1-7) تعریف واژگان تحقیق [do_widget id=kl-erq-2]
در این تحقیق واژگان کلیدی شامل اشتراک دانش، رفتار نوآورانه کارکنان وسرمایه اجتماعی میباشد که بطور مختصر تعریف آنها ارائه گردیده است.
1-7-1) اشتراک دانش
اشتراک دانش میتواند بعنوان یک فرهنگ تعامل اجتماعی شامل مبادله دانش، تجارب و مهارتهای کارکنان در یک دپارتمان یا کل یک سازمان تعریف شود(Lin, 2007) . هوگل و همکاران( 2003) اشتراک دانش را مجموعهای از درکهای به اشتراک گذاشته شده میدانند که باعث دستیابی کارکنان به اطلاعات مربوط و ساختن شبکههای دانشی مفید در سازمان میگردد. مطالعات گذشته این ایده را پشتیبانی میکنند که اشتراک بهترین تجربیات و خطاها رفتارهای متفاوتی هستند که تحت شرایط متفاوت بوجود آمده و میتوانند منافع متفاوتی برای دریافتکنندگان دانش ایجاد کنند(Riege, 2007; Wang & Noe, 2010) .
در این تحقیق دو نوع از رفتارهای اشتراک دانش یعنی اشتراک بهترین تجربیات و اشتراک خطاها مشخص شده است. کارمندی دارای رفتار اشتراک دانش در بعد اشتراک بهترین تجربیات و شیوه هاست که زمان زیادی را برای انتقال اطلاعات درباره بهترین شیوه های انجام کار به همکارانش صرف می کند. کارمندی دارای رفتار اشتراک دانش در بعد اشتراک خطاها و اشتباهات است که اغلب خطاها و اشتباهات کاری روزانه خود را با همکاران در میان میگذارد؛ تجربیات حاصله از اشتباهات کاری خود را در جلسات، به اشتراک می گذارد؛ مشکلی با این مساله که همکاران را در جریان اشتباهات کاری خود قرار دهد ،ندارد.
1-7-2) رفتار نوآورانه کارکنان
رفتار نوآورانه کارکنان بر چیزی بیش از خلاق بودن دلالت دارد. محققان موافقت کردهاند که رفتار نوآورانه کارکنان خلاقیت کارکنان را در برمیگیرد یعنی تولید ایدههای جدید و ایدههای مفید در ارتباط با محصولات، خدمات، فرآیندها و رویهها (Amabile, 1988) و اجرای ایدههای خلق شده (Anderson, De Dreu, & Nijstad, 2004; Axtell et al., 2000) بطور خاصتر، رفتار کاری نوآورانه شامل مجموعهای از رفتار است (Janssen, 2000; jeroen de Jong & Hartog, 2010; Scott & Bruce, 1994) یعنی جستجوی فرصت و تولید ایده شامل جستجو و تشخیص فرصتها برای نوآوری و تولید ایدهها و راه حلها برای استفاده ار فرصتها، همچنین دفاع کردن از ایدههای تولید شده به ترویج ایدههای تولید شده با هدف یافتن پشتیبانی و ساختن همکاری و اتحاد اشاره دارد.
رفتار نوآورانه کارکنان در این تحقیق، ترویج ایدههای جدید در گروه یا سازمان میباشد. ترویج ایده به تلاشهای فردی برای بدست آوردن حمایت و پشتیبانی و تعهد دیگران در اجرای یک ایده جدید اشاره میکند.
1-7-3) سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی به پیوندهای میان افراد- شبکههای اجتماعی، هنجارهای روابط متقابل و قابلیت اعتماد حاصل از این دو اشاره دارد. وولکاک (Woolcock, 2001) شبکههای ارتباط و هنجارهایی که مردم را قادر میسازد به صورت جمعی فعالیت کنند را سرمایه اجتماعی میداند. سرمایه اجتماعی یک عامل چندبعدی (Koka & Prescott, 2002; Moran, 2005) شامل ابعاد شناختی، رابطهای و ساختاری میباشد (Nahapiet & Ghoshal, 1998) . بعد ساختاری سرمایه اجتماعی به الگوی روابط ارتباطات بین افراد اشاره دارد. این بعد بر ویژگیهای ساختاری روابط بین افراد تمرکز دارد، یعنی، شما به چه کسانی و چگونه دسترسی دارید (Ahuja, 2000; McFadyen & Cannella, 2004) . بعد رابطهای سرمایه اجتماعی توصیفکننده نوعی روابط شخصی است که افراد با یکدیگر بخاطر سابقه تعاملاتشان برقرار میکنند. مهمترین جنبههای این بعد از سرمایه اجتماعی عبارتند از: اعتماد، هنجارها، الزامات و انتظارات و هویت (Nahapiet&Ghoshal,1998) .

در این تحقیق دو بعد ساختاری و رابطهای سرمایه اجتماعی مدنظر است که بعد ساختاری بیشتر بر الگوی روابط افراد در سازمان و بعد رابطه ای بر خصوصیات رابطه بین افراد تمرکز دارد و به بهترین نحو با میزان اعتماد، همکاری و کسب هویت فردی در یک شبکه تشریح میشود.

