دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

دانلود مقاله با موضوع نسبت به عمل، دنیا و آخرت

قاسیا…و عیناعن البکاء من خوفک جامده» :«پروردگارا، به تو شکایت می برم از دلی که سخت باشد و به دست وسوسه افتد و از چشمی که از خوف تو اشک نریزد».(قمی،1387،دعای خمس عشر، 380).هم چنین ایشان در دعای ابوحمزه ثمالی می فرماید:«و اعنی بالبکاء علی نفسی»:«مرا به گریه به حال خود یاری کن».(قمی،1387،دعای ابوحمزه ثمالی،317). [do_widget id=kl-erq-2]
باز در دعا می خوانیم:«واغرس اللهم بعظمتک فی شرب جنانی ینابیع الخشوع و اجر اللهم لهیبتک من آماقی زفرات الدموع»:«خدایا به عظمت خودت در آبگیر دلم سرچشمه های خشوع را بجوشان و خدایا به هیبت خودت از گوشه های دیده ام،اشکهای سوزان را روا دار».(همان،دعای صباح،98).
2-5- دعای معصومین در حق گریه کنندگان خود
امام سجاد(ع) می فرمایند:«أیُِِِمامومن ذرفت عیناه حتی تسیل علی خده فیما مسنا من الأذی من عدونا فی الدنیا بوأه الله منزل صدق»:«هرمؤمنی که به خاطر آزاری که در دنیااز سوی دشمنان به مارسیده اشک بریزد ، تا آنجا که بر گونه اش سرازیر شود ، خدای تعالی او را در مقام صدیقین جای دهد».(ابن طاووس،1386،26). امام صادق(ع) می فرمایند:« من ذکرنا عنده ففاضت عیناه و لو مثل جناح الذبابه، غفر الله له ذنوبه و لو کانت مثل زبد البحر»:«کسی که پیش او مصائب ما را یاد کنند، اگرچه دیدگانش به اندازه بال مگسی اشک بریزد، خداوند گناهانش را هر چند مانند کف دریاباشد، بیامرزد».(همان).
در اینجا ممکن است یک سؤال پیش آید و آن اینکه: توصیه خداوند به گریه و گریه در مقابل خنده چه معنی دارد؟ و چرا خنده موجب قرب نمی شود و گریه موجب قرب می شود؟ در پاسخ گفته شده است که: وقتی که انسان می خندد که مسبوق به یک سرور و خوشحالی است، تعلقش به جهان بیشتر می شود. غالبا مواردی که موجب خوشحالی می شود خبرهایی است که نفعی عاید انسان از این عالم می شود. هر چه نفع بیشتری به او رسد، دلبستگیش به این عالم بیشتر می شود، و هر چه دلبستگی بیشتر گردد، انسان از خداوند دورتر می شود. انسان همان جایی است که دلش آنجاست. خنده مظهر شادیها و تعلقات این جهانی است. اینکه روانشناسان این را می گویند، بیشتر این جهانی فکر می کنند. اما در گریه، یک ناامیدی از این جهان است. انسان وقتی گریه می کند که از چیزی بریده شده باشد. خبر ناگوار، خبر سخت یک ضرر، … غالبا گریه جاهایی است که یک ناگواری و ناهمواری در کار باشد. یعنی یک قطع تعلق . وقتی که تعلق قطع شد، دیگر خلا نیست که جایش را بگیرد. و خلا در عالم و روح انسان محال است. بنابراین گریه مظهر و سمبل قطع تعلق از این دنیاست. هر چه گریه بیشتر باشد، یعنی تعلقات از این جهان کمتر می شود و هر چه تعلقات کمتر باشد، قرب به حق تعالی بیشتر می شود. پس گریه و خنده معمولی مراد نیست، بلکه این انبساط قلب است که در واقع درهای رحمت را باز می کند.(ابراهیم دینانیwww.azha.ir ).
2-6- تأکید برتباکی
در دین مبین اسلام به کسانی که نمی توانند بگریند،تاکید شده است که تباکی کنند و خود را به حالت گریان در آورند. رسول خدا(ص) می فرماید:«… من تباکی فله الجنه»:«هر کس که تباکی کند، بهشت برای اوست».(مجلسی،1403،ج44،288).
