دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

قلمروهای، بهزیستی، رضایتمندی، سلامتی، امنیت، فلیس

امکانات رفاهی به نسبت جمعیت از عواملی است که کیفیت زندگی را کاهش می دهد.
2-5-6-5- شاخصهای آموزش، تحصیلات و مهارت ها
لزوم آموزش از کودکی و در مهدهای کودک و پیش دبستانی آغاز شده و تا هنگام مرگ ادامه خواهد داشت. با توجه به پیچیده شدن زندگی و در هم آمیخته شدن نیازهای انسانی و رشد روزافزون تکنولوژی جهت افزایش مهارت های زندگی، در هر سنی و هر جنسیتی و در هر حالی لازم است. تحصیلات آکادمیک و دانشگاهی نیز نوع عالی آموزش می باشد.
2-5-6-6- شاخصهای زیر ساخت ها و تأسیسات
یکی از مهمترین شاخصهای کیفیت زندگی در شهرهای بزرگ و پرتراکم کنونی، توسعه زیرساختها و تأسیسات و تجهیزات شهری است که عدم وجود آنها نه تنها سطح کیفی زندگی را کاهش می دهد که بدون آنها زندگی بشری به شکل امروزی اصلاً ممکن نیست. ایجاد راههای ارتباطی مهمترین مقیاس قابل بررسی در این شاخص است.
2-5-6-7- شاخصهای سلامتی و بهداشت
شهروندی که دچار مشکلات سلامتی و بهداشت است، توانایی بهره گیری کیفی از هیچکدام از شاخص های کیفیت زندگی را ندارد. این که مبحث کیفیت زندگی ابتدا در مورد بیماران جسمی و روانی و حل مشکلات آنان و افزایش سطح کیفی زندگی آنان مطرح شده، بیانگر اهمیت شاخص سلامتی و بهداشت در حفظ کیفیت زندگی است.
2-5-6-8- شاخصهای حقوق شهروندی
حقوق شهروندی ابعاد مختلفی دارد که برخی متفکران غربی آنرا به سه بعد تجزیه کرده اند؛ بعد مدنی، بعد سیاسی و بعد اجتماعی. بعد مدنی عبارت از حقوق ضروری برابری آزادیهای فردی، آزادی بیان و مذهب و اندیشه و سایر آزادی های فردی است. بعد سیاسی حق مشارکت شهروندان در اعمال قدرت سیاسی، خواه در نقش عضو قدرت و خواه در نقش رای دهنده و بعد اجتماعی شامل دامنه ای گسترده از حقوق حداقلی رفاه و تامین اجتماعی می باشد.
2-5-6-9- شاخصهای تفریحات و استراحت
یکی از راهکارهای ایجاد سلامتی روحی و جسمی، استفاده از امکانات تفریحی و سرگرمی های مناسب می باشد. محیط زندگی و کاری و اجتماعی شهروندان سرشار از مشکلات، اصطحکاک ها، برخوردها و درگیری می باشد.
شهروندان برای تخلیه فشارها و استرس های روانی و ایجاد آرامش ذهنی و جسمی نیاز به استفاده از امکانات تفریحی و سرگرمی و استراحت دارند. تفریحات و سرگرمی ها برای دور شدن از فشارهای ناشی از عدم رعایت استاندارد سطوح کیفی لازم در دیگر شاخصهای کیفیت زندگی شهروندان است.
2-5-6-10- شاخصهای مسکن و سرپناه
دارا بودن مسکن و سرپناه یکی از نیازهای اولیه و ضروری بشری است. مسکن ضمن اینکه سرپناهی برای استراحت و تجدید قوای فیزیکی است، می تواند محلی جهت آرامش و استراحت روحی، آموزش، اشتغال و ارتقای فرهنگ باشد. دو مؤلفه در مورد کیفیت و کمیت مسکن باید مورد توجه قرار گیرد:
الف- کیفیت کالبدی مسکن
باید در مورد تعداد مسکن لازم در قبال جمعیت و خانوار و کیفیت ساخت و ساز آن و مصالح و قوانین مربوطه سطوح کیفی مشخصی در نظر داشت.
ب- کیفیت سکونتی مسکن
کیفیت محیط و مشخصات هر مسکن باید با توجه به کیفیت و کمیت ساکنین آن مورد توجه قرار گیرد. توجه به تعداد خانوار و ابعاد مناسب مسکن متناسب با تعداد، فرهنگ ساکنین و دیگر ابعاد فردی و اجتماعی خانوار ساکن در آن.
2-5-6-11- شاخصهای امنیت
امنیت یکی از ارکان توسعه پایدار و آسایش زندگی انسانی است. امنیت همچون عاملی زیربنایی جهت تمامی شاخصهای دیگر باید تامین گردد تا امکان بهره وری کامل و کیفی سایر شاخصها میسر گردد.
نکته قابل ذکر، انطباق بالای این ده شاخص کیفیت زندگی با شاخص های هفتگانه حیاتی انسان که توسط فرانتس شافر و کارل روپرت بیان شده است می باشد. این شاخص های هفتگانه عبارتند از: تولید مثل و تداوم بقاء، اشتغال و معیشت، محل سکونت و زیست، آموزش و پرورش، آمد و شد و جابجایی، تامین و تدارک نیاز و استراحت و فراغت؛
جالب اینجاست که از دیدگاه جغرافیایی، شهر مکانی است که شاخص های حیاتی انسان در محدوده آن به شکل تبلور یافته عینیت می یابد (شهپری، 1390: 35-33).
2-5-7- مدل های کیفیت زندگی
تشخیص قلمروهای زندگی و چگونگی روابط بین آنها، که می تواند برای پیش بینی کیفیت زندگی مردم مورد استفاده قرار گیرد، باید ضرورتاً در چارچوب یک مدل مفهومی صورت گیرد. مدل های ساختاری گوناگونی برای تشریح این موضوع که، چگونه افراد قلمروهای مختلف را برای ارائه کیفیت کلی زندگی با هم ترکیب می کنند، پیشنهاد شده است. تفاوت های عمده در این مدل ها ناشی از تفاوت در مقیاس ها، شاخص ها و قلمروهای زندگی است که در مطالعه کیفیت زندگی توسط محق قان مختلف مورد استفاده قرار گرفته اند. به عنوان مثال، براساس مقیاس، کیفیت زندگی می تواند در سطح فردی و یا گروهی و یا در سطح محلی، شهری، ملی و بین المللی مطالعه شود، و یا بر اساس شاخص ها، برخی مدل های مفهومی کیفیت زندگی مبتنی بر شاخص های عینی و برخی مبتنی بر شاخص های ذهنی می باشند، در حالیکه برخی دیگر مبتنی بر هر دو نوع شاخص می باشند.
2-5-7-1- مدل کیفیت زندگی هنکوک و همکارانش
هنکوک و همکارانش نیز در سال 1999 مدلی را برای تبیین مفهوم کیفیت زندگی در نواحی شهری ارائه دادند (شکل 6 ). مدل آن ها بر سه قلمرو اجتماع، محیط و اقتصاد تأکید دارد. تعیین صریح قلمروها و ارائه تصویری از ارتباط متقابل مفاهیم زیست پذیری، کیفیت زندگی و پایداری مزیتی برای این مدل است و می تواند برای تدوین ابعاد پایداری، رفاه و کیفیت زندگی شهری در یک جامعه مورد استفاده قرار بگیرد (Hancock & et al, 1999: 24).

