دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

پایان نامه ارشد رایگان با موضوع ارزش های اخلاقی، آموزه های قرآنی

[do_widget id=kl-erq-2]

وعظ و موعظه آنچنان که در مفردات آمده نهی آمیخته به تهدید است ولی ظاهراً معنای موعظه وسیع تر از این باشد، موعظه هر گونه اندرزی است که در مخاطب تاثیر بگذارد و او را از بدی ها بترساند و یا قلب او را متوجه نیکی ها گرداند. البته مفهوم این سخن آن نیست که هر موعظه ای باید تأثیر داشته باشد بلکه منظور آن است که در قلب های آماده بتواند چنین اثری را بگذارد. قرآن موعظه و مایه پند و اندرزی از سوی پروردگار به انسان ها برای دستیابی به ارزش های اخلاقی و انسانی است، چرا که انسان برای رسیدن به ارزش ها به این تذکر نیاز دارد. از طرفی در موعظه و گفتن دیگران اثری است که در دانستن نیست و چه موعظه ای بهتر و مؤثر تر از سخن کسی که پرورش دهنده انسان هاست.
3-7-3-کارکرد پیشگیرانه اصول دین
اصول دین بخش عمده ای از آموزه های قرآنی را تشکیل می دهد که با محوریت تعلیم و تربیت و برای تعالی انسان شکل گرفته است. این اصول نقش مهمی در پیشگیری از بزهکاری ایفاء می کنند. اعتقاد به خدا، و اینکه عدالت به حکم او در دنیا و آخرت اجرا می گردد، توجه به وجود معاد و این که پیامبران و امامانی را برای هدایت بشریت فرستاده تا از سقوط و حیطه کج مداری رهایی یابند و امید به شفاعت و رحمت و نجاتش که فریاد رس در روز جزاست، مؤید این نقش مهم است.(شیری،1389،ص312)
3-7-4-خداباوری و تاثیر آن بر عملکرد انسان
صرف نظر از گفته داستایوسکی که – اگر خدا را از جامعه برداریم هر عملی مجاز می شود. یا به قول کانت که – اگر بشر می پذیرفت که موجود عالی تری به او نظارت می کند در آن موقع معلوم می شد که سطح رشد بشری چه اندازه قدرت اعتلا و ترقی به خود می گرفت. باید گفت که اگر در اسلام – الله – را برداریم همه چیز در هم می ریزد و ایدئولوژی کمال خود را از دست می دهد و همه چیزش عبث می شود چرا که (الله) در اسلام، هم جهان بینی است، هم هدف، هم حامی است هم واضع قوانین است هم مدافع آن. اگر – الله – را از ایدئولوژی اسلامی و از اجتماع و تمدن و هم از انسان مسلمان بگیریم، جهان بینی اش از نامحدود به محدود، هدفش از بی نهایت به نهایت و از معنویت به مادیت، حرکتش از هستی به حیات، رفتنش از آخرت و جاودان و خلد به دنیا، ارزش هایش در محدوده خودش با کسی امثال خودش فقط رشد می یابد، ایمان فرو می ریزد و از خداگونگی به خود گونگی تنزل می یابد. بنابراین نوع تمدنی که سمبل و معتقد و مظهر و مرادش – الله – است، انسانش، انسان دیگری است. (شیری،1389،ص312)
3-7-5-نقش پیشگیرانه توحید
توحید سبب تعالی انسان است. همانطور که در آیه 64 سوره آل عمران این معنا به تصویر کشیده شده است:
«قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى کَلَمَهٍ سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ»
«بگو اى اهل کتاب بیایید بر سر سخنى که بین ما و شما یکسان است بایستیم که جز خداوند را نپرستیم و براى او هیچ‏گونه شریکى نیاوریم و هیچ‏کس از ما دیگرى را به جاى خداوند، به خدایى برنگیرد و اگر رویگردان شدند، بگویید شاهد باشید که ما فرمانبرداریم‏.»
تعالوا در جایی به کار می رود که دعوت به رشد و بالا آمدن باشد. و خداوند در این آیه در مقام تأدیب بندگان مومن است و نیز ایشان را تعلیم می دهد که در هنگام اعراض مخالفان از برهان روشن چگونه با آن ها رفتار کنند تا بدانند که مخالفت آنها اثری در حق این ها ندارد و نیز دلالت دارد که حق به هر حال باید پیروی شود و کمی و زیادی پیروان و جمعیت آن هرگز اعتباری ندارد و نباید مورد توجه قرار گیرد.(اکرمی، بی تا،ص19)
«انبیاء بشر را دعوت می کنند به این که تک تک و مجموعشان بر طبق دعوت فطریشان یعنی بر اساس کلمه توحید سیر کنند و اعتقاد به توحید حکم می کند به وجوب تطبیق اعمال فردی و اجتماعی بر معیار اسلام برای خدا یعنی معیار های زیر:
تسلیم خدا شدن
بسط عدالت یعنی گسترش تساوی در حقوق حیات
حریت در اراده صالحه و عمل صالح
و این تحقق نمی یابد مگر وقتی که ریشه های اختلاف یعنی 1- بغی به غیر حق 2- استخدام و تحکم زورمندان از زیر دستان 3- این که ضعیف برده شدن برای قوی را بپذیرد، از بیخ کنده شود پس هیچ اله جز الله نیست و هیچ ربی جز او نیست و هیچ حکمی جز برای خدا نیست و این آن مطلبی است که آیه بر آن دلالت دارد.