فصل دوم:
ادبیات تحقیق
2-1) مبانی نظری
آنچه در این فصل مورد بررسی قرار خواهد گرفت، پیرامون مبانی نظری پژوهش میباشد. ابتدا تلاش خواهد شد که هریک از متغیرهای مدل مفهومی از جمله اشتراک دانش، رفتار نوآورانه کارکنان، سرمایه اجتماعی بطور تفصیلی و کامل مورد بررسی قرار گرفته و تحلیل شود. همچنین تحقیقات انجام شده داخلی و خارجی در این حوزه بررسی خواهد گردید. سپس روابط بین متغیرهای پژوهش و همچنین مدل مفهومی ارائه خواهد گردید.
2-2-1) اشتراک دانش
امروزه دانش، به عنوان یک منبع بسیار مهم برای حفظ میراث ارزشمند، فراگیری موارد جدید، حل کردن مشکلات، دارای بالاترین قدرت خلق قابلیتها و موقعیتهای جدید برای افراد و سازمانها در حال و آینده برای پیشروی در عصر دانایی و دانشمحوری میباشد. سازمانها باید دانش را برای دستیابی به بهرهروی نیروی انسانی، تواناسازی کارکنان، کاهش زمان تصمیمگیری، اثربخشی سازمانی، رضایت شغلی کارکنان کاهش هزینهها، مزیت رقابتی، افزایش خلاقیت و نوآوری نهادینه نمایند. در سالهای اخیر تعداد انتشارات در خصوص دانش افزایش زیادی داشته است. محققان و متخصصان بطور گستردهای در مورد خصوصیات دانش و طبقهبندی آن، مفاهیم، مدلها و چارچوبهای مدیریت دانش و سیستمهای پشتیبانی تکنولوژی اطلاعات تحقیق کردهاند. این محققان اکنون به ما اطلاعات مفید و درک خوبی از تئوریهای دانش دادهاند. دانش یک مزیت رقابتی قوی ایجاد میکند در حالی که با سرعت تغییر محیط بیرونی ما نیز در حال تغییر باشیم(Alavi & Leidner, 2001) . بخاطر بعضی از خصوصیات دانش که ضمنی، پویا، غیرقابل تقلیل و توسعهپذیر میباشد، سازمانها میتوانند مانعی در برابر رقبای خود ایجاد کرده و نوآوری سازمانی در عملیات، محصولات و خدمات خود داشته باشند(Courseault Trumbach, Payne, & Kongthon, 2006; Ozman, 2006) . امروزه دانش بعنوان یک منبع مهم استراتژیکی در شرکتها ظهور کرده است (Davenport & Prusak, 2000; Spender & Grant, 1996) . علاوه بر این، مزیت رقابتی ایجاد شده بوسیله دانش به سختی کپیبرداری میگردد(Davenport & Prusak, 2000) لذا دانش نقش مهمی در رقابت ایفا میکند. خصوصیات دانش در ادبیات موضوع بطور گستردهای مورد بحث واقع شده است. آسان نیست که بطور واضح خصوصیات دانش شامل دیدگاههای مختلف از نظر فلسفه، علم شناختی، علم اطلاعات، علم سازمانی، ارتباطات و .. را تعیین کنیم. ادعاها از جنبههای زیادی از دانش ممکن است متفاوت و حتی متناقض باشد. دانش بعنوان یک عقیده در ذهن و یا موضوع خاصی بعنوان یک شئی یا فرآیند قابل مدیریت مورد ملاحظه قرار میگیرد (Shin, Holden, & Schmidt, 2001) .
2-2-1-1) تعریف اشتراک دانش
یکی از اهداف اصلی اقدامات مدیریت دانش، بهبود و یا ایجاد اشتراک یا انتقال دانش بین واحدهای سازمانی میباشد(Bouthillier & Shearer, 2002) . اگر کارکنان بتوانند دانش شخصی کاریشان را بکار گیرند و همچنین به اشتراک بگذارند هم سازمانها و هم افراد میتوانند رشد کنند. اگر دانش به طور موثری نتواند در سازمان به اشتراک گذاشته شود به احتمال زیاد از بین میرود(Kearns & Lederer, 2003; Spender & Grant, 1996) . از آنجائیکه سرمایههای فکری و اطلاعاتی بطور عمیق در ذهن انسانها محصور است لذا درجه بالایی از قابل حمل بودن را دارا هستند و در نتیجه مهمترین نیاز برای یک سازمان جذب و محافظت از کارمندان دانشی برجسته سازمان میباشد (Drucker, 2006) .
کوئین، آندرسون و فینکلیستن (1996) فرض کردهاند که اشتراک دانش نه تنها بزرگترین چالش و مانع در مدیریت دانش میباشد، بلکه همچنین مهمترین فاکتور در اندازهگیری عملکرد مدیریت دانش یا یادگیری سازمانی میباشد. در اقتصاد دانشمحور، دانش هسته رقابت و رشد برای شرکتها و همچنین دولتها را تشکیل میدهد(Lin, 2006) و لذا اشتراک دانش بعنوان مهمترین جنبه مدیریت دانش مورد ملاحظه قرار میگیرد(Gupta, Iyer, & Aronson, 2000) . مشابه آن وانگ و نیو (2010) تأکید کردهاند که اشتراک دانش یک نقش اساسی در موفقیت اقدامات مدیریت دانش دارد و روش مهمی در کسب دانش و خلق دانش در محیط کاری میباشد.

]]>