دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

دانلود پایان نامه اظهار نظر حسابرس، هدفهای سازمانی

[do_widget id=kl-erq-2]

برنامه ریزی، کنترل و مستند کردن: حسابرس داخلی باید عملیات خود را به گونه ای مناسب، برنامه ریزی، کنترل و مستند کند.
ارزیابی سیستم کنترل داخلی: حسابرس داخلی سیستم کنترل داخلی سازمان را شناسایی و ارزیابی کند تا بتواند درباره کفایت و اثر بخشی آن گزارش ارائه دهد.
شواهد حسابرسی: حسابرس داخلی باید شواهد کافی، مرتبط و قابل اعتماد را گردآوری کند تا مبنایی منطقی برای نتیجه گیری و ارائه پیشنهادهای خود، در اخیتار داشته باشد.
گزارشگری و پیگیری: حسابرس داخلی باید ترتیبی اتخاذ کند که یافته ها، نتیجه گیریها و پیشنهادهای مربوط به هر کار حسابرسی داخلی، بموقع در اختیار سطوح مناسب مدیریت قرار گیرد و تا دریافت پاسخ لازم، همواره پیگیر آن باشد. حسابرس داخلی باید مطمئن شود که مدیریت سازمان درباره پیشنهادهای اصلاحی او تصمیم گیری کرده است تا بتواند اقدامات به عمل آمده را کنترل نماید.
3-2 بخش سوم: کنترلـهای داخلی
حسابرسی داخلی یکی از ارکان اساسی محیط کنترل است. کار حسابرسان داخلی، پی جویی و ارزیابی سیستم کنترل داخلی و کارایی هر یک از بخشهای واحد تجاری در انجام دادن وظایف محول، گزارش یافته های خود و ارائه پیشنهادهای اصلاحی به مدیریت ارشد می باشد. حسابرس داخلی با طراحی و اجرای روشهای رسیدگی، تقریباً کارایی تمام جنبه های عملیاتی شرکت را آزمون می نماید، تا سطح بالاتری از کنترل داخلی را به وجود آورد.
از آنجا که کیفیت سیستم کنترل داخلی یک واحد تجاری اثر فوق العاده مهمی بر ماهیت زمان بندی و حدود آزمونهایی که باید بوسیلـه حسابرس مستقل انجام گیرد دارد، وجود حسابرس داخلی، بویژه در مواردی که وظیفه بررسی و ارزیابی کنترلـهای داخلی حسابداری را به عهده دارد، باید مورد توجه حسابرس مستقل قرار گیرد.
با توجه به اهمیت کنترلـهای داخلی از نقطه نظر حسابرسی داخلی و مستقل، در این بخش به بررسی آن می پردازیم. اهم موارد بررسی شده عبارتند از: تعریف کنترلـهای داخلی، انواع کنترلـهای داخلی، اجرای کنترلـهای داخلی، ابزارهای دستیابی به کنترلـهای داخلی، ارزیابی سیستم کنترل داخلی، نقشها و مسئولیت اشخاص و سازمانها در برابر کنترلـهای داخلی و عناصر تشکیل دهنده سیستم کنترل داخلی اثر بخش.
1-3-2 تعریف کنترلـهای داخلی
برخلاف تصور عمومی که کنترلـهای داخلی را اقدامات واحد اقتصادی برای پیشگیری از تقلب کارکنان می دانند، سیستم کنترل داخلی مسائلی فراتر از اینها را در بر می گیرد و شامل طرح سازمانی ، کلیه سیاستها و روشهای مالی و غیر مالی است که برای حصول اطمینان نسبی از دستیابی به هدفهای واحد اقتصادی توسط مدیریت برقرار می شود. علت استقرار سیستم کنترل داخلی، کمک به مدیریت واحد اقتصادی در دستیابی به هدفهای مورد نظر است. مدیریت واحد اقتصادی، سیاستها و روشهای مشخصی را طراحی و برقرار می کند تا از برآورده شدن هدفهایی که به اعتقاد مدیریت، دستیابی به آنها مهم است، اطمینانی معقول به دست آورد. هر یک از این سیاستها و روشها را کنترل داخلی و مجموعه آن را سیستم کنترل داخلی می نامند (ارباب سلیمانی، 1378، ص 77) .
به طور کلی می توان گفت، ساختار کنترل داخلی یک سازمان (سیستم کنترل داخلی) شامل سیاتها و روشهایی است که برای تأمین اطمینان نسبی از دستیابی به هدفهای سازمانی به وجود می آید (همان منبع، ص 197) .
کمیته سازمانهای مسئول کمیسیون تردوی وابسته به کمیسیون ملی گزارش دهی مالی فریبکارانه که اصطلاحاً به COSO معروف است، در گزارش خود تحت عنوان «کنترل دخلی – چارچوب یکپارچه» تعریف جامعی از کنترل داخلی ارائه می دهد:
کنترل داخلی فرایندی است که به منظور کسب اطمینان معقول از تحقق اهدافی که در سه گروه اصلی زیر دسته بندی می شوند، توسط هیئت مدیره، مدیریت و سایر کارکنان یک واحد اقتصادی برقرار می شود.
اثر بخشی و کارایی عملیات.
قابلیت اعتماد گزارش دهی مالی.
رعایت قوانین و مقررات مربوطه.
با توجه به اینکه معمولاً حسابرسان به دنبال کسب اطلاعات از کنترلـهای داخلی حاکم بر صورتهای مالی می باشند، می توان از تعریف فوق تعریفی را بر گرفت که صرفاً بر کنترلـهای داخلی حاکم بر تهیه صورتهای مالی متمرکز باشد:
کنترلـهای داخلی حاکم بر تهیه صورتهای مالی فرایندی است که به منظور حصول اطمینان معقول از قابلیت اعتماد صورتهای مالی، توسط هیئت مدیره، مدیریت و دیگر کارکنان واحد اقتصادی، برقرار می شود (کمیته سازمان مسئول کمیسیون تردوی، 1994/ ترجمه پوریا نسبت و مهام 1377، ص 15).
2-3-2 انواع کنترلـهای داخلی
کنترلـهای داخلی معمولاً به دو دسته تقسیم می شوند(سهرابی عراقی محسن،جزوه کلاسی کارشناسی ارشد دانشگاه علامه):
الف – کنترلـهای داخلی اداری ( کنترلـهای عملیاتی و رعایت) – برخی از کنترلـهای داخلی هیچ گونه اثری بر صورتهای مالی ندارند و در نتیجه در چارچوب اظهار نظر حسابرسان مستقل در رابطه با صورتهای مالی، مورد رسیدگی قرار نمی گیرند. این گونه کنترلـها که برای دستیابی به کارایی عملیاتی و رعایت رویه های مقرر وضع می گردند، کنترلـهای اداری (کنترلـهای مالی، عملیاتی) نامیده می شوند. کنترلـهای اداری شامل نمودار سازمانی و روشها و مدارکی است که به فرایند تصمیم گیریهای مدیریت در مورد مراحل و نحوه تصویب رویدادها و فعالیتها مربوط می شود.
ب – کنترلـهای داخلی حسابداری (کنترلـهای مالی) – کنترلـهایی است که به طور مستقیم بر قابلیت اتکای مدارک حسابداری و صو رتهای مالی اثر دارد. وجود این کنترلـها به منظور صحت مدارک و دفاتر حسابداری، حصول اطمینان از تداوم و مناسب بودن عملیات مربوط به کنترلـهای داخلی و حفاظت و نگهداری ار داراییها، ضروری است. کنترلـهای داخلی مالی به دو دسته تقسیم می شوند:
]]>