دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

پایان نامه با موضوع تحلیل آماری، رژیم غذایی

[do_widget id=kl-erq-2]

براساس اطلاعات بدست آمده از تجزیه و تحلیل آماری اختلاف بین جیره های آزمایشی از نظر کل میزان نوزادان (تخم، لارو، شفیره) در دوره های مختلف فصل پائیز معنی دار بود ( 05/0 < p). در نهایت مقایسه میانگین کل تیمارها نشان داد که بیشترین میزان تخم گذاری ملکه مربوط به تیمار 2 (شربت حاوی ppm 2000 ویتامین C) و کمترین تخم گذاری مربوط به تیمار 4 (شاهد) بود . این موضوع نشان می دهد که استفاده از ویتامین C در فصل پائیز در سطح ppm2000 باعث افزایش تخمریزی ملکه در مقایسه با سطوح ppm1000و ppm3000 گردیده است و همچنین در مجموع استفاده از ویتامین C باعث افزایش تخم گذاری ملکه نسبت به گروه شاهد گردیده است.
این نتایج با تحقیقات جواهری (1388) که با افزودن ویتامین C به شربت شکر مورد مصرف کلنی ها در تغذیه بهاره سبب افزایش تعداد نوزادان گردیده همخوانی دارد. تحقیقات حسین(1979) نشان می دهد که تغذیه با ویتامین C 5/0 درصد همراه شربت شکر(1:1) موجب افزایش تخم گذاری و افزایش قابل توجه در جمعیت کلنی شده است. این آزمایش با تحقیقات ورما و همکاران که نتیجه گرفتند کلنی های تغذیه شده با شربت شکر 1:1 شکر با ویتامین C بیشترین نوزادان را پرورش دادند همخوانی دارد.
درتحقیقات هربرت و همکاران (1985) کلنی های زنبور عسل تغذیه شده با جیره های غذایی حاوی ویتامین C تعداد بیشتری نوزاد پرورش دادند.گلوریا دگراندی و همکاران ( 2008)، سزیماس و همکاران) 2003)که در نتایج خود بیان کردند که عدم وجود گرده و کمبود آن در تغذیه زنبورعسل موجب کاهش میزان تخمگذاری ملکه، کاهش طول عمر، کاهش جمعیت کلنی و راندمان فعالیت کندو می گردد. هربرت (2005) که در نتایج خود بیان کردند: زنبورهای عسل با رژیم غذایی شامل 1000 و 2000 میلی گرم بر کیلوگرم اسید اسکوربیک تخم گذاری بیشتری کردند نسبت به زنبورهای عسلی که با 500 میلی گرم بر کیلوگرم اسید اسکوربیک تغذیه شدند ، داشتند . طبق گزارش تحقیقات هانگ (2010) اثر ویتامینC بر تخم گذاری ملکه اساسی است . استاندیفر (2010) نیاز به ویتامینC را برای سلامتی و پرورش نوزاد بسیار مبرم و ضروری دانست .
5- 2 بررسی اثر ویتامین C بر میزان جمعیت زنبوران بالغ (قاب) در پائیز
بر اساس اطلاعات بدست آمده از تجزیه و تحلیل داده ها بین سطوح مختلف ویتامین C از نظر اندازه جمعیت زنبوران بالغ کلنی ها اختلاف معنی دار وجود دارد ( 05/0 < p). بیشترین جمعیت مربوط به تیمار 2 (شربت حاوی ppm 2000 ویتامین C) و کمترین جمعیت مربوط به تیمار 4 ( شاهد) بود. استفاده از جیره های غذایی ویتامینه باعث افزایش میزان جمعیت زنبوران بالغ کلنی های تحت آزمایش شد که با نتایج نهضتی (1387)، جواهری (1374)، استاندیفر (1998)، پرنال (2001)، سامروویل (2005)، ماتیلا و اوتیس (2006)، استین (2007)، دگراندی و همکاران (2008)، صفاری (2010)، کریلشیم (2010) مطابقت دارد.
این موضوع نشان می دهد که استفاده از ویتامین C در سطوح مناسب توانسته است تا حدودی جمعیت زنبوران بالغ کلنی ها را افزایش دهد البته نکته ای که باید در اینجا مد نظر قرار گیرد این است که مصرف سطوح مختلف ویتامین C در جیره باعث افزایش جمعیت زنبوران بالغ کلنی های زنبور عسل گردیده و میزان ویتامین C مصرفی با افزایش جمعیت ارتباط مثبت داشته است .
