بهرهبرداری دانش: به این مطلب اشاره داردکه ایدهها و دانش بدست آمده بدون جهتگیری درمورد اینکه چه کسی آن هارا مطرح کرده است،درصورت مفیدومناسب بودن مورد استفاده قرارگیرد (واکمن،2004) . [do_widget id=kl-erq-2]
اثربخشی سازمانی: توانایی انجام کارهای درست سازمانی را گویند(دفت، 1388).
1-10-2. تعاریف عملیاتی
مدیریت دانش: در این پژوهش منظور از مدیریت دانش، نمرهای است که کارکنان به سوالات 22 گویه ای پرسشنامه میدهند .
خلق دانش: منظور از خلق دانش، نمرهای است که کارکنان با پاسخگویی به سوالات 1، 13، 14، 15، 21 و 25 پرسشنامه بدست میآورند.
اشتراک دانش: منظور از اشتراک دانش، نمرهای است که کارکنان با پاسخگویی به سوالات 2، 6، 16،23 و 29 پرسشنامه بدست میآورند.
ذخیره دانش: منظور از ذخیره دانش، نمرهای است که کارکنان با پاسخگویی به سوال 5 پرسشنامه بدست میآورند.
بهرهبرداری دانش: منظور از بهرهبرداری دانش، نمرهای است که کارکنان با پاسخگویی به سوال 3، 8، 11و 12پرسشنامه بدست میآورند.
تحصیل دانش: منظور از تحصیل دانش، نمرهای است که کارکنان با پاسخگویی به سوال 4، 7، 9،10، 20 و 27 پرسشنامه بدست میآورند.
اثربخشی سازمانی: در این پژوهش منظور از اثربخشی، نمرهای است که کارکنان به سوالات 24 گویه ای پرسشنامه میدهند .

فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق
مقدمه
امروزه یکی از با اهمیت ترین سرمایه های یک سازمان، کارکنان هوشمند و با دانش آن هستند که با خلق فرآیندهای سازمانی نوین، فناوری ها و توسعه محصولات جدید، سازمان را به مزیت رقابتی پایدار رهنمون می شوند. تلاش های نوآورانه در سازمان ها نتیجه سرمایه گذاری در فرآیند یادگیری و ارتقاء مدیریت منابع انسانی و مدیریت دانش است. سازمان ها می توانند با مدیریت خلاقانه دانش و به کارگیری نوآورانه فناوری اطلاعات، این امکان را برای کارکنان خود به وجود آورند تا در مسائل سازمانی که نیاز به راه حل های جدید دارند به تجربیات خود تکیه نمود و با رشد در مسیر یادگیری، سازمان را یاری رسانند(تبریزی و رحیمی، 1387: 53).
در واقع مدیریت دانش با ایجاد و توسعه دارائی های دانش در یک سازمان درصدد دستیابی به فراتر از اهداف است که این خود مستلزم فعالیت هایی همچون شناسایی، ایجاد، توسعه تشریک و تسهیم و به کارگیری دانش است. این کار نیازمند سیستم هایی جهت ایجاد و نگهداری منابع دانش، پرورش و تسهیم دانش و یادگیری سازمانی است. در این راستا طبعاً سازمان هایی موفق خواهند بود که به دانش به عنوان یک دارایی می نگرند و ارزش ها و هنجارهای سازمانی که موجب حمایت از ایجاد و تشریک دانش می شود را توسعه می دهند. یعنی تلاش می کنند تا کانون توجه خود را معطوف نگهداری و راهبری دانش نموده و ضمن دسترسی به دانش موجود، زمینه را برای ایجاد، تسهیم و بکارگیری دانش نو و جدید فراهم نمایند، تا از این طریق ضمن کاهش زمان توسعه فراورده ها و خدمات جدید و حداقل نمودن هزینه های طراحی و توسعه، بتوانند خود را به یک سازمان هوشمند و یادگیرنده تبدیل کنند. سازمانی که همواره در جهت دستیابی به فراتر از اهداف تلاش کند و بهره وری خود را هر لحظه ارتقاء بخشد. بدیهی است که این وضعیت برای سازمان های خدماتی همچون بانک از اهمیت دو چندانی برخوردار می باشد(تولایی، 1389).
2-1- بخش اول: ادبیات تحقیق
2-1-1- مفهوم دانش
حجم وسیعی از اطلاعات و دانشی که بشر امروزه در اختیار دارد در قرن بیستم حاصل گردیده است. رشد دانش در دهه های اخیر بسیار سریع اتفاق افتاده است، به طوری که هشتاد درصد از یافته های فناوری دانش و نود درصد از کل دانش و اطلاعات فنی جهان در چهار دهه گذشته تولید شده است. دانشی که به طور متوسط هر پنج سال و نیم، دو برابر و در هر چهار سال، کهنه می شود. امروزه دانش به عنوان یک منبع ارزشمند و استراتژیک و به عنوان یک دارایی قابل رقابت در سازمان ها مطرح می باشد. از این جهت ارائه محصولات و خدمات با کیفیت، بدون مدیریت و استفاده صحیح از این منبع ارزشمند، امری سخت و ناممکن است. بنابراین سازمان ها باید بدانند که مجموعه دانش مشترک سازمان چیست و چگونه باید آن را مدیریت نمود تا حداکثر بهره وری و موفقیت حاصل گردد. بدیهی است شناخت و تعریف صحیحِ مفاهیم اولیه داده، اطلاعات و دانش نخستین گام در این راستا محسوب می گردد.
داده
داده ، یک واقعیت از یک موقعیت، یا یک مورد از یک زمینه خاص، بدون ارتباط با دیگر چیزهاست. در حقیقت، داده ها حقایق و واقعیت های خام هستند (شهبازی، 1388).
داده ها، اولین سطح مدیریت دانش را تشکیل می دهند. آنها مجموعه واقعیت های مجزا و عینی، پیرامون حوادث، رویدادها و اشکال فاقد تفسیر هستند و می تواند شامل؛ اعداد، ارقام، آمار و نمودارهایی باشد که به خودی خود تولید معنی نمی کنند. داده موضوعی بی معنا در زمان و مکان و درست شبیه رویدادی خارج از زمینه است که مفهوم اصلی آن، خارج از زمینه اصلی قرار دارد و به همین علت فاقد ارتباط معنی دار با پدیده های دیگر است. تمامی ارگان ها به داده ها احتیاج دارند. داده فقط می گوید که چه اتفاقی افتاده و هیچ قضاوتی یا توضیحی نمی دهد و با این که ماده اولیه تصمیم گیری است امّا در مورد این که چه باید کرد، چیزی نمی گوید(خوانساری و حری، 1387).

]]>