شکل 2-6- مدل مفهومی عوامل مؤثر در کیفیت زندگی شهری

مأخذ: Hancock et al, 1999

2-5-7-2- مدل کیفیت زندگی کامپل و همکاران
کامپل و همکاران وی در سال 1976، در گزارش کیفیت زندگی مردم امریکا به تدوین مدلی از عوامل پرداختند که در ابراز رضایتمندی شخص از هر یک از قلمروهای زندگی و شیوه ی تعیین رضایتمندی کلی از زندگی موثر بود. این مدل در شکل (7) نمایش داده شده است. این مدل مبین آن است که موقعیت عینی شخص در هر یک از قلمروهای زندگی مثل بهداشت، در ادراک وی از آن موقعیت موثر است، اما این ادراک ممکن است نسبت به موقعیت عینی(به لحاظ خصوصیات شخصی فرد) کاملاً متفاوت باشد. در مرحله بعد، موقعیت ادراک شده با معیارهای مقایسه ی شخص ترکیب شده، تا ارزیابیش از آن قلمرو مشخص گردد. مجدداً خصوصیات شخصی با ارزشیابی شخص ترکیب شده، تا رضایتمندی در آن قلمرو تعیین گردد، و سرانجام، رضایتمندی در همه قلمروهای زندگی ترکیب شده، تا کیفیت کلی زندگی شخص را مشخص نماید.

