دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

مقاله درمورد بازده حقوق صاحبان سهام، بازده سرمایهگذاری

[do_widget id=kl-erq-2]

1-8-1-4 عملکرد
عملکرد شرکت معیاری برای سنجش میزان دستیابی به اهداف سازمانی است.
1-بازده حقوق صاحبان سهام :ROE نشان میدهد یک شرکت چه مقدار سود به وسیله پولی که سهامداران در آن شرکت سرمایه گذاری کردهاند ،می تواند تولید میکند .همچنین ROE به عنوان بازده روی ارزش خالص (RONW) شناخته میشود.
این نسبت بیانگر بازده سرمایهگذاری سهامداران شرکت می باشد و برای تشخیص توانایی مدیریت در کسب سود از دارایی ها و حقوق صاحبان سهام استفاده میشود(عرب مازار یزدی و طاهرخانی،1390).
2-بازده داراییها : ROAنرخ داراییها یکی از نسبتهای مالی است که از طریق تقسیم سود خالص به مجموع داراییها بدست می آید. این معیار به مهارتهای تولید و فروش شرکت مریوط می شود و بوسیله ساختار مالی شرکت تحت تأثیر قرار نمیگیرد.
1-8-1-5 متغیرهای مستقل
1- دارایی در علم حسابداری، عبارتست از کلیه اموال و حقوقی که دارای ارزش پولی باشند. طبق تعریف جدیدتری که در کتاب مبانی نظری حسابداری از دارایی شده، دارایی مفهومی مالی است یعنی اموال و حقوقی که منافع آتی قابل تقویم به پول دارند و بر اثر معاملات، عملیات یا رویدادهای مشخص به مالکیت یا تسلط مالکانه یک واحد تجاری درآمده اند دارایی آن واحد محسوب می شوند( بختیاری،1385).
دارایی های یک واحد ممکن است پدیده های عینی و مشهود باشند. مثل زمین، ساختمان، موجودی نقدی و موجودی کالا، یا به صورت حقوق مالی و امتیازات غیر قابل رویت، مثل سرقفلی و مطالبات از اشخاص.
دارایی ها عرفاً از نقطه نظر اراده در ترازنامه به گروه های متمایزی تقسیم می شوند.دو گروه که مورد استفاده بیشتری دارند عبارتند از دارایی های جاری و دارایی های ثابت.
2-دارایی های جاری(غیرثابت): این دارایی ها اقلامی هستند که انتظار می رود در طی یک سال یا یک دوره عملیاتی از تاریخ تنظیم ترازنامه (هر کدام که طولانی تر است) به وجه نقد تبدیل، یا مصرف و یا فروخته شوند. معمولاً دارایی های جاری بر حسب سرعت تبدیل شدن به وجه نقد و یا مصرف در ترازنامه منعکس می گردند. مانند: بانک ها- صندوق- تنخواه گردان- بدهکاران- پیش پرداخت ها- موجودی کالا و ملزمات اداری.
3-دارایی های غیرجاری(ثابت): این دارایی ها، اقلامی مشهود با عمری طولانی می باشند که در جریان عملیات موسسه مورد استفاده قرار می گیرند. دارایی های این گروه به مرور زمان و پس از استفاده مکرر مستهلک می گردند به همین دلیل برای هر یک از دارایی های ثابت استهلاک منظور می شود. (به استثناء زمین که مستهلک نمی گردد) مانند:زمین- ساختمان- تاسیسات- ماشین آلات وتجهیزات- ابزارآلات- وسائل نقلیه ومنصوبات- قالب ها- لوازم آزمایشگاهی و دارایی های سرمایه ای موجود در انبار.
4- حسابهای دریافتنی:
دوره وصول مطالبات، معیاری برای سنجش مدت زمان لازم برای وصول نقدی مطالبات حاصل از فروش مشتریان محسوب میشود
5- بهرهوری (productivity)
بهرهوری تعامل دو عامل کارایی و اثر بخشی میباشد. منظور از کارایی، انجام فعالیتها با حداقل هزینه است و مقصود از اثربخشی استفاده بهینه از منابع موجود میباشد. به تعبیر دیگر، کارایی، کار را خوب انجام دادن است و اثر بخشی، کار خوب را انجام دادن است، در نتیجه بهرهوری به عنوان ترکیب این مفهوم کار خوب را خوب انجام دادن است(لیلیپور،1388) .
بهرهوری عبارتست از رابطه بین ستاده و نهادههای به کار رفته برای تولید آن ستاده. اولین گام در اندازهگیری بهره وری اندازهگیری ستاده شرکت است، گام بعدی شناسایی انواع نهاده ها و اندازهگیری آنها است، آنگاه با تقسیم ستاده بر نهاده بهرهوری به دست میآید( دفتر نوسازی و تحول اداری، 1386)
نهاده/ ستاده= بهرهوری
ستاده: کالای تولید شده یا خدمات ارایه شده توسط مؤسسه میباشد که می توان آن را بر حسب تولید کل یا تولید خالص یا هر دو بیان نمود.
داده: عواملی نظیر نیروی انسانی، مواد، انرژی، سرمایه و دیگر منابع مرتبط به عوامل بهرهوری میباشند که در جهت ایجاد ستاده مورد استفاده قرار می گیرند. این عوامل ذکر شده عامل نیروی انسانی و سرمایه نسبت به بقیه عوامل مهمتر تلقی شده و جایگاه بهتر در تحلیل بهرهوری دارند(ماهادوان،2002 ).
6-شاخصهای بهرهوری نیروی کار و سرمایه
دو عامل نیروی انسانی و سرمایه در کنار اطلاعات و مدیریت به عنوان اصلیترین عوامل موثر بر ارتقای عملکرد و رشد و تعالی سازمانی مطرح می شوند. با توجه به پیچیدگی روز افزون تعامل بین عوامل مختلف در فضای متغیر کسب و کار، لزوم توجه به هر عامل در راستای دستیابی به کارایی و اثر بخشی از ضرورت های اساسی رشد و ارتقای عملکرد در سطح بنگاههای اقتصادی است (لیلیپور،1388).
در سالهای اخیر به خصوص در کشورهای در حال توسعه، تمرکز تحلیل و ارزیابی بهرهوری به ارتباط موجود بین عامل سرمایه و عامل نیروی انسانی به صورت توأم معطوف شده است. به گونهای که در کنار بهرهوری نیروی انسانی، به بهرهوری سرمایه و افزایش ظرفیت های سرمایهای به عنوان یک چالش اساسی در دستیابی به رونق اقتصادی نگریسته می شود.
انسان هم هدف تولید است و هم یکی از عوامل تولید است. به واسطه این نقش دو گانه است که بهرهوری نیروی کار به شاخص مهمی برای معیارهای زندگی تبدیل شده است.
دلیل دیگری که در این رابطه میتوان ارائه داد این است که کار عاملی است که تقریباً در سراسر جهان برای انجام کلیه انواع تولید و نیز برای ارائه کلیه انواع خدمات لازم است ( ابوالعلایی، 1374).
1-8-2 تعاریف عملیاتی:
]]>