دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

عطار نیشابوری، اشعار عرفانی

روز‏بهان همانا شدت انبساط و غلبه سکر و مستی عاشق که حاصل از استیلای‏ عشق معشوق است را، سبب سقوط حیا و بی‏باکی عاشق، می‏داند. «چون معشوق مستولى در محبّت از محبّت جان محبّ محمل عشق قدم برنگیرد، و به بازار شوریدگان معرفت برآید، و از سر مستى نهان پیدا کند، این سکر در انبساط است، و بسط در رجا، و امن در تمکین. چون مستى غالب شود، حیا زوال پذیرد. محبّ باک ندارد که سرّ آشکارا کند. چون انبساط پدید آمد، هیبت برخیزد. چون هیبت برخاست، عاشق آنچه هست بگوید‏‏» (همان،1374 :176). [do_widget id=kl-erq-2]
سهروردی‏ در عوارف المعارف ضمن‏ معرفی حیا به عنوان یکی از خصلت‏های رسول(ص) (سهروردی،1375 :21). در بحث حیا آن را ‏مرتبط با توبه بیان می‏کند. وی پس از تقسیم توبه به انابت و استجابت،‏ قسم دوم را به نوعی حیای از درگاه عزّت توصیف می‏کند: «توبت بر دو نوع است: [توبت‏] انابت و توبت استجابت. توبت انابت، خوف باشد از قدرت حق تعالى. و توبت استجابت، حیا است از حضرت عزّت‏» (همان:183).
ابن عربی نیز در کتاب فتوحات مکیه در نسبت حیا ایمان گوید‏: «‏حیا صفتی است که به ایمان نسبت پیدا می‏کند، پس آن از ذات‏ و اصل ایمان است، لذا اثرش‏ در ظاهر صورت انسان- چهره- ظاهر می‏گردد، زیرا ‏چهره، وجه ذات شیء، و عین حقیقتش می‏باشد» (خواجوی،1384 ،ج6: 410).
به اعتقاد فخرالدین عراقی هر صفت که عاشق بدان متّصف است‏، در واقع به اعتبار ظهور صفت معشوق‏ در وی‏ میسّر گردیده است‏. در واقع اصل این صفت از آن معشوق می‏باشد. وی در این خصوص در کتاب لمعات گوید: «طلب و جستجوى عاشق نمونه طلب و جستجوى معشوق است، خود هر صفت، که عاشق بدان صفت متصف شود، چون حیا و شوق و فرح و ذوق و ضحک، بل هر صفتی، که محب بر آن مجبولست، به اصالت صفت محبوب تواند بود، در پیش محب امانت است» (عراقی، 1384 : 106).
2-8-3 حیا در اشعار عرفانی
از آنجایی که اصطلاح حیا در اشعار شاعران قبل از مولوی مورد توجه و استعمال قرار گرفته و جنبه های اخلاقی و عرفانی آن مطمح نظر شاعران فارسی زبان بوده است؛ لذا بخش سوم این فصل، ضمن بررسی مفهوم حیا‏ و شرم در آثار منظوم عرفانی، در پی واکاوی بازتاب این اصطلاح در شعر و ادب فارسی پیش از مولوی می باشد. شایان ذکر است که حوزه این بررسی اشعار شاعرانی چون: حلاج، ناصر خسرو، سنایی غزنوی، عطار نیشابوری و فخرالدین عراقی است. شایان ذکر است که این موضوع در اشعار عرفانی پیش از مولوی بیشتر حول مباحثی نظیر ایمان، شوق، علم و عقل مطرح شده است.
شاید بتوان نخستین نشانه‏های ملموس از بن‏مایه عرفانی مفهوم حیا در اشعار صوفیانه را‏ در مرغزار اشعار منتسب به ‏حلاج جستجو نمود.
وی آنچنان معشوق را دل انگیز و زیبا رو و فریبا توصیف می‏نماید که عاشقان و‏ شیفتگان روی او دچار شرم و حیا می‏گردند.
بر رخ کشیده پرده‏ها مهر ازحیاپیش رخت
در خط شده مشک خطا از خط عنبربیز تو
(حلاج،2002م: 97)
بر رخ کشیده پرده مه و مهر ازحیا
هر دم که پرده از رخ خود باز کرده‏
( همان: 107)
در واقع زیبارویان عالم‏ در مقابل‏ شدت زیبایی معشوق، در پرده آزرم و شرم مانده‏اند.
یا فروغ روی او مهر از ضیا کی دم زند
جز بدان روئی که نبود اندر او هرگز حیا ‏
( همان: 4)
او یوسف عزیز و مرا دست بس تهی
شرم آیدم که بر سر بازار او شوم ‏
(همان:72)
از گلشن وصالش باد ار برد نسیمی
از شرم آب گردد گل در گلاب خانه ‏
(همان:107)
]]>