شکل 2-7- مدل کیفیت زندگی کامپل و دیگران

مأخذ: Combell & et al, 1976 به نقل از ستاری، 1389، 35-34
2-5-7-3- مدل کیفیت زندگی لندزمن
مدل کیفیت زندگی سه عاملی لندزمن، ارزش های شخصی، همراه با شرایط زندگی و رضایتمندی از زندگی را در تعامل با هم تعیین کننده کیفیت زندگی می داند. در این مدل سنجش کیفیت زندگی هم بر اساس شاخص های ذهنی و هم شاخص های عینی می باشد و میزان اهمیتی که شاخص های عینی و ذهنی داده می شود و چگونگی ترکیب آنها بر هم مبنای ارزشهای افراد می باشد. تصمیم گیری در مورد اهمیت و چگونگی وزن دهی به معیارها بر اساس ارزش های شخصی، به این صورت است که معیارهایی که فاقد مبنایی برای رتبه بندی و تعیین اهمیتی هستند که افراد مختلف به ابعاد مختلف زندگی می دهند، معمولاً با ارزش دهی مساوی با هم ترکیب می شوند. در غیر این صورت، برای تولید یک ساختار وزن دهی از پیش فرض های مربوط به اهمیت نسبی ابعاد مختلف استفاده می گردد. مدل کیفیت زندگی لندزمن به این دلیل که چارچوبی سلیقه ای را برای ترکیب معیارها به کار می برد، مورد استفاده قرار گرفته است.

شکل 2-8- مدل کیفیت زندگی لندزمن

مأخذ: Landesman, 1986 به نقل از Flace & Perry, 1995: 55

2-5-7-4- مدل کیفیت زندگی فلیس و پری
کیفیت زندگی در مدل فلیس و پری مترادف با ارزیابی کلی بهزیستی تعریف می شود. بهزیستی کلی در این تعریف، فراتر از بهزیستی ذهنی می باشد. در مدل فلیس و پری، سنجش کیفیت زندگی، به وسیله شاخص های عینی و همچنین ارزیابی ذهنی از بهزیستی کالبدی، مادی، اجتماعی، احساس و میزان توسعه و فعالیت های هدفمند می باشد که با توجه به مجموعه ارزش های شخصی، وزن دهی و اهمیت گذاری می گردد.

شکل 2-9- مدل کیفیت زندگی فلیس و پری

مأخذ: Flace & Perry, 1995: 62

2-5-7-5- مدل کیفیت زندگی رافائل
مدل کیفیت زندگی رافائل دارای سه معیار می باشد که عبارتند از:
نخست: بودن:
کالبدی-سلامت کالبدی
روانشناختی – سلامت ذهنی، احساسات، سازگاری، شناخت
روحی – ارزش های شخصی، روابط و اعتقادات
دوم: تعلق داشتن – روابط فرد با محیط:
کالبدی-مسکن، محل کار، همسایگی، مدرسه و اجتماع
اجتماعی-خانواده، دوستان، همسایه ها وغیره
سوم: شدن – فعالیت های هدفمند برای دستیابی به اهداف و آرزوها
عملی- فعالیت های روزانه
تفریح- فعالیت هایی که موجب کسب آرامش و کاهش فشارهای زندگی می شود
رشد فردی- حفظ و ارتقاء دانش و مهارت های فردی و سازش پذیری برای تغییر
مدل رافائل بر کیفیت زندگی فردی تمرکز دارد که با شرایط اجتماعی و محیطی موجود در جامعه بر همکنش دارد (Philips, 2006: 38).

2-5-7-6- مدل کیفیت زندگی سالواریس
مدل سالواریس، کیفیت زندگی را برابر با بهزیستی در شاخص های زیر می داند:
1- بهزیستی و سلامت فردی
2- فرصت های شغلی مناسب
3- جامعه منصف
4- جامعه ایمن از جرم و جنایت
5- اقتصاد مولد
6- قوانین و دولت مناسب
7- محیط پایدار و سالم
8- جوامع سالم و شهروند فعال
9- زندگی فرهنگی سالم
10- روابط بین المللی سالم (مأخذ: Salvaris,2000 به نقل از Repley, 2003: 47).

