دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

دانلود مقاله با موضوع کودک و نوجوان، تربیت اجتماعی

[do_widget id=kl-erq-2]

2. تفریح و سرگرمی، یعنی ایجاد انبساط خاطر و سرور و رضایت در دوران و عواطف و احساس.
3. توسعه و رشد انسانی و امکان تخصیص دادن قسمتی از زمان آزاد برای بالا بردن سطح معلومات، مشارکت آزاد اجتماعی و پرورش استعدادها. در هر صورت زمان برای انسان آن قدر کوتاه هست که گذران اوقات فراغت باید برایش توجیه عقلانی داشته باشد و موجب تعالی و سعادت وی می گردد. کار طولانی و زمان کوتاه است.چنین است سرنوشت غم انگیز تمام مردان بزرگ(فکوهی:1390، 137).
4-5-اصول حاکم بر گذراندن اوقات فراغت
در مورد چگونگی گذران اوقات فراغت باید به تعدادی از قواعد کلی تحت عنوان اصول حاکم بر گذران اوقات فراغت توجه داشت این اصول در مورد همه فعالیت هایی که در اوقات فراغت انجام می گیرد صادق است:
4-5-1-تقلیل برنامه و کنترل و افزایش نظارت
مربیان اهداف تربیتی خود را از طریق سه عامل: برنامه، کنترل و نظارت جامه عمل می پوشانند. برنامه طرحی است برای استفاده از وقت و از دو جزء قالب و محتوا تشکیل می شود. برای اعمال برنامه، کنترل ضروری است. صرف داشتن برنامه نمی تواند ما را به هدف خود برساند بلکه باید بر اجرای برنامه نیز تأکید داشته باشیم تلاش مربی برای انجام برنامه کنترل نامیده می شود. مقصود از نظارت، مطلع بودن مربی از برنامه ها است. در هنگام فراغت نباید برنامه آن هم به شکل غیرمنعطف از میان برداشته شود. برنامه غیرمنعطف برنامه ای است که دانش آموز ناگزیر از اجرای بی چون و چرای آن است. چنین برنامه ای نباید در طول اوقات فراغت بر فرد اعمال شود. برنامه هایی که در پایگاههای تابستانی ارائه می شود به شکل نیمه منعطف است در این پایگاهها در روزها و ساعات معینی فعالیت انجام می گیرد. برنامه منعطف برنامه است که در آن قالب و محتوا در اختیار دانش آموز قرار داده می شود و خود او برای خود برنامه ای می ریزد که در آهن هم ساعات فعالیت و هم نوع فعالیت به انتخاب خودش تعیین می شود. با این توصیف اوقات فراغت برنامه تا منعطف باید تعطیل و برنامه ها به دو صورت نیمه منعطف و منعطف به دانش آموز عرضه شود. برای اعمال نظارت یعنی مطلع بودن از اعمال و رفتارهای کودک و نوجوان همراهی پدر و مادر و یا لااقل یکی از آنها با او الزامی است. از این رو به عنوان یک اصل می گوییم که در اوقات فراغت برنامه و اعمال آن را کاهش دهید لکن نظارت را نه تنها تقلیل ندهید بلکه افزایش نیز بدهید و در هر زمان بدانید که فرزندتان کجاست، چه می کند و با چه کسی همراه است(توسلی: 1385، 129).
4-5-2-نظارت با هدف درونی کردن آن
ما با نظارت مستمر خود نمی خواهیم به فرزندان خود نشان دهیم که او خود نمی تواند بر خودش نظارت داشته باشد و این ما هستیم که باید بر او نظارت کنیم بلکه هدف از این نظارت این است که ضمن کسب اطلاع مستمر در مورد فرزندمان هر کجا که احساس کردیم موقعیت مناسبی است به او چگونگی نظارت کردن بر خویش را بیاموزیم. به او بیاموزیم که مراقبت از خویش را بر عهده بگیرد و آن را گسترش دهد. بنابراین برای اعمال نظارت صحیح بهتر است کم بگوییم و زیاد بشنویم(چاوشیان:1393، 72).
