دیپلماسی، رسانهای، سیاست، رسانهها، تلویزیون، دیپلماتیک

صص18-17)
تلویزیونهای ماهوارهای، برنامهها و تصاویر خود را به همه کشورها ارسال میکردند. روسها، بلافاصله خطر تلویزیون ماهوارهای را دریافته و آن را تهدید بزرگی تلقی کردند و درصدد یافتن راهی برآمدند تا بتوانند بر امواج تلویزیون ماهوارهای پارازیت بفرستند. به همین منظور از موسسه تحقیقات فضایی اتحاد جماهیر شوروی درخواست کمک کردند. یکی از مقامات «ک. گ. ب»61 به «برژنف»62 در اینباره چنین نوشت: «اگر آژانس اطلاعاتی آمریکا، به فعالیت خود در این زمینه ادامه دهد، تمام تلاشهای تبلیغاتی ما بینتیجه خواهد بود.» از آنجا که روسها معتقد بودند پخش مستقیم تلویزیون ماهوارهای، ویروس اطلاعات خارجی را در سراسر کشور میگستراند و به گفته «لنین»63 «عقاید خطرناکتر از بمب هستند»، لذا کمیته مرکزی تصمیم گرفت از طریق کانالهای دیپلماتیک و به وسیله دروغ پراکنی و پارازیت، ابتکارات آمریکاییها در این زمینه را به تحلیل برد. البته هزینه ایجاد پارازیت بر روی امواج ارسالی بسیار گران بود. در آن زمان نیرویی متشکل از 10 هزار روس، هر روز وظیفه ایجاد پارازیت بر روی امواج را برعهده داشتند که تا زمان ریاست جمهوری رونالد ریگان این وضعیت همچنان ادامه داشت. (همان، ص37)
در اوایل دهه 1980، شبکه خبری «تد ترنر»64، در مراحل اولیه کار بود و هنوز توسط مقامات خبری کاخ سفید به عنوان یک همتای برابر با سایر شبکههای تلویزیونی مانند «ای بی سی»65، «ان بی سی»66 و «سی بی سی»67 به رسمیت شناخته نشده بود. اما ترنر در سال 1985، سرویس تمام وقت اروپایی خود را راهاندازی کرد و چند سال بعد این شبکه توانست به نتایج قابل تحسینی برسد؛ به طوریکه در انتشار زنده و مستقیم، تقریباً تمامی تحولات مهم جهان برای سراسر زمین، توانمند شود و سیاستگذاران، این شبکه را به عنوان عاملی تاثیرگذار بر اتخاذ تصمیمات سیاسی و فراتر از آن، مداخله نظامی مطرح کردند. از اینرو، نظریه «سی. ان. ان» در ارتباط با فعالیتهای این شبکه و پوشش خبری بحرانهای مختلف در دنیا توسط آن مطرح گردید. (همان، ص 38)
نظریه تاثیر سی.ان.ان، مدعی است در شرایط بحرانی بینالمللی، تلویزیونهای جهانی به عوامل مسلط در هدایت سیاست خارجی تبدیل میشوند که گزینههای انتخابی و تعیین شده (انتصابی) سیاستگذاران عرصه سیاست خارجی را جابجا میکنند. نظریه سی. ان. ان. به این امر اشاره دارد که تلویزیون جهانی، به عامل مستقیم و شاید حتی مسلط در تدوین سیاستها در حوزه امور دفاعی و امور خارجی تبدیل شده است؛ این امر نتیجه بازتابهای ایجاد شده توسط سیاستگذاران، تحت تاتیر نقشهای ایفا شده توسط ارتباطات جهانی، به ویژه توسط سی ان ان است. این تاثیرات عبارتند از: نقش تلویزیونهای جهانی، در پوشش خبری سرکوب اعتراض دانشجویان توسط دولت چین در «میدان تیانانمن»68 پکن، در ژوئن 1989، جنگ خلیج فارس که به دنبال تهاجم عراق و اشغال کویت در سالهای 1990 و 1991 به وقوع پیوست، کودتا در روسیه در آگوست سال 1991، جنگهای داخلی در شمال عراق، سومالی، رواندا، بوسنی و کوزوو. (گیلبوا، صص 15 و 16)
البته لازم به ذکر است که تاثیر پوشش خبری تلویزیونی به ویژه درتبدیل یک رویداد به بحرانی جهانی که موجب جلب توجه و واکنشهای عاطفی مردم سراسر دنیا میگردد، کاملاً مورد توافق همگان است؛ با این وجود، تصمیم به مداخله توسط کشورها، تنها ناشی از تاثیر پوشش خبری تلویزیونهای جهانی نیست و قطعاً عوامل دیگری در این رابطه ایفای نقش میکنند. به طور مثال، با وجود این که در بحران بوسنی، پوشش خبری قابل ملاحظهای از خشونتهای اعمال شده در این کشور صورت میگرفت، اما ایالات متحده و دیگر کشورهای غربی از مداخله در بحران بوسنی خودداری کردند. (همان، ص 16)

