004) تصویر بدنی به عنوان یک ساختار چندبعدی قابل تغییر است. مطالعات گسترده در چند سال اخیر روی تصویر بدنی این توافق را در بین عده زیادی از محققان به وجود آورده که تصویر بدنی مسألهای چند بعدی بوده و در برگیرنده مؤلفه های ادراکی، نگرشی و رفتاری است.
توجه به بدن به عنوان یک رسانه و توجه به زیبایی و موزون بودن آن امر جدیدی است که متأثر از پذیرش ارزشهای فرهنگی جوامع دیگر و به ویژه جوامع غربی توسط بخش هایی از جامعه به خصوص جوانان و در این میان زنان و دختران جوان است. ارزش هایی همچون لاغری، موزون بودن و مانند آنها در جامعه جوان ما در حال گسترش است. این گسترش با خود پیامدهای مثبت و منفی فراوانی دارد. عمده نگرانی های موجود، در مورد آثار منفی آن است. ایجاد نگرانی از بابت چاقی و یا نداشت اندامی موزون، بدشکل، نازیبا و مانند آنها که محتوای تعاریف آنها نیز دستخوش دگرگونی شده، موجب نگرانی جوانان از بابت عدم پذیرش اجتماعی – دست کم در میان گروههای همسالان و مانند آنها- میشود. (جواجه نوری، روحانی و هاشمی، 1390)
این نارضایتیها و نگرانیهای نشئت گرفته از تصور از بدن، مشکلات زیادی را برای زنان و دختران جوان همچون جراحیهای زیبایی، تاتو، لیپوساکشن و غیره ایجاد کرده و منجر به افزایش رژیمهای غذایی سختگیرانه و بدون نظارت پزشک، بینظمی تغذیه، لاغری بیش از حد و مانند آن در میان آنان میشود. (خواجه نوری و مقدس، 1388)
داشتن تصویری مثبت از بدن در میان دختران جوان، تبدیل به مهمترین نگرانیها و دلمشغولیها شده است. (ذکایی و فرزانه، 1387)
از نظر سندز (2001)، تصویر بدنی بر اساس یک ساختار چند وجهی مفهوم سازی میشود. در واقع تصویر بدنی مفهوم پیچیدهای است که در بردارنده عوامل بیولوژیکی روانشناسی درونی و عوامل اجتماعی خارجی است. ترکیب ارزیابیهای ادراکی و نگرشی و رفتاری به تصویر بدنی، عوامل پیش بینی کننده بهتری برای اختلالات مربوط به تصویر بدنی، تلاش برای لاغر شدن و اختلالات تغذیهای نسبت به هر کدام از ارزیابیها به تنهایی خواهد بود.
یکی از ویژگیهای تصویر بدنی، تصویری است که فرد از اندام خود به عنوان چق، لاغر، کوتاه قد یا بلند قد بودن دارد. این ویژگی «شاخص حجم بدنی» نام دارد که از اندازه گیری قد در مقیاس متر و وزن در مقیاس کیلوگرم حاصل میشود. (روزنیلام و لوئیس1، 2000)
خودپنداره نظام پویایی است از اعتقادات، ارزشها، رغبتها، استعدادها و تواناییهای فرد در ارتباط با دیگران است. این عوامل از تعیین کنندههای مسیر زندگی فرد هستند. و ارزیابی فرد از خود را شامل میشوند این ارزیابی شامل ارزیابیهای ذهنی فرد از خودش است که ممکن است منفی یا مثبت باشد. هرچه پذیرش خود بیشتر باشد اعتماد به نفس او در روابط اجتماعی بالا میرود و برعکس.اگر پذیرش خود کم باشد منعکس کنندهی بیارزشی، بیلیاقتی و ناتوانی خود است (بونگ و اسکالویک2، 2003). زنانی که از خود ناراضی هستند و تصویر بدنی مطلوبی ندارند قسمتهایی از بدن خود را پنهان میکنند و به جراحیهای پلاستیک روی میآورند، رژیم غذایی را نیز ممکن است به عنوان ابزاری برای کسب تصویر بدنی مطلوب و نزدیک به تصویر بدنی ایده آل استفاده کنند (رابینسون3،2003). تصویر بدنی یکی از جنبههای خودپنداره است یعنی ادراک کلی از چیزی که هستیم (کیسر4، 1997). تصویر بدنی و پذیرش خود و عزت نفس به عنوان جنبههای مهم خودپنداره بررسی میشوند (رابینسون، 2003).
رضایت از بدن زمانی بدست میآید که فرد قسمتهایی از بدن خود را که با معیارهای ایده آل جامعه برای زیبایی، ناهمسان است تغییر میدهد و سپس بدن خویش را با این ایده آل مقایسه میکند. وقتی تفاوت بین بدن ایدهآل و بدن واقعی فرد زیاد باشد، احساس رضایت از بدن کمتر میشود (رابینسون؛ 2003). بین تغییر ظاهر بدنی و متغیرهای روانشناختی و اجتماعی رابطه وجود دارد (آزاد ارمکی و چاوشیان، 1381).
انواع نماهای ظاهری و کردارهای بدنی اهمیت یافتهاند. مدهای لباس و گروههایی که بر افراد فشار وارد میکنند و امکانات اقتصادی و اجتماعی و سطح طبقاتی افراد را به سوی این تغییرات میکشانند (گیدنز1، 1387).
دستکاری در نمای ظاهری بدن رواج یافته است. بدن دیگر نه فقط از بعد زیست شناختی، بلکه به عنوان محصولی اجتماعی و روان شناختی مورد توجه قرار گرفته است (حقگوی پشکه، 1386).
براین اساس تغییر در ظاهر به معنای تغییر ویژگی های ظاهری بدن گسترش یافته است. به وسیلهی معرفهای کنترل وزن (از طریق ورزش، رژیم غذایی و دارو)، دستکاری پزشکی (جراحی بینی و پلاستیک) و میزان اهمیت دادن به مراقبتهای بهداشتی و آرایشی (استحمام روزانه، آرایش مو، آرایش یا اصلاح صورت، استفاده از عطر و آرایش ناخن) به یک شاخص تجملی تبدیل شده است (آزاد ارمکی، چاوشیان، 1381). دستکاری ظاهر و هم چنین پوشش ممکن است باعث ارزیابی مطلوب و مساعد از سوی دیگران شود و در نتیجه خودپنداره شخص تقویت میشود (کیسر، 1997).
]]>