دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

مقاله مبانی فلسفی دیدگاه های مسئولیت اجتماعی، مسئولیت اجتماعی سازمان

[do_widget id=kl-erq-2]

“عامل خوب احساسی” در مورد شرکت، که عاملی است جهت دلبستگی کارکنان تخصصی به سازمان.
شناسایی ترجیحات مصرف کننده برای شرکت ها به وسیله وجدان اجتماعی
افزایش انتظار سهامدارانی که شرکت ها آنان را برای برآوردن نیازهای جامعه حساس و ضروری می باشند.
پروژه هایی اجتماعی ابزاری هستند که به وسیله آن شرکت ها، ارزش هایی را که بر اساس آن در سطح وسیعی در جامعه قرار می گیرد، تسهیم می کند (کاوسی و چاوشی، 1388).
شورای تجاری جهان برای توسعه پایدار (WBCSD).، تعریف می کند مسئولیت اجتماعی شرکت ها را تعهد تجاری برای مشارکت و همکاری توسعه اقتصادی پایدار، کار با کارگران، خانواده هایشان، جوامع محلی و جامعه در سطح وسیع تر برای بهبود کیفیت زندگی می داند (امیدوار، 1384 ).
از نظر دفتر بین المللی تجاری( ICC). مسئولیت اجتماعی شرکت ها عبارت از “تعهدات داوطلبانه از طریق تجارت برای مدیریت کردن فعالیت شرکت در امر پاسخگویی می باشد” (امیدوار، 1384).
کمیسیون اروپایی 2002، مسئولیت اجتماعی شرکت ها را به عنوان مفهومی که از طریق آن تعامل اجتماعی و اهمیت محیطی در عملیات تجاری و تعاملشان با سهامداران مقایسه می شود تعریف می کند (امیدوار، 1384).
2-4- دیدگاه تاریخی و فلسفی در خصوص مسئولیت اجتماعی
2-4-1- تاریخچه مسئولیت اجتماعی 1
طرح بحث مسئولیت اجتماعی به طور ملموس به زمان آدام اسمیت یعنی اواخر قرن هجدهم بر می گردد. وی به موضوع ارتقای رفاه عمومی پرداخت و معتقد بود کوشش کارآفرینان رقیب طبعاً در جهت حمایت منافع عموم آزاد خواهد بود (نجف بیگی، 1383).
در سال 1899 آندریوکارنگی در کتاب انجیل ثروت مسئولیت اجتماعی شرکت ها را مشخص نمود، دیدگاه کارنگی بر پایه دو اصل گذارده شده بود: اصل خیرخواهی و اصل قیومت (سرپرستی). اصل خیرخواهی یکی از مسئولیت های افراد به حساب می آید و نه مسئولیت یک سازمان و اصل قیومیت یا سرپرستی بر پایه متن انجیل قرار داد و به موجب آن سازمان و افراد ثروتمند باید خود را قیم و سرپرست افراد فقیر و با سرمایه گذاری در سازمان های بزرگ و سازمان ها به چند برابر کردن ثروت جامعه بپردازند (استونر، 1379).
نظرات کارنگی در دهه 1950 و 1960 تا حد زیادی مورد قبول سازمان های امریکایی بوده و در زمان کنونی نیز در مورد رعایت این اصول نمونه های زیادی وجود دارد. منتهای مساله ی اصلی در دیدگاه کارنگی عدم توجه به عمق عبارت و یا مفهوم مسئولیت اجتماعی و نیز عدم توجه به اهرم های فشار برای اعمال آن در شرکت ها بوده است به گونه ای که از این دیدگاه مسئولیت اجتماعی، پوششی است که سازمان یا فرد می تواند بدان وسیله ارزش های شخصی را به نمایش بگذارند (استونر، 1379).