آیه دعوتی است به وحدت و یگانگی بر اساس حق و ساختن اجتماعی توحیدی که محور آن حق است و بر گرد آن می چرخد و ارزش های باطل را به دور می افکند.
اساس توحید وحدت ادیان است حقیقت ادیان یکی است و انبیاء هدف واحد داشته اند و آن هدف تکامل انسان بوده است.
«آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ آمَنَ بِاللّهِ وَمَلآئِکَتِهِ وَکُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لاَ نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِّن رُّسُلِهِ وَقَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَکَ رَبَّنَا وَإِلَیْکَ الْمَصِیرُ »( بقره/ 285)
«پیامبر به آنچه از سوى پروردگارش بر او نازل شده است، ایمان آورده است و مؤمنان هم، همگى به خداوند و فرشتگانش و کتابهایش و پیامبرانش ایمان آورده‏اند [و مى‏گویند] بین هیچ‏یک از پیامبران او فرق نمى‏گذاریم، و مى‏گویند شنیدیم و اطاعت کردیم، پروردگارا آمرزش تو را خواهانیم و بازگشت به سوى توست‏»
دین عبارت است از احکام و دستوراتی که از طرف پروردگار برای راهنمایی بشر بر رسولان و پیامبران حق وحی شده است و پیدایش ادیان با خلقت حضرت آدم آغاز می شود و ارسال پیامبران و راهنمایان و ایجاد دین در بین بشر به این علت بوده که بشر را به توحید و یگانگی دعوت نمایند و به آنان هشدار دهند که تنها عبادت و پرستش مخصوص اوست و غیر از خدای سبحان هیچ کس سزاوار بندگی و پرستش نخواهد بود. و حقیقت تمام شرایع و ادیان آسمانی در همه دوران ها یک مطلب بوده و آن تسلیم و گوش به فرمان خدا بودن و ادیان آسمانی در واقع همان دین اسلام است که در هر عصر و زمانی بر حسب مقتضیات زمانی و مکانی و درجه فهم و شعور مردم به صورتی جلوه کرده است و قسمتی از آن بیان شده تا در زمان پیغمبر اسلام همه آنها فرو فرستاده شده است علت اصلی اختلاف در ادیان چیزی جز طغیان و ستم و ظلم و حسد نبوده و دین در جامعه باعث الفت مردم و رفع اختلافات می شود. ادیان توحیدی و در واقع دین اسلام دین بزرگ الهی است که در آن از طریق بعثت پیامبران هدایت بشر به سعادت رهنمون شده است. (شریعتی مزینانی، 1386،ص19)
«شَرَعَ لَکُم مِّنَ الدِّینِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِی أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ وَمَا وَصَّیْنَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى وَعِیسَى أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ کَبُرَ عَلَى الْمُشْرِکِینَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ اللَّهُ یَجْتَبِی إِلَیْهِ مَن یَشَاءُ وَیَهْدِی إِلَیْهِ مَن یُنِیبُ» (شوری/13)
«در دین شما، هر آنچه به نوح سفارش کرده بود، مقرر داشت، و نیز آنچه به تو وحى کرده‏ایم، و آنچه به ابراهیم و موسى و عیسى سفارش کرده‏ایم، که دین را برپا بدارید، و در آن اختلاف نورزید، آنچه مشرکان را به آن مى‏خوانى، بر ایشان دشوار آید، خداوند است که هرکس را بخواهد به راه خویش برمى‏گزیند و هرکس را که روى به درگاه او آورد، به سوى خویش هدایت مى‏کند.»
در این آیه نام هر پنج پیامبر اولوالعزم آمده است، محور دعوت انبیاء یکی بوده و همه آن بزرگواران مردم را به توحید و معاد، تقوا و عدالت، رسیدگی به محرومان و … دعوت می کردند. خداوند در آیه 19 سوره آل عمران دین را اسلام معرفی می کند:
«إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوْتُواْ الْکِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْعِلْمُ بَغْیًا بَیْنَهُمْ وَمَن یَکْفُرْ بِآیَاتِ اللّهِ فَإِنَّ اللّهِ سَرِیعُ الْحِسَابِ.»
«در حقیقت دین نزد خدا همان اسلام است و کسانى که کتاب [آسمانى] به آنان داده شده با یکدیگر به اختلاف نپرداختند مگر پس از آنکه علم براى آنان [حاصل] آمد آن هم به سابقۀ حسدى که میان آنان وجود داشت و هر کس به آیات خدا کفر ورزد پس [بداند] که خدا زودشمار است.»
همین جاست که نقش پیشگیرانه توحید روشن می گردد، خداوند متعال بر اساس صفاتی که دارد، انسان ها را از آن ها بهره مند می سازد و این امر خود می تواند عامل پیشگیرانه در انحرافات باشد. منشاء تمام نزاع و کشمکش بین آحاد بشر وجود اختلاف در منافع و اختلاف در اعتقادات و گرایشات است. اگر اهداف توحید در جامعه بشریت پیاده و گسترش یابد، منشاء اختلافات برچیده می شود و زمینه ای برای برخورد بین افراد و وقوع بزه باقی نمی ماند.
]]>