علمی

ویژگی های سازمان های نوآور

ساختار سازمانی راه و روش ایه که به وسیله اون فعالیتای سازمانی، تقسیم سازماندهی و هماهنگ می شن. سازمانا ساختارهایی رو به وجود میارن تا فعالیتای عوامل انجام کار رو هماهنگ کرده و اعمال اعضای رو کنترل کنن. همه سازمانا واسه باقی موندن نیازمند اندیشه های نو و نظرات تازه و تازه ان. ساختار سازمانی و نیروی انسانی دو پایه اصلی یه سازمان رو تشکیل میدن و واسه به وجود اومدن یه سازمان هر دو با ید  وجود داشته باشن.  هر سازمانی می تونه با اصلاح ساختار خود و افزایش خلاقیت نیروی انسانی و سازمانی خود باعث بالا رفتن کارکرد و بهره وری شه و در واسه رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده خود قدم برداره. ساختار سازمان، وسیله ایه که مدیریت می تونه با بهره گرفتن از اون به هدفای خود برسه. از اونجا که روش هدف دار کلی سازمان تعیین کننده هدفا هستش، پس، باید بین روش هدف دار و ساختار، رابطه ای نزدیک وجود داشته باشه. واسه افزایش خلاقیت و نوآوری، مناسب اینه که سازمانا روش هدف دار بر اساس نوآوری (تنوع) رو اتخاذ کنن.

خلاقیت

روش هدف دار بر اساس نوآوری، به ابتکار عمل و خلاقیتی منحصر به فرد استواره. این نوع روش هدف دار واسه ایجاد بازار و عرضه کالای منحصر به فرد، از راه تنوع بخشیدن به محصول تلاش می کنه و معمولاً در این روش هدف دار سازمان به ویژگیای یه جور محصول ابتکاری و تبلیغات دامنه دار روی منحصر به فرد بودن اون تکیه می کنه (اعرابی، ۱۳۸۶: ۳۶). کاملا معلومه همه شرکتا نباید در صدد نوآوری و عرضه محصول یا خدمت جدید باشن. اگه یه روش هدف دار واسه یه شرکت بین المللی مناسب باشه، حتماً واسه یه شرکت کوچیک که مجله منتشر می کنه مناسب نخواد بود هر سازمانی بسته به ساختار خود، خلاقیت رو انگار نهادینه می کنه: (دفت، ۱۳۸۶: ۳۲۴ – ۳۲۷).

 

۲- فرهنگ سازمانی خلاق:

فرهنگ سازمانی رو میشه یه سری از باورها و ارزشای همگانی و مشترک که بر اندیشه و رفتار اعضای یه سازمان، اثر میذاره و باعث اتحاد اونا می شه و تعریف کرد. فرهنگ سازمانی می تونه سرچشمه ای واسه حرکت و جست و خیز، خلاقیت و نوآوری و یا مانعی در راه پیشرفت اونا به حساب آید. از این رو، میشه گفت که فرهنگ تو یه سازمان، مثل شخصیت تو یه انسانه. وقتی که سازمانی دارای فرهنگ قوی بالا، افراد رو به سازمان و هدفای اون به شکلی مایل می کنه که اونا خود رو جزیی از سازمان بدونن (طوسی، ۱۳۷۲: ۷۵ – ۱۷۶).

در فرهنگ قوی تأکید اصلی بر روحیه کارآفرینی و تقویت زمینه های مناسب، واسه پرورش خلاقیت و نوآوریه. سازمانای خلاق از فرهنگ قوی و تشویق کننده، بهره مند هستن و از این رو در رشد و  پیشرفت خلاقیت پیشگام هستن (رابینز ۱۳۸۰: ۴۰۱).

روحیه

در واقع، اگه خلاقیت و نوآوری مورد انتظار کارکنان و مدیران باشه، این انتظار بر فرهنگ سازمانی حکمفرما می شه که فضایی پر از تغییرات ایجاد شه. واسه رسیدن به خلاقیت و نوآوری باید سازمانا با فرهنگ تیمی شکل گیرند، چون در این نوع سازمانا تأکید براختراع، اکتشافا، نوآفرینی، خطر پذیری و آزادی عمله و نمونه روشن این جور سازمانا، سازمانای حسابداری، مشاوران حقوقی، بانکا، سازمانای مشاوره ای، سازمانای تبلیغاتی، سازما نهای تولید نرم افزار و تحقیقات بیولوژیکیه.