در مقابل این دیدگاه، در دهه ی 1970 و 80 میلادی مجموعه مسایل محیطی منجر به طرح مجدد موضوع مسئولیت اجتماعی شد. میلتون فریدمن، اقتصاددان مشهور، از پیشگامان است که نخستین مسئولیت سازمان های تجاری را به حداکثر رساندن سود در محدوده قانون بدون هر گونه دسیسه یا نیرنگی عنوان می کند و معتقد است مساله های اجتماعی را باید به افراد و نهادهای دولتی واگذار کرد. چرا که تعیین نیازهای نسبی و میزان آنها، در حد مدیران شرکت ها نبوده و در صورت انجام بر درآمد شرکت ها تاثیر گذار است. در این حالت عرضه کنندگان، سهامداران، کارکنان و مشتریان ناچار به پرداخت غرامت سنگینی برای جبران این افت درآمد خواهد بود که غیر منطقی است (استونر، 1379).
نظرات کارنگی و فریدمن در دو قطب مخالف از یک طیف مسئولیت اجتماعی قراردارد، یکی نگاه درونی به سازمان بوده و دیگری نگاه بیرونی دارد … گذشت زمان دو دیدگاه اقتصادی صرف و دیدگاه اجتماعی را به یکدیگر پیوند زده و دیدگاه اقتصادی ـ اجتماعی را پدید آورده است. این دیدگاه به تعامل سازمان و جامعه توجه دارد (الوانی، 1377).
2-4-2- رویکردهای مسئولیت اجتماعی:
در ادبیات نظری مفهوم مسئولیت اجتماعی در قرن حاضر سه دیدگاه قابل بررسی است:
الف. مدیریت مبتنی بر سود: در این دیدگاه که از سال 1800 تا 1920 پا بر جا بود اعتقاد بر این است که سازمان ها مسئول منافع خودشان هستند (کارنامی، 1387).
ب. مدیریت مبتنی بر اعتماد: این دیدگاه از اواخر سال 1930 تا اوایل 1960 رایج شد، اعتقاد بر ایجاد شرایط کاری امن و سالم به عنوان مسئولیت اجتماعی سازمان تلقی می شد و اتحادیه های کارگری فشار می آورند که سازمان ها علاوه بر تامین سود، به منافع کارگران نیز توجه نشان دهند و از مدیران خواسته شد که به این حداکثر سود و انتظاراتی که جامعه از سازمان دارد، تعادل ایجاد کند (کارنامی، 1387).
ج. مدیریت کیفیت زندگی: از اواخر دهه 1960 تا کنون مدیران و سازمان ها تحت تاثیر این دیدگاه از مسئولیت اجتماعی عمل می کنند. این مرحله از این فلسفه ناشی می شود که مدیران و سازمان ها بایستی خود را به طور مستقیم در عملیات درمان بیماری ها و رفع ناهنجاری های اجتماعی دخالت دهند (کارنامی، 1387).
2-4-3- مبانی فلسفی دیدگاه های مسئولیت اجتماعی:
مطابق هر یک از این سه مرحله تاریخی مسئولیت اجتماعی، سه نوع فلسفه یا دیدگاه اساسی وجود دارد. دیدگاه های فوق عبارتند از :
1- دیدگاه کلاسیک1:
مسئولیت اولیه هر بنگاه اقتصادی کسب سود است. این بدان معنی است که نه شما و نه کارکنانتان و نه هیچ کس دیگر نباید به جامعه فکر کند، بگذارید که خودخواه به نظر برسید. فراموش نکنید که سود شما مثل اکسیژن است. اگر به موقع به شما نرسد، شما می میرید و نمی توانید هیچ کار دیگری انجام دهید (نیکومرام و محمدیان ساروتی 1388).
بر طبق این رویکرد، تنها مسئولیت اجتماعی سازمان ها حداکثر کردن سود می باشد. مشهور ترین طرفداران این رویکرد، اقتصاددان برنده جایزه نوبل، میلتون فریدمن است. پیروان این رویکرد معتقدند که هر زمان مدیریت تصمیم بگیرد تا منابع سازمان را برای جامعه خرج کند، هزینه اضافی به شرکت تحمیل خواهد نمود. این هزینه ها در نهایت یا به واسطه افزایش قیمت کالاها و خدمات به مشتریان منتقل می شود و یا به واسطه کاهش سود سهام به سهامداران آسیب می رساند (تقی زاده و سلطانی، 1389).
]]>