دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

دانلود پایان نامه ارشد درمورد دیدگاه صاحب جواهر، مسئولیت کیفری

[do_widget id=kl-erq-2]

لغویون، معتوه را ناقص العقل تفسیر نموده اند و نه ذاهب العقل .
درفصل اول این پایان نامه ،ذیل عنوان جنون ذکر شده است که از نظر پزشکی نزدیک 300 نوع اختلال روانی از مراتب جنون وجود دارد.
بند پنجم:مُبرسَم
دومین واژه ی که درروایات متعدد در عرض مَعتوه ومجنون آمده است ، « مبرسم» است .
(مبرسم در لغت به شخصی اطلاق می شود که اختلاط ذهن داشته باشد و هذیان بگوید. به روایت بهتر،ِپریشان ذهن باشد.) در روایات ،این بیماری عموما در عرض مجنون و معتوه دیده شده است .
بند ششم: معنای معتوه در جواهر کلام
«معتوه» را می توان ازمراتب سفاهت برشمرد و از مصادیق جنون نمی باشد. صاحب جواهر بین مَعتوه ومجنون تمایز قرار می دهدو(معنای لغوی آن را ازکتب فقهی گوناگون ،ناقص العقل غیر مجنون ومدهوش بیان می کند.) ایشان مراد از معتوه رابه روشنی تبیین می کنند وچنانچه ذکرشد مرزبندی دقیق بین معتوه ومجنون را ترسیم کرده اند .
نکته ی قابل توجه صاحب جواهر این است که، برای معتوه معنای سفیه عرفی را اراده کرده اند وتاکید به این مهم دارند که سفیه شرعی از دایره این تعریف بیرون است.
ایشان ،(حکم فقهی طلاق را برای معتوه همانند مجنون ،نافذ نمی داند.)
بند هفتم: مراد صاحب جواهر از مَعتُوه
صاحب جواهر، مراد ازواژه «معتوه»را،(کثرت بلاهت می داند) ودر روایت دیگر، (معتوه رااز مصادیق بارز شخص احمق عنوان می کند.)
از این عبارات ،به خوبی می توان دریافت که از دیدگاه صاحب جواهر در واقع ضعف عقل یا همان سفیه عرفی ،نوعی جنون بوده که موارد فوق از صفات بارز معتوه است.
از کلام صاحب جواهر می توان به نکات مهمی دست یافت .
از جمله این که، سفاهت اختصاص به امور مالی ندارد بلکه در موارد دیگر نیز نوعی سفاهت قابل طرح است . با توجه به این که معتوه به ناقص العقل معنا شده است، می توان گفت که سفاهت در مسائل کیفری نیز قابل تسری است و به همان ملاکی که سفیه در امور مالی، ازطرف شارع مورد حمایت قرار گرفته است؛ در دیگر مسائل از جمله مسائل کیفری نیز مورد حمایت حقوقی قرار می گیرد.
یکی از مفسران قرآن، در باب سفیه،این گونه نوشته اند: « سفیه کسی است که رشد فکری و عقلی نداشته باشدودرامور دنیایی و دینی ، مانند کودک یتیمی است که هنوز به سن رشد نرسیده است .»
بند هشتم: احکام فقهی معتوه از منظر صاحب جواهر
صاحب جواهر با طرح روایتی در باب طلاق ، (معتوه رافردی معرفی می کند که معناو مفهوم واژه ها و تمیز بین آن رانمی داند.) ایشان درروایت دیگر، (معتوه رامذبذب فکری عنوان کرده است.)
استناد صاحب جواهر به این روایات ،زوایای شخصیت حقوقی وروانی معتوه را به خوبی روشن می کند.شخص معتوه قادر به تمیز ودرک حقوقی طلاق نیست وحدود آن را نمی شناسد واز درک قُبح آن بی بهره است .
در روایات فوق مشهود است که، حضرت به خاطر تزلزل شخصیتی معتوه و عدم درک حدود طلاق ، از سوی او طلاق را نافذ نمی داند وبه ولّی او اجازه می دهد که به قائم مقامی معتوه، زنش را طلاق دهد . همین امرحقوقی برای مجنون هم صادق است .در روایات مذکور ، می توان دریافت آنچه موجب انتفای مسئولیت کیفری است ؛ تنها فساد عقل نیست، بلکه «عدم کمال عقل» است .
بند نهم:تعارض روایات دراحکام فقهی معتوه
درروایت دیگری که ظاهرأ باروایات صاحب جواهر در تعارض است ودر کتاب الطلاق بحث می شود؛امام اجازه طلاق را به شحص معَتوه می دهد. (شیخ طوسی در مقام توجیه این روایت می نویسد:از حضرت امام صادق (ع) پرسیدند:آیا طلاق مَعتوه جایز و ونافذ است ؟امام فرمودند: مقصود از معتوه کیست؟ گفته شد؛ مقصود از معتوه شخص احمقی است که عقل خود را از دست داده باشد.امام درپاسخ فرمودند :آری طلاقش نافذ است.) دراین روایت دو وجه احتمال وجوددارد.احتمال اول این که معتوه بر شخص ناقص العقل حمل شود؛ نه برکسی که به کلی فاقد شعور است زیرا کسی که چنین صفتی داشته باشد و بتواند بین مسائل فرق بگذارد طلاقش نیز نافذ است . طلاق کسی نافذ نیست که به دلیل فقدان عقل چیزی نمی داند.
احتمال دوم این که وقتی امام از لغت معتوه سوال می کند معلوم می شود در نزد عرف دو معنا وجود داشته است ومعنای دوم آن فاقد العقل است که با جنون تناسب دارد یا شاید امام از عرف محلی سائل در باره معتوه سوال کرده اند.
]]>