دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

پایان نامه ارشد رایگان با موضوع زمینه های اقتصادی، انگیزه ارتکاب جرم

به عبارت دیگر می توان گفت پیشگیری وضعی به زبان ساده به این معناست که قبل از جرم باید کاری کرد که مجرم از ارتکاب جرم منصرف شود . بدین منظور گاهی فرصت از مجرم گرفته می شود و در این صورت با اینکه در ذهن فرد زمینه و انگیزه ارتکاب جرم هست اما فرصت و ابزار از وی گرفته می شود . برای ارتکاب جرم اجتماع سه عامل لازم است که به آنها مثلث جرم گفته می شود: انگیزه مجرمانه، فرصت، ابزار جرم. مهمترین آنها انگیزه مجرمانه است. انگیزه باعث بیدار شدن میل درونی در افراد و به تبع آن قصد مجرمانه می شود.(نجفی ابرندآبادی، 1392،ص1023) [do_widget id=kl-erq-2]
2-1-4-تعریف پیشگیری اجتماعی یا رشد مدار
پیشگیری اجتماعی یا اصلاحی از طریق اعمال اصلاحات فردی و اجتماعی که زیر بنای اصلی و اساسی رویکرد پیشگیری اجتماعی است صورت می گیرد.(مهدوی، 1390،ص19)پیروان این نظر که به پوزیتیویست یا تحققی معروف هستند بر این عقیده اند که از طریق شناخت علل ارتکاب جرم و بر طرف کردن آنها با انجام اصلاحات فردی و اجتماعی؛ مانند درمان بیماریها و نارساییهای جسمی و روحی مرتکبین، بالا بردن ارزشهای اجتماعی و ثبات و وابستگی به آنها ،تقویت نهادهای اجتماعی مثل خانواده و مدرسه، توسعه و تعالی فرصتهای اقتصادی،تحصیلی و تفریحی،مسکن و غیر اینها می توان از ایجاد تمایلات مجرمانه در افراد جلوگیری کرد و نهایتاً آنها را از غرق شدن یا کشیده شدن به شیوه های مجرمانه نجات داد. (صفاری،1380، ص 282) افتخار این تفکر با تمامی گرایشات در این است که مدعی مبارزه با علت و خشکاندن جرم است.در این رویکرد به رغم وجود زاویه دید کاملا متفاوت به جرم و مجرمیت، همه جرایم معلول یک سری عوامل شناخته شده فرض شده اند. در این دیدگاه جرم یک رفتار یا عمل ضد اجتماعی نابهنجار و غیر عادی (صفاری، 1380،ص 82) است و مرتکبین جرایم صرفاً افرادی متفاوت از دیگران معرفی می شوند.به این بیان که کلیه جرایم توسط عده ای معدود و با خصوصیات و ویژگیهای شخصی و اجتماعی متفاوت از دیگران ارتکاب می یابد. علاوه بر این ارتکاب جرم توسط این افراد عملی جزمی و اجتناب ناپذیر بوده و جز از طریق درمان عامل ایجاد کننده جرم قابل پیشگیری نیست،زیرا همه مرتکبین در واقع دارای نوعی اجبار در ارتکاب جرم هستند.به نظر نمی رسد که در تحلیل نهایی این شیوه از دیدگاه کیفر شناختی ارمغان آن برای مرتکبین چیزی غیر از زندان و زنجیر هر چند در قالبی موجه مثل بیمارستان و آموزشگاه باشد. (صفاری، 1380،ص 82)همان گونه که از نام این نوع پیشگیری پیداست مجموعه اقدامات و تدابیری است که بر خود فرد تاثیر می گذارد و از این طریق خلاء ها و ناهنجاریهای وی را بر طرف می کند.این تاثیر گذاری از دو جهت صورت می گیرد:از یک سو نحوه تربیت و آموزش فرد را در طول رشد به خصوص در دوران کودکی تحت نظر قرار می دهد تا از شکل گیری خصوصیات مجرمانه در او جلوگیری شود. به همین دلیل این نوع پیشگیری، پیشگیری؛ رشد مدار و زودرس نامیده می شود به عبارت دیگر پیشگیری اجتماعی عبارت از مجموعه تدابیر و اقداماتی است که به دنبال حذف یا خنثی کردن علل و عوامل تکوین دهنده و زمینه ساز جرم می باشد.هدف از این پیشگیری سالم سازی جامعه می باشد به گونه ای که هم از وقوع جرم اولیه و هم از تکرار جرم جلوگیری کرد. (نجفی ابرند آبادی،1365، ص53)
فصل دوم
تحول جرم شناسی و سیاست جنایی
2-1-بررسی تحولات
جرم شناسی دوره های متفاوتی را پشت سر گذاشته و در نهایت به دوره جرم شناسی علمی و مطالعه علمی پدیده بزهکاری رسیده است و با استفاده از مزیت های مطالعه علمی؛ یعنی دقت، جزیی نگری و مشخص بودن آن، در این دوره نیز تحول های بسیاری به وجود آمد و سرانجام، به نظریه فردی- اجتماعی بودن بزهکاری منتهی شد و سیاست های متناسب با آن، پی ریزی گشت. اما همان طور که گذشت، سیاست های مذکور در امر پیشگیری از بزهکاری و اصلاح بزهکاران، پیشرفت مطلوبی نکرد و نگرانی های اساسی راجع به آمار فزاینده بزهکاری در جوامع مختلف وجود دارد.(نجفی توانا، 1389،ص62)
حال سعی خواهد شد ضمن رفع بعضی از ذهنیت ها و توهّمات راجع به دین، از راهکار های راهبردی و کاربردی اسلام جهت پیشگیری و کاهش بزهکاری استفاده شود و راه حلی نوین، جهت توسعه، تکامل و کارآمدی بیشتر جرم شناسی علمی بیان شود و استدلال هایی متناسب ارائه گردد.
