مدیریت

مدل سرمایه اجتماعی ناهاپیت و گوشال

ناهاپیت و گوشال (۱۹۹۸) جنبه­های مختلف سرمایه اجتماعی را با رویکرد سازمانی در سه بعد بصورت زیر بیان کرده­اند (قلیچ­لی و مشبکی،۱۳۸۵: به نقل از رضایی کلیدبری و همکاران،۱۳۹۰):

·        بعد ساختاری

بعد ساختاری سرمایه اجتماعی اشاره به الگوی ارتباطی اعضای یک گروه یا واحد اجتماعی دارد یعنی اینکه شما به چه کسانی و چگونه دسترسی دارید و این بعد شامل جنبه­های زیر است:

روابط شبکه[۲]: پیشنهاد اصلی تئوری سرمایه اجتماعی این است که روابط شبکه­ای امکان دسترسی به منابع(مثل دانش ) را فراهم می­سازند. روابط اجتماعی، ایجاد کننده کانال اطلاعاتی هستند که میزان زمان­ و سرمایه گذاری مورد نیاز برای گردآوری اطلاعات را کاهش می­ دهند.
ترتیبات شبکه[۳]: ترتیبات شبکه تعیین کننده الگوهای روابط میان اعضا واحد اجتماعی است. ترتیبات کلی روابط شبکه­ای یک جنبه مهم سرمایه اجتماعی را شکل می­دهد که می ­تواند بر توسعه سرمایه فکری تأثیر بگذارد. برای مثال سه ویژگی ساختار شبکه، تراکم، روابط و سلسله مراتب همگی از طریق تأثیر بر میزان تماس یا قابلیت دسترسی اعضای شبکه باعث انعطاف­پذیری و سهولت تبادل اطلاعات می­شوند.

سازمان مناسب[۴]: سازمان مناسب در بردارنده میزان نزدیکی و شباهت افراد در یک واحد اجتماعی است. سازمان­های اجتماعی مناسب می­توانند یک شبکه بالقوه دسترسی به افراد و منابع­شان از جمله اطلاعات و دانش را فراهم کنند و از طریق ابعاد شناختی وسرمایه اجتماعی، ممکن است انگیزش و قابلیت را برای تبادل تضمین کنند، اما این سازمان­ها ممکن است مانع این تبادل شوند، تحقیقات نشان می­ دهند که چگونه فعالیت­های جاری سازمانی ممکن است گروه­های سازمانی را به عوض هماهنگ ساختن، از همدیگر جدا سازند یا به عوض قادر ساختن به یادگیری و ایجاد سرمایه فکری، آن­ها را محدود سازند (قلیچ­لی و مشبکی،۱۳۸۵: به نقل از رضایی کلیدبری و همکاران،۱۳۹۰).

·        بعد شناختی

بعد شناختی سرمایه اجتماعی اشاره به منابعی دارد که فراهم کننده مظاهر، تعبیرها، تفسیرها و سیستم­های معانی مشترک در میان گروه­هاست و شامل ادراک، باورها و تصورات فرهنگی و اجتماعی است و مهمترین جنبه­های آن عبارتند از:

زبان و کدهای مشترک: به دلایل مختلفی زبان مشترک بر شرایط ترکیب و تبادل دانش تأثیر می­گذارد. اول اینکه زبان کارکرد مستقیم و مهمی در روابط اجتماعی دارد، زیرا ابزاری است که از طریق آن افراد با یکدیگر بحث می­ کنند، اطلاعات را مبادله می­ کنند، از یکدیگر سوال می­پرسند و در جامعه امور تجاری انجام می­ دهند. دوم اینکه زبان بر ادراک ما تأثیر می­گذارد. سوم اینکه زبان مشترک قابلیت ترکیب اطلاعات را افزایش می­دهد. کدها همچنین یک چارچوب مرجع برای مشاهده و تفسیر ما از محیط فراهم می­ کنند.

