دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

پایان نامه با موضوع ابتلا به بیماری، محصولات زراعی

در میان کربوهیدرات ها نشاسته تا حدی هضم می شود، ساکارز، مالتوز، گلوکز، فروکتوز وترهالوز قابل هضم و مفید هستند ولی موادی مانند لاکتوز، گالاکتوز، آرابینوز، گزیلوز، ملیبیوز، مانوز، رافینوز، استارچیوز، رامنوز، فورموز، پکتین و دکسترین در صورت تغذیه به صورت خالص و یا با غلظت بالا می توانند مسمومیت زا باشند. هیدروکسی متیل فورفورال نیز در عسل و عسلک و همراه بعضی از مواد قندی وجود دارد که مسمومیت زا است (اسماعیلی، 1372؛ نهضتی، 1387؛ دیتز ، 1975). شیر خشک فاقد چربی و آب پنیر خشک به ترتیب 50 و 70 % لاکتوز دارند و استفاده آن ها مضر و مسمومیت زا است. البته اگر مقدار مصرف رعایت شود و غلظت آن کمتر از 2 تا 3% لاکتوز در مجموع برای زنبورها تامین شود مشکلی نخواهد داشت (فرجی، 1379؛ نهضتی، 1387). در کل باید از مصرف مواد پروتئینی دیگری که حاوی مواد قندی سمی می باشند هم لازم است احتیاط شود و سطح مصرف آن به صورتی تعیین شود که برای زنبورعسل مشکل زا نباشند (احمدی، 1390). [do_widget id=kl-erq-2]
2-3-3 تغذیه با مواد پروتئینی
تغذیه با مواد پروتئین دار از نظر قدمت و کارآیی بسیار کمتر از مواد قندی مورد مطالعه و ارزیابی قرار گرفته است(بابایی، 1389)، اگرچه زنبوران عسل نیاز پروتئینی خود را کمتر می توانند با ذخایر موجود در کندو جبران نمایند چون ذخیره گرده و یا سایر مواد پروتئین دار در داخل کندو محدود می باشد ولی عسل را زنبورها به مقادیر زیاد به صورت ذخیره شده دارند که در مواقع نیاز می توانند از این ذخیره غذایی استفاده نمایند، اما تاکنون برای مشکل تغذیه با مواد پروتئینی راه حل چندان قابل قبولی ارائه نشده است (کریلشیم، 2002).
زنبورعسل از مواد پروتئینی بیشتر در ساختمان ماهیچه ها، غدد و ترشحات آن ها و بافت های دیگر استفاده می کنند (بابایی، 1389). زنبورها مواد پروتئینی را در شرایط خاصی استفاده می نمایند و جذب این گونه مواد با مشکلات فراوانی همراه است، اندازه مواد چون عمدتاً جامد هستند باید خیلی ریز بوده تا قابل حمل و بلعیدن باشد. دیگر مواد همراه که معمولاً در مکمل های پروتئینی وجود دارند از مشکلات عمده هستند (نهضتی، 1387).
2-4 روش های متداول در تغذیه کلنی های زنبورعسل
2-4-1 تغذیه تکمیلی پروتئینی
گرده گل برای رشد جمعیت و پرورش نوزادان و تغذیه لاروها از مواد غذایی اصلی در کندو است که می توان از کندوهایی که گرده اضافه دارند و یا از ذخیره قاب های پر از گرده ای که قبلاً جمع آوری شده و از سالم بودن آن ها اطمینان داریم، استفاده نموده و تنها به انتظار طبیعت نباشیم. زنبورهای جوان علاوه بر استفاده از گرده گل برای تغذیه لاروها، خود نیز از گرده گل و یا مکمل های گرده استفاده می کنند و به این ترتیب پروتئین، چربی، ویتامین ها و مواد معدنی مورد نیاز بدن خود را تامین می نمایند. با تامین پروتئین مورد نیاز برای رشد غدد تولید کننده ژله رویال زنبورهای کارگر، ژله بیشتری ترشح شده و در نتیجه زنبورهای پرستار ملکه می توانند ژله رویال کافی در اختیار ملکه گذاشته و با تحریک و تقویت آن، سبب تخمگذاری بیشتر ملکه شوند که این امر نهایتاً سبب پرجمعیتی و قوی بودن کلنی گردیده و تولید بیشتری را به دنبال خواهد داشت (دگراندی- هوفمن ، 2008؛ سامروویل، 2000).
