شهروندان، زندگی،، و…، 1387:، کند،، سلامت

0 Comments

و رشد شخصی رشد و شکوفایی در مسیر سعادت و دگرخواهی اجتماعی و مشارکت گسترده در فعالیت های اجتماعی اشاره می کند (غفاری و امیدی، 1387: 13). در واقع بعد ذهنی شامل ادراکات و ارزشیابی های افراد از وضعیت زندگی شان می باشد (رضوانی و همکاران، 1387: 37).
2-5-4-2- رویکرد عینی
شاخص های عینی اشاره به جنبه های عینی و قابل لمس زندگی شهری دارند و در ابعاد مختلف قابل تعریف می باشند. از جمله می توان به تعداد بیمارستان های یک شهر، نرخ بیکاری، تعداد وقوع جرم، میزان فضاهای سبز شهری و… اشاره کرد.
شاخص های عینی سنجش کیفیت زندگی، شرایط مشاهده پذیر محیط زیستی را مد نظر قرار می دهند (ربانی خوراسگانی و کیان پور، 1386: 73) و نشان دهنده شرایط بیرونی زندگی، مانند آموزش، مسکن و مانند آن می باشد.
شاخص های عینی مربوط به حقایق قابل مشاهده هستند که غالباً از داده های ثانویه به دست می آیند و کیفیت عینی زندگی، شرایط بیرونی زندگی را نشان می دهد. کیفیت عینی زندگی با استفاده از شاخص های عینی که مرتبط با واقعیات قابل مشاهده و ملموس زندگی هستند اندازه گیری می شود (رضوانی و همکاران، 1388: 95-88). کیفیت زندگی نمی تواند تنها با استفاده از رویکرد عینی ارزیابی گردد بلکه در نظر گرفتن ذهنیت افراد نیز دارای ضرورت می باشد (Tuan Seik, 2000: 34).
شاخص های رویکرد عینی آن هایی هستند که سعی بر توصیف محیط های فیزیکی و اجتماعی دارند که مردم در آن ها زندگی و کار می کنند (مثل تدارکات خدمات بهداشتی، آموزشی، نرخ بیکاری، فعالیت های فراغت یا وضعیت مسکن). این گونه شاخص ها بر اساس فراوانی یا کمیت فیزیکی اندازه گیری می شوند. در این دسته از شاخص ها محیط های زندگی و کار افراد و گروه ها توصیف می شود.
لازمه ی کیفیت زندگی فردی در بعد عینی، تأمین نیازهای اساسی و برخورداری از منابع مادی جهت برآوردن خواست های اجتماعی شهروندان است. بعد عینی وضعیت ظاهری و ملموس زندگی را نشان می دهد.
جنبه عینی کیفیت زندگی به نوبه خود به دو امر دلالت دارد: اول، اوضاع و احوال محیط زیست آدمی همچون آلودگی محیط، مسکن، منابع مالی، تفریحات و مانند آن. دوم، برخی از مشخصات افراد جامعه همچون تندرستی، دستاوردهای آموزشی، انسجام خانوادگی، سلامت روانی و مانند آن.
بدین گونه میتوان گفت که کیفیت زندگی هم جنبه های عینی-کیفی مانند دسترسی به امکانات و فرصت ها و هم جنبه های ذهنی-کیفی مانند روابط اجتماعی، رضایت از زندگی مشارکت و احساس همبستگی اجتماعی را در بر می گیرد. اگرچه ممکن است همبستگی میان ابعاد چندان روشن نباشد چرا که رابطه میان شرایط عینی جامعه با چگونگی ارزیابی آن از سوی افراد جامعه به دلیل عدم وجود رابطه خطی بین پدیده های اجتماعی از پیچیدگی ها جامعه شناسی است. اگر میزان انتظارات مردم با سرعت بیشتری از شرایط عینی زندگی رشد کند، ممکن است میزان رضایت آنان از زندگی شان را نیز کاهش دهد (قرنجیک، 1389: 27).
2-5-4-3- رابطه بین کیفیت ذهنی و عینی
ادراک ذهنی افراد از بهزیستی اغلب به وسیله تجارب شان تحت تأثیر قرار می گیرد. بسیاری از عوامل از قبیل، ویژگیهای اجتماعی مانند سن، درآمد، تحصیلات و سلامت بین جهانی عینی و ارزیابی ذهنی از آن دخالت می کنند، و اینها ممکن است به صورت فیلترهایی برای تغییر شکل دادن شرایط عینی عمل کنند. همچنین تجربه فردی یک عامل کلیدی است که بر ادراک فرد از یک قلمرو ویژه تأثیر می گذارد. به عنوان مثال، فردی که قربانی یک جنایت بوده، این عمل دارای تأثیر عمیق و ماندنی بر روی ادراک فردی وی از امنیت در آن محل است که ممکن است بسیار متفاوت با نرخ جرم و جنایتی باشد که در آن محل به وسیله شاخص های عینی اندازه گیری شده است. عامل دیگری که می تواند در رابطه عینی-ذهنی مهم باشد، سطح انتظارات و توقعات فردی است. پایین بودن سطح انتظارات باعث به وجود آمدن رضایتمندی نسبتاً بالای اظهار شده به وسیله فردی که موقعیت عینی اش تقریباً ضعیف است، می گردد. تصور انطباق عامل دیگری است که می تواند رابطه بین شرایط عینی و ذهنی را تحت تأثیر قرار دهد. اینگلهارت می گوید، آرزوها به طور طبیعی با وضعیت فرد تطابق می یابند و از این طریق سطح رضایت فرد افزایش می یابد. به نظر وی رضایت ذهنی از هر جنبه خاص زندگی بازتاب شکاف بین سطح آرزوهای او و وضعیت عینی وی است. اما سطوح آرزوهای فرد به تدریج با وضعیت او تطابق می یابد (عبدی و گودرزی، 1378). از عوامل دیگری که در رابطه بین شاخص های عینی و ذهنی
این مطلب را هم بخوانید :
-، جنایی، سیاست، مدرنیته، حقوق، فلسفی

