دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

پایان نامه عملکرد اقتصادی، سیستمهای تولید

برت و همکاران (2004)، در تحقیقاتشان نشان دادند که در گل نرگس، گلها در قطر 12 تا 125 میلیمتر و لوله گل تنوع زیادی دارند و از نظر تعداد از تکی (N.pseudonarcissus) تا چندتایی (N.tazetta) میباشند. مشخصترین تنوع در گل نرگس در شکل و اندازه تاج گل است (برت و همکاران، 1996و 1999). شکل تاج به صورت مخروطی یا استوانهای با لبه صاف لبدار و یا چیندار به رنگهایی از سـرخ کمـرنگ تا زرد بــوده و ساختــار آن از ابتـدایی (N.cavanillesii) تا ترومپت مـاننـد (N.pseudonarcissus) و اندازه تاج از بلند و باریک تا خیلی کوتاه میباشد. نهایتاً تنوع گل از آویزان تا افقی راست است این تنوع پایه و اساس تحقیقات اصلاح گل نرگس میباشد (برت،2000). [do_widget id=kl-erq-2]
2-5 خاک:
برای نرگس دامنه وسیعی از خاکها استفاده میشود، اما خاکهای عمیق، حاصلخیز، دارای زهکش مناسب، با قدرت نگهداری آب بالا همراه با مقدار سیلت بالای آن ایدهال است. مقدار مواد آلی باید بیشتر از 3% باشد و ظرفیت نگهداری آب باید بیش از 40 میلیمتر در 300 میلیمتر عمق خاک باشد. ساختمان خاک باید فاقد هر گونه عاملی که از رشد ریشه یا پیازهای جانبی ممانعت میکند، باشد (ناصری، 1381؛ والش ،1973) .
دی رومن (1991) طی تحقیقی گزارش کرد که پیازچههای نرگس کاشته شده در خاک پیت،
گلهای کوچکتر و پیازهای جوان درشتتری تولید میکنند که البته نسبت به پیازهایی که در خاکهای معدنی کاشته شدهاند به بیماری پوسیدگی قاعدهای حساسترند. اما میتوان گفت که بهترین رشد را در خاکهای سبک و غنی از مواد آلی خواهند داشت و در خاکهای سنگین رشد ضعیفی دارند. در هلند، خاکهای سبک شنی با شرایط سطح بالای آب زیرزمینی، شرایط مناسبی را فراهم میکند اما مشکل ضد عفونی خاک جهت جلوگیری از شیوع نماتد نیز وجود دارد. کاهش کیفیت پیاز در شکل و اندازه، کاهش عملکرد وزن واحد پیاز و دشواری عملیات زراعی نظیر کاشت، وجین و برداشت از معایب کشت در خاکهای سنگین با رس بالا است.
2-6 زمان و نحوه کاشت پیازها:
اندازه ایدهآل برای کاشت پیازها معمولاً در اندازههای محیط 10-12 سانتیمتر است. اما بسته به نوع واریته از اندازههای کوچکتر نیز میتوان جهت کشت و حصول پیازهای درشتتر استفاده کرد. پیازچههای متصل به پیاز بزرگ (پیاز مادری) معمولاً بیشترین عملکرد را میدهند، در حالیکه بیشتر پیازهای گرد کوچک ممکن است کاهش بنیه گیاه حاصل در آینده را نسبت به پیازچههای متصل به پیاز مادری نشان دهند. تقاضای زیادی نیز برای پیازهای یکنواخت و کوچک وجود دارد که برای این منظور میتوان به راحتی از کاشت چیپها به جای پیازهای کامل استفاده کرد. البته پیازهای درشتتر رشدشان سریعتر انجام میشود، گلهای درشتتر داشته و نسبت به آنهایی که پیازهای کوچکتری دارند گلهای درشتتری تولید خواهند کرد (برایان ، 1989و دی هرتوق،1990).
در آزمایشی که به وسیله وور و همکاران (2001) با کاشت پیازهای از نیمه دوم مهر تا اسفند انجام شد، مشخص شده است که عملکرد پیازها تا نیمه دی مشابه بود و بعد از آن به طور بارزی کاهش یافت. کاشت با تاخیر، گیاهانی کوتاه با سطح فتوسنتزی کمتر تولید خواهد کرد که سبب تولید پیازهای کوچکتر نیز میشود.
عمق کاشت مناسب برای پیازچهها حدود 2-3 برابر بزرگترین قطر پیاز است که معمولاً بین 10-13 سانتیمتر است. کاشت در عمق بیشتر سبب تشکیل پیازهای قویتر و یکنواختتر میشود و پیازها قد کشیدهتری خواهند داشت اما در عمق کمتر پیری برگها زودتر اتفاق میافتد، پیازهای حاصله کوچکتر، دارای تعداد گردن بیشتر، طول گردن کوتاهتر و حساسیت بیشتری به گرما و آبیاری خواهند داشت (ریس،1992).
باربارا (2006) نیز بهترین عمق کاشت پیازرا 2-3 برابر طول پیاز و اواخر مهر تا اواخر آبان را بهترین زمان برای کاشت پیازچهها اعلام کرد.