حکایات مشترک: علاوه بر زبان و کدهای مشترک، محققان معتقدند اسطوره­ها، داستان­ها و استعاره­ها ابزارهای قدرتمندی در اجتماعات برای ایجاد، تبادل و نگهداری مجموعه­های غنی معانی فراهم می­ کنند. آر[۶] (۱۹۹۰) نشان می­دهد چگونه حکایات، تبادل تجربه پنهان را بین متخصصان تسهیل می­ کند. بنابراین ظهور حکایت­های مشترک در یک اجتماع باعث خلق و انتقال تفسیرهای جدیدی از رویدادها شده و ترکیب الشکال مختلف دانش را، که عموما به صورت پنهان هستند، تسهیل می­ کند (قلیچ­لی و مشبکی،۱۳۸۵: به نقل از رضایی کلیدبری و همکاران،۱۳۹۰).

·        بعد ارتباطی

بعد ارتباطی سرمایه اجتماعی توصیف کننده نوعی روابط شخصی است که افراد با یکدیگر به خاطر سابقه تعاملات خود برقرار می­ کنند و مهمترین جنبه­های آن عبارتند از:

اعتماد[۸]: اعتماد عامل بسیار مهم وحیاتی در فراهم آوردن ارتباطات متقابل اثربخش میان اعضا می­باشد. تحقیقات نشان می­ دهند در جایی که روابط مبتنی بر اعتماد در سطح بالایی وجود دارد، افراد تمایل زیادی برای تبادل اجتماعی و تعامل همکارانه دارند. میسزتال[۹] (۱۹۹۶) می­گوید: اعتماد تامین کننده ارتباطات و گفتمان است. بنیتس[۱۰] (۲۰۰۱) هم چنین مطرح می­ کند اعتمادمی­تواند سرمایه فکری را تسهیل کند. بویسوت[۱۱] (۱۹۹۵) نیز بر اهمیت اعتماد بین افراد برای ایجاد دانش در شرایط مبهم و عدم اطمینان زیاد تاکید دارد.
هنجارها: هنجارهای همکاری می­توانند پایه­ای قوی برای ایجاد سرمایه فکری بوجود آورند. استارباک[۱۲] (۱۹۹۵) اهمیت هنجارهای اجتماعی صداقت و کار گروهی را به عنوان ویژگی­های کلیدی سازمان­های دانش محور یادآور می­شود. هنجارهای تعاملی که اهمیت آن­ها در ایجاد سرمایه فکری نشان داده شده ­اند از قبیل: روحیه انتقادی، تحمل شکست، کار گروهی، تمایل به ارزش­گذاری.

الزامات و انتظارات: الزامات نشان دهنده یک تعهد یا وظیفه برای انجام فعالیتی در آینده است. کلمن (۱۹۹۰) الزامات را از هنجارهای عمومی شده متمایز می­سازد و آن را به عنوان انتظارهای ایجاد شده در درون روابط شخصی خاص در نظر می­گیرند.

هویت[۱۳]: هویت فرایندی است که در آن افراد احساس می­ کنند که با فرد یا گروهی از افراد دیگر، عضو یک گروه واحد هستند. کرامر و همکاران (۱۹۹۶) دریافتند که احساس همانندی کردن با یک گروه یا جمع، نگرانی درباره فرایندها و نتایج را افزایش می­دهد. به همین ترتیب احتمال فرصت تبادل اطلاعات افزایش می­یابد. در مقابل، جایی که گروه­ها هویت­های متمایز و مغایر هم دارند، ممکن است موانع عمده­ای در برابر تسهیم اطلاعات، یادگیری و ایجاد دانش به وجود آید (قلیچ­لی و مشبکی،۱۳۸۵: به نقل از رضایی کلیدبری و همکاران،۱۳۹۰).

۱-۱-۲   سطوح سرمایه اجتماعی

سطوح سرمایه اجتماعی شامل سطح ملی و سطح سازمانی می­باشد.