2-5-5- شاخص های اصلی کیفیت زندگی
2-5-5-1- تولید ناخالص داخلی(GDP)
اولین شاخص پیشرفت اجتماعی و کیفیت زندگی به شمار می آید. این شاخص که در سال 1940معرفی شد، معمول ترین شاخص مورد استفاده برای مقایسه ثروت کشورها و معیاری برای بهزیستی و توسعه منحصرا براساس ثروت مادی است. منتقدان می گویند، به دلیل اینکه GDP میان هزینه- منفعت، مطلوب- نامطلوب و فعالیت های مولد-آسیب رسان تمایزی قابل نمی شود، نمی تواند معرف کیفیت زندگی باشد. از سوی دیگر مطالعات علمی نشان داده اند که رابطه میان پیشرفت اقتصادی و کیفیت زندگی رابطه خطی نیست، این دو تا نقطه ای همسو و هم جهت حرکت می کنند و آن نقطه ای است که حداقل شرایط مطلوب مادی برای زیست انسان فراهم شده باشد، ولی از آن به بعد دیگر نمی توان انتظار داشت که تامین نیازهای اقتصادی به بهبود کیفیت زندگی کمک کند، زیرا انسان موجودی چند وجهی و پیچیده است و منطق اقتصادی نمی تواند بسیاری از رفتارهای او را تبیین کند.
2-5-5-2- شاخص پیشرفت اصلی (GPI)
این شاخص نخستین بار توسط سازمان تعریف مجدد پیشرفت مطرح شد و دارای 18مولفه است که پیشرفت اجتماعی را در قالب ارزش پولی می سنجد. مهم ترین مؤلفه های این شاخص عبارتند از : زیرساخت های عمومی ، آلودگی ، توزیع درآمد ، بیکاری ، مرگ و میر در تصادفات و …
2-5-5-3- شاخص سلامت اجتماعی (SHI)
این شاخص توسط دکتر مارک میرینگاف و همکارانش در موسسه «نوآوری در سیاست اجتماعی» وابسته به دانشگاه فوردهام تهیه شد. این شاخص از 16 مؤلفه تشکیل شده ، که همه مراحل زندگی، هم چنین فرد و جامعه را پوشش می دهد. دولت کانادا و ایالت کانتیکات به طور گسترده این شاخص را به کار می گیرند(سجادی و صدرالسادات، 1383). مهم ترین مؤلفه های این شاخص عبارتند از : مرگ و میر نوزادان ، خودکشی نوجوانان ، پوشش بیمه درمانی ، مسکن ، استفاده از مواد مخدر ، متوسط درآمد هفتگی و…
2-5-5-4- شاخص توسعه انسانی (HDI)
این شاخص که در سال 1990 توسط UNDP ارایه شد ، هر ساله از طریق یک شاخص مرکب دستاورد کشورها را در توسعه انسانی می سنجد و بر اساس آن کشورها را درجه بندی می کند. HDI بر مبنای کار Sen’s طراحی شد و باعث اعتراف به ماهیت چند بعدی توسعه و گرایش به سمت استراتژیهای مختلف برای حرکت از ارتقاء رشد به ارتقاء بهزیستی گردید.. دیدگاه Sen’s یک دیدگاه کیفی و چند بعدی است ، که انسانها را در مرکز مفهوم توسعه قرار می دهد و هدف توسعه را بالا بردن قابلیت های انسانی به عنوان راهنمای کامل زندگی می داند. بنابراین HDI که با استفاده از دیدگاه Sen’s برای مقایسه بین المللی تصور شده بود، منجر به ایجاد شاخصهای دیگری از قبیل شاخص توسعه جنسیتی(GDI) ، شاخص توانمند سازی جنسیتی(GEM) و شاخص فقر انسانی(HPI) شد، که همه این شاخص ها سه بعد، امید به زندگی، دانش و استاندارد زندگی مناسب را اندازه می گیرند. اما HDIو شاخص های جانبی آن تعریف خیلی محدودی از کیفیت زندگی ارایه می کند، بنابراین در این راستا شاخص های دیگری برای کیفیت زندگی مطرح شدند، از قبیل شاخص کیفیت طبیعی زندگی (PQOL) درسال 1996 و شاخص کیفیت زندگی Dasgupta and Weale که آزادیهای مدنی و قوانین سیاسی را به HDI افزود. و بسیاری دیگر از از مطالعات که مشکلات تهیه شاخص ها را با توجه به جنبه های چند بعدی کیفیت زندگی، فراوانی متغیرها و اندازه گیری حساسیت برای وزن دهی به هر سیستم نشان دادند. به هرحال هر کدام از شاخص های ذکر شده ، تصویر خاصی از کیفیت زندگی را ارایه می دهند، زیرا هر یک درباره اینکه کیفیت زندگی از چه عواملی ترکیب یافته است، مفروضات متفاوتی دارند (زاهدی، 1392: 55-54).
