دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

قابلیت اعتماد و اطمینان، امنیت بین المللی

[do_widget id=kl-erq-2]

– امنیت بین المللی: نیز حالتی است که که در آن قدرتها در حالت تعادل و بدون دست بازی به قلمرو یکدیگر به سر برند و وضع موجود در خطر نیفتد (آشوری، داریوش، 1376 ص 38) بنابر این مفهوم امنیت در دو جهت اصلی باید تغییر یابد:
اول:از تاکید انحصاری بر امنیت داخلی به تاکید بیشتر به امنیت مردم,دوم:از امنیت نظامی به امنیت در توسعه انسانی(مدنی,48:1373)از این رو باید به اجزای امنیت و بخشهای اصلی آن پرداخت تا فهم تحول مفهوم یاد شده,روشن تر نمایان گردد.
الف-اجزاء امنیت
1-رهایی از ترس 2-رهایی از نیاز,دو جزء مهم امنیت محسوب می شوند. در سال 1945 میلادی سازمان ملل گزارش محرمانه ای در اختیار دولتها قرار دارد که نتایج کنفرانس (اجتماع) سانفرانسیسکو بودو توسط سازمان ملل برگزار شد. گزارش مذکور بطور خاص بر این نکته تاکید کرده بود که:در جنگ برای صلح باید در دو جبهه پیش رود. اول جبهه ی امنیت که پیروزی در آن متضمن رهایی از ترس است.دوم جبهه ی اقتصاد و جامعه که معنا آن رهایی از نیاز است.
فقط برای پیروزی در ین دو جبهه ,دوام صلح را در دنیا بیمه میکند…هیچ یک از شروط نوشته شده از منشور,شورای امنیت را قادر به ساختن دنیایی ایمن از جنگ نمی سازد مگر اینکه مردان و زنان در خانه و محل کار خود امنیت داشته باشند.(مدنی1373,ص48)تهدید های جدید و گسترده ای امنیت انسانی را به خطر می اندازد که از این رو ضمانت اجرا و واکنش های مناسب و راهکارهای شایسته و در خوری را می طلبد.
ب-بخشهای امنیت
امنیت بر حسب تنوع و تعداد خطرها و تهدیدها,بخشهای گوناگونی دارد که اهم آنها :امنیت اقتصادی,امنیت قضایی,امنیت غذایی,امنیت بهداشتی,امنیت در محیط زیست,امنیت فردی,امنیت اجتماعی,امنیت ارتباطات و امنیتسیاست می باشد.امنیت فردی برای مردم از اهمیت بیشتری برخوردار می باشد.(معمار زاده1:1374)زیرا با تهدید هایی رو برو است که حیات فردی را به خطر می اندازد مانند:تهدید از جانب افراد و باندها(گروهها), جنایت(تهدید های خیابانی), تهدید مستقیم علیه کودکان
2-4-2مفهوم امنیت و تحول آن
امنیت به مفهوم سنتی آن عبارت است از امنیت نظامی و توسل به قوای قهریه برای حصول به آرامش و فرار از خطرهای مختلف این مفهوم همیشه در نظر سیاست مداران بوده است نخستین نظریه پردازان صلح و امنیت به ترتیب «هابز» , «ه ک»و«منتسکیو» هستند که در قرن شانزدهم و هفدهم میلادی مفاهیم مذکور را به دنبال فریضه ی دولت ملی و اصل قرار داد اجتماعی مطرح کرده اند.«هابز» معتقد است:«صلح و امنیت برای رهایی مردم از ترس دایمی از مرگ،ابتلائات فیزیکی و جسمی است…..»(پازارگاد,بی تا:668).
«جان لاک» درباره صلح و امنیت نقطه مقابل نظر «هابز» را مطرح میکند و مینویسد:«مقصود از صلح و امنیت تنها آن نیست که زنده باشیم بلکه منظور واجد بودن رفاه و آسایش و ایجاد تسهیلات مشخص می باشد که حق طبیعی ما است و وظیفه ی موسسات دولتی است که آنها را تحصیل و نگهداری کنند»(پازارگاد ,بی تا,ص668)
منتسکیو درباره ی صلح و امنیت عقیده دارد:«چون امنیت نتیجه صلح و اولین قانون طبیعت است لذا بزرگترین اصول در حکومت ,ایجاد امنیت است و مقصود از امنیت تنها حفظ حیات نیست بلکه تامین آزادی است»(پازارگاد,بی تا,ص693).
