موجودات عجیب: میگویی که دمای بدن طعمه هایش را با سطح خورشید یکی می کند

در این مطلب می خوایم شما رو با میگی آشنا کنیم که می تونه اعضای بدن طعمه خود رو یه به یه از هم جدا کنه. این میگو که اصطلاحا دهن پا نامیده می شن، بالغ بر ۵۵۰ گونه شناخته شده در سرتاسر دنیا داره و طولش از ۲٫۵ سانتی متر تا بیشتر از سی سانتی متر متغیره.

میگوهای دهن پا موجوداتی چابک و بسیار پیچیده هستن و اونقدر سریع حرکت می کنن که می تونن تو یه اون آب دور و بر خود رو اونقدر داغ کنن که دماش با سطح خورشید یکی شه.

شاید این میگوها زیاد هم اندام بزرگی نداشته باشن اما می تونن با هرموجودی که براشون باحال باشه مقابله کنن؛ اختاپوس، آدم و حتی میگوهای دیگه همه می تونن هدف حملات برق آسای این میگو قرار بگیرن.

میگوهای دهن پا به دو گروه تقسیم می شن: اول گروه در هم شکنندها که طعمه هاشون رو بی هوا هدف ضربه قرار داده و یه به یه اندام هاشون رو از هم می درند. این موجودات درست مانند حشرات هم اسم خود، زائده ای روی بدنشون دارن که از راه اونا به طعمه ها حمله ور می شن. سرعت و قدرتی که با به کار گیری این زوائد به طعمه هاشون وارد می کنن هم اعجاب برانگیزه.

گروه دوم شلاق زن (spearers ) نام دارن و می تونن ظرف تنها ۲۰ تا ۳۰ هزارم ثانیه به طعمه های خود شلاق بزنن و این در حالیه که گونه در هم شکننده البته سرعتی تا ده برابر بیشتر دارن و باید بگیم که این سریع ترین حمله شکارچی به شکاره که روی این کره خاکی رقم می خوره.

اما سوال اینجاس که موجودی به این نحیفی چیجوری می تونه این اندازه انرژی رو از خود آزاد کنه؟ به گفته شیلا پاتک از زیست شناسا دانشگاه دوک، اونا در واقع مکانیزمی فنری شکل دارن که می تونن با به کار گیری یه ماهیچه قوی اونو متراکم کرده و انرژی رو درونش ذخیره کنن. در مرحله بعد، چیزی مثل ضامن یا قفل اون انرژی رو در بازه وقتی کوتاهی آزاد می کنه و این یعنی زائده روی بدن میگو با سرعتی بسیار بالا به سمت طعمه به حرکت در میاد.

بی مهرها معمولا معماری ماهیچه ای منعطف تری نسبت به مهره دارانی چون آدم دارن و به همین خاطره که میگوهای دهن پا اینجور توانمندی و قابلیتی دارن. پاتک میگه، به خاطر همین وقتی یه خرچنگ به شما آسیب می زنه تعجب می کنین چون جونور بر خلاف اندام کوچکش درد زیادی رو به شما واردمی کنه. در واقع این موجودات یه جور ماهیچه بهینه سازی شده با نیرو دارن که اونو در مهره داران نمی بینیم.

به لطف این ماهیچه ها، میگوی دهن پا می تونه عضو شلاقی شکل بدن خود رو حتی با وجود مقاومت بالای آب با سرعتی بالغ بر ۸۲ کیلومتر بر ساعت به سمت طعمه حرکت دهد. این سرعت بالا، محیطی با فشار کم رو به وجود می آورد که در جریان فرایندی به نام «خلا زایی» به تشکیل حبابای بخار میرسه.  وقتی این حبابا از بین می رن انرژی فوق العاده زیادی رو به شکل نور و گرما ایجاد می کنن که دماش به ۴۷۰۰ درجه سانتی گراد می رسه.

این گرمای وحشتناک بیشتر از اندازه زیاده که بتونه طعمه ها رو سرخ کنه اما بازم شرایط واسه اونا خوب نیس. موج شوک وارد شده به وجود اومده به وسیله ترکیدن حبابا در ادامه با ضربه ای همراه می شه که از طرف میگو به طعمه وارد می شه و اونو بیهوش می کنه. در نظر داشته باشین که میگو این کار رو با به کار گیری دو ساختار شلاقی شکل روی بدن خود انجام می شه و در نتیجه ضربه ای که به طعمه خود وارد می کنه چهار برابر می شه.

به این تریتب خطرناک ترین مارها و حلزونا هم نمی تونن از اون جون سالم به در ببرن. اما در مورد خرچنگا باید بگیم که جونور با هوش و نبوغ خود اول بازوهای اونا رو هدف قرار میده و بعد باقی اعضای بدنشون رو از جاش خارج می کنه تا جنب و جوش پذیری رو از اونا بگیره.

الان پاتک در تلاشه تا مشخص کنه که میگوها نسبت به روند «خلا زایی» از خود کنترلی دارن یا خیر. در جریان بررسیش مشخص شده که این پدیده فقط در شرایط خاصی اتفاق می افته؛ معمولا آبای گرم و کم فشاری که این میگوها در اون زندگی می کنن.

پاتک در ادامه این سوال رو مطرح می کنه: این روند با هوشیاری کامل میگوها اتفاق می افته یا فقط نتیجه حرکت سریع شونه؟ اینطور به نظر میاد که این میگوها طوری تکامل پیدا کردن که از حبابا به عنوان یه جور اسلحه بهره بگیرن.