2-7 عملیات داشت:
نحوه استقرار پیازها در خاک، به شکل راست، 45 درجه، افقی و وارونه بر روی عملکرد تاثیری ندارد اما در کولتیوارهایی که گردن کشیدهای دارند کشتهایی غیر از شکل راست سبب تاخیر در سبز شدن پیاز و خمیدگی گردن میشود که از بازارپسندی آن کمی میکاهد. پیازهایی که عمودی کشت میشوند زودتر سبز شده تا حدی سبب افزایش در عملکرد گل و پیاز خواهند شد. در تولید پیاز گل هر چقدر زمان کمتری صرف شود، از نظر اقتصادی با صرفهتر خواهد بود. از این رو سیستمهای تولید دو یا چند ساله استفاده
میشود. اما تفاوتی در قیمت پیازهای نهایی که از نظر سنی متفاوت هستند وجود ندارند، ولی به طور کلی پیازهای مسنتر، بزرگتر و گرانتر هستند (دی هرتوق،1990).
تجزیه آماری آزمایشات مزرعهای نشان میدهد که همبستگی مثبتی بین عملکرد بیولوژیکی (وزن کل پیازهای برداشت شده در گیاه) و محصول اقتصادی (تعداد پیازهای یکنواخت تجاری) وجود دارد. همچنین تغییرات در میزان عملکرد اقتصادی بستگی به تغییرات در وزن کل پیاز و در گیاه برداشت شده دارد (ویلدسکات،2005) .
2-8 اسانسها :
اسانسها گروهی از روغنهای معطر گیاهی هستند که از مخلوط، ترکیبهای شیمیایی فرار و سنگین تشکیل یافتهاند در اصل وجود آنها، مسئول بوی خوش یا مزه در گیاه میباشد. اسانسها با توجه نوع تیره گیاهی ممکن است در بسیاری از تیرههای گیاهان عالی یافت شوند. مهمترین تیرههای دارای روغن اسانس عبارتند از: تیره کاج، برگ بو، نارنج، مورد، چتریان، نعنائیان و کاسنتی. اسانس ممکن است بطور مستقیم توسط پروتوپلاسم بوسیله تجزیه مواد رزینی غشا سلولی از هیدرولیز بعضی از گلوکوزیدها حاصل شوند محل تشکیل و جایگزینی روغنهای فرار در گیاهان به تیرههای مختلف بسیت گی دارد، به عنوان مثال در گیاهان تیره نعنائیان روغنهای اسانسی در کرکهای ترشحی، در تیره فلفل در سلولهای پارانشیم، در تیره چتریان در سلولهای روغنی در گل سرخ و گل مریم اسانسها به مقدار قابل ملاحظهای در گلبرگها وجود دارند. دانشمندان معتقدند که این مواد ممکن است یا به طور مستقیم از تغییرات پروتوپلاسم و یا در اثر تجزیه شدن لایههای رزینی دیواره سلولی و یا در اثر هیدرولیز بعضی از گلیکوزیدهای مشخص بوجود آیند. میزان پراکندگی اسانسها در گیاهان متفاوت میباشد به عنوان مثال در گیاهان تیره مخروطیان در تمام بافتهای گیاهی وجود دارد، در صورتی که در گل سرخ و گل مریم فقط در گلبرگ و در دارچین در پوست و برگ و در میوه چتریان فقط در پریکارب آن یافت میشوند (صمصام شریعت، 1371)
2-8-1 مشخصات اسانس:
اسانسها با اینکه از نظر ترکیبهای شیمیایی متفاوت هستند ولی در بعضی از خواص فیزیکی مشترک
میباشند. اسانسها بویی مشخص و ضریب شکستی قوی دارند و در اکثر موارد روی نور پلاریزه موثر
میباشند. درجه چرخش اسانسها اغلب وسیله مناسبی جهت تشخصیص آنها میباشد. به طور مثال در اسانس نعناع ترکیب منتول طبیعی چپ گرد بوده ولی نوع مصنوعی آن راست گرد است و همچنین ترکیب کامفور طبیعی چپ گرد است ولی کامفور مصنوعی راست گرد میباشد. وزن مخصوص اسانسها کمتر از آب است و فقط تعدادی محدودی از اسانسهای گیاهی وزن مخصوصی بیشتر از آب دارند. بطور کلی اسانسها با آب غیر قابل اختلاط میباشند ولی میتوانند بوی خود را به آب انتقال داده و ایجاد عرقهای گیاهی مختلف نمایند (امیدبیگی، 1378).
اسانسها در الکل، اتر، هگزان و اغلب حلالهای آلی محلول بوته و به علت تبخیر در مجاورت هوا در حرارت عادی، روغن فرار، روغن اتری یا اسانسهای روغنی نامیده میشوند. اسانسها به طور کلی بی رنگ هستند، به ویژه هنگامی که تازه تهیه شده باشند، ولی رنگ آنها در اثر زمان به علت اکسیداسیون و رزینی شدن، تیره میگردد. بنابراین توصیه شده که برای جلوگیری از تغییرات اسانسها در مکان خنک، خشک، ظرفهای سربسته و پر و از جنس شیشه به رنگ دودی نگهداری شوند. اسانسها درالگل محلول بوده و به میزان کمی در آب حل میشوند. ساختمان شیمیایی آنها مخلوطی از استرها، آلکالوئیدها، الکلها، استنها و ترپنها میباشند (بهلمانلو و همکاران، 1998).
روغنهای اسانس از نظر بعضی ویژگیهای شیمیایی و فیزیکی با روغنهای ثابت اختلاف دارند که اهم آنها عبارتند از:
]]>