حسین ( 1979) تغذیه نیم درصد ویتامین C با شربت شکر 1 به 1 را موجب افزایش تخم گذاری و افزایش جمعیت دانسته است. سعادتمند و همکاران (1370)، در مورد مقایسه رژیم های مختلف غذایی زنبورعسل آزمایشی انجام داده و اعلام نمودند که تغذیه با خمیر گرده به نحو قابل توجهی جمعیت کلنی ها را افزایش داد. جواهری و همکاران (1382)، مصرف ویتامین C را بر روی تخمگذاری ملکه و میزان جمعیت کلنی مورد مطالعه قرار داده و نتایج مثبت گزارش کردند. فرقانی و همکاران (1387)، تأثیر گرده خرما و ویتامین ب5 (اسید پانتوتنیک) را بر رشد غدد شیری و تولید ژله رویال مفید گزارش کردند. بابایی (1389)، در مطالعات خود نتیجه گرفت که استفاده از سطوح مناسب جیره های غذایی تکمیلی تا حدودی باعث افزایش جمعیت می شود. احمدی (1390)، استفاده از ویتامین C در سطح ppm6000 باعث افزایش چشمگیر تخم گذاری ملکه و در مجموع استفاده از ویتامین C باعث افزایش جمعیت گردید.
5- 3 بررسی اثر ویتامین C بر وزن لاشه تازه و خشک زنبوران کارگر در پائیز
وزن لاشه تازه به ترتیب از بیشترین به کمترین مقدار، تیمار4 (شاهد) 39/5 گرم، تیمار3 (شربت حاوی ppm 3000 ویتامین C) 37/5 گرم، تیمار2 (شربت حاوی ppm 2000 ویتامین C) 26/5 گرم، تیمار1 (شربت حاوی ppm 1000 ویتامین C) 18/5 گرم بود ( 05/0 > p). اما در چهار به صورت جداگانه در دوره اول و سوم و چهارم تفاوت بین تیمارها مشاهده گردید ( 05/0 < p). وزن لاشه خشک به ترتیب از بیشترین به کمترین مقدار، تیمار2 (شربت حاوی ppm 2000 ویتامین C) 35/1 گرم، تیمار3 (شربت حاوی ppm 3000 ویتامین C) 33/1 گرم، تیمار4 (شاهد) 32/1گرم، تیمار1 (شربت حاوی ppm 1000 ویتامین C) 32/1 گرم بود (05/0 > p).
نتایج حاصل از وزن لاشه نشان می دهد که جیره های فوق توانستند تا حدودی از لاغر شدن زنبوران جلوگیری کنند. بررسی منابع نشان می دهد هر قدر جیره غذایی از نظر ویتامین و سایر مواد مغذی کامل باشد زنبورها وزن بیشتری بدست آورده و نیتروژن بیشتری در بدنشان ابقا می شود. مقادیر بدست آمده برای وزن لاشه با نتایج عباسیان (1376)، فرجی (1379)، نهضتی (1387)، بابایی (1389)، احمدی (1390) و کرین (1990)، جانسون (1997)، سامروویل (2005) مطابقت دارد. هیداک (1970)، گزارش کرد که وقتی منبع گرده غنی باشد زنبورها وزن بیشتری بدست آورده و نیتروژن بیشتری در بدنشان ابقاء می شود. اوپینل (2005)، برودسچ نیدر (2009)، گزار ش نمودند زنبورهایی که در دوران لاروی تغذیه کافی نداشتند در مقایسه با لاروهایی که تغذیه کافی داشتند اندازه بدن، وزن بدن به خصوص وزن خشک قفسه سینه کمری کمتری دارند.