2-4-2 تغذیه تحریکی کلنی
در منطقه هایی که از اواسط الی اواخر فصل تابستان که ورودی گرده و شهد به داخل کندو کم می شود و در طبیعت شهد و گرده و گل های شهدزا و گرده دار کاهش می یابد و یا حتی نایاب می شوند،به طور مستقیم بر روی ملکه اثر منفی می گذارد و ملکه را وادار می کند که از فعالیت تخم گذاری خود روز به روز بکاهد. همانطوری که در موارد قبل گفته شد تعداد تخمی که ملکه در روز می گذارد، علاوه بر طول روز به مقدار شهد و به خصوص گرده ای که زنبورها روزانه وارد کندو می کنند، همیشه و در تمام ماه های سال رابطه مستقیم دارد (اسمیت، 1995؛ سامروویل، 2002 ).
در چنین زمانی زنبورداران برای مبارزه با کم شدن فعالیت تخمگذاری ملکه باید تغذیه مصنوعی را برای جبران این کمبود شهد انجام دهد. حمل مرتب شربت از ظروف شربت خوری به داخل سلول ها باعث می شود که ملکه به خیال اینکه در طبیعت گل و شکوفه فراوان وجود دارد و نیز شهد از خارج به کندو انتقال داده می شود و از فعالیت خود کم نکرده و به تخم گذاری با همان شدت ادامه دهد. ولی این کار باید به طور صحیح و مرتب ادامه داشته باشد تا موفق شویم.
2-4-3 تغذیه تحریکی زنبورستان جهت تولید عسل
تغذیه فوق، به طور معمول پس از برداشت محصول انجام می شود و باعث قوی تر شدن کلنی های زنبورعسل می شود که بعد از اتمام فصل سرد بلافاصله با بهتر شدن هوا ملکه تخم ریزی را شروع می کند و در اوایل بهار جمعیت کندو زیاد می شود. کلنی هایی که از اوایل بهار جمعیت خوب و قوی داشته باشند می توانند به طور کامل از گل درختان میوه استفاده کرده و باعث افزایش محصول عسل و افزایش درآمد زنبوردار شوند. از سوی دیگر عمل گرده افشانی هم به خوبی انجام می گیرد و بر میزان محصولات زراعی و باغی افزوده می شود و به این صورت باغداران هم درآمد بیشتری کسب می نمایند (استاندیفر ، 1978). تامین مواد مغذی مورد نیاز کلنی های زنبورعسل را نیز می توان به وسیله کیک های جانشین یا تکمیلی پروتئین گرده در فصل هایی که کمبود گرده گل تأثیر زیادی در ازدیاد جمعیت و نهایتاً زیاد شدن تولید عسل در کلنی ها دارد (سامروویل، 2000؛ رابینسون ، 2003).
2-4-4 تغذیه برای تقویت کلنی
تقویت کلنی و تامین نیازهای غذایی زنبورهای بالغ و مواد لازم برای پرورش نوزادان، از طریق تغذیه دستی کلنی ها در ابتدای بهار و قبل از به گل نشستن گل های شهدزا در طبیعت با شربت شکر و در اختیار داشتن گرده گل طبیعی به میزان کافی و همچنین تغذیه تحریکی پاییزه و زمستانه کلنی ها با کیک های پروتئینی جانشین یا مکمل گرده امکان پذیر است (دگراندی- هوفمن، 2008).
همانطوری که در قسمت های قبلی نیز اشاره شد، زنبورعسل بالغ بدون در اختیار داشتن گرده گل و فقط با استفاده از عسل و یا شربت تا مدتها به زندگی خود ادامه می دهد ولی وجود گرده گل برای پرورش نوزاد ضروری است و بدون وجود این ماده در کلنی زنبورعسل ادامه پرورش نوزاد غیر ممکن خواهد بود ( دگراندی- هوفمن، 2008؛ کافلد ، 1980).
بنابراین پرورش دهنده زنبورعسل جهت تقویت کلنی خود از اواسط تا اواخر تابستان، قبل از شروع تغذیه پاییزه و کامل شدن ذخایر زمستانی، حتما باید روزانه مقداری شربت رقیق به کلنی داده و مقداری کیک و مکمل پروتئینی در اختیار کلنی قرار دهد که با تغذیه زنبورها از گرده یا مکمل پروتئینی، اولاً مواد مغذی مورد نیاز خود زنبورها تامین شده و در اثر کمبود، عمر آن ها کوتاه نگردد و ثانیاً به علت ورود شهد و گرده به کندو تخم ریزی ادامه یابد که این امر از نظر بقاء کلنی فوق العاده حائز اهمیت می باشد زیرا مقاومت در مقابل آفات و بیماری ها و گذراندن زمستان برای کلنی های قوی و پر جمعیت خیلی راحت تر خواهد بود (ماتیلا و اوتیس، 2006).
