دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

مقاله بازده حقوق صاحبان سهام، ارزیابی عملکرد سازمانی

[do_widget id=kl-erq-2]

از لحاظ نوع ذی نفعان اصلی در سازمان، نوع معیارهای عملکرد سازمانی متفاوت است .در سازمان های مشاوره ای و حقوقی، کارکنان متخصص سازمان مهمترین گروه های ذی نفع و در شرکت های سرمایه گذاری صاحبان سرمایه مهمترین آنها هستند. لذا در هرکدام، معیارهای خاصی متناسب با حفظ منافع گروه ذی نفع مربوطه جهت حفظ بقای سازمان مورد توجه قرار می گیرد. در مورد صاحبان سرمایه سود خالص، و شرکتهای مشاوره ای میزان رضایت مندی کارکنان متخصص سازمان مهم ترین معیار عمکرد سازمانی است (دوینی و همکاران، ٢٠٠۴)
در اندازه گیری عملکرد سازمانی، صاحبنظران تفاوت اساسی بین شاخص های مبتنی بر بازار و شاخص های عملکرد مالی قایل شده اند. با وجود اینکه در اغلب موارد بین سهم بازار (یکی از مهم ترین شاخص های عملکرد بازار). و سودآوری یکی از مهم ترین شاخص های عملکرد مالی ارتباط معناداری وجود دارد، اما در برخی موارد نظیر شرایط نفوذ در بازار، این ارتباط لزومًا مثبت و معنادار نخواهد بود. بنابراین برخلاف بسیاری پژوهش گران که معمولا تفکیکی بین این دو دسته شاخص قائل نمی شوند در جریان ارزیابی عملکرد سازمانی یکی از مهم ترین اقداماتی که باید صورت گیرد، تفکیک شاخص های مبتنی بر بازار عملکرد از شاخص های عملکرد مالی است (دوینی وهمکاران ٢٠٠۴).
2-17- مفاهیم شاخص های کلیدی عملکرد مالی
شاخص های کلیدی عملکرد مالی شامل چهار نسبت از نسبتهای مالی شامل بازده سرمایه در گردش یا بازده دارائی1، بازده ارزش ویژه یا بازده حقوق صاحبان سهام2، بازده فروش3، و نسبت هزینه های عملیاتی سازمان به درآمدهای عملیاتی آن می باشد.
1- بازده حقوق صاحبان سهام:
سود تحصیل شده برای صاحبان یک واحد تجاری، بازده حقوق صاحبان سهام نامیده می شود. این نسبت بصورت زیر محاسبه می شود:
متوسط حقوق صاحبان سهام/ سود خالص = بازده حقوق صاحبان سهام (ROE).
2- بازده دارائی:
دارائی های مولد، نقش اساسی در تحصیل سود ایفاء می کنند، هرقدر دارائی ها با کارائی بیشتری بکارگرفته شوند، واحد تجاری سودآورتر خواهد بود، دارائی ها، صرفنظر از این که از محل وجوه استقراضی یا سرمایه گذاری صاحبان تامین شده باشند، وظایف مربوط را به نحوی یکسان انجام می دهند، بنابراین بازده دارائی باید قبل از کسر بهره محاسبه شود. درصورتی که هزینه بهره کسر نشود هزینه مالیات بر درآمد نیز نباید کسر گردد زیرا مالیات بر اساس سود بعد از کاهش بهره محاسبه می شود. در نتیجه برای سنجش بازده دارائی معمولا” از سود قبل از بهره و مالیات4 استفاده می شود.
متوسط کل دارائیها / سود قبل از بهره ومالیات = بازده دارائی(ROA).
این نسبت نشان می دهد که هر یک ریال دارائی موجب تحصیل n ریال سود می شود که از محل آن باید بهره و مالیات پرداخت گردد(شباهنگ، 1384).
3- بازده فروش:
سود حاصل از متوسط درآمد فروش، بازده فروش یا حاشیه سود نامیده می شود که بعنوان درصدی از درآمد فروش خالص بشرح زیر محاسبه می شود (شباهنگ1384).
