دانلود مقاله تحقیق پایان نامه

پایگاه اقتصادی اجتماعی، برنامه های توسعه

شبکه های ساختاری به انواع رسمی وغیر رسمی ،فضای رابطه ای تقسیم گردیده وسازه های زیر برای اندازه گیری این ابعاد در نظر گرفته شده است.اندازه شبکه ، تراکم ، ناهمگنی ،فشارهای شبکه ای،نزدیکی ، بینابینی.

[do_widget id=kl-erq-2]

روابط متقابل
کیفیت نهادی
سرمایه اجتماعی: اعتماد
اجتماعی

رسمی
شبکه های ساختاری فضایی رابطه ای
غیر رسمی
. (بهار لو،27-28:1387)
6-2خرده فرهنگ دهقانی:
اصولاًدرجوامعی باتنوع فرهنگی فراوان همانندایران،به دلیل متفاوت بودن ویژگیهای فردی وشخصیتی ونیزظرفیتهای محلی ومنطقه ای،میزان پذیرش برنامه های توسعه درمناطق مختلف کشور،متفاوت است. ازاینرو،درنظرگرفتن جوامع دهقانی به عنوان بافتی همگن ویکپارچه ازسوی مصلحان توسعه روستایی،بیهوده است . درتحقیق حاضر، به بررسی رابطه بین عناصرخرده فرهنگ دهقانی،به عنوان یکی اززمینه های متغیردرقبول یاردنگرشها،ارزشهاوهنجارها باپایگاه اقتصادی اجتماعی روستاییان می پردازیم.
نظریه خرده فرهنگ دهقانی توسط راجرز مطرح ودربیشتر مطالعات مربوط به جامعه شناسی روستائی و توسعه مورد استفاده قرارمیگیرد به نظر راجرز درجریان دگرگونی و توسعه روستاها شناخت وآگاهی از خصوصیات فرهنگی دهقانان ازاهمیت فراونی برخوردار است و برنامه های دگرگونی اجتماعی روستاها اگر بر اساس شناخت ارزشها،هنجارها،وجهه نظرهاوانگیزه های دهقانان استوار نباشد شکست خواهد خورد.(حمیدیان،1386،ص3)
1-6-2عناصر خرده فرهنگ دهقانی راجرز:
الف) عدم اعتماد متقابل در روابط شخصی: به نظر راجرز یکی از ویژگی های مهم جوامع سنتی، عدم اعتماد متقابل، بدگمانی و حیله گری در روابط با یکدیگر می باشد هرچند که از نظر ردفیلد ممکن است در این رابطه، استثنایی وجود داشته باشد.همچنین، تصور «خیر محدود»به نظر راجرز سبب عدم اعتماد در روابط شخصی می شود چون چیزهای مطلوب در زندگی به میزان محدود و کمی وجود دارد منابع محدود، خواسته ها نامحدود و با توجه به قدرت و توانایی افراد میزان آنها را نمی توان افزایش داد، بنابراین دست یابی عده ای سبب محرومیت آنها می شود، و همین مسئله سبب بدگمانی افراد نسبت به یکدیگر می گردد.
ب) فقدان نوآوری: جوامع سنتی در عکس العمل نسبت به ایده های تازه، فاقد نوآوری می باشند. آنها اغلب اعمالی را که توسط اجدادشان رعایت می شده است، دنبال می کنند و در بسیاری موارد نسبت به شقوق دیگر شناخت و آگاهی ندارند.
ج) تقدیرگرایی: راجرز تقدیرگرایی را به درجه ای از درک فرد نسبت به عدم توانایی اش در مورد کنترل آینده تعریف کرده است. او معتقد است دهقانان در مورد کنترل حوادث آتی دارای وجه نظرهایی نظیر بی ارادگی، بدگمانی، تسلیم، بردباری، نرمش و گریز می باشند، و در نتیجه روحیه تقدیرگرایی در میان آنان یکی از عواملی است که پذیرش نوسازی، تغییر و در نهایت مشارکت را مانع می شود.
د) پایین بودن سطح آرزوها: در جوامع سنتی میزان خواست ها و آرزوهای مردم بسیار پایین می باشد و همین امر مانع مشارکت بین افراد می شود. به نظر راجرز، منابع محدود، فرصت کم و محدود، تربیت مقتدرانه در کودکی و تاریخ طولانی استثمار توسط دیگران در جوامع سنتی سبب شده است که انگیزه پیشرفت ناچیزی در بین مردم جوامع سنتی وجودداشته باشد.
ه) عدم توانایی چشم پوشی از منافع آنی بخاطر منافع آتی: این ارزش دلالت بر معوق گذاردن نیازهای فوری به منظور کسب نفع بیشتر در آینده دارد. در جوامع سنتی به خاطر عدم وضعیت مطلوب زندگی و اعتماد کم افراد منافع آنی را به منافع آتی ترجیح دهند.
و) دیدگاه زمانی محدود: در جوامع سنتی زندگی براساس ثانیه، دقیقه و یا ساعت نمی چرخد بلکه سنجش زمان بر طلوع و غروب خورشید، درآمدن و یا پنهان شدن ماه و یا به وسیله فصول و سال های دراز و بی پایان استوار است. چنانکه تاموس اشاره می کند: «در خاورمیانه اهمیت ندادن به عامل زمان یکی از ویژگی های عمده استاین دیدگاه دارای تأثیرات خاص بر مشارکت خواهد بود.
ز) خانواده گرایی: وابستگی اهداف فردی به اهداف خانوادگی و اهمیتی که جوامع سنتی برای خانواده به عنوان یک گروه مرجع قائل گردیده، به عنوان خانواده گرایی تعریف شده است.

]]>