دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

دانلود پایان نامه زنان روستایی، سطح تحصیلات

5/3<br/>6/3
78/0
81/0
95/0
95/0
PPR(P1)
میانگین
میانه
پایین
0/5
9/4
8/3
8/3
2/5
1/5
6/3
6/3
همان طور که در جدول4-4 آمده است نسبت پیشرفت موالید برای انتقال از فرزند اول به فرزند دوم برای زنان شهری افغانستان 97% می باشد. این زنان به طور متوسط با داشتن فرزند اول بعد از 7/3 سال بچه دوم را به دنیا می آورند. 95% از زنان روستایی به طور متوسط با داشتن فرزند اول بعد از 8/3 سال بچه دوم را به دنیا می آورند. این تفاوت نسبت پیشرفت موالید 2% می باشد که با کنترل سایر متغیرها (تحصیلات و طبقه اقتصادی- اجتماعی) تغییری به وجود نیامد. به عبارتی منشاء شهری- روستایی بودن برای این دوره انتقالی تأثیرگذار نبوده است.
نسبت پیشرفت موالید برای انتقال از فرزند اول به فرزند دوم برای زنان شهری ایرانی 72% می باشد. این زنان به طور متوسط با داشتن فرزند اول بعد از 4/5 سال بچه دوم را به دنیا می آورند. 85% از زنان روستایی به طور متوسط با داشتن فرزند اول بعد از 2/5 سال بچه دوم را به دنیا می آورند. این تفاوت نسبت پیشرفت موالید 13% می باشد که با کنترل سایر متغیرها (تحصیلات و موقعیت اقتصادی- اجتماعی) به 8% (که تأثیر واقعی محل سکونت می باشد) کاهش پیدا می کند. به عبارتی منشاء شهری- روستایی بودن برای این دوره انتقالی 8% تأثیرگذار بوده است. در این دوره انتقالی محل سکونت بر نسبت پیشرفت موالید برای زنان افغانستانی تأثیری نداشته و داشتن دو بچه در بین آن ها از عمومیت بالایی برخوردار می باشد اما برای زنان ایرانی مؤثر بوده است.
94% از زنان افغانستانی دارای سطح تحصیلات بالا بعد از 10 سال فرزند دوم را تجربه می کنند و با داشتن فرزند اول به طور متوسط بعد از 9/3 سال صاحب فرزند دوم خواهند شد. 96% از زنان بدون هیچ تحصیل با داشتن فرزند اول به طور متوسط بعد از 8/3 سال فرزند دوم را به دنیا می آورند. این تفاوت نسبت پیشرفت موالید ناچیز و 2% می باشد که با کنترل سایر متغیرها (محل سکونت و موقعیت اقتصادی- اجتماعی) تغییری ایجاد نمی شود. به عبارتی تحصیلات برای این دوره انتقالی تأثیر گذارنبوده است.
65% از زنان ایرانی دارای سطح تحصیلات بالا بعد از 10 سال فرزند دوم را تجربه می کنند و با داشتن فرزند اول به طور متوسط بعد از 5/5 سال صاحب فرزند دوم خواهند شد. 93% از زنان بدون هیچ تحصیل و با داشتن فرزند اول به طور متوسط بعد از 3/4 سال فرزند دوم را به دنیا می آورند. این تفاوت نسبت پیشرفت موالید 28% می باشد که با کنترل سایر متغیرها (محل سکونت و موقعیت اقتصادی- اجتماعی) به 24% (تأثیر واقعی) کاهش پیدا می کند. تحصیلات با کنترل سایر متغیرها، تفاوت 24 درصدی در نسبت پیشرفت موالید این دوره را سبب شده است. در این دوره انتقالی نقش تحصیلات بر نسبت پیشرفت موالید، فقط برای زنان ایرانی تأثیرگذار بوده است.
96% از زنان افغانستانی دارای موقعیت اقتصادی- اجتماعی بالا تا 10 سال بعد تولد فرزند اول، فرزند دوم را تجربه می کنند و با داشتن فرزند اول به طور متوسط 7/3 سال بعد صاحب فرزند دوم خواهند شد. 95% از زنان دارای موقعیت پایین با داشتن فرزند اول به طور متوسط 8/3 سال بعد فرزند دوم را به دنیا می آورند. نسبت پیشرفت موالید برای زنانی که طبقات گوناگونی را اشغال کرده اند تقریباً یکسان می باشد و با کنترل سایر متغیرها (محل سکونت و تحصیلات) تغییری حاصل نمی شود. یعنی موقعیت اقتصادی- اجتماعی برای این دوره انتقالی تأثیرگذار نمی باشد.
70% از زنان ایرانی دارای موقعیت اقتصادی- اجتماعی بالا تا 10 سال بعد فرزند دوم را تجربه می کنند و با داشتن فرزند اول به طور متوسط 2/5 سال بعد صاحب فرزند دوم خواهند شد. 81% از زنان دارای طبقه پایین با داشتن فرزند اول به طور متوسط 9/4 سال بعد، فرزند دوم را به دنیا می آورند. این تفاوت نسبت پیشرفت موالید 9% می باشد که با کنترل سایر متغیرها (محل سکونت و تحصیلات) تفاوت ناچیز و به 2% (تأثیر واقعی) کاهش پیدا می کند. به عبارتی موقعیت اقتصادی- اجتماعی برای این دوره انتقالی تأثیرگذار نبوده است.

]]>