دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

پایان نامه با موضوع مدیریت منابع انسانی، شرکتهای ورشکسته

1.52310 [do_widget id=kl-erq-2]
.62180
-.0672
3.1296
احتمال ورشکستگی کم
49.9306
109.86016
5.81442
38.4957
61.3655
Total
-8.3839
540.77634
24.47979
-56.4830
39.7151
براساس تحلیل آماری این تحقیق باید بیان نمود که اولا ارتباط معناداری بین متغیر مستقل با متغیر وابسته وجود دارد و ثانیا نتایج بیان می کند که در شرکتهای با احتمال ورشکستگی کم میانگین کیفیت سود بالاترین میزان (93/49) بعد از آن شرکتهای با احتمال ورشکستگی (53/1) و کمترین میزان مربوط به شرکتهای با احتمال ورشکستگی خیلی بالا(4/175-) بود که این اختلاف میانگینها از نظر آماری معنی دار بود. همانطور که نتایج بیان می کند براساس این مدل شرکتها با احتمال ورشکستگی کم کیفیت سود بالاتری را کسب کرده اند.
در تحلیل کلیت فرضیه ها باید بیان نمود منظور از کیفیت سود، زمینه بالقوه رشد سود و میزان احتمال تحقق سودهاى آتى است. به عبارت دیگر، ارزش یک سهم تنها به سود هر سهم سال جارى شرکت بستگى ندارد بلکه به انتظارات ما از آینده شرکت و قدرت سودآورى سال هاى آتى و ضریب اطمینان نسبت به سودهاى آتى بستگى دارد. یکی از عوامل اثر گذار بر کیفیت سود روش هاى مورد استفاده در حسابدارى می باشد. این روشها بیان می کنند، کیفیت اصول حسابدارى شبیه کیفیت سود نیست، ولى ذاتا به هم مرتبط اند، چون انتخاب و کاربرد اصول مستقیما بر کیفیت سود اثرگذار است. (لیپ، 1986). از طرف دیگر تفاوت بین شرکتهایی با احتمال ورشکستگی پایین، شرکتهای ورشکستگی در حد متوسط و شرکتهای ورشکسته در حد بالا باید بیان نمود که تفاوت آنها در اینست که از آنجایکه شرکتها در دوران نهفتگی فقط ممکن است با یک یا چند وضعیت نامطلوب بطور پنهانی، بدون آنکه فورا قابل شناسایی باشد مواجه گردند، بنابراین چنین شرکتهایی را نمی توان به عنوان شرکتهای درمانده مالی تلقی نمود، و در واقع شرکتهایی که در این طیف قرار می گیرند، نمی توان به عنوان شرکتهای در مانده مالی تلقی نمود، یعنی این طیف از شرکتها، شرکتهای موفقی هستند که فقط با چند وضعیت نامطلوب پنهانی مانند کاهش تقاضا روبرو شده اند، که اگر مدیران چنین شرکتهایی به موقع موفق به شناسایی نقاط ضعف عملکرد خود گردند، می توانند با طراحی و اجرای سیاستهای صحیح مانع از وخیم تر شدن وضعیت شرکت گردند. بنابراین شرکتهایی که در این مرحله قرار دارند را می توان شرکتهای موفقی دانست که ممکن است مدیران آن دست به هموار سازی سود بزنند یا نزنند. با توجه به توضیحات داده شده همانطور که مشاهده می شود در مدل رگرسیون چند متغیره، کیفیت سود در شرکتهایی که از نظر ورشکستگی در حد متوسط قرار دارند، نسبت به شرکتها با احتمال ورشکستگی بالا و کم بیشتر است. شاید بتوان گفت شرکتهای با احتمال ورشکستگی متوسط سعی دارند با افزایش کیفیت سود خود زمینه ی لازم را برای رشد و فرار از ورشکستگی ایجاد نمایند زیرا طبق تعریف کیفیت سود زمینه رشد بالقوه و احتمال تحقق سودهای آتی را فراهم می نماید. اما شرکتهایی که در حیطه ی شرکتهای ورشکسته قرار دارند، کیفیت سود به مراتب پایین تری دارند زیرا آنان دیگر توانایی و ظرفیت خود را از راه کارهای کیفیت سود از دست داده اند و به دنبال راه های دیگر برای این بحران باید بگردند. اما وضعیت شرکتهایی که احتمال ورشکستگی در آنها خیلی کم است متفاوت می باشد. این شرکتها به دلایل مختلف اعم از مدیریت منابع، مدیریت منابع انسانی و مالی و … توانسته اند وضعیت خود را به خوبی حفظ نماید و در کنار سایر استراتژی ها کیفیت سود خود را در حد مطلوبی نگه داشته اند. تا حدودی مدل دوم در فرضیه دوم هم نتایج فرضیه اول را تصدیق می کند به این دلیل که شرکتهایی که احتمال ورشکستگی پایینی دارند کیفیت سود شان پایین است درست مثل فرضیه اول و شرکتهایی که احتمال ورشکستگی در آنها زیاد است، کیفیت سود منفی دارند یعنی از این گزینه استفاده نمی کنند. اما در فرضیه سوم که با استفاده از مدل اهلسون صورت گرفت، نتایجش با دو فرضیه قبلی تا حدودی متفاوت بود زیرا این بار شرکتهای با احتمال ورشکستگی پایین بیشترین مقدار کیفیت سود را بدست آورند ولی مشابهت با فرضیه های قبلی در این است که شرکتهای با ورشکستگی بالا بازهم کیفیت سود پایینی دارند.
