دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

منبع تحقیق درباره محصولات زراعی، تفسیر نتایج

3-3-2- تابع تولید ترانسندنتال
با توجه به ضعف تابع کاب- داگلاس در نشان دادن تابع تولید سه ناحیه ای نئوکلاسیک، در اواسط دهه 1950، محققین تعدیل هایی را در تابع کاب ـ داگلاس جست و جو نمودند تا از یک سو، تولید سه ناحیه ای با کشش های تولیدی متغیر را اجازه دهد و از سوی دیگر، تابعی مرتبط با کاب ـ داگلاس و قابل کاربرد برای تخمین آسان در کشاورزی باشد. تابعی که توسط هالتر، کارتر و هوکینگ (1957) ارائه شد تعدیلی از کاب- داگلاس بوده و تابع تولید متعالی نامیده شد.
این فرم تابعی یکی از انواع توابع تولید تعمیم یافته کاب- داگلاس است. از نظر لغوی معانی مختلفی از جمله متعالی، عالی، برترین و … برای واژه ترانسندنتال در نظر گرفته شده است (جوهانسون، 1972). فرم ریاضی این تابع به صورت زیر است:
(3-5)
این تابع شکل تغییر یافته ای از تابع کاب- داگلاس است که کلیه ویژگی های تابع تولید نئوکلاسیک ها را تأمین می کند. کشش های تولیدی نهاده ها در این فرم ثابت نیست ولی مقدار آن ها تنها به میزان مصرف همان نهاده بستگی دارد. از خصوصیات این تابع آن است که بازده نسبت به مقیاس در آن ثابت نیست، بلکه بستگی به مقدار مصرف نهاده ها دارد. به علاوه این فرم سه ناحیه تولیدی نئوکلاسیک ها را نشان می دهد. با توجه به این مجموعه ویژگیها، تابع ترانسندنتال را می توان یکی از فرم های مناسب برای بیان روابط تولید بر اساس نظریه ی تولید نئوکلاسیک ها دانست. روابط مربوط به تولید نهایی و کشش تولیدی را در زیر مشاهده می کنیم.
(3-6)
3-3-3- تابع تولید ترانسلوگ
تابع ترانسلوگ در حقیقت تابع تولید ترانسندنتال لگاریتمی است. تابع ترانسلوگ برای اولین بار در سال 1972 توسط کریستنسن، جوگنسن و لاو ارائه شد. فرم کلی این تابع به صورت زیر است:
(3-7)
از مهم ترین علل به کار گیری گسترده این تابع توسط اقتصاد دانان امروز، سهولت در تفسیر نتایج و نیز محاسبات لازم در استخراج تابع ترانسلوگ است (جوهانسن، 1972). این تابع نیز تمامی ویژگی های تابع تولید نئوکلاسیک را تامین می کند. از مشخصات دیگر این تابع آن است که اجازه می دهد کشش های جانشینی و کشش های تولیدی بسته به سطح مصرف نهاده ها تغییر کند. به علاوه مشتق اول این تابع محدودیتی از نظر علامت ندارد. به عبارت دیگر، تابع ترانسلوگ هر سه ناحیه تولیدی را نشان می دهد و تولید نهایی در آن فزاینده، کاهنده و یا منفی است. در تابع ترانسلوگ علاوه بر پارامترهای متغیرهای اصلی ضرایب روابط متقابل متغیرها نیز برآورد می شود. شرط ضرورت در این تابع تعریف نشده است. همچنین، مقدار کشش جانشینی در این تابع غیرقابل تعیین میباشد. در این فرم تابعی مقادیر تولید نهایی و کشش جزئی عامل تولید با استفاده از روابط زیر تعیین میشوند.
(3-8)
3-3-4- تابع تولید درجه دوم تعمیم یافته
از این تابع تولید در مطالعات مربوط به تولید محصولات زراعی و دامی بسیار زیاد استفاده می شود. در این تابع منحنی های محصول همسان نسبت به مرکز مختصات محدب است. همچنین، در این تابع سه ناحیه تولیدی کاملاً آشکار است و تولید حتی بدون یک یا چند نهاده (با فرض وجود حداقل یک نهاده) امکان پذیر میباشد. شکل کلی تابع تولید درجه دوم به صورت زیر است:
(3-9)
این تابع کلیه ویژگی های تابع تولید نئوکلاسیک ها را به جز شرط ضرورت تأمین می کند. تابع خطی متداخل در این فرم وجود دارد. علاوه بر این همانند تابع تولید ترانسلوگ، کشش های تولیدی در این تابع نیز بستگی به میزان مصرف نهاده ها دارد و مشتق آن محدودیتی از نظر علامت ندارد. این تابع سه ناحیه تولیدی را نشان می دهد. در این تابع نیز پارامترهای روابط متقابل نهاده ها برآورد می شود و در نتیجه امکان ارزیابی هم زمان اثر متقابل نهاده ها بر یکدیگر فراهم می شود. در این تابع شرط تقعر کلیت ندارد. مقادیر تولید نهایی و کشش عامل تولیدی در تابع تولید درجه دوم تعمیمیافته به قرار زیر است.
(3-10)
تولید نهایی
کشش جزئی عامل تولیدی
3-4- استخراج تابع تقاضا نهاده آب آبیاری در حالت کلی
متقاضیان آب در بخش کشاورزی تولید کنندگان محصولات در این بخش اند که آب را به عنوان یک نهاده در کنار سایر نهاده ها برای تولید محصولات به کار می گیرند. از این رو، تقاضای کشاورزان برای آب از تقاضا برای محصولات تولیدی مربوطه سرچشمه می گیرد و میزان آن تحت تاثیر قیمت کالا و فناوری تولید محصول تعیین می شود. به همین دلیل ادبیات اقتصادی تقاضا برای آب و به طور کلی تقاضا برای نهاده های تولید را تقاضای مشتق شده می نامند.
فرض کنید یک واحد تولیدی مثلاً یک مزرعه تولید برنج دانه بلند مرغوب مقدار Y کیلوگرم محصول را با به کار گیری یک مجموعه از نهاده های xi () و از جمله نهاده آب تولید می کند.
به علاوه، فرض کنید این واحد تولیدی بتواند نهاده ها را از بازار رقابت آزاد و با قیمت ri، تهیه نماید و محصول تولیدی را با قیمت P در بازار به فروش برساند. برای این واحد تولیدی سود حاصل از تولید و فروش محصول (π) به صورت زیر نشان داده می شود:
(3-11)

]]>