2-7- زمینه های گریه
دیده انسان اگر چه در ظاهر فقط به یک صورت،آن هم گریستن،واکنش عاطفی از خود بروز می دهد، ولی عوامل جاری شدن اشک گوناگون است. گاهی شوق و گاهی طلب حاجت و گاهی پشیمانی از گناه و هنگامی شرمندگی نسبت به عمل و در پاره ای اوقات احساس کمبود و نقصان و در مواقع دیگر ترس از عذاب و گاهی عظمت محضر و خشیت از مقام جلال الهی ، سرشک از دیدگان جاری می سازد. لسان الغیب می گوید:
اشک حرم نشین نهانخانه مرا زان سوی هفت پربازار می کشی(حافظ،غزل567).
2-7-1- شناخت و دانش
علم و دانش زمینه ساز گریه اهل علم هنگام شنیدن حقایق می شود.خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:« قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا یُتْلى‏ عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً * وَ یَقُولُونَ سُبْحانَ رَبِّنا إِنْ کانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولاً *وَ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ یَبْکُونَ وَ یَزِیدُهُمْ خُشُوعاً»،(إسراء/ 107–109)،« بگو: چه شما ایمان بیاورید،و چه نیاورید، آنها که پیش از این علم و دانش به آنان داده شده هنگامى که (این آیات) بر آنها خوانده مى‏شود به خاک مى‏افتند و سجده مى‏کنند*و مى‏گویند منزه است پروردگار ما که وعده‏هایش قطعا انجام شدنى است*آنها (بى اختیار) به زمین مى‏افتند (و سجده مى‏کنند) و اشک مى‏ریزند و هر زمان خشوعشان فزونتر مى‏شود».
آیه براى درهم شکستن غرور مخالفان نادان مى‏گوید:« میخواهید ایمان بیاورید، میخواهید نیاورید، آنها که پیش از این علم و دانش به آنها داده شده است هنگامى که قرآن بر آنان خوانده مى‏شود با تمام صورت بخاک مى‏افتندو سر تسلیم در برابر آن فرود مى‏آورند».
منظور از«الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ» جمعى از دانشمندان یهود و نصارا است که پس از شنیدن آیات قرآن و مشاهده نشانه‏هایى که در تورات و انجیل خوانده بودند ایمان آوردند، و در صف مؤمنان راستین قرار گرفتند، و جزء دانشمندان اسلام شدند.
همچنین استفاده از فعل مضارع”یبکون” دلیل بر ادامه گریه‏هاى عاشقانه آنها است.(مکارم،1374،ج12،320).
و سر به سجده مى‏گذارند، در حالى که از ترس تقصیر در عبادت و از شوق ثواب و از بیم عقاب، اشک مى‏ریزند.(طبرسی،1372،ج6،689). بعضی این سجده را سجده علماء گفته اند، که یکی از اکابر فرموده : هر که او را علمی باشد، و آن علم وی را به گریه نیاورد، علم وی را نافع نباشد بلکه سبب ضرر او باشد.(کاشانی، 1336،ج5،314).
در آیات دیگرى از قرآن نیز خداوند از اهل علم یاد کرده است.مانند:« لَیْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ أُمَّهٌ قائِمَهٌ یَتْلُونَ آیاتِ اللَّهِ آناءَ اللَّیْلِ وَ هُمْ یَسْجُدُونَ »، (آل عمران/113)،« آنها همه یکسان نیستند، از اهل کتاب جمعیتى هستند که قیام (به حق و ایمان) مى‏کنند و پیوسته در اوقات شب آیات خدا را مى‏خوانند در حالى که سجده مى‏نمایند ».
خداوند در این آیه به ارزش علم، عمل، تداوم، نشاط و عشق و جهت داشتن اشاره کرده است. با کلمه«یَتْلُونَ» به علم، با کلمه «یَسْجُدُونَ» به عمل، با عبارت «آناءَ اللَّیْلِ» به تداوم و با کلمه «قائِمَهٌ» به عشق و نشاط و با عبارت «آیاتِ اللَّهِ» به جهت اشاره کرده است.(قرائتی،1383،ج2،133).
