دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

مقاله بهبود عملکرد سازمانی، مأموریت سازمان

[do_widget id=kl-erq-2]

رکود اقتصادی؛
انتصاب مدیر عامل جدید؛
توسعه فناوری؛
کنش از پیش (پیش بینی فرصت ها یا رویداد ها).
از دیدگاه دیگر ( وورا و همکاران ، 2013) ، تغییر و تحول سازمانی دارای مزایایی برای سازمانهاست که آنها در استفاده از این اهرم ، ترغیب می نماید. مهمترین مزیت های عنوان شده عبارتند از :
ارتقای توانایی سازمانی در پاسخگویی به مشتریان
بهبود رویه ها و سرعت بخشی به امور
افزایش توانمندی نیروهای انسانی
کاهش هزینه ها
بهبود عملکرد سازمانی و افزایش سودآوری
تغییر در مفهوم خاص، می تواند تغییرات مبتنی بر فناوری را شامل شود، تغییرات رفتاریافراد در سطح جوامع و حتی سازمان را پوشش دهد یا جابجایی های مکانی و زمانی را دربر گیرد. دین و لیندا اندرسون عواملی که سازمان ها را به سمت تغییر هدایت می کنند، درهشت دسته طبقه بندی می کنند
(اندرسن و همکاران ، 2001) .
1- محیط: به معنای آنچه سازمان و کارکنانش را در برگرفته است. نیرو های محیطی شامل این موارد است:جامعه؛ اقتصاد و بازرگانی؛ سیاست؛ دولت؛ فناوری؛ جمعیت؛ قانون؛ طبیعت.
2- نیازمندی های بازار برای موفقیت : آنچه موفقیت شرکتی را تضمین می کند، تلاشبرای درک و تأمین مجموعه نیازمندی های مشتریان در بازار است. این موضوع نه تنهاشناسایی احتیاجات جامعه را در خصوص کالا ها یا خدمات در بر می گیرد، بلکه با سرعتتحویل، ظرفیت مشتری پذیری، سطح کیفیت، نوآوری محصول، سطح خدمات به مشتری و…مرتبط است؛ برای مثال همان طور که محیط به واسطه فناوری تغییر می کند و اختراعات جدیدبه وقوع می پیوندد، مردم نیز تقاضای کیفیت بالاتر، بهبود محصولات و خدمات سریع تر رادارند.
3- الزامات بازرگانی : شامل تمامی موارد برگرفته شده از نیاز های بازار می شود کهشرکت ها برای موفقیت، ناگزیر به همسو سازی خود با آنها هستند. این الزامات که بر مبناینیازمندی های بازار تعیین می شوند، مأموریت سازمان، استراتژی، اهداف، مدل سازمانی،محصولات، خدمات، قیمت و نشان تجاری را تغییر می دهند.
4- الزامات سازمانی : در واقع بیانگر آن چیزی است که بر مبنای الزامات بازرگانی می بایست تغییر کند. تغییر در ساختار سازمانی، سیستم ها، فرآیند ها، فناوری و منابعنمونه هایی از الزامات سازمانی به شمار می آیند.
5- الزامات فرهنگی : این موضوع را تفسیر می کند که چگونه می بایست، هنجار ها،ارزش ها و روابط را تغییر داد تا از طرح های نوین سازمانی حمایت شود؛ برای نمونه ایجادفرهنگ کارتیمی را می توان نام برد.
6- رفتار رهبر و کارکنان : تراکم رفتار ها و تجارب فرهنگ سازمانی را تشکیل می دهد.رفتار کارکنان و رفتار در مورد تطبیق فرهنگ سازمانی با فعالیت ها صحبت می کند.
7- دیدگاه رهبر و کارکنان : این دیدگاه، نگرش جهانی، مفروضات، عقاید و یا مدل هایذهنی را در بر می گیرد که سبب می شود مردم رفتاری متناسب با آنچه تصور می کنند، انجامدهند. آگاهی از این نکته که هر یک از ما دیدگاه خاص خود را داریم و این دیدگاه مستقیماًً بهرفتار، تصمیم ها، عملکرد ها و نتایج ما جهت می دهد اغلب اولین گام بحرانی در ساختن ظرفیتتحول در اشخاص و سازمان است.
اندیشمندان دیگری ، با مطالعه شرکت های بزرگی، چون جنرال الکتریک ، اینتل ومایکروسافت دو هدف عمده را برای ایجاد برنامه های تغییر در سازمان ها ذکر کرده اند.متناسب با این موضوع، دو نظریه برای دو دسته از اهداف ذکر شده است( بیر و نهریا ، 2000) :
نظریهE: بهبود اقتصادی کوتاه مدت
نظریهO: بهبود در ظرفیت های سازمانی
تغییر می تواند از محیط خارجی نشأت بگیرد؛ همانند تغییرات در اعمال رقبا، قوانین و مقررات دولتی، شرایط اقتصادی و ابزار مبتنی بر فناوری و یا اینکه منشأ تغییر در درون، سازمان باشد؛ مانند وضع چشم انداز جدید یا تدوین مأموریت تازه برای سازمان ( اپلبائوم و همکاران ، 1998) . به زعم دفت استراتژی های تغییر در ارتباط با محیط به چهار دسته تقسیم می شوند:
تغییر در محصولات و خدمات؛
]]>