دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

پایان نامه سلسله مراتب نیازهای انسان، زنان سرپرست خانوار

این الگو پایه نظری میکروبی بیماری ها بود که در آغاز سده بیستم، پزشکی را تحت الشعاع قرار داده بود و متخصصان، جسم انسان را مانند ماشین و بیماری را مانند اختلال در کار ماشین در نظر می گرفتند. این دیدگاه نقش عوامل تعیین کنند محیطی، اجتماعی و روان شناختی را دست کم گرفته و در حل بسیاری از مسائل اساسی بهداشتی انسان مانند اعتیاد، بیماری های روانی و … نارسا بوده است. مطالعات مربوط به سلامت اجتماعی با استفاده از مدل های زیستی بیشتر به وجه خاصی از سلامت تأکید دارند. ولی افراد در درون ساختارهای اجتماعی و ارتباط قرار دارند و با چالش ها و تکالیف اجتماعی بیشماری روبرو هستند. [do_widget id=kl-erq-2]
2-1-6-2-الگوی کلیت سلامت
الگوی کلیت، ترکیبی از همه عوامل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی ، زیست محیطی و … را شناسایی می کند. در این دیدگاه عوامل متعددی در تعیین سلامتی فرد دخالت دارد و سلامتی حالتی فراتر از تعادل کامل اعمال بدن به شمار می رود.
همچنین در تعریف سلامت می توان دو رویکرد بیماری محور و سلامتی محور را از یکدیگر متمایز ساخت:
رویکرد بیماری محور سلامتی را به عنوان حالتی تعریف می کند که علائم نشان دهنده بیماری (فیزیکی یا روانی) در فرد وجود نداشته باشد. مثلاً برطبق نظریه بیماری، یک فرد سالم فرض می شود اگر در سال گذشته از افسردگی های عمده در امان مانده باشد.
رویکرد سلامتی محور از سلامت به عنوان حالت برخورداری از درجه بالایی از بهزیستی (جسمی یا روانی) یاد می کند. برطبق نظریه سلامتی، یک فرد سالم فرض می شود اگر درجات عالی سلامت اجتماعی را دارا باشد، مثلاً احساس یکپارچگی در اجتماعش داشته باشد. تعریف سازمان جهانی بهداشت نیز بر اساس الگوی کلیت و رویکرد سلامتی ارائه شده است که سلامتی را فقط به عنوان نبود بیماری نمی داند، بلکه سلامتی، داشت قدرت و توانایی جسمی، ذهنی، معنوی و عاطفی (تصمیم گیری فردی و اجتماعی) در یک زندگی طولانی، پویا و مفید است (شیری، 1390: 17).
2-1-7- دیدگاه های سلامت روان
دیدگاه رفتارگرایی : رفتارگرایان معتقد به این امر هستند که بهداشت روان و سلامت، به محرک ها و محیط وابسته است. به این ترتیب، آن چه مکاتب دیگر بیماری روانی به حساب می آورند، از دیدگاه رفتارگرایان رفتاری است که مانند سایر رفتارها آموخته می شود. کسی که دارای سلامت روانی است رفتارش با محیط معینی با نوعی بهنجاری رفتاری سازگاری دارد (گنجی، 1379: 90).
اسکینر ، صاحب نظر مکتب رفتارگرایی، معتقد است انسان سالم معادل با رفتار منطبق با قوانین و ضوابط جامعه است. چنین انسانی وقتی با مشکلی روبه رو می شود که جامعه، آن را نابهنجار می داند، از طریق شیوه اصلاح رفتار، برای بهبود و بهنجار کردن رفتار خود و اطرافیانش به طور مداوم سود می جوید. انسان سالم کسی است که تأیید بیشتری را به خاطر رفتارهای مناسب از محیط و اطرافیانش دریافت می کند (خدارحیمی، 1374: 3 ؛ به نقل از سام آرام ـ امینی یخدانی، 1388).
دیدگاه انسان گرایی : این دیدگاه معتقد است سلامت روانی یعنی ارضای نیازهای سطوح پایین و رسیدن به سطح خودشکوفایی. هرعاملی که فرد را در سطح نیازهای سطوح پایین نگه دارد و از خودشکوفایی او جلوگیری کند، اختلال رفتاری به وجود خواهد آورد و سلامت فرد را با مشکل مواجه می کند (میلانی فر، 1384: 30).
