دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

مقاله مدل مبتنی بر پاسخ، ویژگیهای شخصیتی

مدلهایی که براساس پاسخ بنا گردیدهاند. این مدلهای استرس را به کمک واکنش و پاسخ فرد به عامل استرسزا تعریف نمودهاند. مانند مدل سلیه که درادامه این مبحث مورد بررسی قرار میگیرد.
مدلهایی که براساس محرک تعریف شده اند. این گروه از مدلها به استرس از منظر عامل ایجادکننده استرس نگاه میکنند، فشارکاری زیاد یا سروصدای محیطی بامسوولیت های فرد و…
مدلهای تعاملی: دراین نوع مدلها هم به عنوان محرک یعنی عامل استرسزا، هم به پاسخ فرد، علایم و نشانه های استرس و هم به فاکتورهای مداخلهای مثل ویژگیهای شخصیتی فرد توجه شده است.
امروزه به مدلهای تعاملی توجه بیشتری میشود چرا که بصورت کاملتری استرس را توصیف مینمایند. در واقع مدلهای اخیر بگونهای به هر سه رأس مثلث استرس توجه مینمایند.دراینجا برخی از مدلهای مشهور استرس را مورد بررسی قرار میدهیم ( کران ول و جین ،بیتا، ترجمه مهرآئین، 1373 ).
1-8-2- مدل مبتنی برمحرک
این مدل بیان کننده این موضوع است که موقعیتها و محرکات طبیعی استرسزا هستند. اگر چه در بعضی از افراد منجر به پاسخ استرسی نمیشوند. در این مدل استرس اصطلاحاً به محرکات معینی که از محیط بر فرد وارد میشود و او را تحت تأثیر و فشار قرار میدهد اطلاق میشود.
هلمز و راهه (1986) تلاش کردهاند که موقعیت استرسزا را با حوادث زندگی و نحوه برخورد افراد با این حوادث مشخص نمایند. بر طبق تحقیقات آنها حوادث استرسزای زندگی شامل یکسری موقعیت متنوع زندگی مانند طلاق، مرگ یک شخص مهم، پیشرفت، بیکاری و … بودهاند.
نمودار 3-2: مدل محرک در زمینه فشار عصبی
کشش فشار عصبی (نیروی خارجی)
تخریب/آسیب دائمی فشار بیش از حد
2-8-2- مدل مبتنی بر پاسخ(سلیه، 1956)
این مدل تأکید بر روی پاسخهای خاص ارگانیسم دارد. به عبارتی دیگر پاسخهای خاصی هستند که انعکاس یک موقعیت را روی فردی که تحت فشار و استرس قرار دارد تعیین میکند. یعنی براساس این مدل استرس را یک پاسخ خاص ارگانیسمی میدانند.
افرادی بر مبنای این گرایش عمل میکنند تمرکز خود را بر روی واکنشهایی قرار میدهند که توسط شخص، نسبت به مقتضیات و تقاضاهای محیطی ایجاد شده است. این پاسخ ممکن است فیزیولوژیکی باشد، مثلا اینکه ضربان قلب شما سریعتر میشود و یا روانی باشد، مثلا احساس برانگیختگی در شما به وجود آید.
تحقیقاتی که بر اساس این مدل توسط سلیه (پزشک اتریشی) مطرح گردیده است استرس را فقط یک متغیر وابسته میداند که تحت تأثیر متغیر مستقل قرار دارد. وی آزمایشاتی را بر روی جانداران انجام داد و دریافت که هر آنچه شرایط و مختصات محیطی بر روی جانور اعمال میکنند نظیر گرم و سرد شدن بیش از حد یا یک وضعیت خطرناک و تهدید کننده عکسالعمل آنها یکسان خواهد بود، وی این عکسالعمل را «سندرم انطباق عمومی» نامید و معتقد بود که سندرم مشابهی نیز در مورد انسان وجود دارد.
در این مدل، جریان پاسخ استرس در یک فرد، که در معرض فشارزاهای مداوم قرار گرفته است طی سه مرحله مشخص تحت عنوان «حالت سازگاری عمومی» صورت میگیرد. این سه مرحله شامل «هشدار، مقاومت و از پاافتادگی» است. در مرحله هشدار، بدن توسط واکنش سیستم هورمونی – عصبی حالت آماده بکار به خود میگیرد و فرد آماده پاسخگویی به عامل خطرساز میشود. در مرحله مقاومت، برخی علائم مرحله قبل برطرف میشود. مثلا ضربان قلب طبیعی میشود، تعداد تنفس به میزان اولیهاش میرسد و … با ادامه اثر محرک خارجی، فرد به مرحله سوم خواهد رفت. در مرحله از پا افتادگی، مقاومت بدن از دست میرود و فرد بیمار میشود. یکی از عیوب اساسی مدل سلیه این است که صرفا به «پاسخ» توجه دارد و به «محرک» یا «فرد» و تعامل این سه عامل بر یکدیگر توجه نمینماید.
امروزه پژوهشگران معتقدند که پاسخها و واکنشها ممکن است از موقعیتی به موقعیت دیگر متفاوت باشد. این امر منجر به پیدایش سومین دیدگاه در مورد استرس تحت تأثیر متقابل شده است.
نمودار 4-2: مدل مبتنی بر پاسخ
واکنش فیزیولوژیکی
استرس (استرسزاها در محیط کار)
واکنش روانی
3-8-2- مدل تأثیر متقابل یا تعاملی (لازاروس، 1991)

]]>