اما در جریان این روند ساختار شلاقی شکل میگو دچار فرسایش می شه و بعضی وقتا از بدنش جدا می شه، بخاطر این جونور این فرصت رو داره تا بدن خود رو بازسازی کرده و یه شلاق تازه داشته باشه. در این دوره، میگو شدیدا ضعیف می شه و در نتیجه دست به فریبی باحال می زنه و مثلا ساختار شلاقی بدنش رو طوری حرکت میده که بقیه تصور می کنن مشغول شکاره و در واقع عمل شلاق زدن رو وانمود می کنه تا موجودی به اون نزدیک نشه.

چشمون قوی

به گفته کامل کرانین زیست شناس دانشگاه مریلند در کنار این روش شکار باحال و منحصر بفرد، چشمون قوی و پیچیده میگو قرار دارن که شاید نمونه اش رو نشه در قلمرو حیوانات یافت. این چشما درست مانند چیزی که در بدن زنبورها، پشها و خرچنگا پیدا میشه از نوع ترکیبیه اما برخلاف اونا «روشی متفاوت رو واسه برابری پیدا کردن با محیط پپرامون خود برگزیده ان» و بخشای جور واجور یه چشم اون می تونن به یه نقطه از محیط خیره می شن.

اون در ادامه میگه: در واقع مثل این می مونه که چندین چشم درون یه چشم قرار گرفته باشن. به بیان دیگه، اگه آدم واسه تشخص فاصله از دو چشم استفاده می کنه، این میگوها اینجور کاری رو با یه چشم خود انجام میدن.

بعضی از گونه های این جونور هم مجموعه ای پیچیده از گیرنده های رنگی رو در بدن خود دارن که تعدادشون بعضی وقتا به رقم ۱۶ گروه می رسه و این در حالیه که آدم تنها چهار مجموعه از اونا رو داره. نکته باحال تر اینکه نصف همه میگوها ابدا توانایی تشخیص رنگ رو ندارن.

دهن پاها همونطور که در تصاویر می بینین رنگ آمیزی تندی دارن که اینجور اتفاقی و همراهی اش با توانمندی فوق العاده اونا در تشخیص رنگ هم الکی نیس و محققان تردیدی ندارندآنها با این روش می تونن همدیگه رو از هم تشخیص بدن.

نکته دیگری که باید به اون اشاره شه اینه که بعضی از میگوهای دهن پا می تونن طیف بزرگی از رنگا رو در نور فرابنفش تشخیص بدن و بخاطر این می تونن رنگایی رو ببینن که دیگه جانوران از مشاهده شون عاجزند.

کارنین میگه: رنگ یکی از مشخصه های سیستم عصبیه و در دنیای واقعی وجود نداره اما این میگوها می تونن جنبه هایی از نور فرابنفش رو ببینن که هیچ موجود دیگری قادر به اون نیس. در واقع رنگا فقط وجود دارن چون مغز اینطور فکر میکنه. همین نکته هم در مورد میگوهای دهن پا با گیرنده های رنگی مختلفشان صادقه.

در هر صورت، علاوه بر توانمندیایی که گفتیم، میگوی دهن پا تنها گونه شناخته شده روی زمینه که می تونه قطبیده شدن دایره ای شکل نور ( circular polarization of lig) رو مشاهده کنه و این اتفاق فقط در شرایط خاصی اتفاق می افته. کارنین میگه تنها چیزی که در این باره میدونیم اینه که میگو از این توانایی واسه فرستادن سیگنال استفاده می کنه؛ به بیان دیگه این موجودات الگوهایی رو روی بدن خود ایجاد می کنن که شکلی قطبیده شده و دایره ای داره.

مدیریت کردن و درک این حجم داده هم به مغزی بسیار قوی نیاز داره که در بدن میگوی دهن پا وجود نداره. چشمون آدم داده های خام رو به مغز منتقل می کنه تا مورد پردازش قرار گیرند و این در حالیه که در بدن میگو این کار درون چشمانش انجام می شه. به بیان دیگه، چشمون دهن پا از مغزش بزرگ تر هستن.

اگه می خواین دلیل این توانمندی در پردازش سریع اطلاعات رو بدونین باید بگیم که شکار سریع میگو لازم میکنه که در زمان آزاد شدن اون حجم بالا انرژی و سرعت عملی که از خود نشون میده اینجور قابلیتی داشته باشه.

جالبه بدونین در گروهی از شلاق زنا، لونه به وسیله یه جفت تقسیم می شه که درواقع از سیستم تک همسری پیروی می کنن و بعضی وقتا می تونن تا آخر عمرشون که شاید ۳۰ تا ۴۰ سال به طول بکشه با هم زندگی کنن. اینطوری، گونه نر کار شکار رو انجام میده و واسه ماده می بره و گونه ماده هم کار تولید مثل رو رو دوش میگیره.

در واقع تفاوتای جنسیتی این دو گونه خوب در روش زندگی شون میشه دید؛ مردان قدرت بیشتری دارن هرچند از وظایف بابایی خود هم شونِه خالی نمی کنن. در مقابل بعضی وقتا دیده شده که ماده ها هم دو بار تخم گذاری می کنن تا باقی موندن نسل شون تضمین شه.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *