دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

پایان نامه ارشد رایگان با موضوع رشته های علوم انسانی، قانون مجازات اسلامی

[do_widget id=kl-erq-2]

بنابراین در اصطلاح سیاسی، گاهی منظور از کلمه «سیاست» یک پدیده اجتماعی است که به عنوان موضوع «علم سیاست» مطرح می‏شود و محور اصلی و هسته اساسی تحقیق و بررسی آن علوم قرار می گیرد؛ گاهی نیز واژه نامبرده به معنی « علم سیاست» به عنوان یک رشته در کنار دیگر رشته های علوم انسانی مورد نظر قرار می گیرد.
هنگامیکه در تعاریف مختلف «سیاست» دقت می‏کنیم، اختلاف مفهومی واژه «سیاست» به خوبی ملموس است و از این دیدگاه تعاریف نامبرده به دو گروه اساسی قابل تقسیم اند:
گروه اول از تعاریف« سیاست» روی نخستین مفهوم اصطلاحی آن تکیه کرده و هدف آنها تعریف سیاست است به عنوان پدیده اجتماعی قابل تحقیق و بررسی و به عنوان موضوع یک علم و محور اصلی یک رشته تخصصی. گروه دوم از تعاریف، علم سیاست را در نظر دارند و منظورشان از « سیاست» یک رشته تخصصی است که در بین سایر رشته های تخصصی و در کنار علم اقتصاد، علم حقوق، علم الاجتماع و بقیه علوم انسانی جایگاه خاص خود را دارد، چنانکه واژه های دیگر نظیر ، اقتصاد ، حقوق و غیره نیز کم و بیش دارای چنین کاربردی هستند. (اسکندری،1378،ص84و85)
2-1-1-5-تعریف لغوی جنایی
واژه جنایی در عبارت سیاست جنایی به معنای جنایت و جرم به کار رفته است. ابتدا جنایت را مورد بررسی قرار می دهیم و سپس به تعریف جرم می پردازیم. (معین 1383، ص80)
جنایت از کلمه جُناح معرب گناه است و در لغت به معنی گناه و بزه بزرگ آمده است. (معین 1383، ص80) در حقوق جزایی به جرایم سنگین و بزرگ از قبیل قتل و قطع عضو اصطلاحاً جنایت اطلاق می‏گردد و مهمترین نوع جنایات عبارتند از : جنایت بر نفس، جنابت بر منافع و جنایت بر اطراف. در فقه جزایی «اتلاف نفس» به جنایت تعبیر شده است و منظور از اتلاف ، هلاک کردن ، نابود کردن ، تلف کردن جان دیگری کلاًیا بعضاً مانند قتل نفس یا قطع بعضی از اعضای شخصی وی و ضرب وجرح و سقط جنین است به هر حال ، غرض اتلافی است که سبب ضمان می گردد.
با این همه، قانونگذار کیفری در صدر باب‏های ششم و هفتم کتاب دیات خود همچون اغلب فقهای اسلامی از واژه جنایت معنی عمومی جرم مراد نموده و معنی اخص جنایت را نادیده گرفته است. (شمس ناتری، 139۳، ص46)
2-1-1-6-تعریف اصطلاحی جنایی
اگر معنی خاص جنایت در ابواب مذکور مد نظر بوده باشد، ورود خسارت ناشی از سقوط دیوار (ماده 350) و برخورد دو وسیله نقلیه از روی تقصیر ( ماده 334 به بعد) را هم باید جنایت تلقی کرد، در صورتیکه چنین نیست و این بی توجهی قانونگذار است در به کارگیری واژه های حقوقی متناسب با معنا و مواد حقوقی.(رمضانی، 1389،ص218)
از سوی دیگر ،مجازات ها از حیث شدت و ضعف به خلاف و جنحه و جنایت تقسیم می شود که جنایت شدیدترین نوع آن است. (ایمانی، 1382،ص 212 و 213)
حال در تعریف جرم یا بزه، از نظر جرم‏شناسی و تاریخ حقوق، نخستین پدیده‏ای بود که با تجمع افراد به دور یکدیگر و شکل گیری جامعه و گروه تظاهر یافت.
در ابتدا گرد هم آمدن افراد موجب سرپیچی از معیارهای اجتماعی و تضادها و برخوردهای گوناگون بین افراد گروه جامعه می‏گردید، به همین دلیل رفته رفته، رفتار و اعمال ضد معیارهای گروهی غیر عادی وگناه تلقی گردید و دستورات و مقرراتی پدید آمد تا قدری آزادی افراد را به سود جامعه مقید و تحدید گرداند و حدود هر یک از افراد جامعه مشخص شود. این پدیده ضد هنجار و قاعده شکن به مرور نام جرم یا بزه به خود گرفته است و امروزه در قوانین و حقوق کیفری اکثر ملل تعریف شده است. چنانچه مطابق ماده 2 قانون مجازات اسلامی «هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب می شود».
پدیده مجرمانه یا جرم از دیدگاه های متنوع و مختلفی بررسی شده و در حیطه جرم شناسی، حقوق جزا ، جامعه شناسی، روان‏شناسی و آسیب‏شناسی اجتماعی، حتی فلسفه و تاریخ و علوم دینی و فقاهتی نیز شکل و عناصر قانونی و نقش اجتماعی آن به طور وسیع تجدید و تحلیل گردیده است.در مجموع می توان گفت واژه هایی نظیر،جنایی،کیفری و جزایی همگی یک معنی و مفهوم را می رساند و مربوط به چیزی است که ماهیت عمل مجرمانه را می رساند.(رمضانی،1389،ص158)
2-1-2-تعریف سیاست جنایی
اصطلاح سیاست جنایی، برای نخستین بار توسط «فویرباخ» آلمانی در سال 1803 به کار برده شد. او در کتاب حقوق کیفری خود تعریفی از سیاست جنایی به این مضمون ارائه می‏دهد: « مجموعه روش‏های کیفری که دولت با توسل به آنها علیه جرم واکنش نشان می‏دهد». از این تعریف نکات زیر قابل استخراج است: روش‏های کیفری یا سرکوبگر منظور شیوه‏هایی است که در انحصار حقوق جزا قرار دارند و جامعه (دولت) به وسیله آنها از ارزش‏های اساسی خود – به صورت قهرآمیز- حمایت و پاسداری می‏کند. این روش‏ها همان مجازات‏های معروف حقوق جزا هستند.(نجفی ابرند آبادی،1388، کیفرشناسی نو- جرم شناسی نو، ص 518)
سیاست جنایی از سوی اندیشمندان متعددی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. سیاست جنایی در تعبیر خانم «میری دلماس مارتی» شامل کلیه شیوه ها و روش هایی می شود که هیأت اجتماع (یعنی جامعه) از طریق آنها پاسخ گویی به پدیده جنایی را سازمان می بخشد.(نجفی ابرند آبادی،1388، کیفرشناسی نو- جرم شناسی نو، ص 518)
«سیاست جنایی پل ارتباطی است میان حقوق جزا و جرم‏شناسی و به کلیه‏ی تدابیر، اقدامات، شیوه‏ها و ابزارهای کیفری، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی اطلاق می‏شود که قانون‏گذار در چارچوب قوانین و مقررات به منظور پیشگیری از پدیدهء مجرمانه – یعنی بزه و انحراف و مبارزه با آن، در اختیار مقامات ذی‏ربط دولتی و اجتماعی قرار می‏دهد. هدف سیاست جنایی مبارزه سنجیده علیه بزهکاری است و آن اعم از پیشگیری و سرکوبگری است.» (محمودی جانکی، بی‏تا، ص 170)
«سیاست جنایی، مجموعه تدابیر متنوع کیفری و غیرکیفری است که دولت و جامعه مدنی به طور مستقل یا با مشارکت یکدیگر، در برخورد با جرم و انحراف در پیش می‏گیرند.» (اکرمی، بی‏تا، ص 24)
