کسب دانش: [do_widget id=kl-erq-2]
همه ی سازمان ها به روش های مختلف و به میزان متفاوت در دوران حیات خود با به دست آوردن اطلاعات، یاد می گیرند. این اطلاعات ممکن است از منابع خارج از سازمان؛ از طریق الگوبرداری از اقدامات موفقیت آمیز دیگران، و نیز به واسطه تجربه و جستجوی سیستماتیک حاصل شود. البته نسخه برداری صرف از دیگران، بدون تلاش در جهت درک مسأله مربوط، اغلب منجر به شکست می شود (شرمرهورن و همکاران، 1379).
برای انجام دادن هر کاری، لازم است که اطلاعات و دانش صریح در رابطه با آن گردآوری و تحلیل شود که این شروع فرآیند اکتساب دانش از طریق زیر ساخت مدیریت دانش می باشد. دو فرآیندی که از طریق آن سازمان ها دانش و اطلاعات را کسب می کنند، عبارت اند از: یادگیری سازمانی و جستجو.
اکتساب اطلاعات سازمانی از طریق جست وجو را می توان به سه شیوه انجام داد:
اسکن کردن
جست وجوی متمرکز
نظارت عملکردی
اسکن کردن به طیف نسبتاً گسترده ای از دریافت اطلاعات از محیط خارجی اشاره دارد. جست و جوی متمرکز هنگامی اتفاق می افتد که اعضای سازمان یا واحد ها به طور فعال در یک بخش کوچک از محیط درونی یا خارجی جست وجو می کنند که اغلب در واکنش به مشکلات یا فرصت های مشکوک یا واقعی می باشد. نظارت عملکردی برای حد وسط دریافت های متمرکز و گسترده اثر بخش سازمانی و برای تحقق اهداف از پیش تعیین شده یا الزامات سهامداران مورد استفاده قرار می گیرد(محمد موسیخانی و همکاران،1387)
«یادگیری سازمانی» یک نقش اساسی در اکتساب دانش دارد. دو نوع یادگیری به نام های نوع 1 و نوع 2 وجود دارند که به آن ها یادگیری های تک حلقه ای و دو حلقه ای نیز گفته می شود. از این دیدگاه اکتساب و خلق دانش مطمئناً شامل تعامل بین دو نوع یادگیری است که نوعی از مارپیچ پویا را تشکیل می دهند.
به دست آوردن دانش ضمنی که نمی تواند به طور مستقیم پردازش شود، یک قسمت اساسی از این مرحله است که موجب توسعه بهبود ها و خلاقیت ها، محصولات یا پردازش ها و همچنین ایجادارزش می شود و در نهایت، به قسمتی از دانش جدید در سیستم تبدیل می شود. (محمد موسیخانی و همکاران،1387)
تعامل سازمان با محیط دانش خود، شکافهای دانش درونی و کمبود مهارتها را آشکار میسازد. زمانی که یک سازمان، شکافهای موجود در دانش و مهارتهای خود را تشخیص میدهد، دیگر میداند که از کجا اکتساب و توسعه دانش را آغاز کند. در این جا این سوال مطرح میشود که آیا سازمان باید به دانش درونی خود تکیه کند، یا باید از دیگرمنابع بیرونی بهره بگیرد؟
سازمانها به خاطر رشد سریع دانش و پراکندگی آن، اغلب خود قادر به توسعه دانستههایی نیستند که به آن نیاز دارند . بنابراین دانش مورد نیاز باید به طریقی کسب شود. سازمانها ممکن است از بازارهای دانش بیرونی، دانش کارشناسان بیرونی، دانش سازمانهای دیگر یا دانش ذینفعان مانند مشتریان را تهیه کنند(پروست و دیگران،1385)
روشهایی که سازمانها از طریق آنها میتوانند به کسب دانش بپردازند عبارتند از:
برون سپاری : برون سپاری، شیوه ای است که سازمانها از طریق آنها سعی دارند تا اتصالات برگزیده در زنجیره های ارزش ساز خود را به حداکثر برسانند. ایده اصلی، واگذار کردن فعالیتهای ارزش ساز به شرکا است که میتوانند نتایج با کیفیتتری بدست آورند، یا کار را ارزان تر و سریع تر انجام دهند. برونسپاری از دیدگاه مدیریت دانش به معنی جانشینسازی دانستهی بیرونی با دانستهی درونی است.