·        سطح ملی

سرمایه اجتماعی در این سطح اشاره به شبکه­ها، تعاملات و هنجارها دارد که کیفیت و کمیّت تعاملات اجتماعی را شکل می­دهد. سرمایه اجتماعی فقط مجموع نهادهایی که جامعه را تشکیل می­ دهند، نیست؛ بلکه سبب انسجام این نهادها نیز می­شود(سازمان بانک جهانی، ۲۰۰۱). سرمایه اجتماعی مجموعه ­ای از هنجارهای موجود در سیستم اجتماعی است که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه می­شود و موجب پایین آمدن سطح هزینه­ های تبادلات و ارتباطات می­گردد(علوی، ۱۳۸۰:۳۴). سرمایه اجتماعی شبکه­ها و هنجارهای تشریک مساعی متقابلی است که ایجاد ارزش می­نماید (رحمانی، کاوسی، ۱۳۸۷: ۸۰).

·        سطح سازمانی

در تحقیقات کوهن و پروساک(۲۰۰۱) به ایده بررسی سرمایه اجتماعی در سطح سازمان­ها اشاره شده است. افرادی مانند کوهن و پروساک اعتقاد دارند که سرمایه اجتماعی می ­تواند به توسعه اقتصادی کمک نماید. برخی از مزایای مورد اشاره توسط این افراد به شرح ذیل می­باشد: به اشتراک گذاشتن بهتر دانش، ایجاد روابط مبتنی بر اعتماد ، ایجاد روح تعاون، (درون سازمانی، بین سازمانی و مشتریان و شرکاء) کاهش نرخ جا به ­جایی، کاهش هزینه­ های استخدام، کمک به آموزش، ابقای دانش سازمانی، کاهش تغییرات نیروی کار، افزایش فعالیت­های مرتبط با ثبات سازمانی و درک مشترک (کوهن و پروساک، ۲۰۰۱) کلارک سون سرمایه اجتماعی را به عنوان فرایند حل مشکل توصیف می­نماید. در یک شخص به تنهایی نمی­تواند سرمایه اجتماعی را ایجاد نماید، ولی منبعی است برای افرادی که در شبکه روابط اجتماعی کم و بیش بلند مدت قرار می­گیرند (بوردیو، کلمن پاتنام و آدلر، ۱۹۹۹). اهمیت سرمایه اجتماعی سازمانی در این است که سبب اجتماع افرادی می­شود (گروه­ها، تیم­ها، سازمان­ها و …) که با همدیگر به طور موفقیت آمیز کارها را به پایان می­رسانند (کلمن، جاکوب، پاتنام و آدلر، ۱۹۹۹) سرمایه اجتماعی سازمانی احساس انسجام را از طریق اعتماد و همکاری ایجاد می­نماید (کوهن و پروساک ، ۲۰۰۱).

سرمایه اجتماعی در تعریفی دیگر در سه سطح فردی، گروهی و اجتماعی بررسی می­شود.

·        سطح فردی

مانند هنگامی که مادری از دوستش تقاضا می­ کند تا بچه او را برای مدتی نگاه دارد. این رابطه دوستی ناشی از سرمایه اجتماعی میان مادر و دوست خود است که اگر وجود نمی­داشت، مادر مجبور بود پرستار بچه استخدام کند و هزینه بپردازد.

·        سطح گروهی

مانند مثالی که جیمز کلمن از فروشندگان بازار عمده فروشی الماس در شهر نیویورک نقل می­ کند. او در این مثال نشان می­دهد که چگونه تعهدات متقابل اعضای گروه و ضمانت­های مؤثر برای ممانعت از خیانت در امانت موجب شده تا اموری مانند ارزش­یابی الماس­ها بدون کمترین هزینه و با اطمینان انجام گیرد و در نتیجه، همبستگی گروهی در سطح بالایی حفظ و تداوم یابد.

·        سطح اجتماعی

پاتنام و فوکویاما در کارهایشان به این سطح از سرمایه اجتماعی پرداخته­اند. از نظر پاتنام سرمایه اجتماعی موجب شده تا نهادهای دموکراتیک حکومتی بهتر وظایف خود را انجام دهند و از نظر فوکویاما، سرمایه اجتماعی نظم اجتماعی را به طریق موثر و کارآمدی حفظ و تداوم بخشد. با توجه به پدیده جهانی شدن و لزوم ایجاد مناسبات و ارتباطات مناسب با دیگر کشورها می­توان سطح فراملی را نیز به سطوح قبلی اضافه نمود (رحمانی،کاوسی،۱۳۸۷:۸۲).