«سیاست جنایی عبارت است از کلیه تدابیر متخذه از سوی قانونگذار با هماهنگی قوای مجریه و قضاییه و بهره برداری از تجربیات دانش متخصص و محصول علوم مختلف و شرکت دادن مردم عادی در دادرسی به منظور پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح حال مجرمین.» (محمد پور،بی‏تا، ص 76)
«سیاست جنایی به تعبیری مجموعه تدابیری است که هیأت اجتماع در رویارویی با پدیده بزه‏کاری اعم از پیشگیری و پاسخ اتخاذ می‏نماید. سیاست جنایی دارای دو بعد موسع و مضیق است.در تعریف مضیق سیاست جنایی، معادل حقوق کیفری یا سیاست جنایی کیفری است که مبتنی بر جرم و مجازات و قانون و قضاء می‏باشد البته با لحاظ کردن عقلانیت در آن. .(نجفی ابرند آبادی،1388، ص 520)
در مفهوم موسع نیز تعریف‏های متفاوت و مختلف از سیاست جنایی شده است. به عقیده برخی وقتی سیاست جنایی را در مفهوم موسع در نظر می‏گیریم به معنای پاسخ کل جامعه به مشکلات ایجاد شده به وسیله پدیده جنایی است.» (برزن، 1388، ص 65)
«سیاست جنایی یعنی سازمان بخشیدن سنجیده و مطالعه شده در مبارزه علیه بزهکاری است که قانونگذار قبلاًَ آن را جرم دانسته است و این مبارزه از طریق و وسایل مختلف و با اهدافی روشن انجام می‏گیرد. این تعریف سیاست جنایی است که امروزه مطرح می باشد.» (نجفی ابرندآبادی، 71-1370، ص 63) براساس این تعریف مشاهده می‏شود که این سیاست با سیاست کیفری متمایز است. چرا که «سیاست کیفری یعنی مجموعه قواعد حقوقی جزایی که واکنش دولت نسبت به جرایم و مجرمین را سازمان می دهد.» بنابراین روشن می‏گردد که سیاست جنایی شامل ابزارهای کیفری و غیرکیفری است و حال آنکه سیاست کیفری صرفاً ابزارهای جزایی را در بر می‏گیرد. این سیاست جنایی در طول دهه های گذشته از حیث معنا و مفهوم در نظر اندیشمندان حقوق کیفری تحولاتی داشته است. (نجفی ابرندآبادی، 71-1370، ص 63)
با وجود آنکه از سیاست جنایی تعریف های متعددی ارائه شده است اما به طور خلاصه می توان گفت:
«سیاست جنایی عبارت است از کلیه تدابیر متخذه از سوی قانونگذار با هماهنگی قوای مجریه و قضاییه و بهره برداری از تجربیات دانش متخصص و محصول علوم مختلف و شرکت دادن مردم عادی در دادرسی به منظور پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح حال مجرمین.» سیاست جنایی به انواع تقنینی،قضایی و اجرایی و پیشگیرانه و مشارکتی تقسیم می شوند. در این قسمت سیاست جنایی پیشگیرانه در مفهوم عام آن و البته در پرتو قانونگذاری مد نظر می باشد.(جمشیدی، 1390،ص18)
2-1-2-1-تعریف لغوی پیشگیری از جرم
واژه پیشگیری در مفهوم متداول آن در معانی «پیش دستی کردن، پیشی گرفتن و به جلوی چیزی شتافتن» و همچنین «آگاه کردن، خبر چیزی را دادن و هشدار دادن » است.(معین، 1383،ص69) اما در جرم شناسی پیشگیرانه، پیشگیری در معنی اول آن مورد استفاده واقع می شود، یعنی با کار برد فنون مختلف به منظور جلوگیری از وقوع بزهکاری، به جلوی جرم رفتن و پیشی گرفتن از بزهکاری است.(ابراهیمی، 1390،ص11)
]]>