درآمد فروش خالص / سود خالص = بازده فروش(ROS).
4- نسبت هزینه های عملیاتی به درآمد عملیاتی:
هزینه عبارتست از جریان خروج دارائی ها یا سایر موارد استفاده از دارائی ها یا ایجاد بدهی طی یک دوره که بمنظور تولید و تحویل کالا، ارائه خدمات یا انجام سایر فعالیت ها در اجرای عملیات اصلی و مستمر واحد تجاری صورت می گیرد؛ به بیان دیگر هزینه عبارتست از کاهش در دارائی ها یا افزایش ناخالص در بدهی ها که طبق اصول پذیرفته شده حسابداری شناسائی و اندازه گیری می شود و ناشی از آن گروه فعالیت های واحد تجاری است که بتواند حقوق صاحبان سهام (سرمایه). را تغییر دهد هزینه های عملیاتی به مجموع کل هزینه هایی گفته می شود که از محل عملیات شرکت حاصل می شود و همچنین درآمد عملیاتی نیز شامل تمام درآمد هایی است که که از محل عملیات شرکت بدست می آید خواه عملیات سرمایه ای خواه غیر سرمایه ای.
درآمد های عملیاتی / هزینه های عملیاتی = نسبت (OE/OI).
این نسبت که از تقسیم هزینه های عملیاتی به درآمدهای عملیاتی حاصل می شود معیاری است برای ارزیابی اینکه درآمدهای عملیاتی سازمان چه اندازه از هزینه های آنرا پوشش می دهد؛ همچنین این نسبت بعنوان معیاری کلیدی بویژه در صنعت بانکداری یا در جهت تعیین اینکه چگونه یک سازمان خاص می تواند هزینه های خود را پوشش داده و در نتیجه روش کارائی برای هزینه یابی خود داشته باشد مورد استفاده قرار می گیرد (اکبری،1383).
5- تفسیر و استفاده از نسبتهای مالی
علاوه بر نسبتهای مالی ارائه شده نسبتهای دیگری را نیز می توان محاسبه کرد یا نسبتهای مشروح را نیز می توان به طرقی متفاوت بدست آورد.
در برخی از موارد، محاسبه تعداد کمی از نسبتهای مالی برای تصمیم گیری در مورد یک واحد تجاری تکافو می کند، امّا، مهمتر از محاسبه نسبتهای، تفسیر آنها است تحلیل گران مالی با ارزیابی نسبتهای مالی می توانند برای تعیین لزوم بررسیهای بیشتر در جنبه های معینی از واحد تجاری تصمیم گیری کنند.
تجزیه و تحلیل کلی یک واحد تجاری، اطلاعات بیشتری را در مقایسه با تحلیل یکایک نسبتهای مالی فراهم می کند. درک عمیق معانی و ارتباطات بین نسبتهای مالی و اقلام مندرج در صورتهای مالی نیز ضرورت دارد، به دست آوردن این درک، مستلزم تجربه کافی در تجزیه و تحلیل و تفسیر صورتهای مالی است
به علاوه، حتی تحلیل گران با تجربه نیز ن می توانند مهارتهای خود را به طور یکسان در مورد کلیه صورتهای مالی بکار برند. هر یک از صنایع، ویژگی های خود را دارد که تحلیل گر مالی باید با آن آشنائی داشته باشد و برای یک نفر تحلیل گر امکان ندارد که کلیه صنایع را به طور یکسان درک کند.
در برخی از کشورهای صنعتی، موسسات خدماتی وجود دارد که ارقام و اطلاعات مالی شرکتهای مختلف را گردآوری و منتشر می کنند، استفاده از ارقام و نسبتهای مالی این گونه اطلاعات منتشر شده، به مفسرین صورتهای مالی کمک شایانی می کند، امّا، این مفسرین باید برای تفسیر صورتهای مالی شرکتها به مهارت، درک و تجربیات خود اتکا نمایند.
]]>