4-5-3-حفظ سازندگی و اجتناب از فساد و تخریب
همه می دانیم که اوقات فراغت ضمن آنکه می تواند بسیار سازنده باشد ممکن است جنبه تخریبی نیز داشته باشد. اهداف سازنده اوقات فراغت که پیش از این اشاره کردیم در صورتی که این اهداف تحقق پیدا نکند ممکن است پی آمدهای نادرستی از قبیل فاصله گرفتن از برنامه های تربیتی، عادت به تنبیلی و تن پروری و احیاناً کشیده شدن به طرف ولگردی، ولگویی و یا فساد داشته باشد. اگر اوقات فراغت به درستی مورد بهره برداری قرار نگیرد چنین پی آمدهایی بعضاً اجتناب ناپذیر است(گوشبر:1392، 89).
4-5-4-استفاده بهینه از همه امکانات
وقتی صحبت از اوقات فراغت می شود تأکید بر نداشتن امکانات و یا حتی استفاده تک بعدی از همه امکاناتی چون پول، نه تنها نشانگر استفاده صحیح از اوقات فراغت نیست بلکه نشانگر بسته بودن فکر در مواجهه با این زمان است. پول هرچند که لازمه زندگی است لکن فکر و اندیشه بسیار مهمتر و اساسی تر از آن است. امکانات حقیقی فکری است که در اذهان ماست و خداوند آن را بی دریغ به انسان ارزانی داشته است(چاوشیان:پیشین، 72).
4-5-5-جبران کاستی ها
اوقات فراغت برای جبران کمبودهایی است که در طول سال تحصیلی و به هنگام اجرای برنامه آموزشی بوجود آمده اند. تعطیلات تابستان فرصتی است برای جبران برخی از کاستی ها، مداخله دادن دانش آموز در کارهای اجتماعی از جمله خرید کردن، برنامه ریزی برای سفر و اجرای آن و نیز رفتن به موزه ها، پارک ها و… می تواند ضمن آشنایی با چیزهای گوناگون، موجب تربیت اجتماعی فرزندان شود. خلاصه آن که در استفاده از اوقات فراغت لازم است کارهایی را انجام دهیم که در طول سال تحصیلی کمتر فرصت پرداختن به آنها را داریم(ساروخانی:1394، 64).
4-6-نظریات اوقات فراغت
از آنجا که مفهوم فراغت داراى معانى متعدد اسـت ، جا دارد پیش از طرح برخى از نظریه هاى مهم مربوط به آن، خود این مفهوم را مورد واکاوى قرار دهیم . فراغت را گاه در معناى زمان آزاد به کار برده اند و گاه به معناى فعالیتى آزادانه و دلخواه در نظر گرفته اند. دومازیه با توجه به گوناگونى معناى فراغت و فعالیت هاى فراغتى، سه کارکرد براى اوقات فراغت برشمرده است :
الف . اولین هدف و کارکرد اوقات فراغت ، استراحت و رفع خستگى است. فراغت این فرصت را به آدمى مى دهد که خستگى کار را از تن خود بیرون کند، زیرا این خستگى مطابق آهنگ طبیعى زیست شناسانه انسان بـه وى تحمیل مى شود.
ب. کارکرد دیگر اوقات فراغت، تفریح و سرگرمى است. تفریح، دنیایى تازه-چه واقعى و چه خیالى -در برابر آدمى مى گشاید که آدمى مى تواند از خستگى روزانه ناشى از انجام یک رشته فعالیت محدود و تکرارى به سوى آن فرار کند.