هیگدن (2009)، گزارش کرد ویتامین C کاربرد مهمی در سنتز کلاژن – رگ های خونی – تاندونها – رباط ها و استخوان ها دارد . همچنین گزارش کرد: میزان کم ویتامینC می تواند از ملکولهای حیاتی بدن مانندپروتئین ها – لیپید ها – کربوهیدرات و اسید نوکلئیک های RAN وAND در برابر آسیب رادیکال های آزاد که در هنگام متابولیسم نرمال معمولأ وجود دارد محافظت نماید. کرین (1990)، درصد ماده خشک لارو بالغ را 23 درصد و درصد ماده خشک شفیره را 8/29 درصد گزارش کرد. رایان و همکاران درصد ماده خشک زنبوران بالغ را 5/33 درصد اعلام کردند که با نتایج فوق مطابقت دارد. حسین (1989) گزارش نمود: با افزایش کنسانتره پرتقال در شربت شکر از 1 درصد به 3 درصد باعث مصرف بیشتر غذا و افزایش وزن زنبورها می گردد. هربرت (2005)، اسید آسکوربیک موجود در بدن زنبورها را 5/65 تا 5/103 میلی گرم بر گرم لاشه تازه زنبور مشخص کرد.
5- 4 بررسی اثر ویتامین C بر زمستان گذرانی کلنی زنبورعسل
ترتیب میانگین تفاوت وزن کندو (عسل مصرفی) در زمستان توسط تیمارهای مختلف از بیشترین تا کمترین بدین ترتیب است: تیمار 3 (شربت حاوی ppm 3000 ویتامین C) با kg1/3 بالاترین میزان عسل مصرفی، تیمار 4 (شربت شاهد) با kg8/2، تیمار 1 (شربت حاوی ppm 1000 ویتامین C) با kg7/1و تیمار 2 (شربت حاوی ppm 2000 ویتامین C) کمترین میزان مصرفی عسل را به خود اختصاص داده است (05/0p<). بیشترین تعداد کلنی های پایدار مربوط به گروه کلنی های تیمار 3 (شربت حاوی ppm 3000 ویتامین C) و کمترین تعداد آن مربوط به تیمار 1 (شربت حاوی ppm 1000 ویتامین C) و تیمار 4 (شاهد) بوده است.
نتایج بدست آمده با تحقیقات جواهری (1388) همخوانی دارد. ماتیلا و اوتیس (2006) گزارش کردند که با تغذیه زنبورها از گرده یا مکمل غذایی، اولاً مواد مغذی مورد نیاز زنبورها تامین شده و در اثر کمبود، عمر آن ها کوتاه نمی شود و در ثانی به علت ورود شهد و گرده به کندو تخم ریزی ادامه یابد که این امر از نظر بقاء کلنی فوق العاده حائز اهمیت می باشد. زیرا، مقاومت در مقابل آفات و بیماری ها، و زمستان گذرانی برای کلنی های قوی و پرجمعیت خیلی راحت ترخواهد بود. سامروویل و نیکول (2002) طی تحقیقی به این نتیجه رسیدند که دادن شربت و مواد ویتامینی به زنبورها در اواخر تابستان و در نتیجه تحریک ملکه به تخمگذاری بیشتر باعث می شود که تعداد زیادتری زنبورهای طویل العمر متولد شوند و در نتیجه در زمستان و به خصوص در اوایل بهار سال بعد، کندو جمعیت های قوی داشته باشد. کلنی های قوی و پرجمعیت کمتر مورد حمله آفات و عوامل بیماریزا قرار گرفته و زمستان های سرد و طولانی را به راحتی پشت سر خواهند گذاشت (بابایی، 1389). هوفمن و همکاران (2008)، عدم وجودگرده و کم بود آن در تغذیه زنبورعسل موجب کاهش میزان تخمگذاری ملکه،کاهش طول عمر زنبوران،کاهش تولیدموم و شان سازی،کاهش یا عدم تولید ژل رویال، عدم رشد مناسب تخمدان ها در ملکه، عدم تولید زهر به مقدار کافی، حساس شدن نسبت به بیماری ها به ویژه بیماری نوزما، نداشتن توانایی لازم برای زمستان گذرانی و در نهایت منجر به کاهش جمعیت کلنی و راندمان فعالیت کندو می شود. جواهری (1388)، گزارش کرد که استفاده از جایگزین های خوشخوراک در فصولی که با کمبود گرده روبرو هستیم در مصرف غذای زمستانی و دوام و پایداری کلنی های زنبورعسل موثر است. اوتیس و همکاران (2004)، گزارش کردند هر قدر پروتئین و چربی ذخیره شده در لاشه زنبورعسل بیشتر باشد در دوره زمستان گذرانی و طی کردن فصل سرما از ذخیره انرژی بیشتری برخوردار بوده و زمستان را با تلفات کمتری پشت سر می گذارد.
