عقلانیت، عقلانی، براون، پسابنیان‌گرا، شیوه‌ای، شراگ

0 Comments

عقلانیت بر این ایده تأکید می‌کند که عقلانیتِ یک باور با شیوه‌ای که به آن باور رسیده‌ایم ارتباط دارد به این معنا که بواسطه‌ی مجموعه‌ای از قرائن، مناسب است که یک باور عقلانی می‌شود. این جنبه‌ی قرینه‌ای از مدل کلاسیک عقلانیت در مدل (پساکلاسیک) خود هارولد براون گنجانده شده است اما به شکلی بسیار متفاوت بسط یافته است. در مدل کلاسیک تأکید اصلی بر روابط منطقی میان قرینه و باور قرار می‌گرفت و در عین حال نقش عامل به حداقل می‌رسید. در حرکت هارولد براون به یک مدل جایگزین، که مسیر عقلانیت پسابنیان‌گرا را نشان می‌دهد، عامل انسانی بنیادی در نظر گرفته شده است و شیوه‌ای که یک عامل در رسیدن به یک باور، با دلایل یا قرینه‌های کافی برخورد می‌نماید جهت عقلانی بودن آن باور برای او تعیین‌کننده است (1990: 185).
دوم، توانایی تشخیص و اتخاذ تصمیم‌های ارزشی مسئولانه در موقعیت‌هایی که قواعد یا بنیان‌های کافی جهت تعیین تصمیمات خود در اختیار نداریم، مهمترین ویژگی مشخصه‌ی یک عامل عقلانی است. همانطور که در مفهوم عقلانیت نیکولاس رچر منعکس شده است، بعد ارزیابانه‌ و توانایی همراه آن برای اجرای قضاوت‌های مسئولانه، در محور مدل پسابنیان‌گرا از عقلانیت قرار می‌گیرند. البته از این نتیجه می‌شود که توانایی ما برای عمل بعنوان عامل‌هایی عقلانی محدود به مهارت و تخصص ماست (اچ. براون 1990: 185). اما این بدان معنا نیست که تنها متخصصان می‌توانند معقول باشند، بلکه مقصود آن است که در مواردی که فاقد مهارت هستیم تنها یک تصمیم عقلانی پیش روی ماست: به دنبال توصیه‌ی متخصص باشیم.
گام سوم مورد نیاز برای یک مدل پسابنیان‌گرا از عقلانیت دقیقاً بازیابی یک آگاهی بنیادی است نسبت به ریشه‌داری ما در اجتماع و جماعت. برای اینکه یک باور مبتنی بر یک قضاوت، باوری عقلانی باشد باید به جماعت معرفتی مرتبط عرضه شود، جماعتی از کسانی که همان تخصص مربوطه را دارند. بنابراین هم تصمیم‌گیری عقلانی ما و آنچه بعنوان تخصص خود تشخیص می‌دهیم به جای اینکه روندی قاعده‌محور باشد، بسیار وابسته به اجتماع است (نگ. اچ. براون 1990: 187). این مطالبه و نیاز که باورهای عقلانی‌مان بطور جدی در معرض سنجش جمعی و ارزیابی و نقد بین‌الاذهانی قرار گیرد، مطابق با درک مبتنی بر عقل سلیم ما نسبت به عقلانیت است که بر مبنای آن می‌پذیریم که تمامی قضاوت‌های انسانی ما همواره خطاپذیر هستند و اینکه بهترین مجال برای حذف خطا، عرضه‌ی قضاوت‌ها به تعمق متخصصانه دیگران است. بنابراین عقلانیت پسابنیان‌گرا بصورت یک پدیده‌ی اساساً اجتماعی ظاهر می‌شود. بنابراین از این منظر پسابنیان‌گرایی به روشنی از این آگاهی سازنده‌ی پست‌مدرن استفاده می‌کند که تمامی استراتژی‌های تعقل انسان اجراهایی درون بافتهایی خاص و در جهت اهدافی بخصوص هستند. البته عقلانیت به دیگر مردمان احتیاج دارد، نه تنها هر شخصی بلکه کسانی دارای مهارت نیاز است که در بافت‌هایی خاص به انجام قضاوت و تعمق بپردازند.
این ایده‌ی قضاوت مسئولانه و بینش انتقادی را مفهوم پاسخ به‌جا145 از سوی کالوین شراگ تقویت نموده است، مفهومی که برای شرحِ نمایی از خود انسانی در جماعت عرضه شده است. اگرچه او بیشتر درباره‌ی یک «اخلاق پاسخ به‌جا» سخن می‌گوید (نگ. 1997: 98)، اما به اعتقاد من، مفهوم قضاوت مسئولانه‌ی من را باید تلاشی در جهت تعیین منابع معرفت‌شناختی غنی این مفهوم ملاحظه نمود که شراگ بطور عمده از آن برای اشاره به پاسخ ما به کنش

]]>

این مطلب را هم بخوانید :
تسلیحات، متعارف،، امنیت، جنگ، مهدویتمقالهمقاله درمورد