دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

منبع تحقیق درباره پذیرش تکنولوژی، ساختار سازمانی

[do_widget id=kl-erq-2]

2-5-2- ابزارهای مدیریت تقاضای آب
ابزارهای مدیریت تقاضا را می توان به سه دسته ابزارهای اقتصادی، قانونی- سازمانی و فرهنگی تقسیم بندی کرد که در ادامه به تعریف هریک پرداخته می شود.
ابزارهای اقتصادی: اقتصاددانان معتقدند که آب یک کالای خصوصی بوده و قیمت آن بایستی از طریق بازار رقابتی مشخص شود. این نکته که آب به عنوان یک کالای اقتصادی تلقی می شود از نتایج کنفرانس دوبلین (1992) در مورد آب و محیط زیست گزارش شده است. در این کنفرانس اصول چهار گانه ای درباره منابع آب بیان شد که بخشی از آن عبارتند از: «آب در تمامی اشکال مورد استفاده آن دارای یک ارزش اقتصادی است و به عنوان یک کالای اقتصادی باید به رسمیت شناخته شود. شکست های گذشته برای شناختن ارزش اقتصادی آب منجر به مصارف بی فایده و همچنین استفاده هایی که از نظر زیست محیطی به منبع آبی صدمه وارد می کند، گردید. مدیریت آب به عنوان یک کالای اقتصادی، روش مهمی برای استفاده موثر و توام با عدالت این منبع شده که می تواند مشوق نگهداری و حفاظت منابع آب تلقی شود». بنابراین ابزارهای اقتصادی مفاهیمی از قبیل بهبود هزینه، قیمت گذاری آب، افزایش ظرفیت مالی و ارتقای بازارهای مناسب آب و افزایش نقش بخش خصوصی برای سرمایه گذاری در بخش آب را در بر می گیرند.
ابزارهای قانونی و سازمانی: شامل قوانینی برای مدیریت تقاضا و استفاده از آب مانند حقوق آب، اولویت بندی استفاده، حفاظت از کمیت و کیفیت آب و حل اختلاف می باشد. این ابزارها بایستی با سازوکارهایی که مشوق هماهنگی بین بخش های مختلف آب و هیات اجرایی است تکمیل شوند. همچنین آن ها باید موجب تمرکز زدایی و توسعه مشارکت ذی نفعان در استراتژی های مدیریت تقاضای آب گردند.
ابزار فرهنگی: این ابزار، مدیریت تقاضای آب را با افزایش آگاهی کاربران و بالا بردن ظرفیتشان برای منطقی ساختن تقاضا و استفاده از آب، اعمال می کند. گسترش خدمات و کارگاه های تخصصی برخی از ابزارهایی است که بدین منظور توصیه شده است (مواللا و سلمان، 2002).
2-6- قیمت گذاری آب و تاثیرات آن
یکی از سیاست هایی که در تحقیقات مختلف در کشورهایی که با مشکل کمبود آب مواجه اند مورد بررسی قرار گرفته، قیمت گذاری آب است تا از این رو بتوانند الگوهای پاسخ مناسب را در استفاده از آب در بخش کشاورزی تعیین کنند (ویلچنز، 1991). اگرچه قیمت گذاری آب یک تقاضای محیط زیستی است، اما استدلالی که این ابزار بر اساس آن پایه گذاری شده صرفا اقتصادی است. در این باره فرض بر آن است که کشاورزان مطابق با نظریه های کلاسیک اقتصادی، در پاسخ به قیمت گذاری های آب پاسخ های مثبت (کاهش مصرف آب) می دهند که این امر با شیب منفی منحنی های تقاضا در مقابل قیمت، قابل مشاهده است. آبی که بدین وسیله می تواند ذخیره شود مطابق با اولویت بندی های مورد نظر در منطقه، صرف توزیع مجدد برای سایر مصارف، یا باقی ماندن در رودخانه و غیره می شود (وارلا-اورتگا و همکاران، 1998). هرچند که در تحقیقات مختلف به این نکته اشاره شده که قیمت های بالاتر آب پذیرش تکنولوژی های ذخیره آب را به دنبال خواهد داشت با این حال فاکتورهای دیگری مانند ساختار سازمانی، قانونی، شرایط اقتصادی و منطقه ای، پتانسیل تنوع کشت در یک ناحیه معین، حجم تخصیص آب، ریسک موجود در تحویل آب، کیفیت آب و غیره وجود دارند که باید در ملاحظات مربوط به قیمت گذاری آب لحاظ شوند.
در راستای قیمت گذاری آب، علی رغم وجود دشواری های قانونی، شبهه ای که باقی می ماند آن است که آیا این قیمت های آبی متمرکز اثربخش بوده و توانسته صرفه جویی های مورد نظر را ایجاد نماید؟ پاسخ این سوال را می توان در تحقیقات روگرز و دیگران جست و جو کرد که کاهش تقاضا، تخصیص موثر منابع و افزایش عرضه آب را از آثار سیاست قیمت گذاری صحیح آب دانسته اند که مورد پذیرش عموم واقع شده است. این افراد نشان دادند که اگر منابع به شیوه ای مدیریت شوند که مولفه های اقتصادی، محیطی و حقوقی به طور جامع دیده شود افزایش قیمت منبع باعث ارتقای عدالت، کارایی و پایداری منبع خواهد شد.
در جداول زیر، نمونه هایی از آثار معروف و همچنین آثار کمتر شناخته شده سیاست قیمت گذاری آب آمده است.

جدول 2-1- آثار معروف سیاست افزایش قیمت آب.
آثار معروف افزایش قیمت آب
نحوه نیل به هدف
کاهش تقاضای آب
ارزان شدن جانشین ها
قابلیت مدیریت مالی ذخیره آب
تغییر در اولویت های مصرف
افزایش عرضه آب
قابلیت مدیریت مالی برای اجرای پروژه های حاشیه ای
ایجاد انگیزه های اقتصادی برای کاهش هدر رفتن آب
تسهیل تخصیص مجدد آب بین بخش ها
از بخش کشاورزی به بخش های صنعتی و خانگی
از مصارف خارج رودخانه به مصارف داخل رودخانه

]]>