استخدام کارشناسان : سازمانها معمولا افراد را استخدام میکنند تا از مهارت آنها در تهیه تولیدات و ارائه خدمات استفاده کنند. افراد دارای مهارت و افراد نیازمند به آن مهارتها، همدیگر را در بازارهای متعدد کار مییابند. فرایند استخدام کارشناسان، بخش مهم و حیاتی یک سیاست مدیریت دانش یکپارچه است، زیرااستخدام افرادی با تخصصهای مشخص، نیاز به اتخاذ این تصمیم دارد که سازمان به چه نوع مهارتهایی نیاز دارد.
انعقاد قراردادهای کار محدود: بعضی از مهارتها سریعاً ارزش خود را از دست میدهند. یا اهمیت مسلمی برای آینده سازمان ندارند، در این مواقع قراردادهای محدود، شیوهی جالبی برای کسب دانش در میان مدت هستند. سازمانها بدون اجبار به عقد قراردادهای استخدامی بلند مدت، میتواند از این بازارها در پر کردن شکافهای دانش خود به طور انتخابی استفاده کنند.
استفاده از مشاوره: رشد سریع بازار مشاوره در مدیریت دانش و دیگر حوزهها اشاره به این دارد که مشاوره در حال تبدیل به یک شیوهی مهم واردسازی دانش در سازمانها میشود. برخی از کارشناسان ارشد صنایع متعدد، دیگر به شیوه سنتی کار نمیکنند، بلکه با کار کردن به عنوان مشاوره، تجارب و دانش خود را میفروشند.
استفاده از پایگاههای دانش بیرون سازمان: سازمانها به جای استخدام کارشناسان یا اجاره تخصص آنها برای مدتی، میتوانند از طریق ایجاد روشهای متعدد مشارکت به پایگاههای دانش دیگر سازمانها دسترسی پیدا کنند.
وارد کردن دانش ذینفعان به سازمان: با مدیریت دقیق و گزینشی تماس با ذینفعان سازمان، میتوان دانش بیرونی را کسب کرد. ذینفعان، گروههای محیطی هستند که در فعالیتهای سازمان، منافع ویژهای دارند، یا تقاضاهای ویژهای از سازمان دارند. پتانسیل دانش و دارایی دانش این گروهها برای سازمان حائز اهمیت بسیار است. مهمترین ذینفعان عبارتند از: مشتریان، تأمینکنندگان ، مالکان ، کارکنان، مدیران، و عامه ی مردم.
یکی دیگر از روشهای کسب دانش، اکتساب تولیدات دانش از بیرون سازمان است . برخی از روشهای اکتساب تولیدات دانش عبارتند از:
دانش ثبت شده: سازمانها ممکن است که دانش را، مثلاً از طریق خرید نرمافزار یا سیدیرامها وارد کنند. اما خریدن دانش ثبت شده به این شکل، سازمان را خود به خود به قابلیتهای سازمانی نمیرساند. پتانسیل دانش خریداری شده از بیرون، معمولا تنها از طریق فعالیت بشری و ادغام معنیدار در پایگاه دانش موجود، میتواند تحقق یابد. خرید تولیدات مناسب دانش، ابزار ارزشمندی در مدیریت دانش است.
کسب اموال فکری : از کسب اموال فکری، اغلب به عنوان شیوهای برای کسب تولیدات دانش نام برده میشود. نتایج تحقیق و توسعهی اکثر سازمانها ثبت میشود؛ و سپس میتوانند تحت انواع متعدد توافقهای مجاز، مورد استفاده قرار گیرند. به هنگام محدود بودن ظرفیت، زمان و سرمایه، راه مناسب برای پر کردن شکافهای موجود در پایگاه دانش یک شرکت، کسب اموال فکری سایر سازمانها است.
کسب طرحها: گروهی دیگر از تولیدات دانش، طرحها، برنامه ها، نقشهها و دیگر پیشنویسهای طراحی شده هستند. این نوع بستههای دانش به شکلی ثبت میشوند که مستقیماً قابل استفادهاند، این استفاده فوری و ساده آنها را به نمونههای ایدهآل برای اکتساب دانش تبدیل میسازد.
مهندسی معکوس : امروز میتوان اکثر تولیدات را به طور قانونی بدست آورد. آنها در بردارندهی دانش منجمد هستند، که رقبا میتوانند با قطعه قطعه کردن و تحلیل این تولیدات، به این دانش دست بیابند. این شیوهی کسب دانش را مهندسی معکوس مینامند.
]]>