1 – 4 – 5 – 2 تعریف دیپلماسی رسانهای
دیپلماسی رسانهای در معنای عام آن، کاربرد رسانهها برای پویایی و پیشبرد سیاست خارجی تعریف میشود. تعاریف دیگری نیز راجع به آن در ادبیات سیاسی و ارتباطی وجود دارد. برخی از محققان نیز، دیپلماسی رسانهای را شامل نقشی که رسانهها در کارکردهای دیپلماتیک بین کشورها ایفا میکنند، تعریف کردهاند. (معتمدنژاد، 1389، ص402)
یکی از قدیمیترین و در عین حال مهمترین تعریفی که از دیپلماسی رسانهای به عمل آمده است، را باید تعریف «کوهن»69 از دیپلماسی رسانهای در نظر گرفت. به اعتقاد او دیپلماسی رسانهای یعنی نفوذ رسانه بر سیاستمداران و افکار عمومی در جهت تاثیرگذاری بر تصمیمات مهم سیاسی. او رسانهها را به عنوان یک عنصر مشاهدهکننده و به ویژه یک کاتالیزور در فرآیند سیاست خارجی در نظر میگیرد. (کوهن، 1986، ص 5)
دیپلماسی رسانهای، از رسانهها در جهت ارتقای سیاست خارجی کشورها استفاده میکند و رسانه به مثابه ابزاری در دیپلماسی تلقی میشود که با بهرهگیری از این ابزار، دیپلماتها و سیاستگذاران میتوانند نیات و مقاصد خود را به عنوان دیپلماسی محک بزنند. (رضائیان، 1387، ص87)
در مقابل تعاریف کلی فوق، ایتان گیلبوا، تعریف بسیار مشخصتری برای این مفهوم ارائه میدهد: «دیپلماسی رسانهای به معنای استفاده از رسانههای جمعی، برای برقراری ارتباط با بازیگران دولتی و غیردولتی، برای اعتمادسازی، پیشرفت مذاکرات و بسیج حمایت عمومی از توافقات است. دیپلماسی رسانهای از طریق فعالیتهای معمول یا ویژه متعددی؛ شامل کنفرانسهای مطبوعاتی، مصاحبه و افشاء اطلاعات، بهعلاوه دیدار سران کشورها و واسطهها در کشورهای متخاصم و رویدادهای رسانهای پیگیری میشود که برای ورود به دورانی جدید ترتیب داده شدهاند». (گیلبوا، 1387، ص 89)

1 – 4 – 5 – 3 الزامات استفاده از دیپلماسی رسانهای
گسترش فنآوری اطلاعات و ارتباطات طی دهههای اخیر، حوزههای گوناگون زندگی مدنی و شخصی بشر را تحتتاثیر قرار داده است. یکی از حوزههای حیات مدنی بشر که به شدت از فنآوریهای نوین ارتباطی تاثیر پذیرفته است، عرصه سیاست خارجی و دیپلماسی کشورهاست. دستاورد این تحول، دیپلماسی رسانهای است که در گفتار و رفتار فعالان عرصه سیاست خارجی جایگاهی برجسته دارد. هر کشوری برای موفقیت در حوزه دیپلماسی رسانهای باید کارگزاران دیپلماسی و رسانه را بیش از پیش با یکدیگر هماهنگ کند. (طباخی ممقانی، 1390، ص 66)
به این ترتیب، کشورهایی که دارای تکنولوژیهای ارتباطی نیرومند هستند، میتوانند تاثیر و نفوذ بیشتر در جریان اطلاعات جهانی و ایجاد تصویر مطلوب خود داشته باشند. به عبارتی، کشورهای برخوردار از برتری رسانهای جهان، بهترین موقعیت و فرصت را برای شکلدهی تصویر بینالمللی مطلوب خویش در اختیار دارند. بنابراین، «قدرت ملی جهانی» یک کشور، از توانایی آن کشور برای طراحی و اجرای دیپلماسی رسانهای منشاء میگیرد. اکنون بسیاری از دولتهای بزرگ غربی برای حفظ سلطه سیاسی و نفوذ جهانی خود، از امکانات و وسایل دیپلماسی رسانهای، همچون خبرگزاریها، آژانسهای تبلیغاتی، مؤسسات بررسی بازار، مؤسسات افکارسنجی و روابطعمومیها استفاده میکند. در این میان، انتخاب کشورها و مناطق جغرافیایی برای پوشش خبری از سوی رسانهها، اغلب تحت تاثیر خصوصیات نظامهای سیاسی و شرایط فرهنگی-اجتماعی آنها، قرار میگیرد. به عبارتی، اهمیت سیاسی یک کشور یا یک منطقه جغرافیایی در صحنه جهانی، باعث افزایش توجه خبری به آن کشور یا منطقه میشود و مؤسسات رسانهای بینالمللی را وادار میکنند تا برای اخبار و گزارشهای مربوط به آن، منابع مالی بیشتری اختصاص دهند و به آن توجه بیشتری معطوف کنند. خبرگزاری بینالمللی غربی هم به عنوان بخشی از نظام ارتباطات بینالملل برای تولید و پخش پیامها و تصویرهای خبری در جهت منافع کشورهای اصلی مقر فعالیتشان، فعالیت میکنند. کشورهای توسعهیافته به خصوص آمریکا، به ویژه از جنگ جهانی دوم به بعد، از دیپلماسی رسانهای برای پیشبرد سیاست خارجی و حفظ قدرت خود به طور جدی استفاده کردهاند. (معتمدنژاد، 1389، ص 410)

1 – 4 – 5 – 4 نقش دیپلماتیک رسانهها
«افرنان» معتقد است: وقتی از مقامات سیاست خارجی راجع به نقش رسانهها سوال شود، اغلب به حرکت درآوردن و یا متوقف ساختن سیاست را مطرح میسازند. اما در دنیای امروز نقش رسانهها از به حرکت درآوردن سیاست و یا متوقف ساختن آن بسیار فراتر رفته و نقشهای مختلفی را بر عهده گرفتهاند. کارکردهای عمده رسانهها در سیاست خارجی از نظر وی عبارتند از:
● منبع اطلاعاتی سریع و مفیدی برای تصمیمگیریهای سیاسی به شمار میروند.
● به عنوان تنظیمکننده و یا اولویتدهندههایی هستند که بر اولویتهای ایالات متحده و دیگر ملل جهان تاثیر میگذارند.
● به عنوان نماینده و یا وکیل از سوی دیپلماتها عمل میکنند.
● به عنوان یک نظام نشانهگذاری دیپلماتیک که با تاثیر سیاسی همراه هستند، عمل میکنند.
● به عنوان ابزاری در دست تروریستها و و سازمانهای غیردولتیاند. (افرنان، 1991، ص37)
وی با تشریح کامل کارکردهای فوق، در کتاب «رسانههای جمعی و سیاست خارجی آمریکا»70، بر دو مورد از کاربرد رسانهها در فعالیتهای دیپلماتیک به شرح زیر تاکید میکند:
1 – استفاده از رسانهها برای تاثیرگذاری بر دولتهای دیگر: کارگزاران سیاسی معتقدند موثرترین و قابل استفادهترین تکنیکهای رسانهای که توسط کارگزاران سیاست خارجی مورد استفاده قرار گرفتهاند، برای نشان دادن اولویتهای دولت آمریکا به ملتهای دیگر است. کارتر در این رابطه میگوید: «فایده رسانه برای رئیس دولت، تلاش برای تاثیرگذاری بر دولتهای دیگر است. من از رسانههای بینالمللی در جریان سفرهایم به کشورهایی چون لهستان، آلمان شرقی، و ژاپن استفاده کردهام. من پاسخگوی سوالات مردم شهرهای محل دیدارم در این کشورها بودهام.» جنبههای دیپلماتیک تغییر عملکرد رسانهها به شکلهای مختلفی بوده است: برقراری ارتباط با دولتهایی که راه دیگری برای برقراری ارتباط با آنها وجود ندارد، ارسال نشانههای تاثیرگذار برای مردم و سازمانهای دولتی دیگر و دریافت پاسخهای آنها. در این رابطه میتوان به ارائه آدرسهای ماهوارهای، برگزاری کنفرانسهای مطبوعاتی، برنامههای خبری و کنفرانسهای ماهوارهای برای تبادل پیامهای مردم با رهبران کشورهای خارجی اشاره کرد. (همان، ص 53)
2 – استفاده از رسانهها برای تاثیرگذاری بر ملل دیگر: کارگزاران سیاست خارجی متفقاً معتقدند که ارتباطات رسانهای با ملل دیگر، ابزار سیاسی سودمندی است. همچنین تعدادی بر این عقیدهاند که این مسئله، به یک واقعیت در سیاست خارجی تبدیل شده است. در این رابطه، تبادل پیام تبریک برای مردم ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی در دوره ریاست جمهوری ریگان، نمونه قابل توجهی است. کارتر نیز که در زمان ریاست جمهوری خود به تلویزیون جهانی دسترسی نداشت، آن را ابزار بسیار مهمی برای ریاست جمهوری میداند و میگوید که اگر اکنون رئیس جمهور باشد، استفاده از تلویزیون را به عنوان یک ابزار دیپلماتیک برای دسترسی به سایر کشورها از طریق امواج گسترش میدهد. وی میافزاید: «کاری که اکنون تلویزیون میتواند در خارج از مرزهای ملی انجام دهد، فرصت بسیار خوبی برای یک رئیس جمهور است که بتواند دیدگاههای آمریکایی را به همه دنیا منتشر کند.» (همان، ص 56)

1 – 4 – 5 – 5 اشکال دیپلماسی رسانهای
گیلبوآ بر اساس ماهیت مشارکتکنندگان، اهداف و شیوههای آنها، سه شکل از دیپلماسی رسانهای را پیشنهاد داده است: گونه اصلی دیپلماسی رسانهای هنگامی اتفاق میافتد که طریقههای مناسب و مستقیم ارتباطی بین طرفین متخاصم وجود نداشته باشد، گیلبوا مینویسد: در فقدان طریقههای مناسب و مستقیم ارتباطی یا هنگامی که یکی از طرفین، درباره چگونگی واکنش طرف مقابل به شرایط مذاکره و یا پیشنهادهای مطرح شده برای حل منازعه، نامطمئن است، مقامات، چه با استناد و چه بدون استناد، از رسانهها استفاده میکنند تا پیامهایی را برای رهبران دولت متخاصم و بازیگران غیر دولتی ارسال کنند. گاهی اوقات طی بحرانهای شدید بینالمللی، رسانهها تنها راه را برای ارتباط و مذاکره بین بازیگران متخاصم مهیا میکنند. مانند بحران گروگانگیری در ایران و هواپیما ربایی تی دبلیو ای، که مقامات از شبکههای تلویزیونی جهانی برای ارسال پیامهای خود استفاده کردند. (گیلبوا، 1388، ص 91)
در گونه دیپلماسی در حال سفر، از خبرنگارانی استفاده میشود که هنگام سفر رؤسای کشورها و وزرای خارجه به خارج از کشور، برای انجام ماموریتهای دیپلماتیک، به خصوص میانجیگری، آنها را همراهی میکنند. تحول ارتباطات و حمل و نقل، این شکل از دیپلماسی رسانهای را ممکن ساخته و موجب توسعه آن شده است.
و بالاخره، گونه رویداد رسانهای، هنگامی است که رهبران بزرگ توانستهاند بر دهها سال نفرت و جنگ غلبه کرده و صلح را جایگزین آن کنند. وقایع رسانهای نشان دهنده بهترین دیپلماسی رسانهای است. این رویدادها با تکریم، تشریفات و جذب مخاطبین گسترده در سراسر دنیا، به صورت زنده پخش میشوند. تاثیر باواسطه دیگری نیز آن هنگام، روی میدهد که مقامات، از رویدادهای رسانهای جهت بسط و گسترش حمایت عمومی از فرآیند صلح، پس از اتمام مرحله اولیه و قبل از ورود به مرحله بعد، استفاده میکنند. این تاثیر نوعاً در مواردی رخ میدهد که تغییری اساسی ایجاد شده اما طرفین، راهی طولانی تا تبدیل اصول مورد توافق به یک موافقت/نامه صلح در پیش دارند. (همان، ص 92)

1 – 4 – 5 – 6 تفاوتها و شباهتهای دیپلماسی عمومی و دیپلماسی رسانهای
آشنا معتقد است دیپلماسی

]]>