5- 5 بررسی اثر ویتامین C بر میزان تخمگذازی(پرورش نوزادان) در بهار
میانگین تخمگذاری کل 4 دوره برای تیمارهای 3 و 1 و 2 و 4 به ترتیب 23061، 21400، 21282، 14902 عدد بود که از لحاظ آماری اختلاف معنی دار بین مجموع تیمارها وجود داشت ( 05/0 < p). این موضوع نشان می دهد که استفاده از ویتامین C در فصل بهار در سطح ppm3000 باعث افزایش تخمریزی ملکه در مقایسه با سطوح ppm1000و ppm2000 گردیده است و همچنین در مجموع استفاده از ویتامین C باعث افزایش تخم گذاری ملکه نسبت به گروه شاهد گردیده است. اگرچه زنبورهای عسل قادر به سنتز ویتامینC هستند ولی با وجود این در مواردی افزایش تخمریزی با استفاده از مکمل ویتامین C گزارش شده است (سامروویل، 2002). طبق گزارش برودسچ نیدر و کریلشیم (2010)، حضور پیرودوکسین در جیره غذایی کلنی ها برای توسعه پرورش لاروها ضروریست.
برودسچ نیدر و کریلشیم (2010)، گزارش کردند که وجود مخلوطی از ویتامین های محلول در آب و ویتامین های A، D ،E وK در مکمل های غذایی زنبوران میزان تولید نوزاد را در کلنی بهبود بخشید. هربرت و همکاران (1985)، گزارش کردند با افزودن 400 میلی گرم در کیلوگرم اسیدآسکوربیک به جیره های زنبورعسل، پرورش نوزاد افزایش یافت. بر اساس گزارش های رابینسون (1968) و هیداک (1970)، تغذیه زنبوران عسل با جیره های فاقد ویتامین ها منجر به کاهش شدیدی در پرورش نوزادان می شود. دوئل و همکاران (1970)، اسمیت (1995)، سامروویل و نیکول (2006)، ماتیلا و اوتیس (2006) و استین (2007)، در گزارش خود نتیجه گرفتند که تغذیه از مکمل ها و جانشین ها میزان تخم، لارو و شفیره را افزایش داد که با نتایج این آزمایش مطابقت دارد. دوئل و همکاران (1970)، جواهری (1372)، طی تحقیقاتی نتیجه گرفتند که تغذیه جانشین ها پرورش نوزاد را افزایش می دهد و بیشتر بودن نوزاد احتمالا زنبوران کارگر را به خروج از کندو و شروع چرا در سنین پائین و قبل از موعد مقرر تحریک می کند. تعداد تخمی که ملکه در روز می گذارد، در تمام ماه های سال علاوه بر طول روز رابطه مستقیم با مقدار شهد و به ویژه گرده ای که زنبورها روزانه وارد کندو می کنند، دارد (اسمیت و همکاران، 1995؛ سامروویل و نیکول، 2002). امدرف و همکاران (1983)، ماتیلا و اوتیس (2006)، استین (2007)، دگراندی و همکاران (2008)، در نتایج خود بیان کردند که استفاده از مکمل ها تولید تخم را افزایش داد که با نتایج این آزمایش مطابقت دارد.
5- 6 بررسی اثر ویتامین C بر میزان جمعیت زنبوران بالغ (قاب) در بهار
میانگین جمعیت زنبوران بالغ برحسب قاب برای تیمارهای 3 و 2 و 1 و 4 به ترتیب 99/11، 67/11، 82/10، 58/8 عدد بود که از لحاظ آماری اختلاف معنی دار بین مجموع تیمارها وجود داشت ( 05/0 < p). این موضوع نشان می دهد که استفاده از ویتامین C در سطوح مناسب توانسته است تا حدودی جمعیت زنبوران بالغ کلنی ها را افزایش دهد البته نکته ای که باید در اینجا مد نظر قرار گیرد این است که مصرف سطوح مختلف ویتامین C در جیره باعث افزایش جمعیت زنبوران بالغ کلنی های زنبور عسل گردیده و میزان ویتامین C مصرفی با افزایش جمعیت ارتباط مثبت داشته است.
