دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

مقاله با موضوع تعیین نیازهای آموزشی، نیازهای آموزشی

[do_widget id=kl-erq-2]

واژه نیاز ابتدا در اوایل دهه 1930 در مباحث روان شناسی به کار گرفته شد و منظور از آن متغیر انگیزاننده بود که باعث رفتار خاصی در فرد می شد. به تعبیر دیگر نیاز عبارت بود از یک خواست که باعث رها شدن انرژی می گردید و نیرویی ایجاد می کرد که برای نیل به هدف خاصی، رفتار ویژه ای را موجب می شود (بابایی، 1378).
فتحی واجارگاه (1382)، معتقد است که تعریف نیاز مفهومی چندبعدی است که درک کامل آن تاحدود زیادی مستلزم جامع نگری است وکاملترین تعریف ارایه شده را فاصله بین نتایج جاری و نتایج مطلوب می داند. البته برخی منتقدین شناسایی یک وضعیت مطلوب را کاری دشوار و ارزشی می داند که درک هر فرد از آن می تواند نسبی باشد.
نیاز چیزی برای ارضاء و تحقق یک هدف قابل دسترس،ضروری و مفید است(اسماعیلی،1380).
نیاز یک حالت کمبود یا نقصان در موجود زنده است.یک موجود زنده زمانی احساس نیاز می کند که به کمبود یا نقصانی به طور آگاهانه یا از طریق دیگران واقف شود(عباسی، 1375)
سوانسون و همکاران (1977)، نیاز را یکی از اصول اساسی در کلیه ی نظامهای آموزشی بهویژه ترویج و آموزش کشاورزی دانسته که شالوده اساسی آن مبتنی بر تغییرات برنامه ریزیشده برای تغییر رفتار مطلوب فراگیران از طریق برنامه های آموزشی میباشد. یکی از دلایلی که ضرورت تعیین نیازهای آموزشی را توجیه می کند آن است که تاسر حد ممکن اطمینان حاصل شود که هم محتوی و روشهای آموزشی و هم سطحی که برای تدریس موضوع انتخاب شده مناسبترین باشد.
از دیدگاه ری (1991)، نیاز بر فاصله بین آنچه که هست، وضع موجود و آنچه که باید باشد، وضع مطلوب دلالت دارد . در مطالعه وضع موجود داده ها وحقایق پیرامون مانند نگرشها ، دانش ، وضع زندگی مردم ، سطح تولیدات آنها و سایر عوامل فیزیکی، گردآوری و تجزیه و تحلیل می گردند. همچنین «آنچه که می تواند باشد» معمولادر نتایج کارهای تحقیقاتی منعکس می گردد. در بسیاری از حالتها این یک وضعیت ایده آل و آرمانی را ترسیم می کند که ممکن است توسط بسیاری از مردم قابل دستیابی نباشد.
2-1-1 تقسیم بندی نیاز
به طور کل نیاز را می توان به چهار دسته تقسیم کرد
1- نیاز به عنوان فاصله وضع موجود و وضع مطلوب: یکی از متداولترین و قابل قبولترین تعاریف است و در این حالت نیاز به موقعیتی دلالت دارد که در آن وضعیت موجود یا حاضر، با وضعیت مطلوب و مورد انتظار فاصله دارد. وضع مطلوب شامل ایده آل ها، هنجارها، ترجیحات، انتظارات و ادراکات مختلف درباره آنچه که باید باشد است.
2- نیاز به عنوان خواست یا ترجیح: این برداشت عمدتا دارای کاربرد وسیعی است. هسته اصلی این نظریه ایناست که نظرات و عقاید افراد و گروهها در خصوص نیازها کانون اصلی نیازسنجی است. در واقع به نوعی سلیقه ای است و از فردی به فرد دیگر تفاوت می کند.
3- نیاز به عنوان عیب، کاستی یا نقص: این نیاز مربوط به زمانی است که عدم وجود دانش، مهارت، توانایی، نگرش و یا ابزاری که منجر به ایجاد عملکرد بهینه شود احساس شود. این شکل از نیاز وقتی حس می شود که در موردی مشخص، حصول سطح حداقل رضایت ممکن نباشد.
4- برداشت مختلط و ترکیبی: این دیدگاه بیان می کند که تمامی آنچه که بین وضع فعلی و مطلوب قراردارد، آنچه که ترجیحات، علایق و انتظارات افراد را تشکیل می دهد و در نهایت آن چیزی که بر عملکردهای مطلوب اثر منفی دارد نیاز محسوب می شود. (اسمعیلی، 1380).
از منظر دیگر مفهوم نیاز را میتوان به سه دسته تقسیم نمود
الف- انواع نیازها با توجه به شیوه تشخیص
1- نیازهای پنهان: شامل آن دسته از نیازها هستند که بسیار پیچیده اند و مستلزم بررسی دقیقتری می باشند.
2- نیازهای آشکار: این دسته از نیازها روشن، ملموس و عینی هستند.
ب- انواع نیازها با توجه به ماهیت آن ها
1- نیازهای هنجاری: اگر دانش و مهارت یک فرد را تجزیه و تحلیل کنیم و تشخیص دهیم که عملکرد فکری وی پایین تر از حد مطلوب است، فرد مزبور دارای نیازهای هنجاری است. برای رفع این نیاز باید دانش، مهارت، نگرش و رفتار وی از طریق آموزش مطلوب شود.
2- نیازهای محسوس: زمانی وجود دارند که فرد در یک موضوع مشخص و معین، به تغییر و تحول و آموزش نیاز دارد و آن را به روشنی بیان کند. البته در ترویج علاوه بر این نیازهای نامحسوس که تشخیص آن توسط متخصصان امر صورت می گیرد، وجود دارد.
3- نیازهای مقایسه ای: زمانی که فرد دانش، مهارت و توانایی های خویش را با افراد هم سطح خود مقایسه کند و کمبودهایی را مشاهده یا احساس کند ظهور می یابند.
4- نیازهای مورد تقاضا: زمانی ظاهر می شوند که فرد بهطور ویژه در خویش نیازی حس کند و به دنبال تامین آن برآید.
ج- انواع نیازها بر اساس اهمیت
1- نیازهای فوری- این دسته از نیازها به طور سریع و آنی باید رفع شوند.بنابراین از لحاظ اهمیت حیاتی و ضروری هستند.
2- نیازهای غیر ضروری به نیازهایی که الویت چندانی ندارند و می توان برای رفع آن ها به طور تدریجی اقدام می گردد.
2-2 آموزش
آموزش و بهسازی نیروی انسانی مجموعه کنشهای هدفمند و از پیش اندیشیده و طرح ریزی شده ای است که با هدف افزایش رفاه و اثربخشی فرد و سازمان بهطور مداوم و نظام مند به بهبود و ارتقای سطح دانش مهارت و نگرشهای معطوف به بهبود عملکرد شغل حال و آینده کارکنان می پردازد (ترک زاده و عباس زادگان، 1379).
به طور کلی آموزش را می توان به سه دسته تقسیم نمود
]]>