پیش از ورود به مباحث کلیات دین و شیوه های اسلام در پیشگیری و کاهش بزهکاری به عنوان مقدمه یاد آوری می شود که روزگاری، فلسفه دین (معرفت شناسی درباره دین) به معنای «تفکر فلسفی درباره دین و دفاع عقلانی از اعتقادات دینی» تلقی می شد؛ بدین معنی، فلسفه دین، ادامه دهنده نقش و کارکرد «الهیات طبیعی» شناخته می شد که غالب آن، اثبات وجود خدا از طریق براهین عقلی بود، ولی در روزگار ما، فلسفه دین به معنای خاص خودش؛ یعنی «تفکر فلسفی درباره دین» به کار می رود. بنابراین فلسفه دین، وسیله ای برای آموزش نیست و ضرورتی ندارد که ما حتماً از منظر دینی بدان نگاه کنیم، بلکه در حقیقت یک نوع تفکر و مطالعه فلسفی در ارتباط با بود یا نبود دین و ضرورت یا عدم ضرورت آن است و به اصل لزوم دین و نزول آن، بدون توجه به مصادیق خارجی آن می پردازد و لذا همه انسان ها، حتی منکران خدا و کسانی که در اعتقاد نسبت به خداوند، قائل به توقف هستند (لاادریون) می توانند در این نوع تفکر، به صورت یکسان شرکت کنند و حداقل از پنج منظر به دین بنگرند:
الف) از منظر مفهومی
ب) از منظر عاطفی، شهودی و تجربی شخصی
ج) از منظر زمینه هایی که دین در آن می تواند ظهور و تجلی کند؛ مانند زمینه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و … (جوادی آملی،1372، ص 58)
د) از منظر کارکرد دین
ه) از منظر تعریف دین به واسطه شناسایی وجه اشتراک ارکان ادیان؛ مانند شناسایی رکن قدسیت، رستگاری، مراسم و مناسک هر یک از این امور، به نوبه خود مایه قوام و دوام دینند.
بنابراین مباحث طرح شده در فلسفه دین و معرفت شناسی در مورد دین، بدین قرار است: تعریف دین، نیازهای انسان، منشاء دین، انتظارات بشر از دین، گوهر دین، قلمرو دین، زبان دینی، ارتباط علم و دین، دعاوی صدق انحصاری ادیان (ملاک حقانیت یا ترجیح دینی بر دین دیگری)، ماهیت ایمان، خلود نفس، و … که هر یک از این مباحث، خود مشتمل بر تحقیقات نظری و کاربردی خواهد بود که در اینجا به بعضی از آنها پرداخته می شود.
2-2-انواع دین
ادیان و به عبارت دیگر، مجموعه قوانین و مقررات مذکور در تاریخ ادیان، به دو قسم الهی و غیر الهی تقسیم می شود. ادیان غیر الهی نیز خود اقسام و شعبی دارد که تنها بعضی از آنها در حال حاضر باقی مانده است و بسیاری از آن ها منقرض شده است. ادیان الهی، به دین یهود، مسیحیت، اسلام و بنا بر قولی زرتشت اطلاق می شود.(شریعتی مزینانی، 1386،ص310)
در حالی که خداوند سبحان در قرآن کریم، دین الهی را یک دین واحد، آن هم اسلام معرفی نموده است(إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ؛ دین خداپسند همانا اسلام است… (آل عمران/19)) با این توضیح که فرمان ها و موازین آن، به تدریج و در طی اعصار متفاوت و بر حسب شرایط و مقتضیات، با استفاده از اسالیب و ساختارهای تفهیمی رایج در ملل همان عصر، بر پیامبران متعددی فرو فرستاده شده است. اما در تاریخ ادیان، دین اسلام به معنای خاص آن، یعنی شریعت آخرین پیامبر الهی، حضرت خاتم الانبیاء و المرسلین محمد بن عبدالله به کار برده می شود.