ج) فراغت به فرد امکان رشد و خودشکوفایى مى دهد و براى فرد فرصتى فراهم مى کند تا کارهاى تکرارى را که از سوى نهادهاى اجتماعى بروى تحمیل مى شود،پشت سر گذارد و به حوزه اى پانهد که در آن نیروهاى آفریننده اش، آزادانه بتوانند با ارزش هاى مسلط تمدنش به مخالفت برخیزند یا آنها را تقویت کنند. فراغتى که نتواند این سه کارکرد را در هرزمان فراهم کند، فراغتى است که در جامعه امروزین از حیث نیازهاى شخصیت انـسان نـاقص تلقى مى شود(دومازیه:1352، 19).
علاوه برکارکردهاى یادشده، یکى از مهم ترین کارکردهاى اوقات فراغت را رشد «فکرى و فرهنگى» دانسته اند. کارکرد فکرى و فرهنگى، تنها کارکردى است که با تمام کارکردهاى دیگر اوقات فراغت، رابطه متقابل و نزدیک و تفکیک ناپذیر دارد(کوهستانى و خلیل زاده: 1389، 78).
4-6-1-فراغت از دیدگاه تورستان وبلن
تورستان وبلن را مى توان پیشگام نظریه پردازى اوقات فراغت دانست . از نظر وى حرمت نفس بازتاب حرمتى است که دیگران براى انسان قائل مى شوند. بنابراین اگر شخص به دلیل عدم توفیق در کوشش هاى رقابت آمیز مورد پسند جامعه، چنین حرمتى را به دست نیاورد، از فقدان حرکت نفس رنج خواهد برد. بنابراین انگیزۀ تلاش وقفه ناپذیر در یک فرهنگ رقابت آمیز، در هراس از دست دادن حرمت نفس ریشه دارد. در یک فرهنگ رقابتى که ارزش انسان ها در مقایسه با ارزش دیگران سنجیده مى شود، هرکسى در تلاش است که از همسایگانش پیشى گیرد. به محض اینکه شخص به تنعم هاى تازه اى دست مى یابد و به معیار ثروت نوینى خو مى گیرد، این معیار تازه نیز مانند معیارهاى پیشین، دیگر قادر به ارضاى کافى شخص نخواهد بود. هدف این انباشتگى ثروت، در مقایسه با قدرت پولى بقیه افراد اجتماع تعیین مى شود. هرفردى، تا وقتى در مقایسه با دیگران احساس کمبود کند، پیوسته در ناخشنودى شدید از نصیب کنونى اش به سر خواهد برد، اما وقتى که شخص به معیار متعارف قدرت مالى یا به طبقه دلخواهش رسید، تازه آن ناخشنودى شدید جایش را به این توقع بیقرارانه مى دهد که فاصله قدرت مالى خودش را با متوسط قدرت مالى اجتماعش زیادتر کند(کوزر:1380، 361).
از نظر وبلن ، مصرف چشمگیر، فراغت چشمگیر و نمایش چشمگیر، نمادهاى بلندپایگى و وسایلى هستند که انسان ها تلاش مى کنند تا با آنها در چشم همسایگانشان برتر جلوه کنند و بدان وسیله براى خودشان نـیز ارزش بیشترى قایل شوند. آداب و روش هاى زندگى اشراف منشانه با ضابطه فراغت و مصرف چشمگیر سازگارى دارند. مصرف و فراغت چشمگیر، لزوما منحصر به افرادى نیست که براى دستیابى به مقام بلند با دیگران رقابت مى کنند. این نوع سبک زندگى را اشخاص وابسته به رئیس خانواده، مثل همسران و خدمتگزاران هم مى توانند براى بالا بردن منزلت سرورانشان به نمایش گذارند(کوزر:1380، 362).
به نظر وبلن، مصرف چشمگیر و سبک زندگى مبتنى بررفاه و فراغت بیشتر ، سراسر ساختار اجتماعى را فراگرفته است. بنابراین، در یک فرهنگ رقابت آمیز، افراد طبقات پایین تر تلاش مى کنند تا با الگو قرار دادن سبک زندگى و فراغت طبقه بالاتر، به احترام و منزلت اجتماعى بیشترى دست یابند.
]]>