2-4-5 تغذیه جهت تجویز دارو
داروهایی که برای پیشگیری یا درمان بیماری های مختلف زنبورعسل بالغ و یا نوزادان استفاده می شوند، معمولاً به صورت های مایع، پودر، نوار دودزا و یا تصعیدی می باشند. همانطور که می دانید پیشگیری از ابتلا به بیماری ها همیشه بهتر از درمانی است که بعد از مبتلا شدن به بیماریست و معمولاً دزهای پیشنهاد شده از طرف کارخانه سازنده دارو برای پیشگیری یا درمان بیماری ها را می توان در داخل شربت شکر در اوایل بهار برای تغذیه کلنی های زنبورعسل و در انتهای تابستان و ابتدای پاییز بعد از برداشت محصول عسل و برای ذخیره سازی خود کندو برای مصرف زمستانی زنبورها به آن ها تجویز نمود. باید توجه داشته باشیم که هیچ دارویی را به هنگام جریان شهد و یا حدود 5 هفته قبل از جریان شهد نباید از طریق شربت به کلنی های زنبورعسل خورانید، چون احتمال دارد که این داروها عسل را آلوده نمایند (سامروویل، 2000).
2-4-6 تغذیه زمستانی زنبورها
زنبورهایی که از انتهای تابستان به بعد متولد می شوند، با تغییر فیزیولوژی بدن آن ها عمر آن ها طولانی تر می شود و تمام طول پاییز و زمستان تا ابتدای بهار را در کلنی زنده خواهند ماند. به تغذیه زمستانی معمولا تغذیه برای زمستان گذرانی هم می گویند و با دو هدف انجام می گیرد:
الف) برداشت تمام عسل موجود در هر کندو و جانشین کردن آن به وسیله شربتی که با شکر تهیه می گردد.
ب ) جبران کمبود عسل موجود در کندوها به مقداری که جمعیت ها بتوانند با آن پائیز و زمستان را گذرانده و حتی در اوایل بهار، تا زمان بازشدن شکوفه های درختان میوه به اندازه کافی ذخیره داشته باشند.
تغذیه شربت و مواد پروتئین دار به کلنی های زنبورعسل در این زمان و در نتیجه تحریک ملکه به ادامه هر چه بیشتر تخمگذاری باعث می شود که تعداد زیادتری زنبورهای با عمر طولانی متولد شوند و در نتیجه در زمستان و به خصوص در ابتدای بهار سال بعد، کلنی هایی با جمعیت های قوی داشته باشیم (سامروویل، 2002).
به طور کلی تغذیه تحریکی کلنی های زنبورعسل در ماه های آخر تابستان اثر فوق العادهای در مقدار عسلی دارد که در سال بعد جمعیت ها خواهند داد (سامروویل، 2000)، به شرط اینکه این تغذیه بلافاصله پس از اتمام شهد در طبیعت آغاز گشته و بدون وقفه همه روزه تا یک ماه ادامه یابد. بنابراین زنبورداری که مایل است در سال بعد محصول خوبی برداشت کند، باید در تابستان امسال به فکر چاره باشد و از تغذیه تحریکی چشم پوشی نکرده و در پاییز نیز از ذخیره زمستانی غفلت نورزد. ذخیره زمستانی را باید پس از برداشت محصول و اتمام تغذیه تحریکی و همچنین برداشتن طبقه دوم شروع کرد (سامروویل، 2002).
2- 5 احتیاجات غذایی
در سال 1978 مطالعاتی در مورد احتیاجات زنبورعسل انجام گرفته است اما از آن زمان به بعد تحقیق کامل در این رابطه به دلیل نامشخص بودن مواد غذایی مناسب در جیره مورد استفاده زنبورعسل، صورت نگرفته است (هربرت، 1978؛ رمبولد ، 1981). همانگونه که در بخش اول اشاره شد، زنبورعسل مانند سایر موجودات به تمام عناصر غذایی نیازمند است.
]]>