دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

پایان نامه با موضوع انگیزه های مدیریت سود، شاخص های عملکرد مالی

[do_widget id=kl-erq-2]

اصولاً مدیریت سود زمانی اتفاق می افتد که مدیریت در تلاش است تا تصویر مناسب تری از شرکت برای ذینفعان ارائه دهد؛ زیرا این تصویر بر منافع مدیران تأثیر مستقیم و یا غیرمستقیم دارد. (استربل، 2009) بنابراین همواره این نگرانی وجود دارد که سود به عنوان یکی از مهمترین شاخص های عملکرد مالی شرکت ها، توسط مدیران که در تضاد منافع بالقوه با سهامداران عادی هستند، با اهداف خاصی مدیریت شده باشد. اگرچه دلایل متفاوتی برای انگیزه های مدیریت سود توسط مدیران در کشورهای دیگر ارائه شده است (تأمین مالی، هزینه نمایندگی، جذب سهامدارجدید، فرآیندهای سیاسی و … (بوکیت و اسکندر، 2009). اما طرح پاداش مبتنی بر سود از جمله دلایل دستکاری سود در شرکتهای ایرانی است. به طورکلی سود دوره جاری را می توان به دو روش مدیریت کرد. در روش اول می توان سود را از طریق اقلام تعهدی اختیاری در چارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری مدیریت کرد. در روش دوم، مدیران از طریق دستکاری فعالیت های واقعی اقدام به مدیریت سود می کنند. به ویژه آنها می توانند زمان و میزان فعالیتهای واقعی مثل تولید، فروش، سرمایه گذاری و فعالیت های تأمین مالی را تغییر دهند تا به هدف سود موردنظر دست یابند. برای مثال، سود گزارش شده می تواند به طور موقت از طریق تولید اضافی، حذف هزینه های اختیاری و یا به تأخیر انداختن آنها و نیز کاهش قیمتها در پایان سال برای انتقال فروش سال مالی آتی به سال جاری افزایش یابد. این دستکاری فعالیت های واقعی اشاره به مدیریت سود مبتنی بر فعالیت های واقعی دارد. (کیم و سوهان، 2008). در دستکاری فروش، شرکت ها می توانند با ارائه تخفیف قیمت یا در نظرگرفتن دوره اعتبار طولانی تر برای فروش محصولات خود، شاهد افزایش موقت فروش و به دنبال آن افزایش سود شرکت باشند. در واقع مدیران با این روش، فروش و در نتیجه سود سال بعد را به دوره جاری منتقل می کنند. ازسوی دیگر، با افزایش سطح تولید، هزینه سربار تولید به تعداد محصول بیشتری سرشکن شده، هزینه ثابت هر واحد کالا کاهش می یابد. اگر کاهش هزینه ثابت هر واحد تولیدشده با افزایش هزینه نهایی در تولید آن تهاتر نشود، هزینه کل هر واحد محصول کم می شود. در نتیجه، بهای تمام شده کالای فروش رفته پایین تر و حاشیه سود عملیاتی شرکت بهتر نشان داده می شود. در روش سوم که دستکاری هزینه های اختیاری است، مدیران هزینه های گزارش شده را با کاهش مخارج اختیاری، کاهش داده، به این ترتیب سود را افزایش می دهند. به ویژه این کار زمانی رخ می دهد که چنین مخارجی موجب کسب درآمد و سود فوری نشود. (ژانگ، 2008). در این تحقیق برای محاسبه ی کیفیت سود از سه مدل به ترتیب زیر استفاده می گردد:
مدل اول با استفاده از اقلام تعهدی
اقلام تعهدی اختیاری (DAC) استفاده مدیریت از اقلام تعهدی (کمتر یا بیشتر از حد معمول) در گزارشگری سود را اندازه گیری می کند؛ یعنی، سودی مدیریت شده است که اقلام تعهدی اختیاری بیشتری
دارد
مدل 1-1:
TACi ,t /Ai ,t -1=α0(1/Ai,t-1)+α1[ ΔREV i,t- ΔARi,t /Ai,t-1]
+ α2(PPEi,t/ Ai,t-1+ α3ROA+ €i,t
TAC کل تعهدی ها،
A، کل داراییهای شرکت در ابتدای سال
ΔREN، تغیر در درآمد فروش
ΔAR، تغییر در حسابهای دریافتنی
PPE، داراییهای ثابت مشهود
ROA بازده دارایی ها
در این مدل فرض می شود در هر صنعت میزان مشخصی اقلام تعهدی وجود دارد که این مقدار طبیعی محسوب می شود. همچنین، میانگین تعهدی های اختیاری در هر سال- صنعت صفر است. بنابراین، مقایسه میزان واقعی اقلام تعهدی یک شرکت خاص با میزان برآوردی حاصل از رگرسیون فوق، بیانگر تعهدی های اختیاری آن شرکت است.
مدل 2-1
مدل رگرسیونی در سطح سال- صنعت برآورد می شود. مقادیر باقیمانده ( i,t) نشان دهنده میزان اقلام تعهدی غیر عادی است که به صورت زیر اندازه گیری می شود:
مدل 3-1
که شامل:
DAC اقلام تعهدی اختیاری، اقلام تعهدی واقعی، TAC اقلام تعهدی برآوردی با استفاده از مدل فوق می باشد.
تاثیر نهایی مدیریت سود بر کیفیت سود با استفاده از مدل زیر آزمون خواهد شد:
مدل 4-1
مدل دوم با استفاده از رگرسیون چند متغیره
]]>