۱-۱-۳   اهمیت مطالعه سرمایه اجتماعی در سازمان

سرمایه اجتماعی از مفاهیم نوینی است که در بررسی­های اقتصادی و اجتماعی جوامع مدرن مطرح شده است. سرمایه اجتماعی عمدتا مبتنی بر عوامل فرهنگی اجتماعی می­باشد و شناسایی آن به عنوان یک سرمایه چه در سطح کلان و چه در سطح مدیریت سازمان­ها و بنگاه­ها می ­تواند شناخت جدیدی را از سیستم­های اقتصادی اجتماعی ایجاد کند و مدیران را در مدیریت بهتر سازمان­ها یاری دهد (فوکویاما، ۱۹۹۵). «پیربوردیو[۱۵]» معتقد است: سرمایه اجتماعی جمع منابع واقعی یا بالقوه­ای است که حاصل از شبکه ­های بادوام از روابط کما بیش نهادینه شده، آشنایی و شناخت متقابل یا به بیان دیگر، عضویت در یک گروه است. شبکه­ای که هر یک از اعضای خود را پشتیبانی سرمایه جمعی برخوردار می­ کند و آنان را مستحق «اعتبار[۱۶]» می­سازد (تاج­بخش، ۱۳۸۵: ۱۴۷). امروزه در جوامع مختلف و به تبع آن در سازمان­ها افراد از عدم اعتماد به مسئولان دولتی و سازمانی رنج می­برند و همین عدم اعتماد موجب کاهش تشریک مساعی کارکنان و همچنین انصراف آنان از مشارکت با زیر دستان و نتیجه آن بی ­تفاوتی و بی­انگیزشی افراد و کارکنان می­شود. یکی از مسائل و مشکلات سازمان­های فرهنگی عدم وجود همکاری­های اداری، داوطلبانه و آگاهانه می­باشد و نبود آن به معنای پایین بودن سطح سرمایه اجتماعی سازمانی است. مشکل دیگر که سازمان­ها درگیر آن می­باشند، بالا بودن هزینه تبادلات فی­مابین است و این مسئله ناشی از عدم اعتماد متقابل است. اعتماد متقابل نقش زیادی در تسهیل فرآیندها و کاهش هزینه­هی مربوط به این گونه تبادلات دارد. سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد و شبکه ­های تعاملی که می ­تواند با تسهیل اقدامات هماهنگ، کارآیی گروه را در دستیابی به برخی اهداف بهبود ببخشند(تاج­بخش، ۱۳۸۵: ۴۹). همچنین با رویکردی نظری با توجه به تعریف و شاخص­های سرمایه اجتماعی  بین سرمایه اجتماعی با توسعه فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی رابطه وجود دارد؛  یعنی بخشی از توسعه اجتماعی معادل با توسعه سرمایه اجتماعی و شاخص­های آن است (صالحی­کرد­آبادی، ۱۳۸۹). در سازمانی که ویژگی­هایی مانند اعتماد و هنجارهای مشوق مشارکت و سرمایه اجتماعی به اندازه کافی فراهم نباشد، هزینه­ های همکاری افزایش یافته و تحقق عملکرد بستگی به برقراری نظام­های نظارتی و کنترل پر هزینه پیدا خواهد کرد و در مقابل وجود سرمایه اجتماعی به میزان کافی و مناسب سبب برقراری انسجام اجتماعی و اعتماد متقابل شده و هزینه تعاملات و همکاری­های گروهی کاهش می­یابد و در نتیجه عملکرد گروه بهبود می­یابد (پروساک[۱۷]، ۲۰۰۱).

[۱] Structural dimension

[۲] Network ties

[۳] Network configuration فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.

[۴]Appropriable organization

[۵] Cognitive dimension

[۶] orr

[۷] Relational dimension

[۸] Trust

[۹] Misztal

[۱۰] Bontis

[۱۱] Boisot

[۱۲] Starbak

[۱۳] Identification

[۱۴] Social capital levels

[۱۵] Piere, bourdieu

[۱۶] validity

[۱۷] prusak

99