جواهری و همکاران (1382)، مصرف ویتامینC را روی تخمگذاری ملکه و میزان جمعیت کلنی مورد مطالعه قرار داده و نتایج را مثبت گزارش کردند. دگراندی و همکاران (2008)، سزیماس و همکاران (2003)، سامروویل (2005)، در نتایج خود بیان کردند که عدم وجود گرده و کمبود آن در تغذیه زنبورعسل موجب کاهش میزان تخمگذاری ملکه، کاهش طول عمر، کاهش جمعیت کلنی و راندمان فعالیت کندو می گردد. استین (2007)، نشان داد که استفاده از جانشین گرده نسبت به جیره های دیگر بر طول عمر، میزان تخم، لارو، شفیره و جمعیت کلنی اثر بهتر و بیشتری داشت. بدون گرده کافی در طبیعت و عدم استفاده از مکمل ها و جانشین های گرده زنبورها شروع به از بین رفتن می کنند (سامروویل، 2005). کلنی ها به طور معمول ًگرده را بلافاصله پس از جمع آوری و یا در فاصله یک یا دو ماه مصرف می نمایند. اماپس از این دوره، بدون گرده یا مکمل های گرده به سرعت کاهش جمعیت می دهند (سامروویل، 2005).
5- 7 بررسی اثر ویتامین C بر میزان عسل تولید شده کلنی در فصل بهار
ترتیب میانگین میزان عسل تولید شده در بهار توسط تیمارهای مختلف از بیشترین تا کمترین بدین ترتیب است: تیمار 3 (شربت حاوی ppm 3000 ویتامین C) با kg21/10 بالاترین میزان عسل مصرفی، تیمار 1 (شربت حاوی ppm 1000 ویتامین C) با kg99/7، تیمار 2 (شربت حاوی ppm 2000 ویتامین C) با kg91/7 و تیمار 2 (شاهد) با kg35/4 کمترین میزان عسل تولیدی را به خود اختصاص داده است (05/0p<).
ایوب زهرا ( 2002 ) گزارش کرد، رژیم غذایی حاوی ویتامین C موجب افزایش تعداد زنبورهای کارگر می گردد و یک رابطه مثبت و دوجانبه میان تخم گذاری و تولید عسل در کلنی مشاهده شده است. تامین موادمغذی مورد نیاز کلنی ها نیز به وسیله کیک های جانشین یا مکمل پروتئینی گرده در فصول کمبود گرده گل تأثیر زیادی در افزایش جمعیت و در نهایت افزایش تولید عسل در کلنی ها دارد ( سامروویل، 2000؛ رابینسون، 2003).
بابایی (1389)، سامروویل (2000)، القرنی (2006)، مانینگ و همکاران (2007)، در نتایج خود بیان کردند که کمبود گرده گل و مواد ویتامینی منجر به کاهش پرورش نوزاد، رشد غیر طبیعی،کاهش طول عمر در گارگران بالغ و در نهایت کاهش در تولید عسل می شود. جواهری و همکاران (1382)، طی تحقیقی نشان داد که کلنی هایی که با شربت حاوی سطوح مختلف ویتامین C به خصوص سطح ppm3000 تغذیه شدند باعث افزایش در میزان پرورش نوزاد، جمعیت و تولید عسل شد که با نتایج تحقیق فوق مطابقت دارد.
5- 8 نتیجه گیری
با توجه به فراسنجه های میزان تخمگذاری ملکه، جمعیت، پرورش نوزادان، وزن لاشه زنبوران کارگر، تولید عسل ذخیره ای و زمستان گذرانی کلنی های زنبور عسل و تجزیه و تحلیل نتایج حاصل از آزمایش حاضر چنین نتیجه گیری می شود که اثرات تغذیه ای ویتامین C محلول در شربت شکر روی کلنی های زنبور عسل مثبت بوده و استفاده از این مکمل غذایی می تواند باعث بهبود عملکرد و افزایش بازده اقتصادی در صنعت زنبورداری شود. نتایج گرفته شده از تحقیق حاضر و مطابقت آن با نتایج اخذ شده توسط سایر محققین و افزودن سطوح مختلف این ویتامین به شربت شکر مورد مصرف کلنی ها در تغذیه پائیزه و بهاره سبب افزایش تخمگذاری ملکه ،جمعیت و وزن بدن گردیده، لذا با توجه به اطلاعات بدست آمده نتیجه گرفته می شود :
]]>