علمی

عوامل موثر بر بهداشت روانی

ت روانی هستن ( گنجى، ۱۳۷۶).

ونتیز[۱] (۲۰۰۰)، سلامت روان رو وابسته به هفت ملاک می دونه : رفتار اجتماعی مناسب، خلاص شدن از نگرانی و گناه، از دست دادن مریضی روانی، کفایت فردی و خودمهارگری، خودمون پذیری و خودشکوفایی، توحیدیافتگی و سازماندهی شخصیت، گشاده نگری و انعطاف پذیری.

افراد دارای سلامت روان از دیدگاه بیگلو (۱۳۹۰)، به توضیح زیره:

واقعیت رو رد نمی کنن و با موقعیتا به صورت واقع گرایانه روبه رو می شن، استقلال روانی دارن، روابط سالم با بقیه برقرار می کنن، در صورت ضرورت احساسات خود رو با بقیه در میان می ذارن، توانایی خطر کردن در زندگی رو دارن، به شخصیت خود و بقیه احترام می ذارن، می تونن به بقیه عشق بورزند و محبت دریافت کنن، در زندگی انعطاف پذیر بوده و قدرت ابتکار دارن، از حقوق خود دفاع می کنن، در همه مراحل زندگی مسؤولیت پذیر هستن، از اشتباهات اساسی دوری می کنن، رفتاری برابر با قانون و قوانین جامعه دارن، به نقاط قوت وضعف خود آگاه هستن، در زندگی دارای هدف بوده و در مقابل مشکلات راه حلای درست رو استفاده می کنن، در موقعیتای خاص از کمک بقیه استفاده می کنن، دارای اراده و قدرت انتخاب بوده و بر زندگی تسلط دارن.

مشکلات

 

۲-۲-۴-۴- ویژگیای افراد بهره مند از سلامت روان  از دیدگاه های جور واجور :

واسه داشتن بهداشت روانی خوب طبق تحقیقات انجمن ملی بهداشت روانی، شرایطی هست: روبروشدن با واقعیت، سازگاری داشتن با تغییرات، گنجایش داشتن واسه اضطرابها، کم توقع بودن، احترام قائل شدن به بقیه، دشمنی نکردن با بقیه و کمک کردن به مردم (گنجی، ۱۳۷۶، ص۱۳).

اضطراب

 

دیدگاه روانپزشکی

این دیدگاه درباره فرد دید تعامل حیاتی داره. طبق این دیدگاه فردی که از سلامت روانی برخورداره دارای نظام متعادلیه که خوب عمل می کنه و اگه تعادل به هم بخوره مریضی روانی ظاهر می شه (همون منبع، ص۲۲).

سلامت روانی

دیدگاه بوم شناسی

دیدگاه بوم شناسی که به مطالعه محیطای زندگی موجودات زنده و مطالعه روابط بین این موجودات با همدیگه با محیط می پردازه عقیده داره که عوامل موجود در محیط فیزیکی مثل سر و صدا ، آلودگی هوا، افزایش جمعیت، کوچیکی محل سکونت و به خطر افتادن حریم، می تونن بهداشت روانی فرد رو به خطر اندازند. پس اگه شرایط محیطی مناسب و مناسب باشه و فرد بتونه سازگاری یابد دارای سلامت روانی میشه (گنجی، ۱۳۷۶).

از نظر (دیویس و فیشمن، ۱۹۶۳؛ به نقل از گنجی، ۱۳۷۶) ملاکای مهم سلامت روانی شامل:

شناخت خود و محیط، استقلال فردی، رفتار بهنجار و منطبق با معیارهای جامعه، اتحاد شخصیته.

سلامت روانی وضعیت کسیه که کارکرد اون در سطح قابل قبولی از سازگاری و برابری رفتاری باشه و احساس رضایت و بهبودی روانی و یکی بودن کافی اجتماعی با موازین مورد قبول جامعه رو داشته باشه (ادبی، ۱۳۷۹). کریمی(۱۳۸۷)، عقیده داره آدم سالم و متعادل کسیه که، بتونه بین انتظارات و توان خود از یه سو و خواسته ها و آرزوهای خود از طرف دیگه تعادل پایدار و جست و خیز برقرار کنه.

بر اساس گفته وایت (۲۰۰۱)، افراد دارای سلامت روان چندین ویژگی دارن :

پذیرش خود و دوست داشتن خود: این ویژگی در برگیرنده دو معنی فکر (تصوری که فرد از خودش داره) و عزت نفس (پذیرش و قبول خود) هستش. اگر این دو معنی همراه هم باشن تکمیل کننده اولین بخش از سلامت روانی از (پذیرش و دوست داشتن خود) هستن.

ایجاد روابط با بقیه: وقتی که فرد فکر و عزت نفس مثبتی داشته باشه و خود رو قبول کنه و دوست داشته باشه اون وقت خوب می تونین با بقیه رابطه مناسب برقرار کنه.

مقابله با نیازای زندگی: مقابله با نیازها و احتیاجات زندگی و کنترل چیزای مهم و چالشای زندگی بخشی از سلامت روانیه. نکته اساسی در این مورد موضوع مدیریت استرسه. وقتی که افراد تحت استرس هستن باید مهارتای مقابله ای لازم رو داشته باشن تا بدین وسیله بتونن اثرات استرس بر جسم و روان رو کم کنن اگر استرس مدیریت شه (کم بشه و یا کنترل شه) و مهارتای مقابله ای مؤثر موجود باشه شک نداشته باشینً فرد بهتر قادر میشه تا با نیازها و چالشای زندگی مقابله کنه.