هر چه معرفت انسان نسبت به حقایق هستی بیشتر شود، ارزش اخلاقی و عملی در زندگی او، جایگاه بیشتری می یابد و جان از لطافت بیشتری برخوردار می گردد. گریه های اولیای الهی و در رأس آنان خاتم انبیا، ریشه در علم آنها دارد. چنان که در اندرزهای پیامبر(ص) آمده است:« یا أباذر، من اوتی من العلم ما لا یبکیه، لحقیقُِِ أن یکون قد اوتی علما لا ینفعه …»:«ای ابوذر، به هر کس علمی داده شده باشد که او را نمی گریاند، بی گمان، علمی ناسودمند به او داده شده است…».(مجلسی ،1403،ج77،79).
ناگفته نماند علم و معرفتی که بدان توصیه می شود و صاحبان آن را اهل سوز و اشک معرفی می کند ، علم رسمی و معرفت نظری نیست؛ بلکه علم و معرفت دیگر است. و گرنه چه بسا عالمان و عارفانی که از علم رسمی و عرفان نظری در حد بالا برخوردار بوده اند و هستند؛ لیکن این خصوصیات را نداشته و ندارند. به هر حال سوز دل و گریه، همراه با صورت بر خاک فقر نهادن، از خصوصیات عارفان و عالمان بالله است.
2-7-2- ایمان
ایمان افراد نسبت به موضوعی عاملی مهم در گریستن است. خداوند در قرآن کریم، از کسانی یاد می کند که به محض شنیدن آیات الهی، اشک شوق ریخته و ایمان خود را اظهار کردند.«وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرى‏ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنا آمَنَّا فَاکْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِین‏»(مائده/83)،« و هر زمان آیاتى را که بر پیامبر نازل شده بشنوند چشمهاى آنها را مى‏بینى که (از شوق) اشک مى‏ریزد بخاطر حقیقتى را که دریافته‏اند، آنها مى‏گویند: پروردگارا ایمان آوردیم، ما را با گواهان(و شاهدان حق) بنویس ».
آنها بقدرى تحت تاثیر آیات تکان دهنده این کتاب آسمانى قرار مى‏گرفتند که مى‏گفتند:”چگونه ممکن است ما به خداوند یگانه و حقایقى که از طرف او آمده است ایمان نیاوریم در حالى که انتظار داریم ما را در زمره جمعیت صالحان قرار دهد”.(مکارم،1374،ج5،56). این به دلیل رقت قلبشان و شدت خشیتشان و سرعتشان در قبول حق و عدم روی گردانی از حقایق است.(آلوسی،1415،ج4،5). هم چنین در تفسیر آیه آمده است که : معنای آن این است که چشم از اشک پر می شود تا اینکه جاری می گردد و در وصف آنان به بکاء مبالغه صورت گرفته است.(زمخشری،1407،ج1،670).
در مقابل این گروه خداوند از کسانی یاد می کند که غفلت و سرگرم شدن به دنیا باعث شد که به قیامت و اخبار مربوط به آن ایمان نیاورند.و این عدم ایمان آنان به حقیقت قیامت و ورود به آتش سوزان جهنم، زمینه ساز گریه های طولانی برای ایشان در دنیا و آخرت است.قرآن کریم می فرماید:« فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ وَ کَرِهُوا أَنْ یُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ قالُوا لا تَنْفِرُوا فِی الْحَرِّ قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ کانُوا یَفْقَهُونَ*فَلْیَضْحَکُوا قَلِیلاً وَ لْیَبْکُوا کَثِیراً جَزاءً بِما کانُوا یَکْسِبُونَ»،(توبه/81و82)،« تخلف‏جویان(از جنگ تبوک)از مخالفت با رسول خدا (ص) خوشحال شدند و کراهت داشتند که با اموال و جانهاى خود در راه خدا جهاد کنند و (به یکدیگر و به مومنان) گفتند در این گرما حرکت (به سوى میدان) نکنید، به آنها بگو آتش دوزخ از این هم گرمتر است اگر بفهمند *آنها باید کمتر بخندند و بسیار بگریند، این جزاى کارهایى است که انجام مى‏دادند».
]]>