علمی

مقالات : انواع نوآوری:

این نوع نوآوری، به اجناس و یا خدمات جدید یا ارتقا اجناس یا خدمات قبلی میرسه. این نوع نوآوری پرکاربرد ترین و عادی ترین نوآوریه که می تونه بسیار به درد بخور واسه سازمان باشه. واسه نمونه شرکت اینتل، سازنده تراشهای کامپیوترای شخصی، در سالهای گذشته با رقبای خود که از نمونه های مشابه و تقلیدی تراشه هاش واسه رقابت بر سر قیمت استفاده می کردن روبه رو شد، با نوآوری مدیر ارشد اجرایی این شرکت و با تدوین برنامه ای مبادرت به تولید تراشهای نو کرده و رقبای خود رو در گرد و غبار پشت سر خود محو کردن.

  • نوآوری روند:

این نوع نوآوری به پروسه های بهتر شده در سازمان مثلا در بخشای عملیات، مدیریت منابع انسانی، امور مالی و … بدست اومده می شه. این نوع نوآوری بر بهتر شدن تاثیر و کارایی تاکید می ورزد و با بهبود در پروسه و با ایجاد روش و پروسه جدید و نوین و یا تغییر در پروسه، دلیل بهتر شدن جریان کار، پیشرفت، بهبود محصول و خدمات و در آخر پیشرفت سازمان می شه.

  • نوآوری در بازاریابی:

این نوع نوآوری به کارکردهای بازاریابی، تبلیغ، قیمت گذاری، پخش و دیگه کارکردهای محصول به غیر از پیشرفت محصول ( مانند بسته بندی یا تبلیغات) مربوط می شه.  به کار گیری معنی نوآوری بازاریابی، سازمانها رو قادر می سازه تا همگام با تغییرات فناوری، نیازای مشتریان رو که پیوسته با تغییرات سلایق و شرایط جامعه دچار تحوله، شناسایی کرده و انتظاراتشان رو برآورده کنن.

  • نوآوری در مدیریت:

این نوع نوآوری، روش مدیریت سازمان رو بهتر کنه و با تغییر و ایجاد روش، سبک و ساختار مدیریتی نو در روش مدیریتی موجود در سازمان موجب تغییر و نوآوری می شه. واسه نمونه وقتی که شرکت هیولت پاکارد فهمید که قدرت رقابت خود رو در بازارهای جهانی از دست داده با تجدید نظر و ایجاد ساختار سازمانی جدید، جایگاه خود رو دوباره به دست آورد (Weizhen, 2009).

نوآوری سازمانی :

سازمانها واسه بقاء خود در دنیای متلاطم و متغیر امروز به اندیشه های نو و نظرات جدید نیاز دارن. افزایش تهدیدها از یه سو و به کار گیری فرصتها از طرف دیگه در محیط متشنج و غیرقابل پیش بینی، سازمانها رو با جزر و مدهای شدید روبرو میسازن و اونا رو به طرف تغییر و نوآوری به رقابت میکشونه. نوآوری با واژه هایی مانند خلاقیت، اختراع و تغییر رابطه مستقیم داره اما با اونا هم معنی و هم معنی نیس. خلاقیت (creation)  پیدایی و تولید یه اندیشه و فکر جدیده در حالیکه نوآوری(innovation) به معنی کاربردی ساختن اون افکار نو و تازه س. خلاقیت لازمه نوآوریه و تحقق نوآوری وابسته به خلاقیته. اختراع(invention) به معنی ایده یا ساخت تکنولوژی جدیده و خلق محصول، خدمت یا فرآیندی جدید در هر سازمان رو نوآوری می گن. اختراع بیشتر حالت اتفاقی داره در حالی که نوآوری یه فراینده. اختراعات با احتمال خیلی کم به وجود میاد ولی هر اختراع معمولاًٌ به چندین نوآوری منجر می شه. تغییر سازما نی(organizational change) یعنی قبول کردن یه عقیده یا نظر (ایده) یا رفتار جدید به وسیله یه سازمان، اما نوآوری سازمانی(organizational) (innovation) عبارت از قبول کردن یه عقیده یا رفتاری که واسه صنعت بازار یا محیط عمومی سازمان تازگی  داره. نوآوری سازمانی می تونه در بخش نیروی انسانی، تحقیقات رفتاری و روانشناختی کارکنان و شناخت ارزشها و تواناییهای اونا یا در بخش فنی و تکنولوژی، لوازم، مدرن شده و فنون جدید و یا در بخش ساختار که شامل مجموعه قوانین، روشها، هنجارها و ضوابطه، روی دهد. پرداختن مدیران به نوآوری، چه به صورت مستقیم یعنی پیاده کردن ایده های نو در زمینه های اداری، فنی و تخصصی به وسیله خود اونا و چه به صورت غیرمستقیم یعنی استقبال و پشتیبانی از نوآوریها در سازمان، فضایی به وجود می آورد که در اون روحیه انجام کارای یکنواخت و تکراری کم کم به رفتاری نوآورانه در سطح سازمان تبدیل می شه. از این رو میشه گفت مدیریت خواهان نوآوری و فضای رفتاری نوآورانه، لازم و ملزوم یکدیگرند(نژاد ایرونی، ۱۳۸۱: ۹). بعضی از کارایی که لازمه از طرف مدیران در همین زمینه صورت پذیرد یعنی :