استرس

بروز مناسب هیجانات : افراد باید بتونن هیجانات خود رو شناسایی کنن و اون احساسات رو به طور مناسب نشون بدن، وگرنه سلامت روانی خود فرد و هم اینکه بقیه در برابر آسیب قرار می گیره (وایت، ۲۰۰۱).

 

 

 

دیدگاه شناختی

طبق این دیدگاه سلامت روان داشتن سازگاری خوب یا احساس خوب بودنه مخصوصا وقتی که این نوع سازگاری یا احساس یا معیارهای جامعه ای که فرد در اون زندگی می کنه همخوانی داشته باشه (نجات، ۱۳۷۸، ص۱۲۶).

آلبرت الیس معیارهایی واسه سلامت روان در نظر گرفته که یعنی:

نفع شخصی: بدین معنا این جور افراد تمایل دارن رغبتا و اهداف خودشون رو در بیشتر اوقات براهداف و رغبتای بقیه مخصوصا افراد نزدیک و مهم مقدم داشته باشن و اونا رو در مرتبه بعدی بذارن.

تمایل اجتماعی: که باعث می شه با بقیه همکاری داشته و از امتیازات زندگی تو یه گروه اجتماعی یا تو یه جامعه بهره مند شن.

خود جهت یابی: بدین معنا فرد مسئول خودشه و نباید از بقیه درخواست پشتیبانی و کمک کنه.

انعطاف پذیری: این ملاک به آدمایی که تفکرات انعطاف پذیر، قابل تغییر و بدون تعصب دارن و نگاه اونا نسبت به بقیه براساس همزیستیه اشاره داره.

خطر کردن: بدین معنا که آدمایی که دارای سلامت روان هستن، احساس مسئولیت بیشتری نسبت به خطر کردن منطقی به خاطر حصول اهدافی که خودشون اونا رو انتخاب کردن از خود نشون میدن، در این معنا اونا تمایل به کارای ماجراجویانه دارن (خدارحیمی، ۱۳۷۴، ص۱۱۵).

طبق نظریه ویلیام گلاسر آدم سالم کسیه که واقعیت رو رد نکنه و درد و رنج موقعیتا رو با رد کردن ندیده نگیره بلکه با موقعیتا به صورت واقع گرایانه مواجه بشه، هویت موفق داشته باشه یعنی عشق و محبت بورزد و هم عشق و محبت دریافت کنه و هم احساس با ارزشی کنه و هم بقیه احساس با ارزشی اون رو تأکید کنن. مسئولیت زندگی و رفتارش رو قبول کنه و به شکل مسئولانه رفتار کنه (پذیرش مسئولیت کاملترین نشونه سلامت روانیه). توجه اون به لذات دراز مدت، منطقی و منطبق با واقعیت باشه و بر زمان حال و آینده تأکید کنه نه بر گذشته و تأکید اون بر آینده هم جنبه درون نگری داشته باشه نه این که به صورت خیال پردازی باشه.

واقعیت درمانی گلاسر هم بر سه اصل قبول واقعیت، قضاوت در درستی رفتار و پذیرش مسئولیت رفتار و اعمال استواره و اگر در شخص این سه اصل تحقق یابد بیان کننده سلامت روانی اونه (همون منبع).

به باور پرلز کسائی که از سلامت روان بهره مند هستن با واقعیتای خود و عالم بیرون به طور کاملً در رابطه هستن اینجور اشخاصی در نتیجه شناخت کامل خود به جای اینکه به دنبال تصویری رویایی از خود باشن می تونن خود راستین (واقعی) رو برتری بخشن (شولتس، ۱۹۸۴، ص۱۹۳).

دیدگاه های روان تحلیلی

دیدگاه روان تحلیلی عقیده داره که شخصیت فرد از سه عنصر تشکیل می شه، نهاد، من و من برتر. پس به نظر اونا بهداشت روانی، وقتی تضمین می شه که من با واقعیت سازگاری شه و هم اینکه تکانشای ذاتی نهاد به کنترل دربیاد (همون منبع).

فروید به نقل از حسینی (۱۳۹۰)، سلامت روانی رو از یه طرف نتیجه تعادل بین سه عنصر نهاد، من و من برتر و از طرفی دیگه نتیجه تعادل بین سطوح خود آگاه و ناخودآگاه می دونه. فروید عقیده داره که شخص سالم دو ویژگی داره:

می تونه دوست داشته باشه و دوست داشته باشه، می خواد و می تونه کار بکنه (شعاری نژاد، ۱۳۸۱، ص ۲۷۸). به نظر فروید ویژگی خاصی که واسه سلامت روانشناختی لازمه خود آگاهیه. یعنی هر اون چیزی که ممکنه در ناخودآگاه موجب مشکل شه  باید خود خبردار شه، شخص سالم از ساختار­های دفاعی نوع دوستی، شوخ طبعی، ریاضت و والایش یا تصعید استفاده می کنه (نجات، ۱۳۸۸، ص ۳۴). هم اینکه به نظر فروید، شخص سالم کسیه که نیازای ثابت شده نداشته باشه، نیازای نهفته یا داخلی شده اش در جهت معیارهای داخلی شده من برتر باشه و براساس نیازهایش عمل نکنه و نیازهایش با همدیگه در اختلاف و درگیری نباشه. هم اینکه آدم بهره مند از سلامت روانشناختی موجودی استثنایی و خاص هستش که باید به صورت تنها مورد بررسی و مطالعه قرار بگیره و دارای خصوصیات زیر باشه:

بین من و من رویایی فرد فاصله زیادی وجود نداره، من دارای قدرتمندی و کارآیی بسیاره، از ساختار روانی خودش آگاهی لازم رو داره، هدف پایانی اون رشد خلاقیت و تحقق خویشتنه (همون منبع).

[۱] . Ventis