دین اسلام به معنای اخیر، زنده ترین دین است و پیروان بسیاری دارد و چون آخرین دین آسمانی است، کامل ترین آنها نیز می باشد و بدیهی است که با آمدن این دین، ادیان قبلی منسوخ می شود؛ زیرا با وجود کامل؛ نیازی به ناقص نیست. چرا که آنچه از ادیان گذشته لازم بوده، در تدوین دین بعد لحاظ شده است. علاوه بر این که مسائل و احکام نوینی که در قبل نبوده، به آن افزوده شده و به نهایت خویش رسیده است.( الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی؛امروز دین شما را به کمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام کردم(مائده/3)) بعد از رحلت پیامبر گرامی اسلام شعبی در دین اسلام ایجاد شد که معروفترین آنها، دو فرقه تشیع و تسنن است. با توجه به مطالب فوق، نمود خارجی و مصداق دینی عینی که برای اثبات مدعا؛ یعنی نقش اسلام در پیشگیری و کاهش بزهکاری برگزیده و مورد بررسی قرار خواهد گرفت، دین اسلام خواهد بود. .(شریعتی مزینانی، 1386،ص310)
2-3-حوزه و گستره دین
حوزه دین بر حسب قابلیت های کمی و کیفی ادیان، متفاوت است و بین دین پژوهان نیز بر اساس همین موضوع، اختلاف نظر وجود دارد. اما باید دانست که بررسی قابلیت های کمی و کیفی ادیان و تطبیق قلمرو هر یک از ادیان با یکدیگر، از یک طرف و با قلمرو جرم شناسی و تمیز بین هر یک از طرف دیگر، در نتیجه گیری تحقیقات، تأثیرات زیادی دارد و دیدگاه پژوهشگران را نسبت به نتیجه تحقیقاتشان شفاف می کند.
در این قسمت، خلاصه ای از نظرات دین پژوهان را راجع به گستره ادیان بیان می کنیم و در قسمت های دیگر به مواردی از تاثیرات آن در نتیجه گیری تحقیقات و چگونگی شفاف شدن نتیجه تحقیقات می پردازیم.
در باب قلمرو دین، بین دین پژوهان، اختلاف نظرهایی وجود دارد که به برخی از آن ها اشاره می کنیم:
الف) برخی بر این باورند که دین فقط عهده دار رابطه فردی حق و خلق؛ یعنی عبادات و روابط اخلاقی افراد با یکدیگر است و مسائل سیاسی – حقوقی و حکومتی، از دایره دین خارج است و منوط به تشخیص افراد و تصمیم عقلی آنهاست. (دوستدار، 1357،ص29)
ب) گروه دیگر قائل اند که دین، علاوه بر عبادات و اخلاقیات، اصل حکومت را مورد تأکید قرار داده و اصول حاکم بر نظام بین المللی را نیز تبیین می نماید، اما شکل حکومت و شیوه ی او از نظام، امری است که به افراد اجتماع واگذار شده است. به عنوان مثال، انتصابی بودن حاکم و یا انتخابی بودن آن و همچنین، سلطنتی بودن و یا جمهوری بودن نظام حکومتی و مسائلی از قبیل تک رهبری و یا رهبری شورایی، همگی اموری است که دین درباره هیچ کدام از آن ها، نظر خاصی ندارد و تشخیص صواب از نا صواب هر یک از سیستم ها به عهده عقل بشری است. (بازرگان، 1361،ص73)
ج) بعضی دیگر معتقدند که دین، گذشته از آنکه امور عبادی و اخلاقی و اصول حاکم بر نظام اجتماعی را تشریح می کند، بیان شکل حکومت را نیز بر عهده دارد و آن این که نظام جامعه اسلامی، نظام امامت و ولایت می باشد و به نظر گروه خاصی، شرط مهم امام جامعه اسلامی، عصمت است؛ گرچه دیگران این شرط را نمی پذیرند. (عمید زنجانی، 1390،ص151)
]]>