2-5-7-7- مدل کیفیت زندگی داس
مدل کیفیت زندگی داس، کیفیت زندگی را شامل سه بعد اجتماعی، اقتصادی و کالبدی می داند و در هر بعد، تدارک شرایط ضروری محیطی (کیفیت زندگی عینی) و رضایت از شرایط محیط (کیفیت زندگی ذهنی) را شکل دهنده کیفیت زندگی کلی می داند.
شکل 2-10- مدل کیفیت زندگی داس

مأخذ: Das, 2008: 301
2-5-7-8- مدل کیفیت زندگی میشل
مدل کیفیت زندگی میشل شاخص های کیفیت زندگی و متغیرهای سازنده هر یک از آنها را به شکل زیر طبقه بندی می کند:
الف- سلامت: به طور کلی سلامت هر جامعه حاصل سلامت فیزیکی و روحی-روانی آحاد و اعضای آن جامعه می باشد.
ب- امنیت: احساس امنیت در نتیجه عواملی از جمله اجرای عدالت، ایمنی محیط سکونت، امنیت اقتصادی فردی و بهره مندی از یک زندگی متعارف و قاعده مند به وجود می آید.
پ- رشد فردی: دست یابی به آرمان رشد و تحول فردی از طریق بهره مندی از فرصت های کافی برای تفریح، امکان گذران اوقات فراغت به شکلی مناسب و مطلوب و بهره مندی از آموزش و یادگیری امکان پذیر می گردد.
ت- توسعه اجتماعی: تحقق هدف رشد و توسعه در هر جامعه وابسته به عوامل نظیر کیفیت مشارکت سیاسی شهروندان، شبکه های اجتماعی و تعاملات جمعی و ساختار جامعه مورد نظر می باشد.
ث- ذخایر طبیعی، کالاها و خدمات
ج- محیط کالبدی: در ارتباط با مؤلفه ها محیط فیزیکی، توجه به متغیرهایی نظیر ادراک بصری و کیفیت منظر، آب و هوا، آلودگی و سر و صدای محیطی ضروری است.
شکل 2-11- مدل کیفیت زندگی میشل

مأخذ: Mitchell, 2000 به نقل از رضاپور، 1389: 107

2-5-7-9- کیفیت فراگیر زندگی اشمیت و نول
اشمیت و نول سعی دارند تا مباحثی اساسی نظیر رفاه ذهنی، رفاه عینی، اهداف اجتماعی و سیاستگذاری اتحادیه اروپا و تئوری های اجتماعی پیرامون سرمایه اجتماعی را در درون یک چارچوب منسجم مبتنی بر کیفیت زندگی که به عوامل کیفی اجتماعی همچون برابری، آزادی، امنیت و انسجام بیش از عوامل فردی توجه دارد، مدنظر قرار دهند. آنها این چارچوب را در مجموعه ای از حوزه ها، زیر حوزه ها و شاخص ها در قالب آنچه نول (2002) آن را سیستم شاخص های اجتماعی اروپایی می نامد، عملیاتی می کنند. این مجموعه می تواند به عنوان ابزاری برای مشاهده تحلیل مستمر توسعه توسعه و بهبود سطح رفاه کیفیت زندگی و همچنین تغییر ساختار اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد. آنها در سطح فردی میان جنبه های شناختی و عاطفی رفاه ذهنی و میان ابزار، منابع و ظرفیت ها و اهداف یا دستاوردهای (شرایط زندگی) رفاه عینی تمایز قائل می شوند، همچنین در سطح اجتماعی دو عنصر اصلی کیفیت زندگی را همبستگی اجتماعی و پایداری می دانند. در این مدل همبستگی اجتماعی دارای دو عنصر است یکی کاهش تفاوت ها و نابرابری ها و دیگری تقویت پیوندها، شبکه ها و روابط اجتماعی، افزایش احساس تعلق به جماعت و پیوند با آن بر اساس ارزش های مشترک، هویت جمعی و اعتماد میان اعضا از این منظر با اصول دو گانه یعنی برابری و انسجام پیوند می خورد. به عبارتی مفهوم همبستگی اجتماعی در این مدل بر دو بعد استوار است، بعد نابرابری که بر افزایش فرصت ها و کاهش نابرابری و شکاف های درون جامعه تمرکز دارد. این بعد همچنین جنبه طرح اجتماعی را در بر می گیرد. بعد دوم سرمایه اجتماعی است که بر هدف تقویت روابط اجتماعی و روابط متقابل تأکید دارد.
جدول 2-5- کیفیت فراگیر زندگی اشمیت و نول
سطوح
سنجه های

]]>