۳-  محیط خلاق

ً خلاقیت و نوآوری قادر به تبلور در محیط ناجور و بد نخواد بود. محیط بد واسه تشویق و پرورش خلاقیت، محیطیه که کارکنان رو از خطر کردن باز می داره. فشارهای کاری رو به گونه های جور واجور بر کارشناس وارد می کنه. یکی از روشای مهم متبلورکردن خلاقیت، به وجود آوردن فضای محرک، زیاد و کلا خلاقه.

کلا، واسه ایجاد محیط مناسب در سازمان واسه خلاقیت و نوآوری باید محیط کاری آروم و صمیمی رو درست کرد، هدفا رو تعیین کرد، به نوآوری و خلاقیت امتیاز مناسب داد، از تعصب کاری پشتیبانی کرد و افراد رو واسه تغییر آماده ساخت (قائمی، ۱۳۸۰).

۳-  سیستم جایزه:

باید به شکلی باشه که آدما به واسطه کارکرد مناسب مورد تشویق و تقدیر قرار گیرند، بتونن روی کارا و ایده های مورد علاقه خود فعالیت کنن، بواسطه داشتن نقش بیشتر در پیشبرد فعالیتای گروهی جایزه بیشتری دریافت کنن، براساس اندازه کارکرد در تلاش و تلاشی که می کنن جایزه دریافت کنن، بواسطه ارائه ایده ها و عملیاتی کردن اونا مورد تشویق و پشتیبانی قرار گیرند و معیارها و ملاکای پرداخت مثل حقوق و دسمتزد و جایزه و… در سازمان عادلانه و مساوی باشه و جایزه افراد متناسب با افراد و شرایط شغلیشان باشه (رابینز، ۱۳۸۰: ۴۰۹).

ایده

بازاریابی نوآورانه

ترکیب دو معنی نوآوری و بازاریابی با همدیگه در بخش نوآوری جا نمی گیره و مانند نقطه کوری واسه خیلی از پژوهشگرن بوده (Weizhen, 2009). با این وجود اولین کسی که به ترکیب این دو معنی با همدیگه پرداخت، پیتر دراکر بود (Weizhen, 2009; O’Dwyer et al., 2009). پیتر دراکر در کتاب “تمرین مدیریت[۱]” خود اینجور میگه که مهمترین هدف هر کار و کاسبی، ساختن مشتریه و واسه رسیدن به این مقصود سازمان دو وظیفه مهم برعهده داره:  بازاریابی و نوآوری.  و اونا رو وظایف کارآفرینانه[۲] می نامد (Drucker, 1954). رابطه بین بازاریابی و نوآوری رو میشه یه تعامل و تاثیرگذاری دو طرفه نامید  (۱۹۹۵  (Morris and Lewis, و با ایجاد رابطه بین نوآوری و بازاریابی میشه به یه مزیت رقابتی پایدار رسید O’Dwyer et al., 2009) ).

هم اینکه (OECD, 2005) به ارائه چهارچوب واسه درک نوآوری در پروسه ها و اندازه گیری فعالیتای مربوط به نوآوری در صنایع پرداخته که یه منبع مشهور بین المللی  حساب می شه.  در ویرایش سوم اون شکل های جور واجور نوآوری در چهار دسته تقسیم بندی شده: نوآوری در محصول، پروسه، بازاریابی و سازمان.  طبق تعاریف موجود در اون، ویژگی نوآوری در بازاریابی در کل پروسه های نوآوری در سازمان و کارایی پایانی کار و کاسبی موثره و با دیدگاهی به سمت مشتری و بازار، هدف خود رو افزایش فروش و سهم بازار می دونه. که همین ویژگی در نظر داشتن اهداف اقتصادی اون رو از شکل های جور واجور دیگه نوآوری مانند نوآوری در پروسه ها، که هدف اون در بهره وری و کیفیت پرحاصله، جدا ساخته.  در این کتاب راهنمای نوآوری در بازاریابی رو اجرا یه روش جدید بازاریابی که شامل تغییرات اساسی در طراحی محصول یا بسته بندی اون، جایگاه محصول، انگیزه[۳] یا قیمت گذاری اون می دونه که هم جهت با بهتر رسیدن به نیازای مشتری ، گشودن درهای بازارهای جدید و به دست آوردن جایگاه جدید واسه اجناس شرکت با هدف افزایش فروش صورت میگیره.

