دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

مقاله مهارتهای مدیریتی، توجه و تمرکز

[do_widget id=kl-erq-2]

ثبات یا پایداری
وفاداری
رو راستی
فرق میان تیم و گروه
تیم تعدادی از افراد را شامل می شود که دارای هدف مشترک بوده و هر یک توانایی ها و مهارتهایی دارند که موجب تکیمل تیم در جهت نیل به اهداف می شوند. در تیم هر یک از افراد مهارتها و تخصصهای متفاوتی دارند ولی در گروه ممکن است تخصصهای مشابه باشد. تیم را معمولا رهبر تشکیل می دهد ولی گروه ممکن است خود جوش تشکیل شده باشد.
مقایسه مدیر گروه با رهبر تیم
رهبران تیمها در مقایسه با کسانی که از مدیریت یک گروه خرسند می شوند شیوه های متفاوتی اتخاذ می کنند. تجارب هر فرد و ارزشهایی که در طول عمرش با آنها انطباق یافته این شیوه ها را شکل می دهد.
گروه ها تیم ها
اعضا بر این باورند که فقط برای تحقق اهداف و مقاصد مدیریت گرد هم آمده اند. افراد مستقل عمل می کنند و حتی گاهی اهداف متفاوتی دارند. اعضاء وابستگیهای متقابل خود را تشخیص می دهند و میدانند اهداف فردی و تیمی با پشتیبانی یکدیگر به بهترین شکل به انجام می رسند. وقت آنان در کشمکش بر سر قدرت و یا کسب منافع شخصی تلف نمی شود.
توجه و تمرکز اعضا به خود معطوف شده، چون به اندازه کافی در برنامه ریزی واحد مشارکت ندارند. نقش آنان فقط به عنوان افرادی است که اجیر شده اند. اعضا نسبت به کار و واحد خود احساس تعلق دارند، چون متعهد به تحقق اهدافی هستند که خودشان در تعیین آن نقش داشته اند.
به اعضا گفته می شود که چه باید بکنید، نه اینکه از آنان پرسیده شودکه بهترین راه کدام است؟ پیشنهادها مورد استقبال و تشویق قرار نمی گیرد. اعضا با در اختیار گذاشتن همه مهارت، توانایی و دانش خود به منظور تحقق اهداف تیم در موفقیتهای سازمانی مشارکت دارند
اعضا به انگیزه های همکاران خود اعتماد ندارند، چون نقش دیگر اعضاء را درک نمی کنند. بیان عقیده و یا عدم توافق به معنای ایجاد اختلاف و تفرقه اندازی تعبــیر می گردد. اعضا در محیط آکنده از تفاهم و حمایت متقابل کار می کنند و تشویق می شوند که آزادانه نظرات، عدم توافق ها و احساسات خود را بیان کنند. پرسشها مورد استقبـال قرار می گیرند.
اعضا به قدری درباره اظهارات خود محتاط هستند که تفاهم واقعی میسر نیست. ممکن است دامهایی گسترده شود تا افراد خطاکار شناسایی شوند. اعضا ارتباطات باز و بسته و صادقانه دارند.
آنان برای درک نقطه نظرهای یکدیگر تلاش می کنند.
اعضا ممکن است آموزش های خوبی دیده باشند، ولی بکاربستن آن در محیط کار توسط سرپرست و اعضای گروه محدود می شود. اعضا در کار خویش به توسعه و بهبود مهارتهای خود و به کار بستن آنچه آموخته اند تشویق می شوند. از حمایت و پشتیبانی تیم برخوردارند.
اعضا خود را در موقعیتهای تـــــــعارض و برخورد می یابند که نمی دانند چگونه آن را حل کنند. سرپرست ممکن است موضوع را آنقدر معوق بگذارد تا خساراتی جدی ببار آید. افراد تشخیص می دهند که تعارض و برخورد جنبه ای طبیعی از ارتباط متقابل انسان است، اما آنان چنین موقعیتهایی را بعنوان فرصتی برای طرح ایده های نو و خلاقیت بیشتر می نگرند و برای حل سازنده و سریع تعارض تلاش و کوشش می کنند.
اعضا ممکن است در اخذ تصمیمات موثر در گروه مشارکت داشته یا نداشته باشند، اغلب پیروی و همنوائی اهمیتی بیش از کسب نتایج مثبت دارد. اعضا دراخذ تصمیمات اساسی مشارکت دارند، اما می فهمند هنگامی که تیم نمی تواند تصمیم بگیرد و یا شرایطی اظطراری وجود دارد گرفتن تصمیم نهایی به عهده رهبر آنان است. هدف به دست آوردن نتایج مثبت است نه پیروی و همنوایی.
(جدول_13-1/مقایسه تیم و گروه/ص 337/کتاب مهارتهای مدیریتی)
مدیریت گروه رهبری تیم
توجه بیش از حد به تحقق اهداف جاری باعث می شود به آنچه ممکن است با سازماندهی مجدد و افزایش نقش اعضا به دست آید، توجهی نشود. اهداف جاری طبق برنامه دنبال می شود. درباره آنچه افراد بعنوان یک تیم می توانند بدان دست یابند توجه می شود. افراد نیز در این آرزو سهیم هستند.
غیر فعال و منفعل بودن نسبت به مدیریت بالایی، همقطاران (همردیفان) و کارکنان هم رنگ جماعت شدن را آسانتر می داند. در اکثر روابط بسیار فعال است. روشی فردی و مشخص را عرضه می کند. می تواند هیجان و فعالیت را برانگیزد. الهام دهنده کار تیمی و پشتیبانی و حمایت متقابل است.
تا حدی آرزومند و متمایل به شرکت دادن افراد در برنامه ریزی حل مسائل است، ولی به میزان محدود. می تواند افراد را متعهد و درگیر نماید. دیدن و یافتن فرصتهای انجام کار تیمی را برای دیگران آسان می سازد. به افراد اجازه فعالیت و اقدام می دهد.
از کارکنانی که کار خود را بهتر از مدیرشان می دانند رنجیده خاطر و منزجر می گردد. در جستجوی کسانی است که می خواهند و می توانند پیشرفت کنند و با دیگران به نحوی سازنده کار کنند. احساس می کند که نقش او تشویق و تسهیل چنین رفتاری است.
حل جمعی مسائل و مشکلات را اتلاف وقت می داند و یا نوعی شانه خالی کردن از مسئولیت مدیریت تلقی میکند. حل مشکلات و مسائل را بخشی از مسئولیتهای اعضای تیم می داند.
اطلاعات را کنترل می کند فقط آنچه که اعضای گروه نیاز دارند و یا می خواهند بدانند منتقل می کند. ارتباطات را به نحو کامل و باز اجازه می دهد، از پرسشها استقبال می کند و اجازه می دهد اعضای تیم خود اطلاعات را جدا کنند.
از تعارض و برخورد بین اعضا یا با یکدیگر و یا با دیگر گروه ها چشم پوشی می کند. در امر تعارض و برخورد پیش از آنکه به امری ویرانگر تبدیل شود میانجگری می کند.
]]>