2-5-6- شاخص های کیفیت زندگی در ایران
با توجه به مطالعات جهانی و با توجه به ساختار سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران می توان شاخص های کلی زیر را برای بررسی کیفیت زندگی شهروندان ایرانی معرفی کرد.
2-5-6-1- شاخصهای محیطی
شاخص های محیطی خود می توانند در دو بعد محیط های کالبدی و فیزیکی و محیط زیست طبیعی مورد بررسی و اندازه گیری قرار گیرند.
الف- محیط کالبدی و فیزیکی
منظره پایدار محیط زندگی از مهمترین موضوعات جهت بالابردن سطح کیفی فضای زندگی شهروندان است. توجه به معماری ساختمان ها، همگنی، همجواری، هم پیوندی و تفکیک مناسب فضا و کالبدها باعث بالا رفتن سطح کیفی زندگی شهروندان از طریق آرامش ذهنی و دیداری آنهاست.
ب- محیط زیست طبیعی
توجه به مسایل زیست محیطی و دفع زباله و پسماندها و سیستم های بازیافت و فاضلاب های خانگی و صنعتی و همچنین خطرهای طبیعی مانند سیل و زلزله و… آنقدر مهم و مشهود است که لزومی به پرداختن به ضرورت آن نیست. بخصوص با توجه به توسعه و پیشرفت تکنولوژی و تولید مواد غیر طبیعی و مصنوعی، نیاز به توجه بیشتر به این موضوع، مبحث بسیاری از دانشمندان می باشد. حتی برخی نویسندگان این دوره را عصر محیط زیست می نامند. باید توجه داشت که زندگی و بالندگی شهروند و شهرها به شدت با حفظ کیفیت محیط زیست شهری و تضمین و تداوم سلامت آن پیوند خورده است.
2-5-6-2- شاخصهای فرهنگ شهروندی
فرهنگ شهروندی به معنای اصول حاکم بر رفتار شهروندان می باشد. این موضوع سرچشمه بسیاری از مباحث پیرامون تفاوت شهرنشینان، شهرگرایان و شهروندان (در مفهوم خاص آن) می باشد. بالا بودن
سطح کیفی اکثر سطوح شاخصهای کیفیت زندگی.
2-5-6-3- شاخصهای اقتصادی
تامین حداقل نیازهای اقتصادی شهروندان، از مهمترین شاخص های مدیریت کیفیت زندگی شهروندان می باشد. ایجاد تعادل میان عرضه و تقاضای کالا، هزینه و درآمد و اشتغال شهروندان بسیاری از مشکلات شهروندی را حل و فصل خواهد کرد.
حل مشکلات و بهبود وضعیت اقتصادی نه تنها شاخص اقتصادی کیفیت زندگی شهروندان را به سطح مطلوبی می رساند که به طور مستقیم بر بالا رفتن سطح کیفی شاخص های دیگری همچون مسکن، فرهنگ، جمعیت و… تأثیر خواهد داشت.
2-5-6-4- شاخصهای جمعیتی و اجتماعی
این شاخص به طور عمده بر جمعیت، میزان رشد آن، تراکم های جمعیتی و مؤلفه های مربوط به آن استوار است. بسیاری از خصوصیات کیفی و کمی اجتماعی به طور مستقیم و ترکیبی بر سطح کیفی زندگی شهروندان تاثیرگذار است. افزایش جمعیت مشکلات بسیاری همچون افزایش تراکم ها، کاهش سرانه ها، افزایش اصطحکاک های اجتماعی و… را در بر خواهد داشت که بالطبع سطح کیفی زندگی را کاهش خواهد داد.
همچنین عدم تعادل در هرم سنی و جنسی جمعیت و کمبود

این مطلب را هم بخوانید :
حمد، مدح، شفاعت، قیام، قوم، اللَّهِ

]]>