اقتصادی

درمقاله (۲۰۱۰ (Hsu et al., هم دو اصل واسه یه کار و کاسبی موفق برشمرده شده که همون دو عامل پیتر دراکر هستن، یعنی بازاریابی و نوآوری. طوریکه فعالیتای بازاریابی رو بر بستری از خلاقیت موفق دونسته و به کار گیری نوآوری رو واسه سازمان، تنها راه به دست آوردن مزیت رقابتی می دونه. در این مقاله رمز رسیدن به موفقیت موندگار رو واسه بازارهای جهانی، به کار گیری بازاریابی نوآورانه محسوب کرده و بازاریابی نوآورانه رو شامل وسعت ای از طرز فکر، اجناس و خدمات خلاق یا حتی قیمت گذاری، پیشرفت و لجستیک توأم با نوآوری می دونه. بعضی از محققین معنی نوآوری در بازاریابی رو متمرکز بر نوآوری در محصول و نوآوری در کانالای پخش و زنجیره تأمین می دونن(Asare, 2008 ) بر این اساس علم جمع آوری شده به وسیله گروه های جورواجور محصول جدید راهنمایی می کنه و با ترکیب تولید اطلاعات و صنایع مربوط به کار و کاسبی، میشه به بهتر شدن فعالیتای بازاریابی سازمان و در آخر بهره وری بالاتر رسید.

شرکتای تویوتا[۴]، دل[۵]، و وال – مارت[۶] از جمله شرکتایی هستن که از راه هدف دار به کار گیری نوآوری درمدیریت زنجیره تأمین استفاده کرده و منتفع گشته ان.  بازاریابی نوآورانه فقط به ایجاد محصول جدید فکر نمی کنه بلکه شامل همه پروسه های بازاریابی (از جزئی ترین تغییرات تا بنیادی ترین اونا) هستش و هدف اونا رسیدن به سود بالا هستش.  دارای حالتی واکنشی[۷] نسبت به درخواست بازار بوده و طی یه روند پیوسته، مدیر رو به سمت به کار گیری فرصتای جدید پیش اومده می بره (Cummins et al., 2000)  در اول امر باید به شناخت کاملی از سازمان خود رسیده و بر ماموریت سازمان و ماموریت بازاریابی اون تسلط داشته باشیم.  تجربیات گذشته و یافته های اونا رو مطالعه کرده و منابع در دسترس و منابعی رو که میشه با برون سپاری به اونا دسترسی داشت خوب بشناسیم. بعد باید طی پروسه دقیقی خوب ذی نفعان و نیازها، عقاید و رفتارشون رو شناسایی کرده و زمان لازم رو صرف شناخت بازار و بررسی اون کرد.  و در کنار اون واسه رسیدن به موفقیت، به بررسی رقبا و شرایط محیط خارجی مثل عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژی و چیزای دیگه ای به جز اینا بپردازیم

۲۰۰۵) .(Masterman and Wood,  پس  نقطه شروع کار، دریافت نیازمندیای بازار و درخواست مشتری به عنوان راهنمای کاره.  بعد با به کار گیری یه معنی جدید در بازاریابی، سازمان رو در زمینه های خلق ایده و اجرای روش هدف دار خلاق و نوآور می سازه و در آخر منتهی به افزایش رضایت مشتری و جامعه می شه (Weizhen, 2009).

در بعضی مقالات هم به بررسی عوامل مؤثر بر موفقیت بازاریابی نوآورانه پرداخته ان. عامل  “فرهنگ” یکی از این پارامترهاه (Hsu et al., 2010). مشتریان جور واجور فرهنگای متفاوتی رو دارن که در رفتار اونا در پروسه خرید بسیار موثره. نقش متغیر فرهنگ در بازارهای جهانی پررنگ تر هم به نظر می رسه، طوری که به این متغیر به چشم یه تابو نگریسته شده: تابوی فرهنگ.  افزایش گرایش سازمان ها به جهانی شدن، دلیل محکمی رو واسه درک رفتار مشتریان تحت اثر فرهنگای جورواجور بوجود آورده .(Masheswaran and Shavitt, 2000)

 

[۱] The practice of management

[۲] Entrepreneurial

[۳] Promotion

 

[۴] Toyota

[۵] Dell

[۶] Wal-Mart

[۷] Reactive