نتایج حاصل از این تحقیق با تحقیق گارسیا لارا و همکاران(2009) و رسنر (2003) و سوئنی (1994) که بیان می کنند شرکت های ورشکسته سودهای خود را به شکل افزایشی مدیریت می کنند. که می توان گفت این تحقیق با نتیجه تحقیق ما متفاوت می باشد. از طرف دیگر با تحقیق چانگ و شیوا ( 2010 ) نیز نشان دادند که به طور کلی مدیریت سود باعث کاهش قدرت پیش بینی کنندگی سود و کیفیت سود می شود و تا حدودی عاملی برای حرکت شرکت به سمت ورشکستگی می شودکه این تحقیق با فرضیه سوم ما که بیان می کند کیفیت پایین سود در شرکتهایی که احتمال ورشکستگی آنها بالا است، مطابقت دارد؛ از طرف دیگر با تحقیق اسمیت و همکاران (2001) که بیان می کنند که شرکتهای ورشکسته به انجام تغییرات حسابداری برای متورم کردن سود ها نمی پردازند و کیفیت سود آنها پایین است، که این نتیجه با قسمت سوم این فرضیه که بیان می کند شرکتهای با احتمال ورشکستگی بالا کیفیت سود پایین تری دارند، مطابقت دارد. جبارزاده و همکاران(1388) بیان می کنند که مدیرا ن در مراحل مختلف درماندگی مالی، برای بهتر نشان دادن وضعیت مالی و حفظ شرکت در بازار سرمایه، دست به اقداماتی می زنند که به هموار سازی سود منجر می شود، که این نتیجه با کلیت نتیجه ی این فرضیه مطابقت دارد.
2-5- پیشنهادات
براساس فرضیه اول تحقیق که بیان نمود، شرکتها با احتمال ورشکستگی بالا، کیفیت سود پایین تری دارد، پیشنهاد می گردد بدلیل اینکه کیفیت سود، زمینه رشد بالقوه و احتمال تحقق سودهای آتی را فراهم می نماید، این شرکتها به دلایل مختلف اعم از مدیریت منابع، مدیریت منابع انسانی و مالی و … نتوانسته اند وضعیت خود را به خوبی حفظ نماید لذا باید با اتکا به ظرفیت های استراتژیک ابتدا شرکت را از بحران مالی که در آن وجود دارد نجات دهند و سپس با بکارگیری راه کارهای خلاقانه در زمینه ی رشد سود و بالا بردن کیفیت سود به سمت رشد بیشتر حرکت نمایند.
با توجه به بحران مالی شرکتها و ارتباطی که بین این متغیر با فرضیه دوم و سوم بطور معنادار داشت باید به دلیل اهمیت این متغیر بیان نمود، که مسئولان بازار بایستی ساز و کار مناسبی برای ایجاد رتبه بندی بومی شده از بحران مالی ایجاد کنند. به علاوه حسابرسان بایستی به این موضوع توجه نمایند که در شرکتهایی که با خطر بحران مالی مواجه هستند، احتمال دستکاری سود و استفاده ی بیش از حد از اقلام تعهدی بیشتر است. از این رو بایستی در برنامه ریزی لازم بدین منظور، اعمال نمایند.
]]>