در برخی نظریه های شخصیت، مسئله سلامت روان تحت عنوان «شخصیت سالم» مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. در این نظریه ها، ویژگی های افراد سالم و ملاک های سلامت روانی مشخص گردیده است. در این رابطه، به چند نظریه می توان اشاره کرد:
شخصیت سالم از نظر راجرز : به نظر راجرز، اساسی ترین انگیزه رفتار آدمی، خودشکوفایی است. مهم ترین مفهوم نظریه وی خویشتن است که شامل افکار، ادراکات و ارزش هایی است که «من» را تشکیل می دهند. راجرز خویشتن را شامل خویشتن واقعی و آرمانی می داند. خویشتن آرمانی در فرد وجود ندارد، ولی ایده آل خود دست یابی به آن است. فاصله زیاد میان خود واقعی و خودآرمانی به نارضایتی منجر می شود. به عقیده وی، شخص سالم می تواند در دگرگونی های جدی شرایط محیطی، سازگاری بیشتری نشان دهد. این گونه افراد از چنان خودانگیختگی و خلاقیتی برخوردارند که حتی با دگرگونی های دردناکی همچون جنگ و بلایای طبیعی کنار می آیند.
شخصیت سالم بر اساس نظر آلپورت : آلپورت، از افراد برخوردار از سلامت روانی به عنوان «انسان بالغ» یاد می کند. به نظر وی فردی که با فعالیت ها و اندیشه های متنوع تری در ارتباط باشد، سلامت روانی بهتری دارد. به نظر وی فردی که با فعالیت ها و اندیشه های متنوع تری در ارتباط باشد، سلامت روانی بهتری دارد. شخص سالم می تواند به دیگران صمیمیت نشان دهد. آلپورت ضمن تأکید بر اهمیت کار، معتقد است حسن تعهد در اشخاص سالم بسیار نیرومند است (شولتز، 1377: 56 ؛ به نقل از سام آرام ـ امینی یخدانی، 1388).
شخصیت سالم از نظر مازلو: مازلو، انسان سالم را انسان خواستار تحقق خود می داند و معتقد است در همه انسان ها تلاش یا گرایش فطری برای تحقق خود یا خودشکوفایی وجود دارد. وی شرط نایل شدن به خودشکوفایی را در برآوردن نیازهایی می داند که به ترتیب از نیازهای جسمانی یا فیزیولوژیک، نیاز ایمنی، نیازهای محبت و احساس تعلق شروع می شود و به نیاز به احترام به خود و در نهایت، نیاز به خودشکوفایی می رسد. به نظر مازلو، درجه رضایت مندی از نیازهای انسانی به گونه ای مثبت با درجه سلامت روانی همبستگی دارد. ناکام گذاردن نیازها موجب بیماری افراد می شود. انسان سالم کسی است که به بالاترین نیازها دست یابد و از این رو، کسی که به مرحله تحقق خود نرسیده باشد، از سلامت روانی برخوردار نیست (همان).
بنابراین، بر اساس نظریه مازلو مبنی بر طبقه بندی سلسله مراتب نیازهای انسان، می توان نتیجه گرفت سلامت جسمی و روانی انسان در گرو رفع نیازهای زیستی در مرحله اول و سپس به ترتیب ارضای احساس ایمنی ارضای احساس نیاز به محبت می باشد. (حیدری بیگوند، 1383: 89 ؛ به نقل از همان منبع).
2-1-8-عوامل مؤثر بر سلامت
بدون تردید حمایت اجتماعی ازعوامل موثر درسلامت اجتماعی زنان بخصوص زنان سرپرست خانوار می باشد، از آن رو که سلامت دارای چند بعد است و با شاخص های گوناگون و متنوع سنجیده می شود، عوامل متعددی نیز بر آن تأثیرگذار است. این عوامل در سطح وسیع مطالعه می شود.
عوامل در برگیرنده سلامت، هم در درون فرد و هم بیرون از او و هم در جامعه ای که در آن زندگی می کند، قرار دارد. این عوامل با هم در تعامل بوده و در نهایت، سلامت فرد را ارتقا و یا کاهش می دهند.
گزارش للنده منتشر شده درسال1974 در کانادا، چهار حیطه تعیین کننده سلامت را چنین بیان می کند:
فاکتورهای ژنتیک و بیولوژیک که می تواند تعیین کننده آمادگی فرد برای پذیرش یک بیماری باشد.
فاکتورهای مربوط به شیوه زندگی و رفتارهایی مانند سیگار کشیدن.
فاکتورهای زیست محیطی، مانند مسکن و آلودگی هوا .
]]>