ایده

باور و باور به نوآوری در سطوح عالی سازمان

    • ایجاد فضا و زمینه مناسب واسه فعالیتهای خودجوش
    • پشتیبانی و تشویق کسائی که از خود نظر و ایده های خلاق میدن.
    • ایجاد هسته های پژوهشی و نوآوری در سازمان
    • رسوندن نوآوریها به مرحله اجرا
    • اهمیت دادن به پیشنهادها حتی اگه به درد بخور نباشه.

 

  • سهیم کردن نوآوران در یافته های حاصل از اون
  • قرار دادن افراد محافظه کار و سنتی با افراد نوجو و ایجاد رد و بدل کردن اطلاعات و نظرات بین اونا

کانو (kono) عقیده داره که عوامل موثر در نوآوری چهار دسته ان :

  1. استفاده و جذب نیروهای خلاق و نوآور در سازمان
  2. تامین امکانات مناسب تحقیقاتی و مالی واسه فعالیتهای نوآورانه
  3. آزادی عمل کافی در انجام فعالیتها و تلاشهای خلاق
  4. به کار گیری یافته های بدست اومده از فعالیتهای خلاقه و دادن جایزه مناسب به افراد خلاق(رابینز ۱۳۸۰: ۴۰۱).

سازمانها واسه ایجاد نوآوری به قهرمانان خلاق نیاز دارن. قهرمانان خلاق بیشتر دو گونه ان. قهرمون فنی کسیه که یه نظر یا عقیده تازه میده و خود رو وقف به ثمر رسانیدن اون می کنه.این شخص تکنولوژی رو بسیار خوب درک می کنه، اما قهرمون مدیریت کسیه که در سازمان مراحل به ثمر رسانیدن یه نظر یا عقیده جدید رو سرپرستی می کنه و اون رو تایید و تقویت می کنه.
به باور بارون (Barron) افراد خلاقی که می تونن تفکرات خود رو به نوآوری تبدیل کنن از مشخصات زیر بهره مند هستن :

  • فصاحت در بیان مفاهیم
  • توانایی تولید سریع ایده های فراوون
  • توانایی شاخص شدن بین بقیه و کمی با بقیه متفاوت بودن
  • علاقه به روبرو شدن با مسایل و مشکلات
  • مشکلات

  • همت در تعقیب مشکلات تا هر جا که پیش برن
  • تامل در اراده کردن و نبود اظهارنظر سریع
  • اراده کردن

  • اشتیاق به صرف زمان در تحلیل و کشف اطلاعات

«آمابیل» نوآوری سازمانی رو پیاده کردن و اجرای موفقیت آمیز ایده های خلاق در سازمان تعریف می کنه. نویسندگان و محققان سازمان و مدیریت باتوجه به مکاتب فکری، دیدگاه نظری و بینشی که دارن اهمیت و اولویت متفاوتی نسبت به این دو معنی قائلند (Amabill, 1998) مثلاً روانشناسان به خلاقیت که بیشتر یه معنی فردیه اهمیت بیشتری میدن و اون رو عام و شامل نوآوری هم می دونن و برعکس، جامعه شناسا و محققان صنعتی واسه «نوآوری» که بیشتر یه معنی گروهی و اجتماعیه، اهمیت بیشتری قائل شده و اون رو عام و خلاقیت رو یکی از مراحل نوآوری تلقی می کنن. مثلا، یکی از نویسندگان اشاره میکنه که خلاقیت به ایجاد ایده های جدید توجه داره اگر نوآوری به کاربرد اون می پردازه. پس خلاقیت نقطه شروع هر نوآوریه و نوآوری تلاش واسه تبدیل ایده خلاق به اجناس یا فرآیندهاییه که در آخرً موجب بهبود خدمات به مشتری، کاهش هزینه و یا ایجاد درآمدهای جدید واسه یه سازمان می  انجامد، ایشون نتیجه میگیره که:

خلاقیت

استفاده + اختراع + تصور یا معنی = نوآوری

«تصور» به ایده ای اشاره داره که ممکنه باتوجه به یه چارچوب منبع (مثلا فرد، قسمت، سازمان یا مجموعه علم موجود) جدید باشه «اختراع» به هر نوع ایده جدیدی که به واقعیت تبدیل شده اشاره داره و واژه «استفاده» بیشترین حد به کار گیری یه اختراع رو نشون میده و پس «تصور»، «اختراع» و «استفاده» همه از اجزای نوآوری هستن(دفت، ۱۳۸۶: ۵۳۳).

[۱] Amabill