دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

منابع پایان نامه ارشد با موضوع محرومیت هیجانی، بازداری هیجانی

[do_widget id=kl-erq-2]

در این طرحواره فرد احساس میکند که یک فرد شکست خورده است یا در آینده شکست خواهد خورد یا اینکه نمیتواند از شکست اجتناب کند. فرد در مقایسه با همسالان خود در حوزههای موفقیت ( مدرسه، شغل، ورزش و…) احساس بی کفایتی میکند (یانگ و همکاران، 2003، ترجمهی حمید پور و اندوز، 1392).
6- وابستگی/ بی کفایتی:
فرد دارای این طرحواره باور دارد که نمیتواند مسئولیتهای زندگی خود را به طور مستقل انجام دهد. این افراد اغلب از اشخاص دیگر در تصمیمگیری و انجام تکالیف، کمک میطلبند. این کودکان برای انجام اعمال و تکالیف به خود اعتماد ندارند.
7- آسیب پذیری نسبت به ضرر و بیماری:
ترس افراطی از اینکه فاجعهای مهم نزدیک است و هر لحظه احتمال وقوع آن وجود دارد و این که شخص قادر نیست از آن جلوگیری کند. این فاجعهی مهم، بر یک یا چند جنبه از موارد زیر متمرکز است.
الف : رویدادهای ناگوار پزشکی مانند حملههای قلبی، ابتلا به سرطان
ب: رویدادهای ناگوار هیجانی مانند دیوانه شدن
ج: رویدادهای ناگوار بیرونی مانند گیر افتادن در آ سانسور، قربانی جنایت شدن (همان منبع).
8- خود نابالغ/ گرفتار:
کسی که این طرحواره را دارا ست نزدیکی هیجانی و صمیمیت بیش از حدی با یکی از افراد مهم زندگی خود (اغلب والدین) دارد و این موجب از دست دادن فردیت یا رشد اجتماعی بهنجار این فرد میشود. در واقع این افراد گرفتار فرد دیگر هستند و باور دارند که بدون حمایت آنها نمیتوانند شاد باشند.
9- محرومیت هیجانی:
کسی که این طرحواره را دارد باور دارد که نیازهای هیجانی اولیه او از سوی دیگران ارضاء نخواهد شد، این نیازها شامل محبت، همدلی، مهربانی، محافظت، راهنمایی و مراقبت از سوی دیگران است. محرومیت هیجانی یعنی انتظار اینکه تمایلات و نیازهای شخص در زمینهی حمایت اجتماعی از سوی دیگران ارضاء نمیشود.
10-استحقاق/ بزرگ منش:
باور به اینکه شخص از دیگران برتر است و حقوق ویژهای برای خودش قائل است. باور به اینکه هر چیزی میخواهد یا هر کاری میخواهد باید سریعاً انجام شود، بدون توجه به اینکه آیا خواسته او منطقی است و آیا باعث ضرر و زیان دیگران میشود یا خیر؟ آنها به نیازهای دیگران هیچ توجهی ندارند این افراد برای ارضای تمایلات خود سعی در سلطهگری و کنترل دیگران دارند (یانگ و همکاران، 2003، ترجمهی حمید پور و اندوز، 1392).
11- خود کنترلی ضعیف/ خود تنظیمی ضعیف
ناتوانی فرد در بازداری از بروز تکانهها و احساسات و ناتوانی در تحمل ناکامی. وقتی فقدان خویشتن داری به حد افراطی برسد، فرد زندگیاش مملواز رفتار مجرمانه میشود. فقدان خویشتن داری یعنی ناتوانی در جلوگیری از هیجانها .
12- اطاعت (فقدان فردیت):
فرد دارای این طرحواره باور دارد برای اینکه از پیامدهای منفی اجتناب کند باید کنترل خود را به دیگران بسپارد. اغلب این افراد میترسند که دیگران خشمگین شده و طردشان کنند، از این رو ترجیح میدهند خودشان را به دیگران تسلیم کنند. فرد دارای این احساس است که تمایلات، عقاید و احساسات او اعتبار ندارد و برای دیگران و خودش مهم نیستند (همان منبع).
13- ازخود گذشتگی:
در این طرحواره فرد نیازهای خود را برای کمک به دیگران فدا میکند. تمرکز افراطی بر ارضای نیازهای دیگران در زندگی روزمره، به طوری که از رضایتمندی خود فرد جلوگیری میشود. این افراد معنای زندگی خودرا در کمک به دیگران میدانند و اغلب آنها خود و نیازهای خود را فراموش کردهاند.
14- تأیید جویی/ توجه طلبی:
این افراد تأکید افراطی در دستیابی به تأیید، توجه، بازشناسی یا شایستگی از سایر افراد دارند به گونهای که از تحول یک هویت واقعی و ایمن جلوگیری میکند. عزت نفس این فرد بیشتر به واکنشهای دیگران وابسته است تا به تمایلات و رغبتهای خود شخص. این افراد معمولاً اعمالی انجام میدهند که مورد توجه و تأیید دیگران باشند و از آن اعمال هیچ لذتی نمیبرند.
15- منفی گرایی/ بد بینی:
این افراد تمرکز دائمی بر جنبههای منفی زندگی (درد، مرگ، دلخوری، فقدان، عدم توافق، تعارض، گناه، مشکلات حل نشده، اشتباهات بالقوه، اعمال غلط و…) دارند. همراه با خود کمانگاری یا غفلت از جنبههای مثبت شخصیت و زندگی (یانگ و همکاران، 2003، ترجمهی حمید پور و اندوز، 1392).
16- بازداری هیجانی:
باور به اینکه شخص باید هیجانها، تکانهها (مخصوصاً خشم) خودرا بازداری کند، زیرا هر گونه بیان احساسات به دیگران ضرر میرساند یا منجر به کاهش عزت نفس یا محرومیت، انتقام و ناراحتی میشود. رایجترین حوزههای بازداری عبارتند از:
]]>