دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

دانلود پایان نامه اهمیت خانواده، زنان روستایی

میانه<br/>پایین
7/3
7/3
1/4
1/4
2/4
2/4
8/3
8/3
همان طور که در جدول4-7 آمده است نسبت پیشرفت موالید برای انتقال از فرزند چهارم به فرزند پنجم برای زنان شهری افغانستانی 84% می باشد این زنان به طور متوسط با داشتن فرزند چهارم بعد از 2/4 سال فرزند پنجم را به دنیا می آورند. 87% از زنان روستایی به طور متوسط با داشتن فرزند چهارم بعد از 1/4 سال فرزند پنجم را به دنیا می آورند. تفاوت بارزی بین نسبت پیشرفت موالید زنان شهری- روستایی وجود ندارد(تنها 3%) که با کنترل سایر متغیرها (تحصیلات و موقعیت اقتصادی- اجتماعی) نیز تغییری به وجود نیامد. به عبارتی منشاء شهری- روستایی بودن برای این دوره انتقالی چندان تأثیرگذار قوی نبوده است.
نسبت پیشرفت موالید برای انتقال از فرزند چهارم به فرزند پنجم برای زنان شهری ایرانی 36% می باشد. این زنان به طور متوسط با داشتن فرزند چهارم بعد از 4/4 سال فرزند پنجم را به دنیا می آورند. 52% از زنان روستایی به طور متوسط با داشتن فرزند چهارم بعد از 2/4 سال فرزند پنجم را به دنیا می آورند. این تفاوت نسبت پیشرفت موالید 16% می باشد که با کنترل سایر متغیرها (تحصیلات و موقعیت اقتصادی- اجتماعی) به 3% (که تأثیر واقعی محل سکونت می باشد) کاهش پیدا می کند و نقش محل سکونت تضعیف شده یعنی منشاء شهری- روستایی بودن برای این دوره انتقالی چندان تأثیرگذار نبوده است. PPR زنان روستایی به خاطر اینکه این افراد کسانی اند که از طبقات پایین و سطح سواد پایین تری برخوردارند، بالاتر از PPR زنان شهری است. در این دوره انتقالی، محل سکونت بر نسبت پیشرفت موالید برای دو کشور تأثیر محسوسی نداشته است.
56% از زنان افغانستانی دارای سطح تحصیلات بالا بعد از 10 سال فرزند پنجم را تجربه می کنند و با داشتن فرزند چهارم به طور متوسط بعد از 6/4 سال صاحب فرزند پنجم خواهند شد. 87% از زنان بدون هیچ تحصیلی با داشتن فرزند چهارم به طور متوسط بعد از 1/4 سال فرزند پنجم را به دنیا می آورند. این تفاوت نسبت پیشرفت موالید 31% می باشد که با کنترل سایر متغیرها (محل سکونت و طبقه اقتصادی- اجتماعی) به 24% کاهش می یابد. می توان گفت تحصیلات برای این دوره انتقالی 24% تأثیرگذار و قوی بوده است.
28% از زنان ایرانی دارای سطح تحصیلات بالا بعد از 10 سال فرزند پنجم را تجربه می کنند و با داشتن فرزند چهارم به طور متوسط بعد از 9/3 سال صاحب فرزند پنجم خواهند شد. 57% از زنان بدون هیچ تحصیل و با داشتن فرزند چهارم به طور متوسط بعد از 6/3 سال فرزند پنجم را به دنیا می آورند. این تفاوت نسبت پیشرفت موالید 29% می باشد که با کنترل سایر متغیرها (محل سکونت و موقعیت اقتصادی- اجتماعی) به 13% (تأثیر واقعی) کاهش می یابد. به عبارتی تحصیلات برای این دوره انتقالی 13% تأثیرگذار بوده است. در این دوره انتقالی، تحصیلات بر نسبت پیشرفت موالید برای دو کشور مؤثر بوده است.
85% از زنان افغانستانی دارای موقعیت اقتصادی- اجتماعی بالا تا 10 سال بعد فرزند پنجم را تجربه می کنند و با داشتن فرزند چهارم به طور متوسط 2/4 سال بعد صاحب فرزند پنجم خواهند شد. 87% از زنان دارای موقعیت پایین با داشتن فرزند چهارم به طور متوسط 1/4 سال بعد فرزند پنجم را به دنیا می آورند. این تفاوت نسبت پیشرفت موالید ناچیز و 2% می باشد که با کنترل سایر متغیرها (محل سکونت و تحصیلات) تغییری نمی یابد. که این نشان می دهد موقعیت اقتصادی- اجتماعی برای این دوره انتقالی تأثیرگذار نمی باشد. PPR بالای موقعیت پایین بیانگر این است که کسانی که از تحصیلات پایین برخوردارند و در روستاها زندگی می کنند در موقعیت اقتصادی- اجتماعی پایین تری هم قرار دارند و در نتیجه ی میزان باروری بالا داشتن فرزند پنجم در میان آن ها دارای عمومیت بالایی است.
25% از زنان ایرانی دارای موقعیت اقتصادی- اجتماعی بالا تا 10 سال بعد فرزند پنجم را تجربه می کنند و با داشتن فرزند چهارم به طور متوسط 1/4 سال بعد صاحب فرزند پنجم خواهند شد. 57% از زنان دارای موقعیت پایین با داشتن فرزند چهارم به طور متوسط 7/3 سال بعد فرزند پنجم را به دنیا می آورند. این تفاوت نسبت پیشرفت موالید 32% می باشد که با کنترل سایر متغیرها (محل سکونت و تحصیلات) نقش موقعیت تضعیف شده و به 24% (تأثیر واقعی) کاهش پیدا می کند. به هر حال موقعیت اقتصادی- اجتماعی برای این دوره انتقالی 24% تأثیرگذار بوده است.
بطور کلی با توجه به نسبت های پیشرفت موالید در دو کشور، نتایج جدول بالا گویای این است که داشتن فرزند پنجم در افغانستان به علت باروری بالا ،الگوی طبیعی و اهمیت خانواده بزرگ از عمومیت بالایی برخوردار است؛ و تنها متغیر تحصیلات در این دوره انتقالی برای زنان افغانستان تأثیر محسوسی داشته است. همچنین تحصیلات و موقعیت اقتصادی- اجتماعی در این دوره انتقالی برای زنان ایرانی تأثیرگذار بوده است. (موقعیت اقتصادی- اجتماعی تأثیر قوی تر داشت) و محل سکونت بی تأثیر بود.
4-2-7- انتقال از فرزند پنجم به فرزند ششم
در جدول 4-8 تأثیر متغیرهای مستقل بر دوره انتقال از فرزند پنجم به فرزند ششم، مورد بررسی قرار می گیرد. برای هر متغ یر هم مقادیر کنترل نشده و هم مقادیر کنترل شده نسبت پیشرفت موالید، میانگین و میانه فاصله بین موالید توضیح داده می شود و دو کشور با هم مقایسه می گردند.. همچنین توضیح داده می شود که زنان دو کشور تحت تأثیر متغیرهای مستقل با داشتن فرزند پنجم به طور متوسط بعد از چند سال فرزند ششم را به دنیا خواهند آورد.
جدول4-8 : نسبتهای پیشرفت موالید زنان (49-15) ساله، میانه و میانگین کشور افغانستان و کشور ایران برای دوره انتقالی 5-6 به تفکیک متغیرهای محل سکونت، تحصیلات و موقعیت اقتصادی- اجتماعی
تحلیل دوره (ایران)
1385- 1381
تحلیل دوره (افغانستان)
2010-2006

]]>