آنچه مهم است اینکه مفهوم امنیت به تدریج و با توسعه جامعه بشری تحول یافته است؛به گونه ای که امنیت دیگر معادل تهدید های مرزی وصرفا فردی و جسمی محسوب نمی شود بلکه ابعاد تازه ای را نیز شامل می گردد.امنیت به مفهوم امروزی را می توان در توسعه سراغ گرفت ونه در اسلحه؛چرا که وسعت بیشتری یافته است و در نهایت ضمانت اجراهای خاص خود را طلب می کند که اسلحه و قوای قهریه از آن جمله می باشد و نه تمام آنها دل نگرانیهای مردم مرتبط با زندگی روزمره آنها و در برابر خطرهایی می باشد که پیش از این بدین گونه معنی نداشته است بنابر این تعریف مندرج در فرهنگ های لغات و تعاریف ارایه شده توسط صاحب نظران درباره مفهوم امنیت بر روی”احساس آزادی از ترس” و”احساس ایمنی” که ناظر بر امنیت مادری و روانی است تاکید دارند و یا به عبارت دیگر امنیت یک پدیده دو وجهی می باشد که از یک سو به معنی ایمنی در مقابل حمله ی استواری و نفوذ ناپذیری ,قابلیت اعتماد و اطمینان از عدم شکست و یا تسلیم و از روی دیگربه معنای عدم اضطراب از تشویش و خطر اشاره دارد.
2-4-3ابعاد امنیت
امنیت دارای دو بعدی داخلی و خارجی است که با یکدیگر مرتبط هستند .در بعد داخلی تهدیدهای آشکار و پنهان در درون مرزها نا امنی بوجود می آورد از قبیل تهدیدات سیاسی(شورش ,جدایی طلبی,انقلاب)بحران اقتصادی,نظامی(جنگ داخلی و…)وآشوب های اجتماعی که هر کدام مردم را تحت فشار قرار میدهند. در بعد خارجی نیز امنیت می تواند از ناحیه مسائل سیاسی ,نظامی و اقتصادی(تحریم هایاقتصادی,تفرقه ها)تهدید شود.
2-4-4ویژگیهای امنیت
1-نسبی بودن امنیت: در جهان امروز دستیابی به امنیت مطلق نا ممکن است زیرا قدرت که مبنای تحصیل امنیت محسوب می شود,متغییر متفاوت ونسبی است و به تبع آن امنیت حاصل برای دولت ها نیز نسبی می باشد. بنابر این با تغییر میزان قدرت و وجود تهدیدات بالقوه و بالفعل حتی قوی ترین دولت ها نیز امنیت مطلق ندارند به طور خلاصه امنیت مطلق دست یافتنی نیست و هیچ نوع نظم اجتماعی نمی تواند همه ی بی ثباتیها,خطرها,ویرانی ها و مرگ را از بین ببرد.
2- ذهنی بودن امنیت : اصولا احساس امنیت یا عدم امنیت یک برداشت یا امر ذهنی است که ریشه در اعتقادات و باورهای مذهبی ,اخلاقی,فرهنگی مردم و رهبران یک کشور دارد.
3-تجزیه ناپذیر بودن امنیت: بدین معنی که امنیت در مقابله کردن با حاکمیت و استقلال یک کشور رابطه ای مستقیم دارد.یعنی اگر در شهر یا استانی از یک کشور جنگ داخلی یا ناامنی پدید آید.نمی توان ادعا کرد چون در دیگر شهر ها امنیت به هم نخورده است امنیت ملی کامل است.
2-4-5تحول امنیت
به طور کلی واژه امنیت عمدتا به نوعی احساس روانی اطلاق میگردد که در آن به خاطر مبرا بودن از ترس وضعیت آرامش و اطمینان خاطر حاصل میگردد.پدیده هایی که ممکن است باعث ترس شده و آرامش و اطمینان خاطر افراد را مختل سازند.بسیار متعدد و درعین حال پیچیده اند. با گذشت زمان و ایجاد تغییراتی در توقعات ونیازهای انسانها,متغییر های جدیدی برای تعریف امنیت وارد عرصه می شوند.برای مثال امروزه پدیده هایی چون تخریب محیط زیست از مهمترین عوامل بر هم زننده امنیت بشر تلقی می شود در حالی که تا صد سال پیش چنین چیزی اصلا متصور نبود باری بو زان از محققان برجسته مطالعات امنیتی,امنیت اجتماعات بشری را که غالبا در شکل امنیت بین المللی تعریف میگردد,به پنج مقوله تقسیم نموده است:نظامی,سیاسی,اقتصادی,اجتماعی و زیست محیطی این پنج بخش جدا از یکدیگر عمل نمیکنند بلکه هر یک از آنها دارای کانون مهمی در دوران مسئله امنیت و روشی برای تنظیم اولویتها بوده و از طریق ارتباطات قوی همگی به همدیگر متصل هستند به طور خلاصه تغییرات که در مفهوم امنیت از نگاه تاریخی رونماگردیده به قرار ذیل می باشند:
1-قبل از 1945:در این دوران امنیت جنبه نظامی دارد و توصیه سیاستمداران و نظامیان در آن دوره این است که دولت ها با داشتن توان نظامی برتر ,امنیت بیشتری به دست آورند.یعنی آمادگی نظامی هدف ایده آل امنیت به حساب می آمده است.
]]>